پرش به محتوا

حد: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''حد،''' مجازات‌هايي كه در شرع براي برخي گناهان تعيين و در قانون جزا تصريح شده است. حد، در لغت، به معني منع و بند است<sup>1</sup> و در حقوق جزا، كيفرهايي را گويند كه كم و كيف آن‌ها كاملاً معين شده و كسي نمي‌تواند آن را بيش و كم كند.<sup>2</sup> جرايم مستوجب...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''حد،''' مجازات‌هايي كه در شرع براي برخي گناهان تعيين و در قانون جزا تصريح شده است.
'''حد،''' مجازات‌هایی که در شرع برای برخی گناهان تعیین و در قانون جزا تصریح شده است.


حد، در لغت، به معني منع و بند است<sup>1</sup> و در حقوق جزا، كيفرهايي را گويند كه كم و كيف آن‌ها كاملاً معين شده و كسي نمي‌تواند آن را بيش و كم كند.<sup>2</sup> جرايم مستوجب حد، چهار گونه‌‌اند: 1) زنا و توابع آن، مانند لواط، سحقّ و قيادت؛ 2) قذف؛ 3) شرب مسكر؛ 4) سرقت؛ 5) محاربه.<sup>3</sup> كيفرهاي جرم‌هاي مستوجب حد چنين‌‌اند: - كيفرهاي مربوط به جرم زنا: 1- قتل، كيفري است براي آنكه با محارم خود زنا كند؛<sup>4</sup> كافر ذمّي كه با زن مسلمان زنا كند، خواه زن رضايت داشته باشد يا نداشته باشد و كافر بر شرايط ذمه باشد يا نباشد؛<sup>5</sup> كسي كه با عنف بازني زنا كند،<sup>6</sup> 2- رجم، كيفري است براي مرد زناكار محصني كه بازن بالغ عاقل زنا كند، خواه زن كنيز يا آزاد باشد؛ نيز زن محصنه‌اي كه با مرد بالغ عاقل زنا كند.<sup>7</sup> شروطي براي تحقق احصان لازمند: شخص، دخولِ موجبِ غسل كرده باشد؛ بالغ باشد؛ عاقل باشد؛ آزاد باشد؛ از جلو نزديكي انجام داده باشد؛ به عقد دائم ازدواج كرده باشد. نه به متعه و ...؛ رسيدن به زن خود و تمتع از او در آغاز و پايان روز برايش ممكن باشد؛ علم به نزديكي كردن با زن خود توسط اقرار كردن مرد و اقامة بيّنه بر‌آن حاصل شود.<sup>8</sup> 3- صد تازيانه، كيفري است براي مرد زناكاري كه ازدواج نكرده باشد؛ زن زناكاري كه ازدواج نكرده باشد؛ زن بالغ و عاقلي كه كودكي با او زنا كند.<sup>9</sup> 4- جمع بين صد تازيانه و رجم: كيفر مرد پيري است كه زناي محصنه كند و نيز زن پيري كه زناي محصنه كند؛ كه نخست صد تازيانه به هر يك زده شده و سپس سنگسار مي‌شوند.<sup>10</sup> 5- تازيانه، تبعيد و سرتراشيدن، كيفر پسر بالغ آزادي است كه زنا كند، نيز پسر بالغي كه زن گرفته ولي با او نزديكي نكرده است.<sup>11</sup> 6- كيفر ضِغْثْ، زدن با چوب‌هاي نازك به هم پيوسته است و كيفر بيماري است كه زنا كرده و طاقت صد تازيانه را ندارد.<sup>12</sup> 7- جمع ميان حد و تعزير، كيفر كساني است كه در ماه رمضان، يا در كعبه، يا در هر مكان و زمان مقدس، زنا كنند كه تعزير آنان با نظر و صلاحديد حاكم، معيّن مي‌شود.<sup>13</sup> ـ كيفرهاي مربوط به جرايم تابع زنا: 1- لواط: كيفر لواط. اعدام است و شيوه‌هاي آن چنين‌اند: كشتن فاعل و مفعول با شمشير؛ سوزاندن فاعل و مفعول در آتش؛ سنگسار كردن هر دو؛ پرت كردن هر دوي آن‌ها از ارتفاع بلندي چون كوه؛ افكندن ديواري بر روي آن‌ها.<sup>14</sup> 2- مساحقه: كيفر مساحقه و سحق در زنان، صد تازيانه است و فرق نمي‌كند، آزاده باشند يا كنير؛ مسلمان يا غيرمسلمان، محصن يا غيرمحصن.<sup>15</sup> 3- قيادت: قوادي آن است كه مرد يا زني، زن يا مردي را براي ارتكاب زنا يا دو مرد را براي ارتكاب عمل شنيع به هم برساند و كيفر آن هفتاد و پنج تازيانه است.<sup>16</sup> – كيفرهاي مربوط به قذف و لعان: 1- قذف، نسبت دادن زنا يا لواط به مسلمان عفيف است و مستوجب حد هشتاد تازيانه.<sup>17</sup> 2- لعان، لعنت كردن شوهر و زن است نسبت به يكديگر كه شرايطي بر آن حاكم است و مترتب چهار حكم: ساقط شدن حد از آن دو؛ از ميان رفتن فراش؛ منتقي شدن فرزند از مرد؛ نه از زن؛ حرام شدن ابدي زن و شوهر نسبت به يكديگر.<sup>18</sup> سب پيغمبر نيز از توابع لعان محسوب است كه كيفر آن كشتن دشنام دهنده است.<sup>19</sup> ـ كيفر شرب مُسكِر: مُسكِر آن‌چه را گويند كه مستي آورد كه نوشيدن يك قطره و بيشتر از آن، حرام است و مستوجب هشتاد ضربه تازيانه.<sup>20</sup> – كيفر سرقت: سرقت از معاصي كبيره است و آيات 38، 39، 42 و 43 سورة مائده، جرم سرقت و كيفر آن را مقرر كرده است. در حقوق جزاي اسلام، براي جرم سرقت در صورت تحقق شرايط آن، چهارگونه كيفر قانونگذاري شده است؛ حد سارق در مرتبة نخست، قطع چهار انگشت دست راست؛ در صورت كه حد دربارة او اجرا شده و بار ديگر مرتكب جرم سرقت شود، قطع پاي چپ، از پايين برجستگي پشت به گونه‌اي كه پاشنه و قسمتي از كف پا باقي‌بماند؛ در صورتيكه كيفر دوم دربارة او اجرا شده باشد و براي سومين بار دست به سرقت بزند، كيفر او زندان است؛ هرگاه در زندان از خود، كه جاي دربسته و قفل شده، محفظه و صندوق است؛ سرقت كند، در اين چهارمين بار، كشته مي‌شود.<sup>21</sup> – كيفر محاربه: محارب، كسي است كه سلاح خود را برهنه يا حمل كند كه مردم را بترساند و در زمين، تبهكاري اراده كند، اگر چه يك نفر باشد، براي ترسانيدن يك نفر، در خشكي يا دريا، در شهر يا غير شهر، شب يا روز.<sup>22</sup> كيفر محارب، اعدام، يا به دار آويختن، يا دست و پا از راست و چپ بريدن، يا تبعيد كردن است.<sup>23</sup>  
حد، در لغت، به معنی منع و بند است<ref>دهخدا، علی‌اکبر. '''''لغت‌نامه دهخدا'''''. تهران: مؤسسه لغت‌نامه دهخدا،  جلد 6، ص.8785.</ref> و در حقوق جزا، کیفرهایی را گویند که کم و کیف آن‌ها کاملاً معین شده و کسی نمی‌تواند آن را بیش و کم کند<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 254.  </ref>. جرایم مستوجب حد، چهار گونه‌‌اند:  
 
# زنا و توابع آن، مانند لواط، سحقّ و قیادت؛
# قذف؛
# شرب مسکر؛
# سرقت؛  
# محاربه<ref>فیض، علی‌رضا'''''. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام'''''. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.395.</ref>.
 
کیفرهای جرم‌های مستوجب حد چنین‌‌اند: - کیفرهای مربوط به جرم زنا: 1- قتل، کیفری است برای آنکه با محارم خود زنا کند؛<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 313.  </ref> کافر ذمّی که با زن مسلمان زنا کند، خواه زن رضایت داشته باشد یا نداشته باشد و کافر بر شرایط ذمه باشد یا نباشد؛<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 311-313.</ref> کسی که با عنف بازنی زنا کند،<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 315.  </ref><ref>'''''علم''''' '''''الهدی''''' (سیدمرتضی). الانتصار. نجف: حیدریه، 1391، ص.261.</ref> 2- رجم، کیفری است برای مرد زناکار محصنی که بازن بالغ عاقل زنا کند، خواه زن کنیز یا آزاد باشد؛ نیز زن محصنه‌ای که با مرد بالغ عاقل زنا کند<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 319.</ref>. شروطی برای تحقق احصان لازمند: شخص، دخولِ موجبِ غسل کرده باشد؛ بالغ باشد؛ عاقل باشد؛ آزاد باشد؛ از جلو نزدیکی انجام داده باشد؛ به عقد دائم ازدواج کرده باشد. نه به متعه و ...؛ رسیدن به زن خود و تمتع از او در آغاز و پایان روز برایش ممکن باشد؛ علم به نزدیکی کردن با زن خود توسط اقرار کردن مرد و اقامه بیّنه بر‌آن حاصل شود.<ref>شهید ثانی. '''''کتاب''''' '''''حدود'''''. فصل 1، احکام زنا.</ref> 3- صد تازیانه، کیفری است برای مرد زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن بالغ و عاقلی که کودکی با او زنا کند.<sup>9</sup> 4- جمع بین صد تازیانه و رجم: کیفر مرد پیری است که زنای محصنه کند و نیز زن پیری که زنای محصنه کند؛ که نخست صد تازیانه به هر یک زده شده و سپس سنگسار می‌شوند.<sup>10</sup> 5- تازیانه، تبعید و سرتراشیدن، کیفر پسر بالغ آزادی است که زنا کند، نیز پسر بالغی که زن گرفته ولی با او نزدیکی نکرده است.<sup>11</sup> 6- کیفر ضِغْثْ، زدن با چوب‌های نازک به هم پیوسته است و کیفر بیماری است که زنا کرده و طاقت صد تازیانه را ندارد.<sup>12</sup> 7- جمع میان حد و تعزیر، کیفر کسانی است که در ماه رمضان، یا در کعبه، یا در هر مکان و زمان مقدس، زنا کنند که تعزیر آنان با نظر و صلاحدید حاکم، معیّن می‌شود.<sup>13</sup> ـ کیفرهای مربوط به جرایم تابع زنا: 1- لواط: کیفر لواط. اعدام است و شیوه‌های آن چنین‌اند: کشتن فاعل و مفعول با شمشیر؛ سوزاندن فاعل و مفعول در آتش؛ سنگسار کردن هر دو؛ پرت کردن هر دوی آن‌ها از ارتفاع بلندی چون کوه؛ افکندن دیواری بر روی آن‌ها.<sup>14</sup> 2- مساحقه: کیفر مساحقه و سحق در زنان، صد تازیانه است و فرق نمی‌کند، آزاده باشند یا کنیر؛ مسلمان یا غیرمسلمان، محصن یا غیرمحصن.<sup>15</sup> 3- قیادت: قوادی آن است که مرد یا زنی، زن یا مردی را برای ارتکاب زنا یا دو مرد را برای ارتکاب عمل شنیع به هم برساند و کیفر آن هفتاد و پنج تازیانه است.<sup>16</sup> – کیفرهای مربوط به قذف و لعان: 1- قذف، نسبت دادن زنا یا لواط به مسلمان عفیف است و مستوجب حد هشتاد تازیانه.<sup>17</sup> 2- لعان، لعنت کردن شوهر و زن است نسبت به یکدیگر که شرایطی بر آن حاکم است و مترتب چهار حکم: ساقط شدن حد از آن دو؛ از میان رفتن فراش؛ منتقی شدن فرزند از مرد؛ نه از زن؛ حرام شدن ابدی زن و شوهر نسبت به یکدیگر.<sup>18</sup> سب پیغمبر نیز از توابع لعان محسوب است که کیفر آن کشتن دشنام دهنده است.<sup>19</sup> ـ کیفر شرب مُسکِر: مُسکِر آن‌چه را گویند که مستی آورد که نوشیدن یک قطره و بیشتر از آن، حرام است و مستوجب هشتاد ضربه تازیانه.<sup>20</sup> – کیفر سرقت: سرقت از معاصی کبیره است و آیات 38، 39، 42 و 43 سوره مائده، جرم سرقت و کیفر آن را مقرر کرده است. در حقوق جزای اسلام، برای جرم سرقت در صورت تحقق شرایط آن، چهارگونه کیفر قانونگذاری شده است؛ حد سارق در مرتبه نخست، قطع چهار انگشت دست راست؛ در صورت که حد درباره او اجرا شده و بار دیگر مرتکب جرم سرقت شود، قطع پای چپ، از پایین برجستگی پشت به گونه‌ای که پاشنه و قسمتی از کف پا باقی‌بماند؛ در صورتیکه کیفر دوم درباره او اجرا شده باشد و برای سومین بار دست به سرقت بزند، کیفر او زندان است؛ هرگاه در زندان از خود، که جای دربسته و قفل شده، محفظه و صندوق است؛ سرقت کند، در این چهارمین بار، کشته می‌شود.<sup>21</sup> – کیفر محاربه: محارب، کسی است که سلاح خود را برهنه یا حمل کند که مردم را بترساند و در زمین، تبهکاری اراده کند، اگر چه یک نفر باشد، برای ترسانیدن یک نفر، در خشکی یا دریا، در شهر یا غیر شهر، شب یا روز.<sup>22</sup> کیفر محارب، اعدام، یا به دار آویختن، یا دست و پا از راست و چپ بریدن، یا تبعید کردن است.<sup>23</sup>




'''مآخذ:'''
'''مآخذ:'''


1.    دهخدا، علي‌اكبر. '''''لغت‌نامة دهخدا'''''. تهران: مؤسسة لغت‌نامة دهخدا، 6/8785.
1.    
 
2.     نجفي، محمدحسن. '''''جواهرالكلام'''''. بيروت: دارالاحياء التراث العربي، 41/254.


3.    فيض، علي‌رضا'''''. مقارنه و تطبيق در حقوق جزاي عمومي اسلام'''''. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، 395.
2.    


4.    '''''جواهرالكلام'''''. 41/313.
3.    


5.    همان. همانجا. 311- 316.
4.    5.    


6.    همان. 42/315؛ '''''علم''''' '''''الهدي''''' (سيدمرتضي). الانتصار. نجف: حيدريه، 1391، 261.
6.    


7.    '''''جواهرالكلام'''''. 41/319.
7.    


8.    شهيد ثاني. '''''كتاب''''' '''''حدود'''''. فصل 1، احكام زنا.
8.    


9.    '''''مقارنه''''' '''''و''''' '''''تطبيق'''''... . 409.
9.    '''''مقارنه''''' '''''و''''' '''''تطبیق'''''... . 409.


10.  خميني، روح‌الله الموسوي. تحرير الوسيله. نجف: مطبعة‌الآداب، 1390ق، 2/463.
10.  خمینی، روح‌الله الموسوی. تحریر الوسیله. نجف: مطبعه‌الآداب، 1390ق، 2/463.


11.  شهيد ثاني. ج2، باب حدود.
11.  شهید ثانی. ج2، باب حدود.


12.  '''''جواهرالكلام'''''. 41/329.
12.  '''''جواهرالکلام'''''. 41/329.


13.  شهيد اول، كتاب حدود، فصل زنا.
13.  شهید اول، کتاب حدود، فصل زنا.


14.  '''''مقارنه''''' '''''و''''' '''''تطبيق'''''. 426.
14.  '''''مقارنه''''' '''''و''''' '''''تطبیق'''''. 426.


15.  شهيد ثاني. '''''شرح اللمعه الروضة البهيه في شرح اللمعه الدمشقيه'''''. چاپ سنگي دارالطباعه دارالخلافه، 1286ق، باب حدود.
15.  شهید ثانی. '''''شرح اللمعه الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه'''''. چاپ سنگی دارالطباعه دارالخلافه، 1286ق، باب حدود.


16.  همان؛ '''''جواهرالكلام'''''. 41/399؛ '''''تحريرالوسيله'''''. 2/471.
16.  همان؛ '''''جواهرالکلام'''''. 41/399؛ '''''تحریرالوسیله'''''. 2/471.


17.  '''''مقارنه و تطبيق'''''. 429. سورة 24/ 5 و 6.
17.  '''''مقارنه و تطبیق'''''. 429. سوره 24/ 5 و 6.


18.  '''''مقارنه و تطبيق'''''. 443.
18.  '''''مقارنه و تطبیق'''''. 443.


19.  '''''جواهرالكلام'''''. 41/432.
19.  '''''جواهرالکلام'''''. 41/432.


20.  '''''مقارنه و تطبيق'''''. 448؛ شيخ طوسي. '''''كتاب الخلاف'''''. ج3، كتاب اشربه، 221.
20.  '''''مقارنه و تطبیق'''''. 448؛ شیخ طوسی. '''''کتاب الخلاف'''''. ج3، کتاب اشربه، 221.


21.  '''''مقارنه و تطبيق'''''. 455.
21.  '''''مقارنه و تطبیق'''''. 455.


22.  آيت‌الله العظمي خميني، به نقل از علي‌رضا فيض'''''. مقارنه و تطبيق'''''. 467؛ '''''جواهرالكلام'''''. 41/564؛ سورة 5/ 38 و 39.
22.  آیت‌الله العظمی خمینی، به نقل از علی‌رضا فیض'''''. مقارنه و تطبیق'''''. 467؛ '''''جواهرالکلام'''''. 41/564؛ سوره 5/ 38 و 39.


23.  مقارنه و تطبيق. ص 467.  
23.  مقارنه و تطبیق. ص 467.  


اسدالله معظمی گودرزی
اسدالله معظمی گودرزی

نسخهٔ ‏۳۱ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۲۱:۳۹

حد، مجازات‌هایی که در شرع برای برخی گناهان تعیین و در قانون جزا تصریح شده است.

حد، در لغت، به معنی منع و بند است[۱] و در حقوق جزا، کیفرهایی را گویند که کم و کیف آن‌ها کاملاً معین شده و کسی نمی‌تواند آن را بیش و کم کند[۲]. جرایم مستوجب حد، چهار گونه‌‌اند:

  1. زنا و توابع آن، مانند لواط، سحقّ و قیادت؛
  2. قذف؛
  3. شرب مسکر؛
  4. سرقت؛
  5. محاربه[۳].

کیفرهای جرم‌های مستوجب حد چنین‌‌اند: - کیفرهای مربوط به جرم زنا: 1- قتل، کیفری است برای آنکه با محارم خود زنا کند؛[۴] کافر ذمّی که با زن مسلمان زنا کند، خواه زن رضایت داشته باشد یا نداشته باشد و کافر بر شرایط ذمه باشد یا نباشد؛[۵] کسی که با عنف بازنی زنا کند،[۶][۷] 2- رجم، کیفری است برای مرد زناکار محصنی که بازن بالغ عاقل زنا کند، خواه زن کنیز یا آزاد باشد؛ نیز زن محصنه‌ای که با مرد بالغ عاقل زنا کند[۸]. شروطی برای تحقق احصان لازمند: شخص، دخولِ موجبِ غسل کرده باشد؛ بالغ باشد؛ عاقل باشد؛ آزاد باشد؛ از جلو نزدیکی انجام داده باشد؛ به عقد دائم ازدواج کرده باشد. نه به متعه و ...؛ رسیدن به زن خود و تمتع از او در آغاز و پایان روز برایش ممکن باشد؛ علم به نزدیکی کردن با زن خود توسط اقرار کردن مرد و اقامه بیّنه بر‌آن حاصل شود.[۹] 3- صد تازیانه، کیفری است برای مرد زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن بالغ و عاقلی که کودکی با او زنا کند.9 4- جمع بین صد تازیانه و رجم: کیفر مرد پیری است که زنای محصنه کند و نیز زن پیری که زنای محصنه کند؛ که نخست صد تازیانه به هر یک زده شده و سپس سنگسار می‌شوند.10 5- تازیانه، تبعید و سرتراشیدن، کیفر پسر بالغ آزادی است که زنا کند، نیز پسر بالغی که زن گرفته ولی با او نزدیکی نکرده است.11 6- کیفر ضِغْثْ، زدن با چوب‌های نازک به هم پیوسته است و کیفر بیماری است که زنا کرده و طاقت صد تازیانه را ندارد.12 7- جمع میان حد و تعزیر، کیفر کسانی است که در ماه رمضان، یا در کعبه، یا در هر مکان و زمان مقدس، زنا کنند که تعزیر آنان با نظر و صلاحدید حاکم، معیّن می‌شود.13 ـ کیفرهای مربوط به جرایم تابع زنا: 1- لواط: کیفر لواط. اعدام است و شیوه‌های آن چنین‌اند: کشتن فاعل و مفعول با شمشیر؛ سوزاندن فاعل و مفعول در آتش؛ سنگسار کردن هر دو؛ پرت کردن هر دوی آن‌ها از ارتفاع بلندی چون کوه؛ افکندن دیواری بر روی آن‌ها.14 2- مساحقه: کیفر مساحقه و سحق در زنان، صد تازیانه است و فرق نمی‌کند، آزاده باشند یا کنیر؛ مسلمان یا غیرمسلمان، محصن یا غیرمحصن.15 3- قیادت: قوادی آن است که مرد یا زنی، زن یا مردی را برای ارتکاب زنا یا دو مرد را برای ارتکاب عمل شنیع به هم برساند و کیفر آن هفتاد و پنج تازیانه است.16 – کیفرهای مربوط به قذف و لعان: 1- قذف، نسبت دادن زنا یا لواط به مسلمان عفیف است و مستوجب حد هشتاد تازیانه.17 2- لعان، لعنت کردن شوهر و زن است نسبت به یکدیگر که شرایطی بر آن حاکم است و مترتب چهار حکم: ساقط شدن حد از آن دو؛ از میان رفتن فراش؛ منتقی شدن فرزند از مرد؛ نه از زن؛ حرام شدن ابدی زن و شوهر نسبت به یکدیگر.18 سب پیغمبر نیز از توابع لعان محسوب است که کیفر آن کشتن دشنام دهنده است.19 ـ کیفر شرب مُسکِر: مُسکِر آن‌چه را گویند که مستی آورد که نوشیدن یک قطره و بیشتر از آن، حرام است و مستوجب هشتاد ضربه تازیانه.20 – کیفر سرقت: سرقت از معاصی کبیره است و آیات 38، 39، 42 و 43 سوره مائده، جرم سرقت و کیفر آن را مقرر کرده است. در حقوق جزای اسلام، برای جرم سرقت در صورت تحقق شرایط آن، چهارگونه کیفر قانونگذاری شده است؛ حد سارق در مرتبه نخست، قطع چهار انگشت دست راست؛ در صورت که حد درباره او اجرا شده و بار دیگر مرتکب جرم سرقت شود، قطع پای چپ، از پایین برجستگی پشت به گونه‌ای که پاشنه و قسمتی از کف پا باقی‌بماند؛ در صورتیکه کیفر دوم درباره او اجرا شده باشد و برای سومین بار دست به سرقت بزند، کیفر او زندان است؛ هرگاه در زندان از خود، که جای دربسته و قفل شده، محفظه و صندوق است؛ سرقت کند، در این چهارمین بار، کشته می‌شود.21 – کیفر محاربه: محارب، کسی است که سلاح خود را برهنه یا حمل کند که مردم را بترساند و در زمین، تبهکاری اراده کند، اگر چه یک نفر باشد، برای ترسانیدن یک نفر، در خشکی یا دریا، در شهر یا غیر شهر، شب یا روز.22 کیفر محارب، اعدام، یا به دار آویختن، یا دست و پا از راست و چپ بریدن، یا تبعید کردن است.23


مآخذ:

1.    

2.    

3.    

4.    5.    

6.    

7.    

8.    

9.    مقارنه و تطبیق... . 409.

10.  خمینی، روح‌الله الموسوی. تحریر الوسیله. نجف: مطبعه‌الآداب، 1390ق، 2/463.

11.  شهید ثانی. ج2، باب حدود.

12.  جواهرالکلام. 41/329.

13.  شهید اول، کتاب حدود، فصل زنا.

14.  مقارنه و تطبیق. 426.

15.  شهید ثانی. شرح اللمعه الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه. چاپ سنگی دارالطباعه دارالخلافه، 1286ق، باب حدود.

16.  همان؛ جواهرالکلام. 41/399؛ تحریرالوسیله. 2/471.

17.  مقارنه و تطبیق. 429. سوره 24/ 5 و 6.

18.  مقارنه و تطبیق. 443.

19.  جواهرالکلام. 41/432.

20.  مقارنه و تطبیق. 448؛ شیخ طوسی. کتاب الخلاف. ج3، کتاب اشربه، 221.

21.  مقارنه و تطبیق. 455.

22.  آیت‌الله العظمی خمینی، به نقل از علی‌رضا فیض. مقارنه و تطبیق. 467؛ جواهرالکلام. 41/564؛ سوره 5/ 38 و 39.

23.  مقارنه و تطبیق. ص 467.

اسدالله معظمی گودرزی

  1. دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا. تهران: مؤسسه لغت‌نامه دهخدا، جلد 6، ص.8785.
  2. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 254.
  3. فیض، علی‌رضا. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.395.
  4. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 313.  
  5. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 311-313.
  6. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 315.  
  7. علم الهدی (سیدمرتضی). الانتصار. نجف: حیدریه، 1391، ص.261.
  8. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 319.
  9. شهید ثانی. کتاب حدود. فصل 1، احکام زنا.