پرش به محتوا

امام حسن مجتبی(ع): تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''حسن بن علي (ع)،''' امام مجتبي (2ـ50 ق)، امام دوم از ائمة اثني‌عشر و چهارمين معصوم از چهارده معصوم، فرزند نخست علي بن ابي‌طالب از حضرت فاطمه.<sup>1</sup> حافظ ذهبي گويد: امام حسن، بزرگ‌منش و زيباروي و عاقل و متين و سخي و نيكوكار و متديّن و متّقي و باحشم...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''حسن بن علي (ع)،''' امام مجتبي (2ـ50 ق)، امام دوم از ائمة اثني‌عشر و چهارمين معصوم از چهارده معصوم، فرزند نخست علي بن ابي‌طالب از حضرت فاطمه.<sup>1</sup>
حسن بن علی (ع)، امام مجتبی (2ـ50 ق)، امام دوم از ائمه اثنی‌عشر و چهارمین معصوم از چهارده معصوم، فرزند نخست علی بن ابی‌طالب از حضرت فاطمه<ref>  جامی، عبدالرحمان. '''''شواهد النبوﺓ'''''، چاپ سیدحسن امین، 1379، ص 343-346 </ref><ref>طباطبایی، سید محمدحسین. '''''شیعه در اسلام'''''. ص 130ـ132. </ref>.


حافظ ذهبي گويد: امام حسن، بزرگ‌منش و زيباروي و عاقل و متين و سخي و نيكوكار و متديّن و متّقي و باحشمت و از هر كس فاضل‌تر و پارساتر و فداكارتر بود. هرگز سخن دل‌آزار بر زبان نياورد، به اتفاق همة مورّخين كسي جز سخن راست از او نشنيد و بلاغت و تبحر او در قرآن و حديث و كلام عرب و رواني طبع او تا جايي بود كه معاويه شاميان و طرفداران خود را از بحث و احتجاج با آن حضرت برحذر مي‌داشت. در حلم و اغماض وارث بر حق پدر بود، پانزده‌بار حج كرد و بيش‌تر آن را از مدينه تا مكه با پاي پياده طي كرد.<sup>2</sup>
حافظ ذهبی گوید: امام حسن، بزرگ‌منش و زیباروی و عاقل و متین و سخی و نیکوکار و متدیّن و متّقی و باحشمت و از هر کس فاضل‌تر و پارساتر و فداکارتر بود. هرگز سخن دل‌آزار بر زبان نیاورد، به اتفاق همه مورّخین کسی جز سخن راست از او نشنید و بلاغت و تبحر او در قرآن و حدیث و کلام عرب و روانی طبع او تا جایی بود که معاویه شامیان و طرفداران خود را از بحث و احتجاج با آن حضرت برحذر می‌داشت. در حلم و اغماض وارث بر حق پدر بود، پانزده‌بار حج کرد و بیش‌تر آن را از مدینه تا مکه با پای پیاده طی کرد<ref>حافظ ذهبی. '''''سیر اعلام النبلاء'''''. ج 3، ص 253. </ref>.


پس از شهادت امام علي در سال 40 ق، مردم كوفه با امام حسن  بيعت كردند. امام حسن در زمان حيات پدر بزرگوار خود، يعني از جنگ صفين و قضية حكمين به اين طرف، سستي و تزلزل رأي بيش‌تر مردم كوفه را در جنگ با معاويه به‌خوبي درك كرده بود و مي‌دانست كه مردم كوفه از سخت‌گيري علي در تقسيم بيت‌المال و از رفتار سخت او حتا با خانواده و خويشان خود در مورد اموال عمومي ناراحت و ناراضي‌اند، شهادت امام علي نيز بر نوميدي امام حسن افزود و لذا در سال 40 ق در حالي‌كه عبدالله بن عامر بن كريز او را محاصره كرده بود، خلافت را با شرايطي به معاويه بازگذاشت.<sup>3</sup>  
پس از شهادت امام علی در سال 40 ق، مردم کوفه با امام حسن  بیعت کردند. امام حسن در زمان حیات پدر بزرگوار خود، یعنی از جنگ صفین و قضیه حکمین به این طرف، سستی و تزلزل رأی بیش‌تر مردم کوفه را در جنگ با معاویه به‌خوبی درک کرده بود و می‌دانست که مردم کوفه از سخت‌گیری علی در تقسیم بیت‌المال و از رفتار سخت او حتا با خانواده و خویشان خود در مورد اموال عمومی ناراحت و ناراضی‌اند، شهادت امام علی نیز بر نومیدی امام حسن افزود و لذا در سال 40 ق در حالی‌که عبدالله بن عامر بن کریز او را محاصره کرده بود، خلافت را با شرایطی به معاویه بازگذاشت<ref>علامه حلی. '''''منهاج الکرامه'''''. میراث مکتوب، 1376، ج 1، ص 135ـ143. </ref>.


مهم‌ترين شرايط صلح امام حسن عبارت بودند از اين‌كه: اولاً، حسن او (معاويه) را اميرالمؤمنين نخواند و پيش او شهادتي ندهد و معاويه شيعة علي را تعقيب نكند و ايشان را امان و زنهار دهد و بدي به ايشان نرساند و هر كه از ايشان صاحب حقي باشد، آن حق را به او بازگرداند و يك ميليون درهم به فرزندان كساني كه در جنگ‌هاي صفين و جمل در ركاب علي كشته‌ شده‌اند، از خراج داراب‌گرد بدهد و معاويه البته به شرايط صلح وفا نكرد.<sup>4</sup>
مهم‌ترین شرایط صلح امام حسن عبارت بودند از این‌که: اولاً، حسن او (معاویه) را امیرالمؤمنین نخواند و پیش او شهادتی ندهد و معاویه شیعه علی را تعقیب نکند و ایشان را امان و زنهار دهد و بدی به ایشان نرساند و هر که از ایشان صاحب حقی باشد، آن حق را به او بازگرداند و یک میلیون درهم به فرزندان کسانی که در جنگ‌های صفین و جمل در رکاب علی کشته‌ شده‌اند، از خراج داراب‌گرد بدهد و معاویه البته به شرایط صلح وفا نکرد<ref>مجلسی. '''''بحارالانوار'''''. ج 10، ص 101 به بعد. </ref><ref>ابن ابی الحدید. '''''شرح نهج‌البلاغه'''''. ج 16. </ref>.


سيد مرتضي در ''تنزيه الانبياء'' در توجيه صلح امام حسن گفته‌: امام حسن، امام معصوم و مؤيد است و بايد در برابر همة كارهاي او سر فرود آورد و آن را حمل بر صحت كرد، اگرچه توجيه آن به‌تفصيل معلوم نباشد. امام خود را از امامت خلع نكرد، زيرا امامت پس از حصول آن از او سلب نمي‌شود. امام اگر از راه ناچاري و اكراه خود را خلع كرد، اين خلع تأثيري ندارد. نيز امام امر خلافت را به معاويه تسليم نفرمود، بلكه متاركة جنگ كرد و اين به جهت نبودن ياور مساعد بود. امّا بيعت او به معاويه به معني رضايت ظاهري و خودداري از نزاع بود، هم‌چنان كه حضرت امير نيز با خلفاي سه‌گانه بيعت كرد، ولي اين بيعت به‌معني رضايت باطني و طيب نفس نبود، چنان‌كه رفتار و گفتار او بعدها شاهد اين مدعاست. پس از آن سيد مرتضي اخذ عطايا و صلات را كه امام از معاويه قبول مي‌فرمود نيز توجيه كرده است.<sup>5</sup>
سید مرتضی در ''تنزیه الانبیاء'' در توجیه صلح امام حسن گفته‌: امام حسن، امام معصوم و مؤید است و باید در برابر همه کارهای او سر فرود آورد و آن را حمل بر صحت کرد، اگرچه توجیه آن به‌تفصیل معلوم نباشد. امام خود را از امامت خلع نکرد، زیرا امامت پس از حصول آن از او سلب نمی‌شود. امام اگر از راه ناچاری و اکراه خود را خلع کرد، این خلع تأثیری ندارد. نیز امام امر خلافت را به معاویه تسلیم نفرمود، بلکه متارکه جنگ کرد و این به جهت نبودن یاور مساعد بود. امّا بیعت او به معاویه به معنی رضایت ظاهری و خودداری از نزاع بود، هم‌چنان که حضرت امیر نیز با خلفای سه‌گانه بیعت کرد، ولی این بیعت به‌معنی رضایت باطنی و طیب نفس نبود، چنان‌که رفتار و گفتار او بعدها شاهد این مدعاست. پس از آن سید مرتضی اخذ عطایا و صلات را که امام از معاویه قبول می‌فرمود نیز توجیه کرده است<ref>مجلسی. همان‌جا، ج10، ص 106-107.</ref><ref>ابن صباغ. '''''مقاتل الطالبیین'''''. ص 29-50 </ref><ref>طبرسی. '''احتجاج'''. ج 2</ref><ref>امین، سیدمحسن. '''''اعیان الشیعه'''''. 1 </ref><ref>'''''لسان‌العرب''''' (مادﺓ «حسن») </ref><ref>'''''شرح باب حادی عشر'''''. ص 69-89. </ref>.


امام حسن خلافت را به معاويه بازگذاشت و خود به مدينه مراجعت فرمود. به گفتة ابوالفرج اصفهاني، معاويه مي‌خواست براي فرزند خود يزيد بن معاويه بيعت بگيرد و با وجود امام حسن و سعد بن ابي‌وقاص جرأت چنين كاري نداشت تا آن‌كه هر دو را مسموم ساخت و پس از آن براي بيعت‌گرفتن به يزيد آماده گرديد. معاويه امام حسن را از راه زن او كه دختر اشعث بن قيس كندي به‌نام جعده بود، مسموم ساخت. او را مي‌خواستند بنا به وصيتش در جوار جدش دفن كنند، ولي مروان بن الحكم نگذاشت، لذا او را در قبرستان بقيع دفن كردند.<sup>6</sup>  
امام حسن خلافت را به معاویه بازگذاشت و خود به مدینه مراجعت فرمود. به گفته ابوالفرج اصفهانی، معاویه می‌خواست برای فرزند خود یزید بن معاویه بیعت بگیرد و با وجود امام حسن و سعد بن ابی‌وقاص جرأت چنین کاری نداشت تا آن‌که هر دو را مسموم ساخت و پس از آن برای بیعت‌گرفتن به یزید آماده گردید. معاویه امام حسن را از راه زن او که دختر اشعث بن قیس کندی به‌نام جعده بود، مسموم ساخت. او را می‌خواستند بنا به وصیتش در جوار جدش دفن کنند، ولی مروان بن الحکم نگذاشت، لذا او را در قبرستان بقیع دفن کردند<ref>مدرسی، محمدتقی. '''''زندگینامه چهارده معصوم'''''. ترجمه محمدصادق شریعت، تهران: انتشارات محبان‌الحسین، 1380، ص 319-384 </ref><ref>امینی. '''''الغدیر'''''. ج 11، ص 5؛ میبدی. '''''کشف‌الاسرار'''''. ج 8، ص 45؛ '''''المستدرک'''''. ج 3، ص 137؛ ابن حنبل. '''''مسند'''''. ج 1، ص 101؛ '''اسدالغابه'''. ج 5، ص 269. </ref>.


'''مآخذ:'''
== مآخذ ==
 
1.    جامي، عبدالرحمان. '''''شواهد النبوﺓ'''''، چاپ سيدحسن امين، 1379، ص 343-346؛ طباطبايي، سيد محمدحسين. '''''شيعه در اسلام'''''. ص 130ـ132.
 
2.    حافظ ذهبي. '''''سير اعلام النبلاء'''''. ج 3، ص 253.
 
3.    علامه حلي. '''''منهاج الكرامه'''''. ميراث مكتوب، 1376، ج 1، ص 135ـ143.
 
4.    مجلسي. '''''بحارالانوار'''''. ج 10، ص 101 به بعد؛ ابن ابي الحديد. '''''شرح نهج‌البلاغه'''''. ج 16.
 
5.    مجلسي. همان‌جا، ج10، ص 106-107؛ ابن صباغ. '''''مقاتل الطالبيين'''''. ص 29-50؛ طبرسي. '''احتجاج'''. ج 2؛ امين، سيدمحسن. '''''اعيان الشيعة'''''. 1؛ '''''لسان‌العرب''''' (مادﺓ «حسن»)؛ '''''شرح باب حادي عشر'''''. ص 69-89.
 
6.     مدرسي، محمدتقي. '''''زندگينامة چهارده معصوم'''''. ترجمة محمدصادق شريعت، تهران: انتشارات محبان‌الحسين، 1380، ص 319-384؛ اميني. '''''الغدير'''''. ج 11، ص 5؛ ميبدي. '''''كشف‌الاسرار'''''. ج 8، ص 45؛ '''''المستدرك'''''. ج 3، ص 137؛ ابن حنبل. '''''مسند'''''. ج 1، ص 101؛ '''اسدالغابة'''. ج 5، ص 269.
 
 
سید حسن امین

نسخهٔ ‏۱۸ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۵۹

حسن بن علی (ع)، امام مجتبی (2ـ50 ق)، امام دوم از ائمه اثنی‌عشر و چهارمین معصوم از چهارده معصوم، فرزند نخست علی بن ابی‌طالب از حضرت فاطمه[۱][۲].

حافظ ذهبی گوید: امام حسن، بزرگ‌منش و زیباروی و عاقل و متین و سخی و نیکوکار و متدیّن و متّقی و باحشمت و از هر کس فاضل‌تر و پارساتر و فداکارتر بود. هرگز سخن دل‌آزار بر زبان نیاورد، به اتفاق همه مورّخین کسی جز سخن راست از او نشنید و بلاغت و تبحر او در قرآن و حدیث و کلام عرب و روانی طبع او تا جایی بود که معاویه شامیان و طرفداران خود را از بحث و احتجاج با آن حضرت برحذر می‌داشت. در حلم و اغماض وارث بر حق پدر بود، پانزده‌بار حج کرد و بیش‌تر آن را از مدینه تا مکه با پای پیاده طی کرد[۳].

پس از شهادت امام علی در سال 40 ق، مردم کوفه با امام حسن  بیعت کردند. امام حسن در زمان حیات پدر بزرگوار خود، یعنی از جنگ صفین و قضیه حکمین به این طرف، سستی و تزلزل رأی بیش‌تر مردم کوفه را در جنگ با معاویه به‌خوبی درک کرده بود و می‌دانست که مردم کوفه از سخت‌گیری علی در تقسیم بیت‌المال و از رفتار سخت او حتا با خانواده و خویشان خود در مورد اموال عمومی ناراحت و ناراضی‌اند، شهادت امام علی نیز بر نومیدی امام حسن افزود و لذا در سال 40 ق در حالی‌که عبدالله بن عامر بن کریز او را محاصره کرده بود، خلافت را با شرایطی به معاویه بازگذاشت[۴].

مهم‌ترین شرایط صلح امام حسن عبارت بودند از این‌که: اولاً، حسن او (معاویه) را امیرالمؤمنین نخواند و پیش او شهادتی ندهد و معاویه شیعه علی را تعقیب نکند و ایشان را امان و زنهار دهد و بدی به ایشان نرساند و هر که از ایشان صاحب حقی باشد، آن حق را به او بازگرداند و یک میلیون درهم به فرزندان کسانی که در جنگ‌های صفین و جمل در رکاب علی کشته‌ شده‌اند، از خراج داراب‌گرد بدهد و معاویه البته به شرایط صلح وفا نکرد[۵][۶].

سید مرتضی در تنزیه الانبیاء در توجیه صلح امام حسن گفته‌: امام حسن، امام معصوم و مؤید است و باید در برابر همه کارهای او سر فرود آورد و آن را حمل بر صحت کرد، اگرچه توجیه آن به‌تفصیل معلوم نباشد. امام خود را از امامت خلع نکرد، زیرا امامت پس از حصول آن از او سلب نمی‌شود. امام اگر از راه ناچاری و اکراه خود را خلع کرد، این خلع تأثیری ندارد. نیز امام امر خلافت را به معاویه تسلیم نفرمود، بلکه متارکه جنگ کرد و این به جهت نبودن یاور مساعد بود. امّا بیعت او به معاویه به معنی رضایت ظاهری و خودداری از نزاع بود، هم‌چنان که حضرت امیر نیز با خلفای سه‌گانه بیعت کرد، ولی این بیعت به‌معنی رضایت باطنی و طیب نفس نبود، چنان‌که رفتار و گفتار او بعدها شاهد این مدعاست. پس از آن سید مرتضی اخذ عطایا و صلات را که امام از معاویه قبول می‌فرمود نیز توجیه کرده است[۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲].

امام حسن خلافت را به معاویه بازگذاشت و خود به مدینه مراجعت فرمود. به گفته ابوالفرج اصفهانی، معاویه می‌خواست برای فرزند خود یزید بن معاویه بیعت بگیرد و با وجود امام حسن و سعد بن ابی‌وقاص جرأت چنین کاری نداشت تا آن‌که هر دو را مسموم ساخت و پس از آن برای بیعت‌گرفتن به یزید آماده گردید. معاویه امام حسن را از راه زن او که دختر اشعث بن قیس کندی به‌نام جعده بود، مسموم ساخت. او را می‌خواستند بنا به وصیتش در جوار جدش دفن کنند، ولی مروان بن الحکم نگذاشت، لذا او را در قبرستان بقیع دفن کردند[۱۳][۱۴].

مآخذ

  1.   جامی، عبدالرحمان. شواهد النبوﺓ، چاپ سیدحسن امین، 1379، ص 343-346
  2. طباطبایی، سید محمدحسین. شیعه در اسلام. ص 130ـ132.
  3. حافظ ذهبی. سیر اعلام النبلاء. ج 3، ص 253.
  4. علامه حلی. منهاج الکرامه. میراث مکتوب، 1376، ج 1، ص 135ـ143.
  5. مجلسی. بحارالانوار. ج 10، ص 101 به بعد.
  6. ابن ابی الحدید. شرح نهج‌البلاغه. ج 16.
  7. مجلسی. همان‌جا، ج10، ص 106-107.
  8. ابن صباغ. مقاتل الطالبیین. ص 29-50
  9. طبرسی. احتجاج. ج 2
  10. امین، سیدمحسن. اعیان الشیعه. 1
  11. لسان‌العرب (مادﺓ «حسن»)
  12. شرح باب حادی عشر. ص 69-89.
  13. مدرسی، محمدتقی. زندگینامه چهارده معصوم. ترجمه محمدصادق شریعت، تهران: انتشارات محبان‌الحسین، 1380، ص 319-384
  14. امینی. الغدیر. ج 11، ص 5؛ میبدی. کشف‌الاسرار. ج 8، ص 45؛ المستدرک. ج 3، ص 137؛ ابن حنبل. مسند. ج 1، ص 101؛ اسدالغابه. ج 5، ص 269.