پرش به محتوا

جرم: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''جرم،''' فعل يا ترك فعل مخالف با قانون. واژة جرم، برگرفته از ريشة جَرَمَ، به معني قطع كردن<sup>1</sup> و بريدن ميوه از درخت<sup>2</sup> است؛ در ادبيات فارسي، جرم، بيشتر در معناي گناه استفاده شده است.<sup>3</sup> جرم، در فقه، عبارت است از انجام دادن فعل يا گفتن ق...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''جرم،''' فعل يا ترك فعل مخالف با قانون.
جرم، فعل یا ترک فعل مخالف با قانون.


واژة جرم، برگرفته از ريشة جَرَمَ، به معني قطع كردن<sup>1</sup> و بريدن ميوه از درخت<sup>2</sup> است؛ در ادبيات فارسي، جرم، بيشتر در معناي گناه استفاده شده است.<sup>3</sup> جرم، در فقه، عبارت است از انجام دادن فعل يا گفتن قولي، كه مطابق با قانون اسلام، حرام شمرده شده و كيفري براي انجام آن مقرر شده است؛ نيز ترك فعل يا گفتن قولي است كه قانون اسلام آن را واجب شمرده و براي آن كيفر مقرر داشته است.<sup>4</sup> از ديدگاه حقوق‌دانان جرم، فعل يا ترك فعلي است كه از نظر خارجي، به نظم، صلح و آرامش، لطمه وارد كرده و قانون نيز، توسط مجازات، ضمانت اجرايي براي آن فراهم مي‌كند.<sup>5</sup> جرم از ديدگاه فقها، مخالفت با اوامر و نواهي كتاب و سنت است يا ارتكاب عملي كه به تباهي فرد مي‌انجامد.<sup>6</sup> مادة 2 قانون سابق راجع به مجازات اسلامي مصوّب 21 مهرماه 1361ش، جرم را چنين تعريف مي‌كند: «هر فعل يا ترك فعلي كه مطابق با قانون، قابل مجازات يا مستلزم اقدامات تأميني و تربيتي باشد، جرم محسوب است و هيچ امري را نمي‌توان جرم دانست مگر اين‌كه به موجب قانون براي آن مجازات يا اقدامات تأميني يا تربيتي، تعيين شده باشد»؛ نيز مادة 2 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370ش، جرم را فعل یا ترک فعلی می‌داند که در قانون برای آن مجازات تعيين شده باشد.<sup>7</sup> عناصر جرم عبارتند از: 1) عنصر قانوني جرم؛ يعني، قانون، فعل یا ترك فعلي را تحت عنوان جرم، قانون‌گذاري و مجازات آن را بيان كرده باشد؛<sup>8</sup> 2) عنصر مادي جرم؛ يعني، فعل يا ترك فعلي كه قانون آن را جرم دانسته است، تحقق خارجي يافته، توسط مجرم در خارج انجام گيرد؛<sup>9</sup> 3) عنصر معنوي يا رواني؛ يعني، عمد، سوء نيّت، يا قصد مجرمانه، يا خطايي كه مجرم در اثر آن جرم مرتكب شده است؛<sup>10</sup> براي احراز مجرميّت مجرم و مجازات او علاوه بر وجود عملي مادي، مجرم بايد از نظر رواني، قصد و عمد براي ارتكاب به جرم داشته باشد.<sup>11</sup> بر اين اساس، دو گونه از جرايم تعريف مي‌شود: 1) جرايم عمدي، كه مجرم با قصد مجرمانه عملي را انجام داده، يا از انجام عملي خودداري كرده است؛ 2) خطاي جزايي و جرايم غير عمدي كه رفتاري است حاصل از بي‌احتياطي و سهل‌‌انگاري.<sup>12</sup> جرايم بر اساس زمان انجام جرم، دو گونه هستند: 1) جرم آني؛ يعني جرمي كه در زمان بسيار كوتاه انجام مي‌‌شود و جرم مستمر؛ يعني، جرمي كه تحقق آن به استمرار زماني وابسته بوده و يا مجرم آن را در مدتي ممتد دنبال كرده باشد.<sup>13</sup> از نظر محدودة عموميت اجتماعي، جرم به دو نوع جرم اختصاصي؛ يعني، جرايمي كه افراد جامعه از آن زيان برند و جرم اجتماعي؛ يعني جرمي كه هدف آن، تأمين منافع اجتماعي باشد و اژگون كردن تشكيلات اجتماعي، تقسيم مي‌شود.<sup>14</sup> از نظر تعيين مجازات قانوني براي جرم، جرم جزايي؛ يعني، جرمي كه قانون براي آن مجازات معين كرده است (جنحه)، در مقابل جرم مدني؛ يعني، فعل يا ترك فعلي كه باعث آسيب رسانيدن به ديگري شده و مشمول تعريف جرم نيست و فاقد عناصر عمومي جرم است، قابل تعريف است.<sup>15</sup> جرم اعتيادي يا جرم مركب، جرمي است، مركب از چند عمل كه هر يك به تنهايي قابل تعقيب نيست و در مقابل جرم ساده؛ يعني، جرمي كه با عمل واحد محقق شود قرار مي‌گيرد.<sup>16</sup> جرم سياسي، جرمي است عليه سازمان‌ها و طرز ادارة حكومت و یا عليه حقوق ناشي از آن كه در مقابل جرم عادي تعريف مي‌شود.<sup>17</sup> نوع ديگري از جرم، جرم عقيم است كه تمامي عناصر جرم را دارد، ولي به علتي، نتيجة مطلوب مجرم، صورت خارجي نمي‌يابد؛ اين جرم در مقابل جرم معلق؛ يعني، جرمي كه علت خارجي، مانع به نتيجه رسيدن تلاش مجرم مي‌گردد، استفاده مي‌شود.<sup>18</sup> جرم دائم يا جرم متصّل، جرمي است كه پس از وقوع نيز باقي مي‌ماند؛ مانند جعل سند.<sup>19</sup> گونه دیگری از جرایم جرم جمعي است؛ يعني، چند عمل متوالي كه هر يك و همگي جرم باشند.<sup>20</sup> جرم انضباطي، يا تقصير انضباطي، به معني نقض مقررات صنفي است.<sup>21</sup> جرم محال، جرمي است كه تحقق جرم توسط مجرم با توجه به وضع يا وسايل ارتكاب به جرم، محال باشد؛ هر چند كه مجرم تمامي تلاش خود را كرده باشد.<sup>22</sup>  
واژه جرم، برگرفته از ریشه جَرَمَ، به معنی قطع کردن<sup>1</sup> و بریدن میوه از درخت<sup>2</sup> است؛ در ادبیات فارسی، جرم، بیشتر در معنای گناه استفاده شده است.<sup>3</sup> جرم، در فقه، عبارت است از انجام دادن فعل یا گفتن قولی، که مطابق با قانون اسلام، حرام شمرده شده و کیفری برای انجام آن مقرر شده است؛ نیز ترک فعل یا گفتن قولی است که قانون اسلام آن را واجب شمرده و برای آن کیفر مقرر داشته است.<sup>4</sup> از دیدگاه حقوق‌دانان جرم، فعل یا ترک فعلی است که از نظر خارجی، به نظم، صلح و آرامش، لطمه وارد کرده و قانون نیز، توسط مجازات، ضمانت اجرایی برای آن فراهم می‌کند.<sup>5</sup> جرم از دیدگاه فقها، مخالفت با اوامر و نواهی کتاب و سنت است یا ارتکاب عملی که به تباهی فرد می‌انجامد.<sup>6</sup> ماده 2 قانون سابق راجع به مجازات اسلامی مصوّب 21 مهرماه 1361ش، جرم را چنین تعریف می‌کند: «هر فعل یا ترک فعلی که مطابق با قانون، قابل مجازات یا مستلزم اقدامات تأمینی و تربیتی باشد، جرم محسوب است و هیچ امری را نمی‌توان جرم دانست مگر این‌که به موجب قانون برای آن مجازات یا اقدامات تأمینی یا تربیتی، تعیین شده باشد»؛ نیز ماده 2 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370ش، جرم را فعل یا ترک فعلی می‌داند که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد.<sup>7</sup> عناصر جرم عبارتند از: 1) عنصر قانونی جرم؛ یعنی، قانون، فعل یا ترک فعلی را تحت عنوان جرم، قانون‌گذاری و مجازات آن را بیان کرده باشد؛<sup>8</sup> 2) عنصر مادی جرم؛ یعنی، فعل یا ترک فعلی که قانون آن را جرم دانسته است، تحقق خارجی یافته، توسط مجرم در خارج انجام گیرد؛<sup>9</sup> 3) عنصر معنوی یا روانی؛ یعنی، عمد، سوء نیّت، یا قصد مجرمانه، یا خطایی که مجرم در اثر آن جرم مرتکب شده است؛<sup>10</sup> برای احراز مجرمیّت مجرم و مجازات او علاوه بر وجود عملی مادی، مجرم باید از نظر روانی، قصد و عمد برای ارتکاب به جرم داشته باشد.<sup>11</sup> بر این اساس، دو گونه از جرایم تعریف می‌شود: 1) جرایم عمدی، که مجرم با قصد مجرمانه عملی را انجام داده، یا از انجام عملی خودداری کرده است؛ 2) خطای جزایی و جرایم غیر عمدی که رفتاری است حاصل از بی‌احتیاطی و سهل‌‌انگاری.<sup>12</sup> جرایم بر اساس زمان انجام جرم، دو گونه هستند: 1) جرم آنی؛ یعنی جرمی که در زمان بسیار کوتاه انجام می‌‌شود و جرم مستمر؛ یعنی، جرمی که تحقق آن به استمرار زمانی وابسته بوده و یا مجرم آن را در مدتی ممتد دنبال کرده باشد.<sup>13</sup> از نظر محدوده عمومیت اجتماعی، جرم به دو نوع جرم اختصاصی؛ یعنی، جرایمی که افراد جامعه از آن زیان برند و جرم اجتماعی؛ یعنی جرمی که هدف آن، تأمین منافع اجتماعی باشد و اژگون کردن تشکیلات اجتماعی، تقسیم می‌شود.<sup>14</sup> از نظر تعیین مجازات قانونی برای جرم، جرم جزایی؛ یعنی، جرمی که قانون برای آن مجازات معین کرده است (جنحه)، در مقابل جرم مدنی؛ یعنی، فعل یا ترک فعلی که باعث آسیب رسانیدن به دیگری شده و مشمول تعریف جرم نیست و فاقد عناصر عمومی جرم است، قابل تعریف است.<sup>15</sup> جرم اعتیادی یا جرم مرکب، جرمی است، مرکب از چند عمل که هر یک به تنهایی قابل تعقیب نیست و در مقابل جرم ساده؛ یعنی، جرمی که با عمل واحد محقق شود قرار می‌گیرد.<sup>16</sup> جرم سیاسی، جرمی است علیه سازمان‌ها و طرز اداره حکومت و یا علیه حقوق ناشی از آن که در مقابل جرم عادی تعریف می‌شود.<sup>17</sup> نوع دیگری از جرم، جرم عقیم است که تمامی عناصر جرم را دارد، ولی به علتی، نتیجه مطلوب مجرم، صورت خارجی نمی‌یابد؛ این جرم در مقابل جرم معلق؛ یعنی، جرمی که علت خارجی، مانع به نتیجه رسیدن تلاش مجرم می‌گردد، استفاده می‌شود.<sup>18</sup> جرم دائم یا جرم متصّل، جرمی است که پس از وقوع نیز باقی می‌ماند؛ مانند جعل سند.<sup>19</sup> گونه دیگری از جرایم جرم جمعی است؛ یعنی، چند عمل متوالی که هر یک و همگی جرم باشند.<sup>20</sup> جرم انضباطی، یا تقصیر انضباطی، به معنی نقض مقررات صنفی است.<sup>21</sup> جرم محال، جرمی است که تحقق جرم توسط مجرم با توجه به وضع یا وسایل ارتکاب به جرم، محال باشد؛ هر چند که مجرم تمامی تلاش خود را کرده باشد.<sup>22</sup>  


'''مآخذ:'''
'''مآخذ:'''


1.     فيض، علي‌رضا. '''''مقارنه و تطبيق در حقوق جزاي عمومي اسلام'''''. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1376.
1.     فیض، علی‌رضا. '''''مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام'''''. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376.


2.     حسين بن محمد معروف به راغب اصفهاني. '''''المفردات في غريب القرآن'''''. مكتبة مرتضويه. ذيل مادة جرم.
2.     حسین بن محمد معروف به راغب اصفهانی. '''''المفردات فی غریب القرآن'''''. مکتبه مرتضویه. ذیل ماده جرم.


3.     '''''مقارنه و تطبيق'''''... . همانجا.
3.     '''''مقارنه و تطبیق'''''... . همانجا.


4.     همان. 17.
4.     همان. 17.


5.     نوربها، رضا. '''''زمينة حقوق جزاي عمومي'''''. تهران: دادآفرين، 152.
5.     نوربها، رضا. '''''زمینه حقوق جزای عمومی'''''. تهران: دادآفرین، 152.


6.     همان. 153.
6.     همان. 153.
خط ۱۹: خط ۱۹:
7.     همان. 155.
7.     همان. 155.


8.     '''''مقارنه و تطبيق'''''. 85.
8.     '''''مقارنه و تطبیق'''''. 85.


9.     همان. 85.
9.     همان. 85.
خط ۲۵: خط ۲۵:
10.  همان. 86.
10.  همان. 86.


11.  '''''زمينة حقوق جزاي عمومي'''''. 183.
11.  '''''زمینه حقوق جزای عمومی'''''. 183.


12.  جعفري‌لنگرودي، محمدجعفر. '''''مسبوط در ترمينولوژي حقوق'''''. تهران: گنج دانش، ج1، 1540 و 1541.
12.  جعفری‌لنگرودی، محمدجعفر. '''''مسبوط در ترمینولوژی حقوق'''''. تهران: گنج دانش، ج1، 1540 و 1541.


13.  همان. 1537 و 1543.
13.  همان. 1537 و 1543.

نسخهٔ ‏۱۹ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۵:۰۸

جرم، فعل یا ترک فعل مخالف با قانون.

واژه جرم، برگرفته از ریشه جَرَمَ، به معنی قطع کردن1 و بریدن میوه از درخت2 است؛ در ادبیات فارسی، جرم، بیشتر در معنای گناه استفاده شده است.3 جرم، در فقه، عبارت است از انجام دادن فعل یا گفتن قولی، که مطابق با قانون اسلام، حرام شمرده شده و کیفری برای انجام آن مقرر شده است؛ نیز ترک فعل یا گفتن قولی است که قانون اسلام آن را واجب شمرده و برای آن کیفر مقرر داشته است.4 از دیدگاه حقوق‌دانان جرم، فعل یا ترک فعلی است که از نظر خارجی، به نظم، صلح و آرامش، لطمه وارد کرده و قانون نیز، توسط مجازات، ضمانت اجرایی برای آن فراهم می‌کند.5 جرم از دیدگاه فقها، مخالفت با اوامر و نواهی کتاب و سنت است یا ارتکاب عملی که به تباهی فرد می‌انجامد.6 ماده 2 قانون سابق راجع به مجازات اسلامی مصوّب 21 مهرماه 1361ش، جرم را چنین تعریف می‌کند: «هر فعل یا ترک فعلی که مطابق با قانون، قابل مجازات یا مستلزم اقدامات تأمینی و تربیتی باشد، جرم محسوب است و هیچ امری را نمی‌توان جرم دانست مگر این‌که به موجب قانون برای آن مجازات یا اقدامات تأمینی یا تربیتی، تعیین شده باشد»؛ نیز ماده 2 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370ش، جرم را فعل یا ترک فعلی می‌داند که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد.7 عناصر جرم عبارتند از: 1) عنصر قانونی جرم؛ یعنی، قانون، فعل یا ترک فعلی را تحت عنوان جرم، قانون‌گذاری و مجازات آن را بیان کرده باشد؛8 2) عنصر مادی جرم؛ یعنی، فعل یا ترک فعلی که قانون آن را جرم دانسته است، تحقق خارجی یافته، توسط مجرم در خارج انجام گیرد؛9 3) عنصر معنوی یا روانی؛ یعنی، عمد، سوء نیّت، یا قصد مجرمانه، یا خطایی که مجرم در اثر آن جرم مرتکب شده است؛10 برای احراز مجرمیّت مجرم و مجازات او علاوه بر وجود عملی مادی، مجرم باید از نظر روانی، قصد و عمد برای ارتکاب به جرم داشته باشد.11 بر این اساس، دو گونه از جرایم تعریف می‌شود: 1) جرایم عمدی، که مجرم با قصد مجرمانه عملی را انجام داده، یا از انجام عملی خودداری کرده است؛ 2) خطای جزایی و جرایم غیر عمدی که رفتاری است حاصل از بی‌احتیاطی و سهل‌‌انگاری.12 جرایم بر اساس زمان انجام جرم، دو گونه هستند: 1) جرم آنی؛ یعنی جرمی که در زمان بسیار کوتاه انجام می‌‌شود و جرم مستمر؛ یعنی، جرمی که تحقق آن به استمرار زمانی وابسته بوده و یا مجرم آن را در مدتی ممتد دنبال کرده باشد.13 از نظر محدوده عمومیت اجتماعی، جرم به دو نوع جرم اختصاصی؛ یعنی، جرایمی که افراد جامعه از آن زیان برند و جرم اجتماعی؛ یعنی جرمی که هدف آن، تأمین منافع اجتماعی باشد و اژگون کردن تشکیلات اجتماعی، تقسیم می‌شود.14 از نظر تعیین مجازات قانونی برای جرم، جرم جزایی؛ یعنی، جرمی که قانون برای آن مجازات معین کرده است (جنحه)، در مقابل جرم مدنی؛ یعنی، فعل یا ترک فعلی که باعث آسیب رسانیدن به دیگری شده و مشمول تعریف جرم نیست و فاقد عناصر عمومی جرم است، قابل تعریف است.15 جرم اعتیادی یا جرم مرکب، جرمی است، مرکب از چند عمل که هر یک به تنهایی قابل تعقیب نیست و در مقابل جرم ساده؛ یعنی، جرمی که با عمل واحد محقق شود قرار می‌گیرد.16 جرم سیاسی، جرمی است علیه سازمان‌ها و طرز اداره حکومت و یا علیه حقوق ناشی از آن که در مقابل جرم عادی تعریف می‌شود.17 نوع دیگری از جرم، جرم عقیم است که تمامی عناصر جرم را دارد، ولی به علتی، نتیجه مطلوب مجرم، صورت خارجی نمی‌یابد؛ این جرم در مقابل جرم معلق؛ یعنی، جرمی که علت خارجی، مانع به نتیجه رسیدن تلاش مجرم می‌گردد، استفاده می‌شود.18 جرم دائم یا جرم متصّل، جرمی است که پس از وقوع نیز باقی می‌ماند؛ مانند جعل سند.19 گونه دیگری از جرایم جرم جمعی است؛ یعنی، چند عمل متوالی که هر یک و همگی جرم باشند.20 جرم انضباطی، یا تقصیر انضباطی، به معنی نقض مقررات صنفی است.21 جرم محال، جرمی است که تحقق جرم توسط مجرم با توجه به وضع یا وسایل ارتکاب به جرم، محال باشد؛ هر چند که مجرم تمامی تلاش خود را کرده باشد.22

مآخذ:

1.     فیض، علی‌رضا. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376.

2.     حسین بن محمد معروف به راغب اصفهانی. المفردات فی غریب القرآن. مکتبه مرتضویه. ذیل ماده جرم.

3.     مقارنه و تطبیق... . همانجا.

4.     همان. 17.

5.     نوربها، رضا. زمینه حقوق جزای عمومی. تهران: دادآفرین، 152.

6.     همان. 153.

7.     همان. 155.

8.     مقارنه و تطبیق. 85.

9.     همان. 85.

10.  همان. 86.

11.  زمینه حقوق جزای عمومی. 183.

12.  جعفری‌لنگرودی، محمدجعفر. مسبوط در ترمینولوژی حقوق. تهران: گنج دانش، ج1، 1540 و 1541.

13.  همان. 1537 و 1543.

14.  همان. 1537.

15.  همان. 1538 و 1542.

16.  همان. 1537 و 1539.

17.  همان. 1539.

18.  همان. 1540 و 1544.

19.  همان. 1539.

20.  همان. 1538.

21.  همان. همان‌جا.

22.  همان. 1541.


اسدالله معظمی گودرزی