پرش به محتوا

علل ماندگاری نوروز: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Azadeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Azadeh (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۳۸: خط ۳۸:


== مآخذ ==
== مآخذ ==
 
<references />
# شاهنامه به کوشش دکتر محمد دبیرسیافی
# محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.
 
== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.]
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.]
خط ۴۷: خط ۴۴:
== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
رضا شعبانی
رضا شعبانی
[[رده:تاریخ]]

نسخهٔ ‏۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۰۱

در زمره دلایل پابرجایی نوروز، می‌توان به طول مدتی که اجرای مراسم نوروزی از آن برخوردار است و در صفحات بعد بدانها اشاره خواهیم کرد، توجه داشت. چون در مقایسه با همه اعیادی که نشان از حدوث واقعه در روز معینی دارند و طبعاً هم در محدوده همان روز و ساعات مورد اعتنا هستند، نوروز از زمان بیشتری برخوردار است، بدین معنا که اگر مراسم مقدماتی کار را که معمولاً از چهارشنبه آخر سال آغاز می‌شود و خواه‌ناخواه مدتی مدید - و معمولاً تا سیزدهم فروردین ماه - طول می‌کشد در نظر آوریم، بیش از دو هفته عمر پیدا می‌کند. به اضافه که هنوز هم در میان پارسیان سنتی است که در روز بیست و پنجم فروردین ماه نیز بمانند سیزده نوروز به جشن و سرور می‌پردازند و نظیر همان مراسم را برپای می‌دارند، در میان مردم کوه‌نشین ایران هم جای جای مرسوم است که شبیه تشریفات سیزده را در یکی از روزهای نوزدهم و یا بیست و پنجم فروردین معمول دارند.[۱] اینها به نوبه خود فرع بر تلاش‌هایی است که در اقصی نقاط ایران و کشورهای همجوار آن از همان آغازهای ماه اسفند به عمل می‌آورند و خود را برای گرامیداشت مقدم نوروزی آماده می‌کنند.

بدیهی است طول مدت تعطیلات، تحت تأثیر شرایط طبیعی و اقلیمی مناطق مختلف هم هست و بخشهایی از ایران که قریب ماهی را به دید و بازدید و احیای روابط دوستی و خویشاوندی اختصاص می‌دهند، هنوز زمین را برای کشت مناسب نمی‌بینند و احیاناً به دلیل کمی رشد گیاهان گوسفندانی را که در آغل دارند، به صحرا و کوه نمی‌فرستند. در ادوار پیش از اسلام نیز که نوروز به دو بخش عامه و خاصه تقسیم می‌شده، پنج روز اول در شمار «عام» بوده و روز ششم که خردادروزش می‌گفتند، به نوروز خاص یا ویژه شاهان و تبار آنان مخصوص می‌مانده است.[۲]

انطباق این شرایط با خستگیهای ناشی از رکود زمستانی و در خانه ماندنها و نیز حرمتی که عامه به هر دلیل برای سیزده نوروزی دارند و کار و فعالیت سودبخش در این روز را نحس و منافی با سلامت در طول سال می‌پندارند، باعث شده است که حتی در روزگاران متأخر نیز که روال زیست و کسب معاش متغیر شده است و اکثریت روستانشینان و کوه‌گزینان به مناطق شهری کوچ کرده و کارمند دولت یا شاغل در فعالیتهای آزاد شده‌اند، کماکان سنت یک دو هفته استراحت نوروزی را گرامی دارند.

در ایام ما، تبریک‌گویی نوروزی خود به خود ماهی ادامه می‌یابد و ارسال نامه و کارت نیز بخشی از شیوه‌های مراوده را تشکیل می‌دهد. رفت و آمد به شهرستانها و مناطق دور و نزدیک،خاصه با تسهیلاتی که فی‌الحال فراهم است و به نسبت گذشته‌ها، امتیازات بیشماری را در اختیار گردشگران می‌گذارد، از عوامل عمده تداوم فرهنگ نوروزی به حساب می‌آید، علی‌الخصوص که سرزمینهایی چون ایران به دلیل وسعت خاک و تنوع اقلیمی، به راحتی می‌توانند زمینه‌های تغییر حال و تفریح و تفرّج مناسب را در اختیار فرزندان خود قرار دهند. فعالیت‌های جهانگردی که با امکانات کثیر خود، اینک به صنعتی سودبخش مبدّل شده است، تشویقهای لازم را از مردم مستعد و علاقمند به عمل می‌آورد و جاذبه‌های فزون از حدّ فرهنگی و تاریخی و هنری کشور خود به نوبه مؤید احوال جویندگان فضیلت و کمال می‌گردد.

این سنت پربرکت برای جماعات غیرشهرنشین نیز مصداق‌های بارزی دارد، چه، در محیط‌های روستایی و عشیره‌ای هم بی‌سبب بزرگی، اختلافهای کوچک پدیدار می‌شود و بغض و عناد پیران و جوانان و دوران و نزدیکان را نسبت به هم دامن می‌زند. اصطکاک‌های ناچیز حیات ساده مردمی که در عین صفا و طیبت و مهربانی می‌زیند، گاه چنان غباری از شائبه‌ها بر خود می‌گیرد که به زحمت می‌توان غرورهای جریحه‌دار شده را ترمیم و دل‌های پریش را استمالت کرد و راهی برای خروج از بن‌بست‌های اجباری و تحمیلی شرایط روز یافت، وقتی نیز دیده می‌شود که همان به عرصه رسیدن یک جوان، و انتخاب همسر مناسب وی از میان چندین دختری که فرضاً مناسب حال او تشخیص داده می‌شوند، خانواده‌ای را راضی می‌کند و خانواده‌های متوقع دیگری را هم بالطبع دلسرد و ناخشنود می‌گرداند، زدودن چنین شبهاتی از پیوندهای درون گروهی و میان تیره‌ای، خود نیاز به تدابیر معقول و مطمئنی دارد که در همه فرصتی میسّر نیست، حال آنکه نوروز به دلیل الزامات خاص خویش، مشکلات خانوادگی و قبیله‌ای را به راحتی از میان برمی‌دارد و همان پیشقدم شدن گروههایی در حلّ اختلافات، کمک مهمی به شستن و محوکردن معضلات فی‌مابین می‌نماید، خاصه که در محیطهای کوچک روستایی، شیوه‌هایی از دیرباز جاری است که دودمانهای مختلف با هم اجتماع می‌کنند و در روز معینی از سال تازه، به دیدار اغیار می‌شتابند، سنت این است که روزهای دیگری هم حتماً در خانه بمانند و دیدار شده‌های پیشین به بازدید آنان بیایند.

اینکه در آداب اجتماعی ایرانیان هر دیدنی را بازدیدی دربایست است، خود تا یک اندازه حکایت از نوسازی عواطف و تجدید حضور مهربانیها و مناسبات انسانی دارد. چنین روشهایی از پیوستگیها و وابستگیهای اخلاقی و مردمی را خوار و ناچیز نمی‌توان شمرد. به اضافه که حریمهای حیات روستائیان و عشایر، بسیار به هم نزدیک می‌نماید و در واقع به یکدیگر چسبیده است. سیاه‌چادرهای شبانان غالباً در محیط بسیار کوچکی تهیه می‌شود و صدای سرفه‌های ریز و نفسهای تند اهل هر چادر به سمع همسایگان اجباری آنان می‌رسد و ضرورتاً از بیش و کمی‌های زندگیها، آگاهی‌های دست اول دارند در جوامع ده‌نشین هم معمولاً درهای منازل یا اتاقهای مسکونی به حیات‌های کوچک و راهروهایی باز می‌شودکه در آن واحد، چندین خانوار در آن می‌زیند و در هر لحظه چشم به روی یکدیگر می‌گشایند، بسیار نیز پیش می‌آید که حیاط خانه یک خانواده، پشت بام خانوار و یا خانواده‌های دیگری را می‌سازد و خود به نوبت، همه ساختمانهای تک واحدی و ناچیز آنان بر یکدیگر اشراف دارد و مایملک خاص هر کدام به نحوی ملک مشاع دیگران تلقی می‌شود!

بدین‌گونه، وقتی که نوروز پیروز از راه فرا می‌رسد، سروری عمومی و بی‌شائبه بر همه جانها استیلا می‌یابد، نظافت و باکیزگی خانمان‌ها و تنها و روانها حکم ضرورت را پیدا می‌کند و چهره‌هایی که به طور عادی نشاط خود را باز می‌یابند، در تجانسی عام و شفاف و بی‌فشار، بر هم تأثیر می‌گذارند و این عید پردوام را، پردوامتر و رساتر و سازگارتر می‌گردانند، تا آنجا که واقعیتها بر اوهام چیره می‌شوند و شادیهای راستین بر هرگونه خستگی و ملال روزمرّه غلبه تام و تمام می‌یابند.

نکته دیگر این است که نوروز به شخص یا گروه حاکم و یا طبقه و مردم امتیاز یافته و برکشیده معینی تعلق ندارد، هیأتهای حاکمه هر دوره، همان اندازه در برگزاری نوروز سهیم‌اند که مردمان کوچه و بازار، قشرها و طبقات مختلف اجتماعی، به همان حدّ در متن قضایایند که عناصر منفرد و پراکنده، بالانشینان و زبردستان به همان صورت تابع نظم طبیعتند که پایین‌تران و فرودستان. لطف خداوندی چنان عام است که احدی را در تدارک مقدمات و انجام مراسم بر دیگری سبق نیست، امری طبیعی است و عزمی ملی و اراده‌ای مردمی. صفحات جنوبی کشور به همان سان تابع آداب است که بخشهای شمالی، و کوه‌نشین‌ها در همان وضعی قرار می‌گیرند که جلگه‌نشینان و دشت‌پیمایان، نه بخشنامه‌ای از سوی دولتی صادر می‌شود که سردرهای خانه‌ها را آذین بندند و کوچه‌ها و خیابانها را چنین و چنان کنند و نه دستوری از سوی صاحب قدرتی نفاذ می‌یابد که مردمان را از انجام برخی از مراسم مربوط معاف دارد و بخشی از تدارکات جاریه را موقوف کند. مردم، همه در تکاپویند که به قدر وسع و توان، خود را در امری ملی و عمومی و مطلوب مشارکت دهند و بی‌شائبه غرضی و بی‌اراده ریاکارانه و مغرضانه‌ای به اجرای سنن نیکوی نیاکان پردازند. نه تحمیلی در کار است و نه رقابت نامشروعی در میان. هر کس به قدر همّت خود، خانه می‌سازد رخت نو می‌بوشد سفره تنعّم می‌گسترد و آنچه را که بهترین می‌داند در طبق اخلاص می‌گذارد.

چنین است که مردمان باور دارند هر چه را که فراموش کنند و به هر سببی ندیده‌اش انگارند، نوروز را نمی‌توانند. به نحوی که اگر در خلال سال، جامه نو بر تن نکنند، در نوروز نمی‌شود ساکت بود دستکم این است که جورابی نو بپوشند، و یا اگر کلاهشان را می‌خواهند عوض کنند، خوبتر آنست که با همان قدیمی‌تر، تا عید بسازند و این دیگر را که خریده‌اند، در موسم مسعود نوروزی به سر نهند، کودکان و جوانترها هم البته حق خود را می‌جویند و سالی را به امید آن نوروز و خریدن لباس تازه و گرفتن عیدی و خوردن شیرینی و بهره‌مندی‌های دیگری که در ذهن‌هاست، به پایان می‌برند. تخم اشتیاقی که در دلهاست، بی‌شائبه هر سال یکبار جوانه می‌زند و سر بر می‌دارد، اینکه در خلال سالی دیگر، زندگی چگونه باید بگذرد، خود با تعبیرات متداول و عامیانه به روزهای نخستین سال نو برمی‌گردد که در چهار روز اول آن، نمای چهار فصل آتی آینه‌وار انعکاس می‌یابد و به گونه‌ای طالع‌نگری هم تبدیل می‌شود. میزان شدّت و ضعف سرما وگرما و رطوبت و خشکی نیز در همان چهار روز برای هر منطقه‌ای معین خواهد بود و اینکه گفته‌اند: سالی که نکوست از بهارش پیداست، شاید قدری نیز کنایه از همین معنا باشد!

امیدیابی از عمر، حتی برای‌کسانی که به زحمت انتظار طول زندگی بیشتری را دارند، در شمار بیام‌های ثبوتی نوروز است. اینکه مردمان به آشکارا سبزه‌ها را می‌بینند، بلا تکلّف آرزوی بر دمیدن دیگر باره را در دل می‌پرورانند و شوق زیستن و تکرار گذشته‌های خویشان‌را در خود می‌یابند، به خصوص که مشهور است در همان یک دو هفته آغاز فصل بهار،گیاه و گل از خود اشعه‌ای ساطع می‌گرداند که زندگی‌بخش و نیرودهنده است و اگر هم باری به حقیقت و واقع هموم و غموم انسانی را دفع و رفع نمی‌کند، به مجاز و معنا از عهده زدودن آلام برمی‌آید.[۳]

پیوستگی نوروز با همه ایام خوشی که به سیزدهم فروردین خاتمه می‌پذیرد، یادآور تمامی شعف‌ها و مسرتهائی است که مردمان ساکن در نیمکره شمالی زمین و وابسته به سنن معاش کشاورزی و دامداری از خود نشان می‌دهند، گرچه که در روزگاران تاریخی، و هم ناشی از نحسی در خانه‌نشستن این روز، بر تلاشهای مخلصانه توده‌ها سایه فکنده و بسیاری را هم بدین بهانه راهی باغ و دشت گردانیده باشد ولی شگون دل‌انگیز امر، بی‌گمان در روی آوردن به مادر زمین است که رزق جملگی را تأمین می‌کند و عصاره نایی را به قدرت خود شهد فایق می‌گرداند و تخم خرمایی را به یمن تربیت خویش نخل باسق می‌سازد:

گره‌زدن سبزه که در میان زنان و دختران جوان مرسوم است بی‌شک در زمره اعمالی است که بعدها اضافه شده و مانند درآب افکندن سبزه‌هایی‌که برای تزیین سفره نوروزی تدارک دیده شده، بر جمع اموری که در این روز فرض است، افزوده شده است. دلربائیهای معصومانه دخترکان از پسران هم سنّ و سال، که آرزو دارند پیوندی مشروع و قانونی را پایه گذارند، به نحو شرافتمندانه امر ملحوظ خانواده‌هاست و از آن سوی، زورآزمایی جوانانی که برای نشان دادن قوت ماهیچه‌ها و استحکام تن‌ها و ورزیدگی عضلات و آشنایی بر فنونی که غلبه بر حریفان را امکان‌پذیر می‌گرداند، مطلوب شناخته شده است، بازیهای مختلفی که خاص این روز است و بویژه کشتی‌های قهرمانی جوانان، در پیشگاه نگاه بیران و بزرگترها، مؤید این دعوی است که خواستاران نام و نشان باید سالی را به ممارست بگذرانند تا روسپیدی بهلوانی پیدا کنند و سکّه «بی‌همتایی در میان اقران» را با به خاک آوردن پشت مدّعیان بسیار، به نام خویش ضرب کنند.

از دیگر دلایل ماندگاری نوروز، در گذشته و حال، صرف نظر از یکی‌شدن تمنیات و عوالم خواص و عوام با یکدیگر، شاید بر سر لطف‌آمدن رهبران و بزرگان قوم نسبت به زیردستان باشد. تشریفات و آداب نزدیک شدن توده‌ها را به دستگاه مرکزی قدرت در جای خود، در همین تحقیق ذکر کرده‌ایم و در اینجا تنها به توضیح نکته‌ای بسنده می‌کنیم که «هسته مرکزی اقتدار ملَی»، هر کس که می‌بود، به پیروی از سنَّتی کهن خود را موظف می‌دید که بار عام دهد و عجزه و مساکین و همه درماندگانی را که به هر نحو ستم دیده و از دست کسانی عاصی شده بودند، ولو اینکه مقام ستمگر، شخص شاه و حاکم روز بوده باشد، بپذیرد و به تظلّمات آنان‌گوش فرا دهد.

با اینکه رسم مزبور، بر اساس شواهد مطمئن، بیش از همه سنتی در میان فرمانروایان پیش از اسلام ایران بوده و کنایت از همبستگی اساسی قومی و نژادی زبردست و زیردست با یکدیگر داشته است، ولی در دوره‌هایی از تاریخ ایران بعد از اسلام هم که قائدانی متکی به مردم، در صحنه حضور داشته‌اند و به خصوص از عصر صفویه به این سو، به صورت یکی از آداب نوروزی شناخته می‌شده است. دستکم این است له شاهان ایرانی، جمعی از خواص و زبدگان و دعاگویان خاص را به حضور خویش می‌پذیرفته‌اند و با دادن عیدی و مواعید تازه و فرمانهای جدید، رضایت و اعتماد آنان را جلب می‌کرده‌اند.

به نوبه خود، نوروز فرصتی هم بوده است که حکّام مُلک، قلم عفو بر جرائم برخی از اصحاب خطاکار و یا دشمنان خرد خود کشند و با بخشودن جرمهای آنان، امید دوباره‌ای برای کار و فعالیت صادقانه بدیشان دهند. بر روی هم نوروز همه خوبی و همه حُسن است، با هیچکس و هیچ فرقه و هیچ گروهی ضدّیت نشان نمی‌دهد، دسته و جمع معینی را به زیان غیر، خوشبخت و سرشناس و متحوّل نمی‌گرداند. نیروی خدیعتی را برنمی‌انگیزاند و توطئه و تفتینی را برای ویرانی ملک و نابودی مردم در آستین نمی‌دارد. هر چه بدی است و خبث است و شیطانی است باید از جان مردم دور شود و اندیشه نیک و کردار نیک و گفتار نیک جایشان را بگیرد. زندگان باید، خود را برای از سرگیری سالی انباشته از خیرات و مبرّات آماده کنند و با چهره‌ای گشاده و ذهنی باز به استقبال روزگار نو روند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. برای نمونه اهالی طالقان.
  2. لفتنامه، یاد شده، همان جا.
  3. در سال ۱۳۷۴، محققی ایرانی که ساکن در غرب است، به ادعای خویش اشعه‌ای را کشف کرده بود که خود نام آن را Rayon Charmant گذاشته بود و با تبلیغات بسیار رادیویی، اصرار می‌ورزید که چنین اعلام کند نور برخاسته از گیاهان، خاصه در روز سیزدهم فروردین بهترین دافع غمها و پدیدآورنده نشاط است.

منبع اصلی

شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

رضا شعبانی