پرش به محتوا

امر به معروف و نهی از منکر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''اَمر به مَعروف و نَهي از مُنْكَر،''' هفتمين و هشتمين فرع از فروع هشتگانه در مذهب شيعه و يكي از اصول پنجگانة آئين معتزله<sup>1</sup> موسوم به اصول خمسه. مراد از امر به معروف و نهي از منكر، برانگيختن مردم به طاعت و باز داشتن آنان از معصيت با ابزار اندي...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۶: خط ۱۶:


اصغر دادبه
اصغر دادبه
'''امر به معروف و نهي از منكر'''، از فروع مذهب شيعه و مراد از آن برانگيختن مردم به طاعت و بازداشتن آنان از معصيت است. بدين‌گونه كه امركننده به نيكي و نهي‌كننده از بدي، با سخن نرم و در صورت لزوم با گفتار درشت و تهديدآميز خود، و در نهايت با فرمان‌دادن و با اقدام عملي خويش، مردم را به نيكي برمي‌انگيزد و از بدي بازمي‌دارد. امر و نهي‌كننده، انديشه‌يي نيك دارد، كار نيك را به دل دوست مي‌دارد و كار زشت را در دل دشمن مي‌شمارد و اين معني نيز بدان‌گونه كه امام صادق (ع) فرموده است، خود گونه‌يي امر به معروف و نهي از منكر است. به‌كار گرفتن روش‌هاي خشونت‌آميز در امر به معروف و نهي از منكر را بيش‌تر متكلّمان اماميه، جز از سوي امامان معصوم (ع) يا با اجازﺓ آنان، روا نشمرده‌اند. امّا برخي از آنان مانند سيد مرتضي، به‌كارگرفتن اين‌گونه روش‌ها را نيز از سوي همـﺔ امركنندگان و نهي‌كنندگان روا دانسته‌اند. برخي از اماميه، از جمله شيخ طوسي و ابوالفتوح رازي، امر به معروف و نهي از منكر را واجب عيني دانسته و در تأييد نظر خود به آيـﺔ 110 سورﺓ آل‌عمران استناد جسته‌اند. در حالي‌كه بيش‌تر اماميه با استناد به آيـﺔ 104 همين سوره، وجوب آن را كفايي شمرده‌اند. چنان‌كه برخي از اماميه به‌دليل لطف اين‌گونه امر و نهي، وجوب آن را عقلي دانسته، امّا بيش‌تر آنان طرفدار وجوب سمعي امر به معروف و نهي از منكرند، چرا كه بر اين باورند كه وجوب عقلي به‌سبب عموميت آن، خدا را نيز شامل مي‌شود و لازمـﺔ وجوب آن بر خدا آن است كه يا در جهان يكسره تباهي و زشتي نباشد، يا حق تعالي در انجام‌دادن كار واجب كوتاهي كند. نيز برخي از اماميه، امر و نهي را تنها بر امام معصوم (ع) واجب دانسته‌اند، ولي بيش‌تر آنان آن را بر همگان واجب شمرده‌اند و بر آن‌اند كه هر مسلماني بايد با توج به شرايط امر به معروف و نهي از منكر، بدان اقدام ورزد.
اماميه بر آن‌اند كه امركننده به نيكي و نهي‌كننده از بدي، با دست و زبان، يعني با كردار و گفتار، بايد: 1ـ خود، به‌خوبي نيكي و بدي يعني معروف و منكر را بشناسد؛ 2ـ احتمال بدهد كه امر و نهي وي مؤثر مي‌افتد؛
3ـ اطمينان داشته باشد كه امر و نهي وي تباهي به‌بار نمي‌آورد و موجب ازميان‌رفتن جان و مال مسلماني نمي‌گردد؛ 4ـ بداند كه بدكار، نه گاه‌گاه كه پيوسته به بدي دست مي‌يازد و بر منكر مداومت مي‌ورزد؛
5ـ گناهكار را از گناهي بازدارد كه مي‌خواهد در آينده انجام دهد و به كار نيكي برانگيزد كه هنوز انجام نگرفته است.
تخليص از: '''''دايرة‌المعارف تشيّع'''''
'''مآخذ:'''
1.    '''''انوارالملكوت'''''. ص 193؛ '''''تفسير ابوالفتوح'''''. ج 3، ص 140ـ141؛ شيخ طوسي.'''''تمهيدالاصول'''''. ص 301-302 و 305-306؛ '''''سرمايـﺔ ايمان'''''. ص 118؛ '''''شرح باب حادي عشر'''''. ص 94-96؛ '''''نهج المسترشدين'''''. ص 72-73.
سید حسن امین

نسخهٔ ‏۱۶ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۰۵:۴۳

اَمر به مَعروف و نَهي از مُنْكَر، هفتمين و هشتمين فرع از فروع هشتگانه در مذهب شيعه و يكي از اصول پنجگانة آئين معتزله1 موسوم به اصول خمسه. مراد از امر به معروف و نهي از منكر، برانگيختن مردم به طاعت و باز داشتن آنان از معصيت با ابزار انديشه، گفتار و كردار نيك است2 و به  عيني و ذهني قابل تقسيم است: 1) امر به معروف و نهي از منكر ذهني يا قلبي به تصريح امام صادق(ع) همانا دوست داشتن و دشمن داشتن نيكي‌ها و بدي‌هاست؛ 2) امر و نهي عيني، عبارت است از امر و نهي از طريق گفتار و كردار، يعني برانگيختن مردم به كار نيك و بازداشتن آنان از كار بد با كلام نرم، با گفتار درشت و تهديد‌آميز، يا با اقدام عملي ملايم، با شدّت عمل و سرانجام به زور سلاح (= اقدام به سيف). بديهي است كه صورت مختلف گفتار و كردار، از نرمي تا درشتي و تا توسل به زور را شرايط اجتماعي تعيين مي‌كند. معتزله و برخي از بزرگان  شيعه، از جمله سيدمرتضي، اعمال روش‌هاي خشونت‌آميز را در امر و نهي روا شمرده‌اند،3 امّا بيشتر متكلمان اماميه در پيش گرفتن اين شيوه‌ها را ويژة امام معصوم دانسته‌اند و در غيبت امام روا نشمرده‌اند. در باب وجوب امر و نهي اكثر متكلمان و فقيهان شيعه قائل به وجوب كفايي هستند. به آية 104 سورة آل‌عمران استناد مي‌كنند و برخي از آنان با استناد به آية 110 از همين سوره بر وجوب عيني امر و نهي پاي مي‌فشارند. نيز شماري محدود از متكلمان به وجوب عقلي و اكثر به وجوب سمعي (= نقلي) امر و نهي باور دارند. همچنين جملة متكلمان برآنند كه آمروناهي اوّلاً، بايد معروف و منكر (= نيك و بد) را به خوبي بشناسد؛ ثانياً، احتمال بدهد كه امر و نهيش، بي‌آن‌كه تباهي به بار آورد، مؤثر واقع مي‌شود؛ ثالثاً، بدين معنا علم داشته باشد كه بد كرداري كه قرار است امر و نهي در مورد وي صورت گيرد، پيوسته به كردارهاي بد مي‌پردازد، نه گاه‌گاه؛ رابعاً، بايد بدان كردار نيك امر شود و از آن كردار بد نهي گردد كه در زمان آينده صورت مي‌پذيرد.


مآخذ:

1.    قاضي‌عبدالجبار معتزلي. شرح اصول خمسه. به كوشش .... ، ص141، 741.

2.    علامه‌حلي. كشف‌المراد. به كوشش زنجاني، بيروت: ص455؛ فاضل مقداد. ارشادالطالبين. ص380، 381.

3.    شيخ طوسي. تمهيد‌الاصول. به كوشش دكتر مشكاة‌الديني، تهران: ص301- 302؛ قاضي‌عبدالجبار معتزلي، شرح اصول خمسه. ص148.

4.    علامه‌حلي. كشف‌المراد. ص455؛ قاضي‌عبدالجبار معتزلي. شرح اصول خمسه. ص142؛ فاضل مقداد. شرح باب حادي‌عشر. به كوشش دكتر محقق، ص58؛ لاهيجي، ملاعبدالرزاق. سرماية ايران. به كوشش لاريجاني، چاپ تهران، ص173- 174.

5.    شيخ طوسي. تمهيد الاصول. ص302؛ فاضل مقداد. شرح باب حادي‌عشر. ص58- 59؛ همو، ارشاد‌الطالبين. ص381- 384؛ قاضي عبدالجبار معتزلي. شرح اصول خمسه. ص142- 143.


اصغر دادبه

امر به معروف و نهي از منكر، از فروع مذهب شيعه و مراد از آن برانگيختن مردم به طاعت و بازداشتن آنان از معصيت است. بدين‌گونه كه امركننده به نيكي و نهي‌كننده از بدي، با سخن نرم و در صورت لزوم با گفتار درشت و تهديدآميز خود، و در نهايت با فرمان‌دادن و با اقدام عملي خويش، مردم را به نيكي برمي‌انگيزد و از بدي بازمي‌دارد. امر و نهي‌كننده، انديشه‌يي نيك دارد، كار نيك را به دل دوست مي‌دارد و كار زشت را در دل دشمن مي‌شمارد و اين معني نيز بدان‌گونه كه امام صادق (ع) فرموده است، خود گونه‌يي امر به معروف و نهي از منكر است. به‌كار گرفتن روش‌هاي خشونت‌آميز در امر به معروف و نهي از منكر را بيش‌تر متكلّمان اماميه، جز از سوي امامان معصوم (ع) يا با اجازﺓ آنان، روا نشمرده‌اند. امّا برخي از آنان مانند سيد مرتضي، به‌كارگرفتن اين‌گونه روش‌ها را نيز از سوي همـﺔ امركنندگان و نهي‌كنندگان روا دانسته‌اند. برخي از اماميه، از جمله شيخ طوسي و ابوالفتوح رازي، امر به معروف و نهي از منكر را واجب عيني دانسته و در تأييد نظر خود به آيـﺔ 110 سورﺓ آل‌عمران استناد جسته‌اند. در حالي‌كه بيش‌تر اماميه با استناد به آيـﺔ 104 همين سوره، وجوب آن را كفايي شمرده‌اند. چنان‌كه برخي از اماميه به‌دليل لطف اين‌گونه امر و نهي، وجوب آن را عقلي دانسته، امّا بيش‌تر آنان طرفدار وجوب سمعي امر به معروف و نهي از منكرند، چرا كه بر اين باورند كه وجوب عقلي به‌سبب عموميت آن، خدا را نيز شامل مي‌شود و لازمـﺔ وجوب آن بر خدا آن است كه يا در جهان يكسره تباهي و زشتي نباشد، يا حق تعالي در انجام‌دادن كار واجب كوتاهي كند. نيز برخي از اماميه، امر و نهي را تنها بر امام معصوم (ع) واجب دانسته‌اند، ولي بيش‌تر آنان آن را بر همگان واجب شمرده‌اند و بر آن‌اند كه هر مسلماني بايد با توج به شرايط امر به معروف و نهي از منكر، بدان اقدام ورزد.

اماميه بر آن‌اند كه امركننده به نيكي و نهي‌كننده از بدي، با دست و زبان، يعني با كردار و گفتار، بايد: 1ـ خود، به‌خوبي نيكي و بدي يعني معروف و منكر را بشناسد؛ 2ـ احتمال بدهد كه امر و نهي وي مؤثر مي‌افتد؛

3ـ اطمينان داشته باشد كه امر و نهي وي تباهي به‌بار نمي‌آورد و موجب ازميان‌رفتن جان و مال مسلماني نمي‌گردد؛ 4ـ بداند كه بدكار، نه گاه‌گاه كه پيوسته به بدي دست مي‌يازد و بر منكر مداومت مي‌ورزد؛

5ـ گناهكار را از گناهي بازدارد كه مي‌خواهد در آينده انجام دهد و به كار نيكي برانگيزد كه هنوز انجام نگرفته است.

تخليص از: دايرة‌المعارف تشيّع

مآخذ:

1.    انوارالملكوت. ص 193؛ تفسير ابوالفتوح. ج 3، ص 140ـ141؛ شيخ طوسي.تمهيدالاصول. ص 301-302 و 305-306؛ سرمايـﺔ ايمان. ص 118؛ شرح باب حادي عشر. ص 94-96؛ نهج المسترشدين. ص 72-73.


سید حسن امین