پرش به محتوا

روستاهای ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Mahdi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Mahdi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
=== '''روستاهای ایران''' ===
تاریخ تشکیل روستا در ایران، به طور دقیق مشخص نیست. دیرین‌شناسی جغرافیایی( Paleogeographie) و اشیاء به دست آمده از حفریات باستان شناسی و بازمانده سکونت‌گاه‌ها، تشکل و استقرار جوامع کوچک انسانی را در جلگه‌های داخلی فلات ایران تا حدود تقریبی ۷۰۰۰ سال قبل معین می‌دارد.  
تاریخ تشکیل روستا در ایران، به طور دقیق مشخص نیست. دیرین‌شناسی جغرافیایی<ref>1- Paleogeographie </ref> و اشیاء به دست آمده از حفریات باستان شناسی و بازمانده سکونت‌گاه‌ها، تشکل و استقرار جوامع کوچک انسانی را در جلگه‌های داخلی فلات ایران تا حدود تقریبی ۷۰۰۰ سال قبل معین می‌دارد.  


بقایای تپه‌های باستانی متعدد در سراسر ایران معرف مراکز تجمع انسانی کوچکی است که همان روستاهای ماقبل تاریخی و بعضاً تاریخی است. شواهد بیانگر آن است که زندگی روستا نشینی در کنار زندگی «کوچ نشینی» در فلات ایران در کنار هم وجود داشته است و گهگاه غلبه یکی بر دیگری قابل تشخیص است<ref>۲- بررسی‌های باستان‌شناسی دانشگاه تهران در دشت قزوین، سال ۱۳۵۵</ref>.  
بقایای تپه‌های باستانی متعدد در سراسر ایران معرف مراکز تجمع انسانی کوچکی است که همان روستاهای ماقبل تاریخی و بعضاً تاریخی است. شواهد بیانگر آن است که زندگی روستا نشینی در کنار زندگی «کوچ نشینی» در فلات ایران در کنار هم وجود داشته است و گهگاه غلبه یکی بر دیگری قابل تشخیص است<ref>۲- بررسی‌های باستان‌شناسی دانشگاه تهران در دشت قزوین، سال ۱۳۵۵</ref>.  

نسخهٔ ‏۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۵۸

تاریخ تشکیل روستا در ایران، به طور دقیق مشخص نیست. دیرین‌شناسی جغرافیایی( Paleogeographie) و اشیاء به دست آمده از حفریات باستان شناسی و بازمانده سکونت‌گاه‌ها، تشکل و استقرار جوامع کوچک انسانی را در جلگه‌های داخلی فلات ایران تا حدود تقریبی ۷۰۰۰ سال قبل معین می‌دارد.

بقایای تپه‌های باستانی متعدد در سراسر ایران معرف مراکز تجمع انسانی کوچکی است که همان روستاهای ماقبل تاریخی و بعضاً تاریخی است. شواهد بیانگر آن است که زندگی روستا نشینی در کنار زندگی «کوچ نشینی» در فلات ایران در کنار هم وجود داشته است و گهگاه غلبه یکی بر دیگری قابل تشخیص است[۱].

«آب» مهم‌ترین عامل در تشکیل روستاها در ایران است. چنانکه روستا یا آبادی نام خود را از این عامل گرفته است و «آب» و «آبادانی» مترادف یکدیگر می‌باشند. منابع آب در هر محل و مکان موجب ظهور تجمعات‌گیاهی و حیوانی و انسانی متناسب با آن می‌شود. روستاهای ایران همگی از این قانون تبعیت کرده و از لحاظ وسعت، بستگی و پیوند شدیدی با مقدار آب موجود در محل پیدا می‌کنند. به عبارت دیگر مقدار آب هر ده یا روستا نه تنها قلمرو کشاورزی، بلکه میزان جمعیت و حتی نسق زراعی آنرا تعیین می‌کند.

اگر به نحوه تجمع مساکن روستایی در ایران توجه شود، به خوبی به موضوع پی می‌بریم، چنانکه در مرکز و جنوب شرقی کشور روستاهای بسیاری وجود دارند که حول یک چاه و یا در مسیر قنات به صورت مجتمع ساخته شده‌اند و از هر فاصله دور هرجا درخت‌زاری، نمایان شود، مطمئناً می‌توان حدس زد که روستایی نیز در کنار آن قرار دارد و برعکس آن در شمال کشور، مناطق روستایی با مساکن پراکنده مشاهده می‌شود. باید توجه داشت که به غیر از عامل جغرافیا که در نحوه شکل گیری مساکن روستایی نقش اساسی را ایفا می‌کند، عوامل دیگری نیز نظیر امنیت حائز اهمیت است. چنانکه ممکن است در یک منطقه که از نظر جغرافیایی دارای آب و زمین حاصلخیز و فراوان است، به خاطر مسأله امنیت، روستایی به صورت مجتمع پدید آید و روستائیان به خاطر همکاری جمعی در دفاع از منافع خویش در برابر حمله مهاجمین در کنار یکدیگر زندگی کردن را بر پراکندگی ترجیح دهند[۲]. وضعیت جغرافیایی، هر منطقه و نیز نحوه تجمع مسکن بر فرهنگ روستائیان تأثیر قطعی دارد. به ویژه هرچه فنون و ابزار و دانشهای نوین به روستاها انتقال می‌یابد به میزان قابل ملاحظه‌ای از تأثیر عوامل مذکور کاسته می‌شود.

وضعیت‌کنونی روستاهای ایران

براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن کل کشور که توسط مرکز آمار ایران[۳] صورت گرفته است جمعیت روستایی ایران که طی قرن‌ها فزون بر جمعیت شهری بوده است، برای اولین بار در تاریخ ایران در سال ۱۳۶۰ با جمعیت شهری به تعادل رسید و پس از آن تاریخ تاکنون نسبت به جمعیت شهری مرتباً در حال کاهش می‌باشد. به طوری که در سال ۱۳۶۵ جمعیت روستایی کشور (مرد و زن)، ۰۰۰/۳۱۵/۲۲ نفر در مقابل ۰۰۰/۵۷۱/۲۶ و در سال ۱۳۷۰ تعداد ۰۰۰/۵۹۷/۲۳ نفر در مقابل ۰۰۰/۷۰۵/۳۱ نفر و در سال ۱۳۷۵ این تعداد به ۰۰۰/۶۶۸/۲۲ نفر در مقابل ۰۰۰/۲۳۸/۳۶ نفر جمعیت شهری رسیده است.

یعنی در سال ۱۳۷۵ نسبت جمعیت روستایی به کل کشور ۳۴/۳۸ درصد و جمعیت شهِری ۳۱/۶۱ درصد بوده است. بر اساس همین آمار هنوز هم جمعیت روستایی در استان‌های اردبیل، چهارمحال و بختیاری، زنجان، سیستان و بلوچستان، کهکیلویه و بویراحمد، گیلان، مازندران، هرمزگان، و همدان از جمعیت شهری فزون تر می‌باشد. علت این امر به نوع معیشت این مناطق که بیشتر کشاورزی و دامداری است مربوط می‌باشد. استان خراسان که از وسعت معادل با ۳۱۳.کیلومتر مربع برخوردار است، بیشترین روستاهای کشور، در حدود ۷۰۰۰ روستا، را در خود جای داده است. در جنوب استان خراسان، استان نسبتاً پهناور دیگری وجود دارد بنام سیستان و بلوچستان که نسبت به خراسان کم آب‌تر و از شرایط اقلیمی خشک‌تر برخوردار است. به همین دلیل است که روستاهای این استان پراکنده‌تر و تعداد جمعیت در هر واحد روستا نیز اندک می‌باشد. در حالی که روستاهای استان کردستان ویژگیهای دیگری دارند و به سبب وجود منابع آب کافی و طبیعت مناسب‌تر، روستاهای این استان وسیع‌تر و پرجمعیت‌تر می‌باشند. در خوزستان نیز به دلیل وجود منابع آب کافی و وابستگی مراکز تجمع انسانی به آن و یکنواختی مناظر جغرافیایی، روستاهای کوچک کمتر و روستاهای پرجمعیت‌تر بیشتر به چشم می‌خورند. روستاهای استان کرمان و خراسان، مازندران، خوزستان، کردستان و گیلان کمابیش مشابهت‌هایی با هم دارند و اختلافات مربوط به وضعیت منابع آب و اوضاع جغرافیایی این مناطق است. در بررسی‌های مربوط به طبقه بندی روستاهای ایران بر حسب عدد جمعیت به این نکته پی‌می‌بریم که ده متوسط و جامع‌الشرایط که از لحاظ اکولوژی شرایط میانگین جلب جمعیت و زایندگی حیات را در بر دارد، برای کل کشور در حدود ۱۰۱ تا ۳۰۰ نفر جمعیت دارد. که این امر تا حد زیادی با طبیعت این سرزمین و فن‌آوری موجود سازگار است.

گروه‌بندی روستاهای ایران بر اساس جمعیت

۱-روستاهای کم‌جمعیت: این مناطق قدرت جذب کم جمعیت یعنی کمتر از یکصد نفر سکنه را دارند که به نشانه حداکثر محدودیت آب و خاک در واحد جغرافیایی و بستر طبیعی آنها در حدود یک اقتصاد خود مصرفی است.

۲-روستاهای متوسط جمعیت: قدرت جذب جمعیت متوسط بین ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر سکنه و مشخصه توان جذب متوسط محیط جغرافیایی ایران به ویژه در فلات ایران را دارند، که همراه با یک اقتصاد متوسط بینابینی رها از خود مصرفی پا به دایره اضافه تولید نیز گذاشته‌اند.

۳-روستاهای پرجمعیت: دارای سکنه ۱۰۰۰ نفر به بالا با قدرت جذب زیاد به نشانه استعداد گسترش تا سرحد یک روستا - شهر همراه با یک اقتصاد تجاری رو به توسعه را دارند.

طبقه‌بندی روستاهای ایران بر اساس ارتفاع و موقع عمومی

با در نظر گرفتن مناظر و محیط‌های جغرافیایی ایران می‌توان گفت که چهار دسته روستا از لحاظ عامل ارتفاع و موقع جغرافیایی قابل تمیزند:

۱-روستاهای دشتی

۲-روستاهای کوهستانی ۳-روستاهای کوهپایه‌ای

۴-روستاهای دره‌ای یا میان کوهی

در بخش مرطوب شمال و مغرب کشور، هرجا که جنگل‌ها انبوه و متراکم شوند، عدد دهات کم می‌شود، اما در همین نقاط دهاتی هستند که در زمینهای از زیر جنگل درآمده یا طبیعتاً عاری از پوشش جنگلی استقرار یافته‌اند و اصطلاحاً جنگلی لقب یافته‌اند. در این بخش مرطوب هرچه از جنگل دور شویم و مخصوصاً در جلگه‌ها عدد دهات افزایش می‌یابد. روستاهای این جلگه پراکنده و گسترده و مزارع آنها از نوع مزارع باز است. در داخل کشور به حسب منبع آب، موقع دهات فرق می‌کند. در مناطق کوهستانی و در میان بندها، دهات اساساً قلمروی وسیع و میدان گسترش کافی در اختیار ندارند، اما در نواحی کم‌باران‌تر بویژه از کوهپایه‌ها به سوی دشت‌ها، دهات تابع شبکه آبهای روان و مسیلها و خطوط رشته‌های قنوات و منابع آبی تحت‌الارضی اند. معهِذا به سبب اینکه ده بر کنار رودی اصلی یا شاخه آبی یا باریکه آب روانی قرار داشته باشد و یا وابسته به مظهر قناتی و یا شبکه‌ای از قنوات و بالاخره متکی به گاو چاه یا چاه آب عمیق و نیمه عمیق باشد، موقع و موضع متفاوتی برای خود ایجاد می‌کند. چرا که هر یک از این منابع آب به نحوی قابل بهره برداری و توزیع و به صورتی در تمرکز و تفرق بخش

مسکونی و یا مزارع ده مؤثرند. همچنین در یک ده پای‌کوهی به حسب اینکه آب ده از رودخانه تأمین شود یا قنات یا هردو، وضع گسترش ده تفاوت می‌کند. اما بهر حال روستای پای‌کوهی، پای کوهی است. معمولاً از یک سو، آزادی گسترش داشته و از سوی دیگر کمتر قابل گسترش است. در حالی که ده میان‌کوهی از توازی دو رشته کوهی که در میان آن قرار گرفته تبعیت می‌کند و مزارع و تأسیسات خود را بر دامنه‌ها می‌کشاند. روستاهای دشت کنار رودخانه‌ها از خط آب و چگونگی آبخوری اراضی پیروی می‌نمایند.

روستاهای اطراف کویرها را در ایران اصطلاحاً «ده کویری» می‌نامند. در این گونه روستاها آب به دقت تمام مصرف می‌شود.

بطور کلی طبقه‌بندی روستاها در ایران بر حسب ارتفاع محل استقرار آنها از سطح دریا عملاً با وضع ناهمواریها در رابطه است. از این رو، ذکر عدد مربوط به ارتفاع، بدون توجه به موقع عمومی و موضع ده کار نادرستی است. زیرا مثلاً در زمره روستاهای دشت‌ها و جلگه‌ها می‌توان روستاهای ساحلی کنار دریای خزر و خلیج فارس که غالباً صیاد هستند و همچنین روستاهای جلگه‌ای مثل جلگه‌های استانهای خوزستان و گلستان و روستاهای دشتی استان فارس را نام برد.

پراکنش روستاهای کشور، بر حسب منابع آب روستاهاست که آن هم بر اساس منطقه طبیعی و اقلیمی که در آن قرار دارند و تحت تأثیر آن بسر می‌برند متفاوت است. بطورکلی می‌توان گفت که روستاهای واقع در جبهه مرطوب ایران خاصه در استانهای ساحلی شمال بیشتر از آب رودخانه مشروب می‌شوند، ولی روستاهای حواشی انهار بزرگ داخل جلگه خوزستان و روستاهایی که در جبهه نیمه خشک قرار دارند توسط قنات و چاه و یا مخلوطی از آن دو مشروب است. مقدار آب هر روستا در تأمین استعداد گسترش و توسعه آن قویاً مؤثر است و اگر میزان و مقدار آب را ثابت، یا آن را رو به افزایش و یا بالاخره رو به نقصان فرض کنیم، در هر حالت بر حسب مناظر و محیطهای جغرافیایی، در عدد مردم متمرکز در ده و خانواده‌هایی که از اراضی آن ارتزاق می‌کنند، تغییراتی پدید می‌آید. مثلاً در نواحی کوهستانی روستاهایی را بر کنار رودخانه‌های بزرگ مستقر می‌بینیم که آب بسیار و زمین اندک دارند، زیرا شیب تند دامنه‌ها وجود فرسایش شدید و وجود آب مانع از به وجود آمدن یک طبقه خاک قابل کشت بوده، چهره ناهموار زمین نیز به قدر کافی از وسعت زمینهای هموار کاسته است. در این صورت روستا بطور طبیعی قادر نیست جمعیت زیادی را به خود جذب کند، مگر انقلابی در فن‌آوری‌ها پدید آید، لیکن در نواحی جلگه‌ای فزونی زمینهای قابل کشت و پر آب به چشم می‌خورد. در عین حال در بعضی نواحی میان‌کوهی یا در جلگه‌های کوهستانی تعادل قابل ملاحظه‌ای از بابت آب و خاک زراعتی محسوس است. تنها عاملی که همیشه این تعادل را در هرجا که باشد به هم می‌زند همان عدد جمعیت است، زیرا در آغاز چنین بوده که آب و خاک موجود را خانوارهای موجود به تناسب میان خود تقسیم نموده، نظم و نسقی ایجاد کرده‌اند، اما به مرور ایام چنانکه اتفاق افتاده است، در میزان آب تفاوت قابل ملاحظه‌ای پدید نیامده، درنتیجه مقدار زمین زیر کشت، گسترش نیافته حال آنکه عامل جمعیت تغییر کرده است. از آنجا که در غالب موارد بر جمعیت یعنی تعداد خانوارها افزون شده است، سیستم زراعی و فن‌آوری موجود قادر به ارتزاق نشده و از عنده تأمین این جمعیت برنیامده است. در نتیجه سکنه ده،گاه مجبور شده‌اند در تقسیم آب و خاک تجدید نظر کنند و نسق تازه‌ای پدید آورند.گاه هم اضافه جمعیت خود را از طریق مهاجر فرستی به مناطق دیگر فرستاده‌اند.

بطور کلی در استان تهران و در مناطق مرکزی و فارس و کرمان و خراسان و اصفهان اکثریت با روستاهایی است که از آب قنات و چاه استفاده می‌کنند. در آذربایجان شرقی و کردستان اکثریت با دهاتی است که از منابع اَبی مخلوط استفاده می‌کنند. در حالی که در آذربایجان غربی به مانند گیلان و مازندران و کرمانشاهان و تا حدودی خوزستان و بلوچستان غلبه با روستاهایی است که از آب رودخانه‌ها استفاده می‌کنند. در استان خوزستان غلبه مطلق با روستاهای دیم زار است. یعنی خوزستان با وجود رودخانه‌های مهمی که دارد تقریباً نیمی از کل دهات خود را با آب باران مشروب می‌سازد. نظیر چنین وضعی در هیچ جای ایران مشاهده نمی‌شود[۴].

روستاهای ایران طی قرون متمادی قوام و دوام اقتصادی کشور را که بر اساس کشاورزی، و دامداری به شیوه سنتی بوده است، تضمین نموده‌اند و اکنون نیز پشتوانه مهم تولیدات گوشتی و لبنی و صنایع دستی کشور می‌باشند. از سوی دیگر روستاها و مناطق عشایری کشور به عنوان پشتوانه‌های مهم فرهنگی به ویژه در زمینه آداب و رسوم، لباس، غذا، زبان و ادبیات به شمار می‌روند. جاذبه‌های طبیعی و گردشگری روستاهای ایران نظیر وجود چشمه‌های آب گرم و آب سرد، چشم‌اندازهای طبیعی کشاورزی و دامداری و دارا بودن محصولات لبنی متنوع، صنایع دستی،گیاهان خوراکی، دارویی و صنعتی،کوهها، جنگلها و مراتع و وجود جمعیت، روستاهای ایران را بسیار دیدنی و برای جهانگردان پر جاذبه ساخته است.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ۲- بررسی‌های باستان‌شناسی دانشگاه تهران در دشت قزوین، سال ۱۳۵۵
  2. ۱- سلطان‌زاده، حسین، (روند شکل‌گیری شهر و مراکز مذهبی در ایران) انتشارات آگاه، ۱۳۶۲ ص ۲۷. - موریس دوورژه، جامعه‌شناسی سیاسی، ترجمه ابوالفضل قاضی ص ۴۵.
  3. ۲. مرکز آمار ایران، مقابسه گزیده نتایج سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن ۱۳۶۵-۱۳۷۵، ناریخ انتشار ۱۳۷۶.
  4. ۱- فلسفه جغرافیا، وهاب‌زاده، رسول، دانشگاه تربیت معلم، ۱۳۶۴.

منبع اصلی

کیانی هفت لنگ، کیانوش (1379). کتاب ایران: گذری بر جغرافیای ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

کیانوش کیانی هفت لنگ