پرش به محتوا

سهراب شهید ثالث: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''شهيدثالث، سهراب‌'''، (1322-1377ش/ 1943ـ 1998م). كارگردان و فيلم‌نامه‌نويس «موج نو» سينماي ايران كه حاصل‌ فعاليت‌ هنري‌اش‌ ساختن 22 فيلم‌ كوتاه‌ مستند و دوازده‌ فيلم‌ سينمايي‌ است‌. دست‌كم دو فيلم‌ نخستش،‌ كه‌ در ايران‌ ساخت‌، در شمار آثار م...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''شهيدثالث، سهراب‌'''، (1322-1377ش/ 1943ـ 1998م).
شهیدثالث، سهراب‌، (1322-1377ش/ 1943ـ 1998م).


كارگردان و فيلم‌نامه‌نويس «موج نو» سينماي ايران كه حاصل‌ فعاليت‌ هنري‌اش‌ ساختن 22 فيلم‌ كوتاه‌ مستند و دوازده‌ فيلم‌ سينمايي‌ است‌. دست‌كم دو فيلم‌ نخستش،‌ كه‌ در ايران‌ ساخت‌، در شمار آثار ماندگار سينماي‌ ايران‌ محسوب مي‌شوند‌.<sup>1</sup>
کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس «موج نو» سینمای ایران که حاصل‌ فعالیت‌ هنریاش‌ ساختن 22 فیلم‌ کوتاه‌ مستند و دوازده‌ فیلم‌ سینمایی است‌. دست‌کم دو فیلم‌ نخستش،‌ که‌ در ایران‌ ساخت‌، در شمار آثار ماندگار سینمای ایران‌ محسوب می‌شوند‌<ref>حیدری، غلام (1377). «فیلم و سینما»، «راوی انسان‌های ضعیف، تنها، ترس‌خورده و غریب». شماره 8، ص 31.</ref>.


در تهران متولد شد، و در فاصلة‌ سال‌هاي‌ 46-1343 تحصيلات‌ عالي‌ خود را در مدرسة‌ پروفسور كراوس (وين)‌ در رشتة‌ سينما آغاز كرد، و در فرانسه ‌ادامه‌ داد. در بازگشت‌ به‌ ايران به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد، و يك‌ اتفاق‌ ساده‌ (1352)<sup>*</sup> را ساخت، كه فيلمي ‌آرام‌ با نماهاي‌ ساكن‌ و ثابت‌ در فضاي‌ گرفتة‌ بندر انزلي است، و سبك خاص او با همين فيلم سر و شكل گرفت؛ فيلم دومش (طبيعت‌ بي‌جان، 1354)<sup>*</sup> زماني‌ در ايران‌ به ‌نمايش‌ درآمد كه‌ او به دليل مسايل سياسي به آلمان‌ غربي‌ مهاجرت‌ كرده‌ بود، و فيلم در غربت‌ را مي‌ساخت. در فاصلة‌ سال‌هاي‌ 91-1976 در آلمان‌ بود و چند فيلم‌ بلند ساخت‌. در فيلم زمان بلوغ‌ (1976) به‌ تكرار همان درون‌مايه‌ و روابط‌ بدفرجامي‌ پرداخت‌ كه‌ يك ‌اتفاق‌ ساده‌ آغاز آن‌ بود‌؛ تعطيلات‌ طولاني‌ لوته‌ آيزنر (1978) در بزرگداشت‌ِ منتقد نام‌آور سينماي‌ آلمان‌ است؛ همه‌چيز روبه‌راه‌ است‌ (1980) واگو كنندة‌ داستان‌ سياه‌ و تلخي‌ از زندگي آدم‌ها در دوره‌اي است‌ كه‌ شهيدثالث معتقد بود «تا دنيا، دنيا بوده‌ رنج‌ هم‌ بوده‌» است؛<sup>2</sup> يك‌ زندگي‌: چخوف‌ (1981) فيلمي‌ مستند دربارة‌ نويسنده‌ و نمايش‌نامه‌ نويس محبوب‌ او است‌؛<sup>3</sup> اتوپيا (1982) نيز فيلمي ‌تلخ‌، سياه‌ و بدبينانه‌ ارزيابي شده است‌؛ درخت‌ بيد (1984) بيش‌ از هر اثر ديگر او در تداوم‌ طبيعت ‌بي‌جان‌ قرار دارد، و تركيب‌بندي تصاوير آن‌ يادآور تابلوهاي‌ نقاشان‌ امپرسيونيست‌ است‌؛ و گل‌هاي ‌سرخ‌ افريقا (1991) داستان‌ نمادين زندگي مردي است‌ كه‌ تعبير خود او، گويي‌ «تمام‌ زندگي‌اش‌ را خون‌ گريه‌ كرده‌است‌».<sup>4</sup> بدينسان فيلم‌هاي‌ شهيدثالث‌ همگي‌ در يك‌ مسير قرار دارند، و هريك‌ ادامة‌ ديگري‌ است‌، و زندگي‌ خود او‌ نقطة‌ آغاز، يا پايان‌ همة اين‌ فيلم‌ها تعبير شده است‌. موضوع‌ همة فيلم‌هاي‌ او گزينش‌ موقعيت‌ و ترسيم ‌انسان ضعيف‌ و تنهايي است‌ كه‌ به ‌دنبال ‌ياور يا سرپناهي‌ امن‌ و ايمن‌ مي‌گردد، و راه‌ به‌جايي‌ نمي‌برد.<sup>5</sup> شهيدثالث‌ چند سال‌ قبل‌ از مرگش‌ به‌ امريكا رفت‌ و در شيكاگو اقامت‌ گزيد‌.
در تهران متولد شد، و در فاصله‌ سال‌های 46-1343 تحصیلات‌ عالی خود را در مدرسه‌ پروفسور کراوس (وین)‌ در رشته‌ سینما آغاز کرد، و در فرانسه ‌ادامه‌ داد. در بازگشت‌ به‌ ایران به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد، و [[یک اتفاق ساده|یک‌ اتفاق‌ ساده‌]] (1352)<sup>*</sup> را ساخت، که فیلمی ‌آرام‌ با نماهای ساکن‌ و ثابت‌ در فضای گرفته‌ بندر انزلی است، و سبک خاص او با همین فیلم سر و شکل گرفت؛ فیلم دومش ([[طبیعت بی جان|طبیعت‌ بی جان]]، 1354)<sup>*</sup> زمانی در ایران‌ به ‌نمایش‌ درآمد که‌ او به دلیل مسایل سیاسی به آلمان‌ غربی مهاجرت‌ کرده‌ بود، و فیلم در غربت‌ را میساخت. در فاصله‌ سال‌های 91-1976 در آلمان‌ بود و چند فیلم‌ بلند ساخت‌. در فیلم زمان بلوغ‌ (1976) به‌ تکرار همان درون‌مایه‌ و روابط‌ بدفرجامی پرداخت‌ که‌ یک ‌اتفاق‌ ساده‌ آغاز آن‌ بود‌؛ تعطیلات‌ طولانی لوته‌ آیزنر (1978) در بزرگداشت‌ِ منتقد نام‌آور سینمای آلمان‌ است؛ همه‌چیز روبه‌راه‌ است‌ (1980) واگو کننده‌ داستان‌ سیاه‌ و تلخی از زندگی آدم‌ها در دوره‌ای است‌ که‌ شهیدثالث معتقد بود «تا دنیا، دنیا بوده‌ رنج‌ هم‌ بوده‌» است<ref>یادنامه سهراب شهیدثالث (1378). به کوشش علی دهباشی، انتشارات شهاب ثاقب و سخن، ص 382.</ref>؛ یک‌ زندگی: چخوف‌ (1981) فیلمی مستند درباره‌ نویسنده‌ و نمایش‌نامه‌ نویس محبوب‌ او است‌<ref>یادنامه سهراب شهیدثالث (1378). به کوشش علی دهباشی، انتشارات شهاب ثاقب و سخن، ص 374.</ref>؛ اتوپیا (1982) نیز فیلمی ‌تلخ‌، سیاه‌ و بدبینانه‌ ارزیابی شده است‌؛ درخت‌ بید (1984) بیش‌ از هر اثر دیگر او در تداوم‌ طبیعت ‌بی جان‌ قرار دارد، و ترکیب‌بندی تصاویر آن‌ یادآور تابلوهای نقاشان‌ امپرسیونیست‌ است‌؛ و گل‌های ‌سرخ‌ افریقا (1991) داستان‌ نمادین زندگی مردی است‌ که‌ تعبیر خود او، گویی «تمام‌ زندگیاش‌ را خون‌ گریه‌ کرده‌است‌<ref>یادنامه سهراب شهیدثالث (1378). به کوشش علی دهباشی، انتشارات شهاب ثاقب و سخن، ص 380.</ref>». بدینسان فیلم‌های شهیدثالث‌ همگی در یک‌ مسیر قرار دارند، و هریک‌ ادامه‌ دیگری است‌، و زندگی خود او‌ نقطه‌ آغاز، یا پایان‌ همه این‌ فیلم‌ها تعبیر شده است‌. موضوع‌ همه فیلم‌های او گزینش‌ موقعیت‌ و ترسیم ‌انسان ضعیف‌ و تنهایی است‌ که‌ به ‌دنبال ‌یاور یا سرپناهی امن‌ و ایمن‌ می‌گردد، و راه‌ به‌جایی نمیبرد<ref>بهارلو، عباس (1382). صد چهره سینمای ایران، ص 100.</ref>. شهیدثالث‌ چند سال‌ قبل‌ از مرگش‌ به‌ امریکا رفت‌ و در شیکاگو اقامت‌ گزید‌.


نيز نك: «يك اتفاق سساده» و «طبيعت بي‌جان». 
عباس بهارلو
 
'''مآخذ:'''
 
1.    «فيلم و سينما». شمارة 8، چهارشنبه 31 تير 1377، ص 31، مقالة '''''«راوي انسان‌هاي ضعيف، تنها، ترس‌خورده و غريب»'''''. نوشتة غلام حيدري.
 
2.    '''''«يادنامة سهراب شهيدثالث».''''' به كوشش علي دهباشي، انتشارات شهاب ثاقب و سخن، 1378، ص 382، از گفت‌وگو با شهيدثالث.
 
3.     '''''همان.''''' ص 374.
 
4.     '''''همان.''''' ص 380.
 
5.     '''''«صد چهرة سينماي ايران».''''' عباس بهارلو، چاپ دوم 1382، ص 100.


نیز نک: «یک اتفاق ساده» و «طبیعت بی جان». 


عباس بهارلو
== کتابشناسی ==

نسخهٔ ‏۱ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۰۹:۴۰

شهیدثالث، سهراب‌، (1322-1377ش/ 1943ـ 1998م).

کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس «موج نو» سینمای ایران که حاصل‌ فعالیت‌ هنریاش‌ ساختن 22 فیلم‌ کوتاه‌ مستند و دوازده‌ فیلم‌ سینمایی است‌. دست‌کم دو فیلم‌ نخستش،‌ که‌ در ایران‌ ساخت‌، در شمار آثار ماندگار سینمای ایران‌ محسوب می‌شوند‌[۱].

در تهران متولد شد، و در فاصله‌ سال‌های 46-1343 تحصیلات‌ عالی خود را در مدرسه‌ پروفسور کراوس (وین)‌ در رشته‌ سینما آغاز کرد، و در فرانسه ‌ادامه‌ داد. در بازگشت‌ به‌ ایران به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد، و یک‌ اتفاق‌ ساده‌ (1352)* را ساخت، که فیلمی ‌آرام‌ با نماهای ساکن‌ و ثابت‌ در فضای گرفته‌ بندر انزلی است، و سبک خاص او با همین فیلم سر و شکل گرفت؛ فیلم دومش (طبیعت‌ بی جان، 1354)* زمانی در ایران‌ به ‌نمایش‌ درآمد که‌ او به دلیل مسایل سیاسی به آلمان‌ غربی مهاجرت‌ کرده‌ بود، و فیلم در غربت‌ را میساخت. در فاصله‌ سال‌های 91-1976 در آلمان‌ بود و چند فیلم‌ بلند ساخت‌. در فیلم زمان بلوغ‌ (1976) به‌ تکرار همان درون‌مایه‌ و روابط‌ بدفرجامی پرداخت‌ که‌ یک ‌اتفاق‌ ساده‌ آغاز آن‌ بود‌؛ تعطیلات‌ طولانی لوته‌ آیزنر (1978) در بزرگداشت‌ِ منتقد نام‌آور سینمای آلمان‌ است؛ همه‌چیز روبه‌راه‌ است‌ (1980) واگو کننده‌ داستان‌ سیاه‌ و تلخی از زندگی آدم‌ها در دوره‌ای است‌ که‌ شهیدثالث معتقد بود «تا دنیا، دنیا بوده‌ رنج‌ هم‌ بوده‌» است[۲]؛ یک‌ زندگی: چخوف‌ (1981) فیلمی مستند درباره‌ نویسنده‌ و نمایش‌نامه‌ نویس محبوب‌ او است‌[۳]؛ اتوپیا (1982) نیز فیلمی ‌تلخ‌، سیاه‌ و بدبینانه‌ ارزیابی شده است‌؛ درخت‌ بید (1984) بیش‌ از هر اثر دیگر او در تداوم‌ طبیعت ‌بی جان‌ قرار دارد، و ترکیب‌بندی تصاویر آن‌ یادآور تابلوهای نقاشان‌ امپرسیونیست‌ است‌؛ و گل‌های ‌سرخ‌ افریقا (1991) داستان‌ نمادین زندگی مردی است‌ که‌ تعبیر خود او، گویی «تمام‌ زندگیاش‌ را خون‌ گریه‌ کرده‌است‌[۴]». بدینسان فیلم‌های شهیدثالث‌ همگی در یک‌ مسیر قرار دارند، و هریک‌ ادامه‌ دیگری است‌، و زندگی خود او‌ نقطه‌ آغاز، یا پایان‌ همه این‌ فیلم‌ها تعبیر شده است‌. موضوع‌ همه فیلم‌های او گزینش‌ موقعیت‌ و ترسیم ‌انسان ضعیف‌ و تنهایی است‌ که‌ به ‌دنبال ‌یاور یا سرپناهی امن‌ و ایمن‌ می‌گردد، و راه‌ به‌جایی نمیبرد[۵]. شهیدثالث‌ چند سال‌ قبل‌ از مرگش‌ به‌ امریکا رفت‌ و در شیکاگو اقامت‌ گزید‌.

عباس بهارلو

نیز نک: «یک اتفاق ساده» و «طبیعت بی جان».

کتابشناسی

  1. حیدری، غلام (1377). «فیلم و سینما»، «راوی انسان‌های ضعیف، تنها، ترس‌خورده و غریب». شماره 8، ص 31.
  2. یادنامه سهراب شهیدثالث (1378). به کوشش علی دهباشی، انتشارات شهاب ثاقب و سخن، ص 382.
  3. یادنامه سهراب شهیدثالث (1378). به کوشش علی دهباشی، انتشارات شهاب ثاقب و سخن، ص 374.
  4. یادنامه سهراب شهیدثالث (1378). به کوشش علی دهباشی، انتشارات شهاب ثاقب و سخن، ص 380.
  5. بهارلو، عباس (1382). صد چهره سینمای ایران، ص 100.