پرش به محتوا

آفرینش انسان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''آفرينش انسان'''، در اسلام، متون ديني اسلامي، آفرينش بشر را براساس خلقت دفعي آدم ابوالبشر به دست خداوند از خاك بازگو مي‌كند. روايت اسلام از آفرينش[1] كه درست نقطة مقابل تئوري تكامل[2] است، با ديگر اديان ابراهيمي و به ويژه تورات و انجيل هماهنگي و...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''آفرينش انسان'''، در اسلام، متون ديني اسلامي، آفرينش بشر را براساس خلقت دفعي آدم ابوالبشر به دست خداوند از خاك بازگو مي‌كند. روايت اسلام از آفرينش[1] كه درست نقطة مقابل تئوري تكامل[2] است، با ديگر اديان ابراهيمي و به ويژه تورات و انجيل هماهنگي و همانندي دارد. در باب نخستين از «سفر آفرينش» عهد عتيق آمده است كه خداوند، عالم هستي را در شش روز آفريد و در روز ششم آدم را از مشتي خاك زمين آفريد و سپس در بيني او نفخة الهي دميد و آدم حيات پيدا كرد.<sup>1</sup> روايت آفرينش با روايت‌هاي جنبي تلمود شرح بيش‌تري يافته است و برابر آن‌ها، خداوند در روز ششم آفرينش خود، در ساعت اول، قبضه‌اي از خاك زمين را براي ساختن آدم گرد آورد، در ساعت دوم، خاك را با آب درآميخت و گل را براي خلقت آدم آماده ساخت، در ساعت سوم، سر و صورت و دست و پاي آدم را ساخت، در ساعت چهارم، از روح خود در تن آدم دميد، در ساعت پنجم، آدم از زمين برخاست و راست بر جاي ايستاد، در ساعت ششم، آدم نام اشيا را فراگرفت، در ساعت هفتم حوا را نزد آدم آوردند، در ساعت هشتم بر اثر آميزش آدم و حوا، قابيل و هابيل متولد شدند، در ساعت نهم آدم و حوا از خوردن درخت معرفت نيك و بد، نهي شدند، در ساعت دهم، از شجرة منهيه خوردند، در ساعت يازدهم به ايشان اخطار شد كه به كيفر خوردن از شجرة منهيه از بهشت اخراج خواهند شد، در ساعت دوازدهم از بهشت به زمين رانده شدند.<sup>2</sup>  در مسيحيت نيز همين روايت‌ها پذيرفته شده و به صليب كشيدن مسيح به كيفر «گناه آدم و حوا» توجيه شده است، چنان‌كه در انجيل آمده است كه: «خدا، پسر خود را فرستاد تا كفارة گناهان ما شود.»<sup>3</sup>
آفرینش انسان، در اسلام، متون دینی اسلامی، آفرینش بشر را براساس خلقت دفعی آدم ابوالبشر به دست خداوند از خاک بازگو می‌کند. روایت اسلام از آفرینش[1] که درست نقطه مقابل تئوری تکامل[2] است، با دیگر ادیان ابراهیمی و به ویژه تورات و انجیل هماهنگی و همانندی دارد. در باب نخستین از «سفر آفرینش» عهد عتیق آمده است که خداوند، عالم هستی را در شش روز آفرید و در روز ششم آدم را از مشتی خاک زمین آفرید و سپس در بینی او نفخه الهی دمید و آدم حیات پیدا کرد<ref>'''''عهد قدیم'''''. سفر پیدایش، 1ـ8.</ref>. روایت آفرینش با روایت‌های جنبی تلمود شرح بیش‌تری یافته است و برابر آن‌ها، خداوند در روز ششم آفرینش خود، در ساعت اول، قبضه‌ای از خاک زمین را برای ساختن آدم گرد آورد، در ساعت دوم، خاک را با آب درآمیخت و گل را برای خلقت آدم آماده ساخت، در ساعت سوم، سر و صورت و دست و پای آدم را ساخت، در ساعت چهارم، از روح خود در تن آدم دمید، در ساعت پنجم، آدم از زمین برخاست و راست بر جای ایستاد، در ساعت ششم، آدم نام اشیا را فراگرفت، در ساعت هفتم حوا را نزد آدم آوردند، در ساعت هشتم بر اثر آمیزش آدم و حوا، قابیل و هابیل متولد شدند، در ساعت نهم آدم و حوا از خوردن درخت معرفت نیک و بد، نهی شدند، در ساعت دهم، از شجره منهیه خوردند، در ساعت یازدهم به ایشان اخطار شد که به کیفر خوردن از شجره منهیه از بهشت اخراج خواهند شد، در ساعت دوازدهم از بهشت به زمین رانده شدند<ref>'''''جودائیکا'''''. ج 2، ص 236 ـ 238.</ref>  در مسیحیت نیز همین روایت‌ها پذیرفته شده و به صلیب کشیدن مسیح به کیفر «گناه آدم و حوا» توجیه شده است، چنان‌که در انجیل آمده است که:<blockquote>«خدا، پسر خود را فرستاد تا کفاره گناهان ما شود»<ref>'''''عهد جدید'''''، اول یوحنا، 10.</ref>.</blockquote>روایت قرآنی آفرینش بشر یعنی خلقت دفعی آدم ابوالبشر از خاک و هبوط آدم و حوا از بهشت به زمین پس از اکل از شجره منهیه به روایت عهد عتیق بسیار نزدیک است. قرآن، 25 بار نام آدم را به عنوان نخستین انسان و نخستین پیامبر آورده است. داستان خلقت آدم در قرآن چنین شروع می‌شود که فرشتگان به ایجاد موجودی که ممکن است موجب فساد زمین و خونریزی هم‌نوعان خود شود، اعتراض کردند، ولی خداوند آدم را خلق کرد و خود را «احسن‌الخالقین» خواند. آدم را «خلیفه» خود بر روی زمین قرار داد و سپس فرشتگان را به سجده‌کردن آدم فرمان داد. همه آدم را سجده کردند، مگر ابلیس که چون برساخته از آتش بود، خود را از آدم که برساخته از خاک بود، اشرف دانست و از سجده آدم سر باز زد و خدا او را از آسمان‌ها براند و او برآشفت که تا روز قیامت انسان‌ها را وسوسه خواهد کرد و به گناه و فساد خواهد کشانید<ref>'''''قرآن'''''. سوره بقره، 20ـ24؛ سوره آل عمران، 59؛ سوره اعراف، آیات 11ـ25.</ref>.


روايت قرآني آفرينش بشر يعني خلقت دفعي آدم ابوالبشر از خاك و هبوط آدم و حوا از بهشت به زمين پس از اكل از شجرة منهيه به روايت عهد عتيق بسيار نزديك است. قرآن، 25 بار نام آدم را به عنوان نخستين انسان و نخستين پيامبر آورده است. داستان خلقت آدم در قرآن چنين شروع مي‌شود كه فرشتگان به ايجاد موجودي كه ممكن است موجب فساد زمين و خونريزي هم‌نوعان خود شود، اعتراض كردند، ولي خداوند آدم را خلق كرد و خود را «احسن‌الخالقين» خواند. آدم را «خليفة» خود بر روي زمين قرار داد و سپس فرشتگان را به سجده‌كردن آدم فرمان داد. همه آدم را سجده كردند، مگر ابليس كه چون برساخته از آتش بود، خود را از آدم كه برساخته از خاك بود، اشرف دانست و از سجدة آدم سر باز زد و خدا او را از آسمان‌ها براند و او برآشفت كه تا روز قيامت انسان‌ها را وسوسه خواهد كرد و به گناه و فساد خواهد كشانيد.<sup>4</sup>
مفسران شیعی و سنّی این آیات را قرن‌ها به اقتضای ایمان صادق خود بر معانی ظاهری آن‌ها صدق کرده و عیناً پذیرفته‌اند. راویان و محدثان و ناقلان و قاصّان نیز در اطرف آن بر اساس احادیث و روایات اسلامی و اسرائیلی، شرح و بسط بیش‌تری داده‌اند. امّا عارفان از دیرباز و مفسران در عصر جدید این آیات را از متشابهات دانسته و حمل آن‌ها را بر معانی ظاهری آن‌ها ناروا شمرده‌اند، و لذا به تأویل آن‌ها پرداخته‌اند. از جمله ابن عربی، روزبهان بقلی و نسفی از میان عارفان و علامه محمّدحسین طباطبایی و سیّدعلینقی امین از میان مفسّران اخیر هر کدام تعبیرات و تأویلات مناسبی ارائه داده‌اند<ref>امین، سیّدعلینقی. '''''خداشناسی و اعتقادات اسلامی'''''. تهران: وحید، 1369، ص 14ـ260.</ref>. محمّد عبده و رشیدرضا نیز در تفاسیر خود، تأویلات تازه‌ای کرده‌اند، از جمله این‌که تأویل خبردادن خداوند به فرشتگان از نصب خلیفه در زمین، آماده ساختن زمین و نیروهای موجود در آن برای زیستن آدمیان و سرپیچی شیطان از سجده بر آدم تمثیل ناتوانی آدمیان در محدودکردن همیشگی نفس اماره است و این‌که انسان به خلاف فرشته، امکان انتخاب خیر و شر هر دو را دارد. به این معنی که سرشت انسان بر خیر مفطور است، امّا با وسوسه شیطان ممکن است از راه به در رود<ref>رشیدرضا. '''''المنار'''''. ؟: ؟، ج 1، ص 280ـ283.</ref>.


مفسران شيعي و سنّي اين آيات را قرن‌ها به اقتضاي ايمان صادق خود بر معاني ظاهري آن‌ها صدق كرده و عيناً پذيرفته‌اند. راويان و محدثان و ناقلان و قاصّان نيز در اطرف آن بر اساس احاديث و روايات اسلامي و اسرائيلي، شرح و بسط بيش‌تري داده‌اند. امّا عارفان از ديرباز و مفسران در عصر جديد اين آيات را از متشابهات دانسته و حمل آن‌ها را بر معاني ظاهري آن‌ها ناروا شمرده‌اند، و لذا به تأويل آن‌ها پرداخته‌اند. از جمله ابن عربي، روزبهان بقلي و نسفي از ميان عارفان و علامه محمّدحسين طباطبايي و سيّدعلينقي امين از ميان مفسّران اخير هر كدام تعبيرات و تأويلات مناسبي ارائه داده‌اند.<sup>5</sup> محمّد عبده و رشيدرضا نيز در تفاسير خود، تأويلات تازه‌اي كرده‌اند، از جمله اين‌كه تأويل خبردادن خداوند به فرشتگان از نصب خليفه در زمين، آماده ساختن زمين و نيروهاي موجود در آن براي زيستن آدميان و سرپيچي شيطان از سجده بر آدم تمثيل ناتواني آدميان در محدودكردن هميشگي نفس اماره است و اين‌كه انسان به خلاف فرشته، امكان انتخاب خير و شر هر دو را دارد. به اين معني كه سرشت انسان بر خير مفطور است، امّا با وسوسة شيطان ممكن است از راه به در رود.<sup>6</sup>
آفرینش بشر در منابع غیردینی عصر اسلامی به انواع و اقسام مختلف ـ در تقابل با روایت دینی خلقت دفعی بشر ـ مطرح شده است، از جمله مقدسی در البدء و التاریخ گفته است که آدمی، به عقیده بعضی از اهل حکمت، از رطوبت زمین (مانند دیگر جنبندگان) پیدا شده و پوست اندام او در آغاز (مانند پوست بدن ماهی) لغزنده بوده است<ref>مقدسی. '''''البدء و التاریخ'''''. تهران: ؟، ج 2، ص 57.</ref>. ابن خلدون قرن‌ها قبل از داروین، به نظریه تطور و تبدل انواع و تکامل سلسله موجودات از نبات و حیوانات تا انسان، تصریح کرده و ضمن بحث از طبقات و درجات ادراک بشر گفته است که جهان هستی، از عالم معادن و جامدات شروع می‌شود و سپس به مرحله نباتی و بعد به رتبه حیوانی می‌رسد. آخرین حدّ معادن، اولین مرتبه زندگی نباتی (چون گیاهان خودرو) است و به همین ترتیب، حیوان در مراحل تکاملی خود، انواعی متعددی را شامل می‌شود که از مرحله «قرده» (بوزینه) شروع می‌شود و اندک‌اندک به مرحله انسانی ارتقاء می‌یابد<ref>ابن خلدون. '''''المقدمه'''''. بیروت: دارالفکر، بی‌تا، ص 76ـ77.</ref>.


آفرينش بشر در منابع غيرديني عصر اسلامي به انواع و اقسام مختلف ـ در تقابل با روايت ديني خلقت دفعي بشر ـ مطرح شده است، از جمله مقدسي در البدء و التاريخ گفته است كه آدمي، به عقيدة بعضي از اهل حكمت، از رطوبت زمين (مانند ديگر جنبندگان) پيدا شده و پوست اندام او در آغاز (مانند پوست بدن ماهي) لغزنده بوده است.<sup>7</sup> ابن خلدون قرن‌ها قبل از داروين، به نظرية تطور و تبدل انواع و تكامل سلسلة موجودات از نبات و حيوانات تا انسان، تصريح كرده و ضمن بحث از طبقات و درجات ادراك بشر گفته است كه جهان هستي، از عالم معادن و جامدات شروع مي‌شود و سپس به مرحلة نباتي و بعد به رتبة حيواني مي‌رسد. آخرين حدّ معادن، اولين مرتبة زندگي نباتي (چون گياهان خودرو) است و به همين ترتيب، حيوان در مراحل تكاملي خود، انواعي متعددي را شامل مي‌شود كه از مرحلة «قرده» (بوزينه) شروع مي‌شود و اندك‌اندك به مرحلة انساني ارتقاء مي‌يابد.<sup>8</sup>
عزیزالدین نسفی نیز در کشف‌الحقایق گفته است که انسان امکان ندارد که بی پدر و مادر به وجود آید، امّا لازم نیست که ولادت انسان از نوع انسان باشد، هم‌چنان‌که در خاک و آب و هوا و سرکه و گوشت، چندین نوع حیوانات پیدا می‌شود که منشأ آن‌ها از نوع خود ایشان نیست<ref>نسفی، عزیزالدین. '''''کشف‌الحقایق'''''. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ؟، ص 83.</ref>. نسفی سپس تصریح می‌کند که در بعضی مناطق معتدل زیر خط معدل‌النهار که درخت سیب و انار و انگور در آن‌جا طی چهل روز و بوته‌های خربزه و خیار طی بیست روز به کمال و بارداری می‌رسند، ممکن است بعضی نباتات به مرتبه حیوان درآیند و آن حیوان هم ممکن است به شکل و اندام آدمی امّا بدون قوه ناطقه برسد که در آن صورت، چنان حیوانی را نسناس گویند و آدم ابوالبشر که قدمگاه او به سراندیب است، در آن منطقه به‌وجود آمده، زیرا در آن‌جا نسناس‌ها صاحب نطق می‌شوند و از مرتبه حیوان به مرتبه انسان می‌رسند<ref>نسفی، عزیزالدین. '''''کشف‌الحقایق'''''. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ؟، ص 95-97.</ref>.


عزيزالدين نسفي نيز در كشف‌الحقايق گفته است كه انسان امكان ندارد كه بي پدر و مادر به وجود آيد، امّا لازم نيست كه ولادت انسان از نوع انسان باشد، هم‌چنان‌كه در خاك و آب و هوا و سركه و گوشت، چندين نوع حيوانات پيدا مي‌شود كه منشأ آن‌ها از نوع خود ايشان نيست.<sup>9</sup> نسفي سپس تصريح مي‌كند كه در بعضي مناطق معتدل زير خط معدل‌النهار كه درخت سيب و انار و انگور در آن‌جا طي چهل روز و بوته‌هاي خربزه و خيار طي بيست روز به كمال و بارداري مي‌رسند، ممكن است بعضي نباتات به مرتبة حيوان درآيند و آن حيوان هم ممكن است به شكل و اندام آدمي امّا بدون قوة ناطقه برسد كه در آن صورت، چنان حيواني را نسناس گويند و آدم ابوالبشر كه قدمگاه او به سرانديب است، در آن منطقه به‌وجود آمده، زيرا در آن‌جا نسناس‌ها صاحب نطق مي‌شوند و از مرتبة حيوان به مرتبة انسان مي‌رسند.<sup>10</sup>
== پاورقی ==
[1]. Creation


[2]. Evolution


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==
 
# '''''عهد قديم'''''. سفر پيدايش، 1ـ8.
# '''''جودائيكا'''''. ج 2، ص 236ـ238.
# '''''عهد جديد'''''، اول يوحنا، 10.
# '''''قرآن'''''. سورة بقره، 20ـ24؛ سورة آل عمران، 59؛ سورة اعراف، آيات 11ـ25.
# امين، سيّدعلينقي. '''''خداشناسي و اعتقادات اسلامي'''''. تهران: وحيد، 1369، ص 14ـ260.
# رشيدرضا. '''''المنار'''''. ؟: ؟، ج 1، ص 280ـ283.
# مقدسي. '''''البدء و التاريخ'''''. تهران: ؟، ج 2، ص 57.
# ابن خلدون. '''''المقدمه'''''. بيروت: دارالفكر، بي‌تا، ص 76ـ77.
# نسفي، عزيزالدين. '''''كشف‌الحقايق'''''. تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ؟، ص 83.
# نسفي. '''''همان'''''. ص 95ـ97. [1]. Creation
 
[2]. Evolution


سیدحسن امین
== مآخذ ==

نسخهٔ ‏۱۸ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۲۹

آفرینش انسان، در اسلام، متون دینی اسلامی، آفرینش بشر را براساس خلقت دفعی آدم ابوالبشر به دست خداوند از خاک بازگو می‌کند. روایت اسلام از آفرینش[1] که درست نقطه مقابل تئوری تکامل[2] است، با دیگر ادیان ابراهیمی و به ویژه تورات و انجیل هماهنگی و همانندی دارد. در باب نخستین از «سفر آفرینش» عهد عتیق آمده است که خداوند، عالم هستی را در شش روز آفرید و در روز ششم آدم را از مشتی خاک زمین آفرید و سپس در بینی او نفخه الهی دمید و آدم حیات پیدا کرد[۱]. روایت آفرینش با روایت‌های جنبی تلمود شرح بیش‌تری یافته است و برابر آن‌ها، خداوند در روز ششم آفرینش خود، در ساعت اول، قبضه‌ای از خاک زمین را برای ساختن آدم گرد آورد، در ساعت دوم، خاک را با آب درآمیخت و گل را برای خلقت آدم آماده ساخت، در ساعت سوم، سر و صورت و دست و پای آدم را ساخت، در ساعت چهارم، از روح خود در تن آدم دمید، در ساعت پنجم، آدم از زمین برخاست و راست بر جای ایستاد، در ساعت ششم، آدم نام اشیا را فراگرفت، در ساعت هفتم حوا را نزد آدم آوردند، در ساعت هشتم بر اثر آمیزش آدم و حوا، قابیل و هابیل متولد شدند، در ساعت نهم آدم و حوا از خوردن درخت معرفت نیک و بد، نهی شدند، در ساعت دهم، از شجره منهیه خوردند، در ساعت یازدهم به ایشان اخطار شد که به کیفر خوردن از شجره منهیه از بهشت اخراج خواهند شد، در ساعت دوازدهم از بهشت به زمین رانده شدند[۲]  در مسیحیت نیز همین روایت‌ها پذیرفته شده و به صلیب کشیدن مسیح به کیفر «گناه آدم و حوا» توجیه شده است، چنان‌که در انجیل آمده است که:

«خدا، پسر خود را فرستاد تا کفاره گناهان ما شود»[۳].

روایت قرآنی آفرینش بشر یعنی خلقت دفعی آدم ابوالبشر از خاک و هبوط آدم و حوا از بهشت به زمین پس از اکل از شجره منهیه به روایت عهد عتیق بسیار نزدیک است. قرآن، 25 بار نام آدم را به عنوان نخستین انسان و نخستین پیامبر آورده است. داستان خلقت آدم در قرآن چنین شروع می‌شود که فرشتگان به ایجاد موجودی که ممکن است موجب فساد زمین و خونریزی هم‌نوعان خود شود، اعتراض کردند، ولی خداوند آدم را خلق کرد و خود را «احسن‌الخالقین» خواند. آدم را «خلیفه» خود بر روی زمین قرار داد و سپس فرشتگان را به سجده‌کردن آدم فرمان داد. همه آدم را سجده کردند، مگر ابلیس که چون برساخته از آتش بود، خود را از آدم که برساخته از خاک بود، اشرف دانست و از سجده آدم سر باز زد و خدا او را از آسمان‌ها براند و او برآشفت که تا روز قیامت انسان‌ها را وسوسه خواهد کرد و به گناه و فساد خواهد کشانید[۴].

مفسران شیعی و سنّی این آیات را قرن‌ها به اقتضای ایمان صادق خود بر معانی ظاهری آن‌ها صدق کرده و عیناً پذیرفته‌اند. راویان و محدثان و ناقلان و قاصّان نیز در اطرف آن بر اساس احادیث و روایات اسلامی و اسرائیلی، شرح و بسط بیش‌تری داده‌اند. امّا عارفان از دیرباز و مفسران در عصر جدید این آیات را از متشابهات دانسته و حمل آن‌ها را بر معانی ظاهری آن‌ها ناروا شمرده‌اند، و لذا به تأویل آن‌ها پرداخته‌اند. از جمله ابن عربی، روزبهان بقلی و نسفی از میان عارفان و علامه محمّدحسین طباطبایی و سیّدعلینقی امین از میان مفسّران اخیر هر کدام تعبیرات و تأویلات مناسبی ارائه داده‌اند[۵]. محمّد عبده و رشیدرضا نیز در تفاسیر خود، تأویلات تازه‌ای کرده‌اند، از جمله این‌که تأویل خبردادن خداوند به فرشتگان از نصب خلیفه در زمین، آماده ساختن زمین و نیروهای موجود در آن برای زیستن آدمیان و سرپیچی شیطان از سجده بر آدم تمثیل ناتوانی آدمیان در محدودکردن همیشگی نفس اماره است و این‌که انسان به خلاف فرشته، امکان انتخاب خیر و شر هر دو را دارد. به این معنی که سرشت انسان بر خیر مفطور است، امّا با وسوسه شیطان ممکن است از راه به در رود[۶].

آفرینش بشر در منابع غیردینی عصر اسلامی به انواع و اقسام مختلف ـ در تقابل با روایت دینی خلقت دفعی بشر ـ مطرح شده است، از جمله مقدسی در البدء و التاریخ گفته است که آدمی، به عقیده بعضی از اهل حکمت، از رطوبت زمین (مانند دیگر جنبندگان) پیدا شده و پوست اندام او در آغاز (مانند پوست بدن ماهی) لغزنده بوده است[۷]. ابن خلدون قرن‌ها قبل از داروین، به نظریه تطور و تبدل انواع و تکامل سلسله موجودات از نبات و حیوانات تا انسان، تصریح کرده و ضمن بحث از طبقات و درجات ادراک بشر گفته است که جهان هستی، از عالم معادن و جامدات شروع می‌شود و سپس به مرحله نباتی و بعد به رتبه حیوانی می‌رسد. آخرین حدّ معادن، اولین مرتبه زندگی نباتی (چون گیاهان خودرو) است و به همین ترتیب، حیوان در مراحل تکاملی خود، انواعی متعددی را شامل می‌شود که از مرحله «قرده» (بوزینه) شروع می‌شود و اندک‌اندک به مرحله انسانی ارتقاء می‌یابد[۸].

عزیزالدین نسفی نیز در کشف‌الحقایق گفته است که انسان امکان ندارد که بی پدر و مادر به وجود آید، امّا لازم نیست که ولادت انسان از نوع انسان باشد، هم‌چنان‌که در خاک و آب و هوا و سرکه و گوشت، چندین نوع حیوانات پیدا می‌شود که منشأ آن‌ها از نوع خود ایشان نیست[۹]. نسفی سپس تصریح می‌کند که در بعضی مناطق معتدل زیر خط معدل‌النهار که درخت سیب و انار و انگور در آن‌جا طی چهل روز و بوته‌های خربزه و خیار طی بیست روز به کمال و بارداری می‌رسند، ممکن است بعضی نباتات به مرتبه حیوان درآیند و آن حیوان هم ممکن است به شکل و اندام آدمی امّا بدون قوه ناطقه برسد که در آن صورت، چنان حیوانی را نسناس گویند و آدم ابوالبشر که قدمگاه او به سراندیب است، در آن منطقه به‌وجود آمده، زیرا در آن‌جا نسناس‌ها صاحب نطق می‌شوند و از مرتبه حیوان به مرتبه انسان می‌رسند[۱۰].

پاورقی

[1]. Creation

[2]. Evolution

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. عهد قدیم. سفر پیدایش، 1ـ8.
  2. جودائیکا. ج 2، ص 236 ـ 238.
  3. عهد جدید، اول یوحنا، 10.
  4. قرآن. سوره بقره، 20ـ24؛ سوره آل عمران، 59؛ سوره اعراف، آیات 11ـ25.
  5. امین، سیّدعلینقی. خداشناسی و اعتقادات اسلامی. تهران: وحید، 1369، ص 14ـ260.
  6. رشیدرضا. المنار. ؟: ؟، ج 1، ص 280ـ283.
  7. مقدسی. البدء و التاریخ. تهران: ؟، ج 2، ص 57.
  8. ابن خلدون. المقدمه. بیروت: دارالفکر، بی‌تا، ص 76ـ77.
  9. نسفی، عزیزالدین. کشف‌الحقایق. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ؟، ص 83.
  10. نسفی، عزیزالدین. کشف‌الحقایق. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ؟، ص 95-97.