پرش به محتوا

تعزیرات: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''تعزيرات،''' تأديبی مادون حدّ شرعي. تعزير، در لغت، منع كردن،<sup>1</sup> نكوهيدن،<sup>2</sup> ملامت كردن<sup>3</sup> است و در دو معني، استفاده مي‌‌شود: تأديب غير مجرم، مانند تأديب فرزند توسط پدر؛ مجازات جرايمی كه قانون براي آن‌ها حد تعيين نكرده است، خواه نا...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''تعزيرات،''' تأديبی مادون حدّ شرعي.
'''تعزیرات،''' تأدیبی مادون حدّ شرعی.


تعزير، در لغت، منع كردن،<sup>1</sup> نكوهيدن،<sup>2</sup> ملامت كردن<sup>3</sup> است و در دو معني، استفاده مي‌‌شود: تأديب غير مجرم، مانند تأديب فرزند توسط پدر؛ مجازات جرايمی كه قانون براي آن‌ها حد تعيين نكرده است، خواه ناظر به حقوق عمومي يا خصوصي باشد.<sup>4</sup> حداكثر تعزير، در قانون، معيّن است و نبايد به اندازة حدّ، باشد، در صورتي كه حداقل تعزيرات را قاضي دادگاه مشخص مي‌كند، نيز قانون اسلام، برخي تعزيرات را به صورت قاطع، معيّن كرده است.<sup>5</sup> كه شامل پنج مورد از جرايم جنسي است؛<sup>6</sup> در اين مورد، تنها بر حسب نوع جرم، مجازات حدّ يا تعزير، براي آن تعيين مي‌شود، زيرا جرايم مستوجب حدّ، محدود و مشخص هستند.<sup>7</sup> تعزير، داراي انواعي است: تعزير به اخذ مال، يا جزاي نقدي؛<sup>8</sup> تعزير به سلب، يا دادن حكم اعدام؛<sup>9</sup> تعزير مقدّر، يا تعزيري كه قانون شرع، نوع و مقدار آن را معين كرده است.<sup>10</sup>  
تعزیر، در لغت، منع کردن،<ref>انیس ابراهیم و ... . '''''تهذیب‌اللغه'''''. 2/129-130.</ref> نکوهیدن،<sup>2</sup> ملامت کردن<sup>3</sup> است و در دو معنی، استفاده می‌‌شود: تأدیب غیر مجرم، مانند تأدیب فرزند توسط پدر؛ مجازات جرایمی که قانون برای آن‌ها حد تعیین نکرده است، خواه ناظر به حقوق عمومی یا خصوصی باشد.<sup>4</sup> حداکثر تعزیر، در قانون، معیّن است و نباید به اندازه حدّ، باشد، در صورتی که حداقل تعزیرات را قاضی دادگاه مشخص می‌کند، نیز قانون اسلام، برخی تعزیرات را به صورت قاطع، معیّن کرده است.<sup>5</sup> که شامل پنج مورد از جرایم جنسی است؛<sup>6</sup> در این مورد، تنها بر حسب نوع جرم، مجازات حدّ یا تعزیر، برای آن تعیین می‌شود، زیرا جرایم مستوجب حدّ، محدود و مشخص هستند.<sup>7</sup> تعزیر، دارای انواعی است: تعزیر به اخذ مال، یا جزای نقدی؛<sup>8</sup> تعزیر به سلب، یا دادن حکم اعدام؛<sup>9</sup> تعزیر مقدّر، یا تعزیری که قانون شرع، نوع و مقدار آن را معین کرده است.<sup>10</sup>  




'''مآخذ:'''
'''مآخذ:'''


1.    انيس ابراهيم و ... . '''''تهذيب‌اللغة'''''. 2/129-130.
1.    


2.    منتهي‌الارب؛ '''''فرهنگ''''' '''''نفيسي''''' (ناظم الاطباء).
2.    منتهی‌الارب؛ '''''فرهنگ''''' '''''نفیسی''''' (ناظم الاطباء).


3.    اقرب الموارد.
3.    اقرب الموارد.


4.    جعفري لنگرودي، محمدجعفر. '''''مسبوط''''' '''''در''''' '''''ترمينولوژي''''' '''''حقوق'''''. تهران: گنج دانش، 2/1288.
4.    جعفری لنگرودی، محمدجعفر. '''''مسبوط''''' '''''در''''' '''''ترمینولوژی''''' '''''حقوق'''''. تهران: گنج دانش، 2/1288.


5.    همو. '''''ترمينولوژي''''' '''''حقوق'''''. ص163.
5.    همو. '''''ترمینولوژی''''' '''''حقوق'''''. ص163.


6.    همو. '''''مسبوط'''''... . 2/1288.
6.    همو. '''''مسبوط'''''... . 2/1288.


7.    همو. '''''ترمينولوژي''''' '''''حقوق'''''. همانجا.
7.    همو. '''''ترمینولوژی''''' '''''حقوق'''''. همانجا.


8.    همو. '''''مسبوط'''''... . همانجا.
8.    همو. '''''مسبوط'''''... . همانجا.


9.    '''''سلوك''''' '''''الملوك'''''. ص490.
9.    '''''سلوک''''' '''''الملوک'''''. ص490.


10.  نجفي، محمدحسن. '''''جواهر''''' '''''الكلام'''''. داراحياء التراث العربي، 1981م، 6/465، 12- 16.
10.  نجفی، محمدحسن. '''''جواهر''''' '''''الکلام'''''. داراحیاء التراث العربی، 1981م، 6/465، 12- 16.




اسدالله معظمی گودرزی
اسدالله معظمی گودرزی

نسخهٔ ‏۱۹ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۵۸

تعزیرات، تأدیبی مادون حدّ شرعی.

تعزیر، در لغت، منع کردن،[۱] نکوهیدن،2 ملامت کردن3 است و در دو معنی، استفاده می‌‌شود: تأدیب غیر مجرم، مانند تأدیب فرزند توسط پدر؛ مجازات جرایمی که قانون برای آن‌ها حد تعیین نکرده است، خواه ناظر به حقوق عمومی یا خصوصی باشد.4 حداکثر تعزیر، در قانون، معیّن است و نباید به اندازه حدّ، باشد، در صورتی که حداقل تعزیرات را قاضی دادگاه مشخص می‌کند، نیز قانون اسلام، برخی تعزیرات را به صورت قاطع، معیّن کرده است.5 که شامل پنج مورد از جرایم جنسی است؛6 در این مورد، تنها بر حسب نوع جرم، مجازات حدّ یا تعزیر، برای آن تعیین می‌شود، زیرا جرایم مستوجب حدّ، محدود و مشخص هستند.7 تعزیر، دارای انواعی است: تعزیر به اخذ مال، یا جزای نقدی؛8 تعزیر به سلب، یا دادن حکم اعدام؛9 تعزیر مقدّر، یا تعزیری که قانون شرع، نوع و مقدار آن را معین کرده است.10


مآخذ:

1.    

2.    منتهی‌الارب؛ فرهنگ نفیسی (ناظم الاطباء).

3.    اقرب الموارد.

4.    جعفری لنگرودی، محمدجعفر. مسبوط در ترمینولوژی حقوق. تهران: گنج دانش، 2/1288.

5.    همو. ترمینولوژی حقوق. ص163.

6.    همو. مسبوط... . 2/1288.

7.    همو. ترمینولوژی حقوق. همانجا.

8.    همو. مسبوط... . همانجا.

9.    سلوک الملوک. ص490.

10.  نجفی، محمدحسن. جواهر الکلام. داراحیاء التراث العربی، 1981م، 6/465، 12- 16.


اسدالله معظمی گودرزی

  1. انیس ابراهیم و ... . تهذیب‌اللغه. 2/129-130.