اعداد ایام نوروز: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
در اینکه جشن نوروز از اوّل فروردین تا چند روز امتداد مییافت اندکی جای تأمل است چه در هیچ کتابی صراحتاً بدین امر اشارهای نشده | در اینکه جشن [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] از اوّل فروردین تا چند روز امتداد مییافت اندکی جای تأمل است چه در هیچ کتابی صراحتاً بدین امر اشارهای نشده است مگر اینکه برخی آن را در ضمن رسوم درباری به یک ماه رسانیدهاند و عدهای دیگر فقط به دو قسمت کردن [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] اکتفا کردهاند پنج روز اول را [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] عامه و بقیه را خاصه نامیدهاند، بهرحال باید معتقد بود که یک ماهه بودن [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] فقط صورت درباری داشت و در نزد عامه مردم شاید از سیزده روز تجاوز نمیکرد. در پنج روز اول فروردین جشن نوروز صورت عمومی و ملّی داشت و در این روزها عموم ملت [[کشور ایران|ایران]] از شادکامی و خرّمی ملی بهرهمند و کامیاب میگردیدند. از ششم فروردین ماه نوروز صورتی درباری و خاص به خود میگرفت یعنی از این روز به بعد جشنهای درباری شروع میشد و دربار پادشاه بر روی عامّه مردم بسته میشد و سپس بر روی خواص دربار گشوده میگردید و هدیههای ملت به پادشاه میرسید در این مدت اگرچه نمیتوان گفت که عامه مردم به کلی دست از سور و سرور میکشیدند ولی آن عمومیت پنج روز اوّل فروردین از [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] سلب میشد. [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] خاصه را «[[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] بزرگ»<ref>بیرونی، ابوریحان، '''''آثارالباقیه عن الفرون الخالیه'''''، ترجمه اکبر دانا سرشت، [https://www.pressebnesina.com/ انتشارات ابن سینا]، بینا، تهران: ۱۳۵۲، ص317.</ref> و «جشن بزرگ» ([[برهان قاطع]]) و «نوروز ملک» (شرح بیست باب) نیز نامیدهاند<ref>بیرونی، ابوریحان، '''''آثارالباقیه عن الفرون الخالیه'''''، ترجمه اکبر دانا سرشت، انتشارات ابن سینا، بینا، تهران: ۱۳۵۲، ص218.</ref><ref>بزرگزاد، حبیب الله. '''''جشنها و اعیاد ملی و مذهبی در ایران'''''، انتشارات نگارنده، تهران: ۱۳۵۰، ص16.</ref><ref>صفا، ذبیح الله، '''''گاهشماری و جشنهای ایران'''''، [https://www.farhang.gov.ir/fa/intro/subordinate/culturalcouncil شورای فرهنگ و هنر]، تهران: ۱۳۳۶، ص72.</ref>. ابوریحان که مجموعه آگاهیهای خود را درباره [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] گرد آورده است میگوید که هرمزد نوه اردشیر دو [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] عامّه و خاصه را با یکدیگر جمع کرد. چون [[اردشیر بابکان]]، پس از جلوس بر مسند سلطنت تقویم را اصلاحکرد و پنج روز اضافی سال یا خمسه مسترقه را به سال افزود تا هم گاهشماری دقیقتر انجام گیرد و هم تطابق تقویم و طبیعت کاملتر شود. | ||
این تغییر در تقویم باعث بروز آشفتگیهایی در امر گاهشماری در نزد توده مردم شد و آنانی را که سنتگرا بودند، مخالف نوگرایان قرار داد. بدین معنا که مردم عادی پس از پایان سی روزه اسفند، منتظر [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] بودند و خواص روزگار، پس از اختتام پنجه دزده، [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] را جشن میگرفتند. لامحاله دو روز «نوروزعامه» و «نوروز خاصه» به وجود آمد کهکل ناس در کنار هم به بزرگداشت مراسم نوروزی میپرداختند. | |||
این چنین جشن گرفتنهایی به مرور موجب پیدایش دو نوروز شد و همزمان دوگانگی تقویمها بر جشنهای دیگری چون مهرگان و گاهنبارها هم اثر گذاشت. به نظر میرسد که برای ایجاد سازشی در میان دو گروه مخالف بود که هرمزد نوه اردشیر دو نوروز را به هم پیوست و روزهای بینابین آنها را نیز جشن گرفت و لذا طول ایام برگزاری جشنهایش به شش روز رسید. سنتگرایانی که همه رساله پهلوی «ماه فروردین روز خرداد» را تدوین کردهاند،کوششی عظیم به کار آوردهاند تا در آن برای نشان دادن اهمیتها و ویژگیهای خرداد روز قصهها بسرایند و حکایات متعددی ارائه دهند تا مشروعیت این روز را به عموم بقبولانند. رویدادهایی که در ذیل شمهای از آنها را نقل میکنیم، به حقیقت هر کدام تعبیری از این تلاشها را با خود دارند و بداهتاً احتمال آن را نیز از میان نمیبرند که یک یا چند واقعه نیز مصادف با [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] اتفاق افتاده باشند. | |||
این چنین جشن گرفتنهایی به مرور موجب پیدایش دو نوروز شد و همزمان دوگانگی تقویمها بر جشنهای دیگری چون مهرگان و گاهنبارها هم اثر گذاشت. به نظر میرسد که برای ایجاد سازشی در میان دو گروه مخالف بود که هرمزد نوه اردشیر دو نوروز را به هم پیوست و روزهای بینابین آنها را نیز جشن گرفت و لذا طول ایام برگزاری جشنهایش به شش روز رسید. سنتگرایانی که همه رساله پهلوی «ماه فروردین روز خرداد» را تدوین کردهاند،کوششی عظیم به کار آوردهاند تا در آن برای نشان دادن اهمیتها و ویژگیهای خرداد روز قصهها بسرایند و حکایات متعددی ارائه دهند تا مشروعیت این روز را به عموم بقبولانند. رویدادهایی که در ذیل شمهای از آنها را نقل میکنیم، به حقیقت هر کدام تعبیری از این تلاشها را با خود دارند و بداهتاً احتمال آن را نیز از میان نمیبرند که یک یا چند واقعه نیز مصادف با نوروز اتفاق افتاده باشند. | |||
نسخهٔ ۱۴ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۱۸
در اینکه جشن نوروز از اوّل فروردین تا چند روز امتداد مییافت اندکی جای تأمل است چه در هیچ کتابی صراحتاً بدین امر اشارهای نشده است مگر اینکه برخی آن را در ضمن رسوم درباری به یک ماه رسانیدهاند و عدهای دیگر فقط به دو قسمت کردن نوروز اکتفا کردهاند پنج روز اول را نوروز عامه و بقیه را خاصه نامیدهاند، بهرحال باید معتقد بود که یک ماهه بودن نوروز فقط صورت درباری داشت و در نزد عامه مردم شاید از سیزده روز تجاوز نمیکرد. در پنج روز اول فروردین جشن نوروز صورت عمومی و ملّی داشت و در این روزها عموم ملت ایران از شادکامی و خرّمی ملی بهرهمند و کامیاب میگردیدند. از ششم فروردین ماه نوروز صورتی درباری و خاص به خود میگرفت یعنی از این روز به بعد جشنهای درباری شروع میشد و دربار پادشاه بر روی عامّه مردم بسته میشد و سپس بر روی خواص دربار گشوده میگردید و هدیههای ملت به پادشاه میرسید در این مدت اگرچه نمیتوان گفت که عامه مردم به کلی دست از سور و سرور میکشیدند ولی آن عمومیت پنج روز اوّل فروردین از نوروز سلب میشد. نوروز خاصه را «نوروز بزرگ»[۱] و «جشن بزرگ» (برهان قاطع) و «نوروز ملک» (شرح بیست باب) نیز نامیدهاند[۲][۳][۴]. ابوریحان که مجموعه آگاهیهای خود را درباره نوروز گرد آورده است میگوید که هرمزد نوه اردشیر دو نوروز عامّه و خاصه را با یکدیگر جمع کرد. چون اردشیر بابکان، پس از جلوس بر مسند سلطنت تقویم را اصلاحکرد و پنج روز اضافی سال یا خمسه مسترقه را به سال افزود تا هم گاهشماری دقیقتر انجام گیرد و هم تطابق تقویم و طبیعت کاملتر شود.
این تغییر در تقویم باعث بروز آشفتگیهایی در امر گاهشماری در نزد توده مردم شد و آنانی را که سنتگرا بودند، مخالف نوگرایان قرار داد. بدین معنا که مردم عادی پس از پایان سی روزه اسفند، منتظر نوروز بودند و خواص روزگار، پس از اختتام پنجه دزده، نوروز را جشن میگرفتند. لامحاله دو روز «نوروزعامه» و «نوروز خاصه» به وجود آمد کهکل ناس در کنار هم به بزرگداشت مراسم نوروزی میپرداختند.
این چنین جشن گرفتنهایی به مرور موجب پیدایش دو نوروز شد و همزمان دوگانگی تقویمها بر جشنهای دیگری چون مهرگان و گاهنبارها هم اثر گذاشت. به نظر میرسد که برای ایجاد سازشی در میان دو گروه مخالف بود که هرمزد نوه اردشیر دو نوروز را به هم پیوست و روزهای بینابین آنها را نیز جشن گرفت و لذا طول ایام برگزاری جشنهایش به شش روز رسید. سنتگرایانی که همه رساله پهلوی «ماه فروردین روز خرداد» را تدوین کردهاند،کوششی عظیم به کار آوردهاند تا در آن برای نشان دادن اهمیتها و ویژگیهای خرداد روز قصهها بسرایند و حکایات متعددی ارائه دهند تا مشروعیت این روز را به عموم بقبولانند. رویدادهایی که در ذیل شمهای از آنها را نقل میکنیم، به حقیقت هر کدام تعبیری از این تلاشها را با خود دارند و بداهتاً احتمال آن را نیز از میان نمیبرند که یک یا چند واقعه نیز مصادف با نوروز اتفاق افتاده باشند.
- ↑ بیرونی، ابوریحان، آثارالباقیه عن الفرون الخالیه، ترجمه اکبر دانا سرشت، انتشارات ابن سینا، بینا، تهران: ۱۳۵۲، ص317.
- ↑ بیرونی، ابوریحان، آثارالباقیه عن الفرون الخالیه، ترجمه اکبر دانا سرشت، انتشارات ابن سینا، بینا، تهران: ۱۳۵۲، ص218.
- ↑ بزرگزاد، حبیب الله. جشنها و اعیاد ملی و مذهبی در ایران، انتشارات نگارنده، تهران: ۱۳۵۰، ص16.
- ↑ صفا، ذبیح الله، گاهشماری و جشنهای ایران، شورای فرهنگ و هنر، تهران: ۱۳۳۶، ص72.