حد: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''حد،''' مجازاتهايي كه در شرع براي برخي گناهان تعيين و در قانون جزا تصريح شده است. حد، در لغت، به معني منع و بند است<sup>1</sup> و در حقوق جزا، كيفرهايي را گويند كه كم و كيف آنها كاملاً معين شده و كسي نميتواند آن را بيش و كم كند.<sup>2</sup> جرايم مستوجب...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''حد،''' | '''حد،''' مجازاتهایی که در شرع برای برخی گناهان تعیین و در قانون جزا تصریح شده است. | ||
حد، در لغت، به | حد، در لغت، به معنی منع و بند است<ref>دهخدا، علیاکبر. '''''لغتنامه دهخدا'''''. تهران: مؤسسه لغتنامه دهخدا، جلد 6، ص.8785.</ref> و در حقوق جزا، کیفرهایی را گویند که کم و کیف آنها کاملاً معین شده و کسی نمیتواند آن را بیش و کم کند<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 254. </ref>. جرایم مستوجب حد، چهار گونهاند: | ||
# زنا و توابع آن، مانند لواط، سحقّ و قیادت؛ | |||
# قذف؛ | |||
# شرب مسکر؛ | |||
# سرقت؛ | |||
# محاربه<ref>فیض، علیرضا'''''. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام'''''. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.395.</ref>. | |||
کیفرهای جرمهای مستوجب حد چنیناند: - کیفرهای مربوط به جرم زنا: 1- قتل، کیفری است برای آنکه با محارم خود زنا کند؛<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 313. </ref> کافر ذمّی که با زن مسلمان زنا کند، خواه زن رضایت داشته باشد یا نداشته باشد و کافر بر شرایط ذمه باشد یا نباشد؛<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 311-313.</ref> کسی که با عنف بازنی زنا کند،<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 315. </ref><ref>'''''علم''''' '''''الهدی''''' (سیدمرتضی). الانتصار. نجف: حیدریه، 1391، ص.261.</ref> 2- رجم، کیفری است برای مرد زناکار محصنی که بازن بالغ عاقل زنا کند، خواه زن کنیز یا آزاد باشد؛ نیز زن محصنهای که با مرد بالغ عاقل زنا کند<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 319.</ref>. شروطی برای تحقق احصان لازمند: شخص، دخولِ موجبِ غسل کرده باشد؛ بالغ باشد؛ عاقل باشد؛ آزاد باشد؛ از جلو نزدیکی انجام داده باشد؛ به عقد دائم ازدواج کرده باشد. نه به متعه و ...؛ رسیدن به زن خود و تمتع از او در آغاز و پایان روز برایش ممکن باشد؛ علم به نزدیکی کردن با زن خود توسط اقرار کردن مرد و اقامه بیّنه برآن حاصل شود.<ref>شهید ثانی. '''''کتاب''''' '''''حدود'''''. فصل 1، احکام زنا.</ref> 3- صد تازیانه، کیفری است برای مرد زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن بالغ و عاقلی که کودکی با او زنا کند.<sup>9</sup> 4- جمع بین صد تازیانه و رجم: کیفر مرد پیری است که زنای محصنه کند و نیز زن پیری که زنای محصنه کند؛ که نخست صد تازیانه به هر یک زده شده و سپس سنگسار میشوند.<sup>10</sup> 5- تازیانه، تبعید و سرتراشیدن، کیفر پسر بالغ آزادی است که زنا کند، نیز پسر بالغی که زن گرفته ولی با او نزدیکی نکرده است.<sup>11</sup> 6- کیفر ضِغْثْ، زدن با چوبهای نازک به هم پیوسته است و کیفر بیماری است که زنا کرده و طاقت صد تازیانه را ندارد.<sup>12</sup> 7- جمع میان حد و تعزیر، کیفر کسانی است که در ماه رمضان، یا در کعبه، یا در هر مکان و زمان مقدس، زنا کنند که تعزیر آنان با نظر و صلاحدید حاکم، معیّن میشود.<sup>13</sup> ـ کیفرهای مربوط به جرایم تابع زنا: 1- لواط: کیفر لواط. اعدام است و شیوههای آن چنیناند: کشتن فاعل و مفعول با شمشیر؛ سوزاندن فاعل و مفعول در آتش؛ سنگسار کردن هر دو؛ پرت کردن هر دوی آنها از ارتفاع بلندی چون کوه؛ افکندن دیواری بر روی آنها.<sup>14</sup> 2- مساحقه: کیفر مساحقه و سحق در زنان، صد تازیانه است و فرق نمیکند، آزاده باشند یا کنیر؛ مسلمان یا غیرمسلمان، محصن یا غیرمحصن.<sup>15</sup> 3- قیادت: قوادی آن است که مرد یا زنی، زن یا مردی را برای ارتکاب زنا یا دو مرد را برای ارتکاب عمل شنیع به هم برساند و کیفر آن هفتاد و پنج تازیانه است.<sup>16</sup> – کیفرهای مربوط به قذف و لعان: 1- قذف، نسبت دادن زنا یا لواط به مسلمان عفیف است و مستوجب حد هشتاد تازیانه.<sup>17</sup> 2- لعان، لعنت کردن شوهر و زن است نسبت به یکدیگر که شرایطی بر آن حاکم است و مترتب چهار حکم: ساقط شدن حد از آن دو؛ از میان رفتن فراش؛ منتقی شدن فرزند از مرد؛ نه از زن؛ حرام شدن ابدی زن و شوهر نسبت به یکدیگر.<sup>18</sup> سب پیغمبر نیز از توابع لعان محسوب است که کیفر آن کشتن دشنام دهنده است.<sup>19</sup> ـ کیفر شرب مُسکِر: مُسکِر آنچه را گویند که مستی آورد که نوشیدن یک قطره و بیشتر از آن، حرام است و مستوجب هشتاد ضربه تازیانه.<sup>20</sup> – کیفر سرقت: سرقت از معاصی کبیره است و آیات 38، 39، 42 و 43 سوره مائده، جرم سرقت و کیفر آن را مقرر کرده است. در حقوق جزای اسلام، برای جرم سرقت در صورت تحقق شرایط آن، چهارگونه کیفر قانونگذاری شده است؛ حد سارق در مرتبه نخست، قطع چهار انگشت دست راست؛ در صورت که حد درباره او اجرا شده و بار دیگر مرتکب جرم سرقت شود، قطع پای چپ، از پایین برجستگی پشت به گونهای که پاشنه و قسمتی از کف پا باقیبماند؛ در صورتیکه کیفر دوم درباره او اجرا شده باشد و برای سومین بار دست به سرقت بزند، کیفر او زندان است؛ هرگاه در زندان از خود، که جای دربسته و قفل شده، محفظه و صندوق است؛ سرقت کند، در این چهارمین بار، کشته میشود.<sup>21</sup> – کیفر محاربه: محارب، کسی است که سلاح خود را برهنه یا حمل کند که مردم را بترساند و در زمین، تبهکاری اراده کند، اگر چه یک نفر باشد، برای ترسانیدن یک نفر، در خشکی یا دریا، در شهر یا غیر شهر، شب یا روز.<sup>22</sup> کیفر محارب، اعدام، یا به دار آویختن، یا دست و پا از راست و چپ بریدن، یا تبعید کردن است.<sup>23</sup> | |||
'''مآخذ:''' | '''مآخذ:''' | ||
1. | 1. | ||
2. | |||
3. | |||
4. 5. | |||
6. | 6. | ||
7. | 7. | ||
8. | 8. | ||
9. '''''مقارنه''''' '''''و''''' ''''' | 9. '''''مقارنه''''' '''''و''''' '''''تطبیق'''''... . 409. | ||
10. | 10. خمینی، روحالله الموسوی. تحریر الوسیله. نجف: مطبعهالآداب، 1390ق، 2/463. | ||
11. | 11. شهید ثانی. ج2، باب حدود. | ||
12. ''''' | 12. '''''جواهرالکلام'''''. 41/329. | ||
13. | 13. شهید اول، کتاب حدود، فصل زنا. | ||
14. '''''مقارنه''''' '''''و''''' ''''' | 14. '''''مقارنه''''' '''''و''''' '''''تطبیق'''''. 426. | ||
15. | 15. شهید ثانی. '''''شرح اللمعه الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه'''''. چاپ سنگی دارالطباعه دارالخلافه، 1286ق، باب حدود. | ||
16. همان؛ ''''' | 16. همان؛ '''''جواهرالکلام'''''. 41/399؛ '''''تحریرالوسیله'''''. 2/471. | ||
17. '''''مقارنه و | 17. '''''مقارنه و تطبیق'''''. 429. سوره 24/ 5 و 6. | ||
18. '''''مقارنه و | 18. '''''مقارنه و تطبیق'''''. 443. | ||
19. ''''' | 19. '''''جواهرالکلام'''''. 41/432. | ||
20. '''''مقارنه و | 20. '''''مقارنه و تطبیق'''''. 448؛ شیخ طوسی. '''''کتاب الخلاف'''''. ج3، کتاب اشربه، 221. | ||
21. '''''مقارنه و | 21. '''''مقارنه و تطبیق'''''. 455. | ||
22. | 22. آیتالله العظمی خمینی، به نقل از علیرضا فیض'''''. مقارنه و تطبیق'''''. 467؛ '''''جواهرالکلام'''''. 41/564؛ سوره 5/ 38 و 39. | ||
23. مقارنه و | 23. مقارنه و تطبیق. ص 467. | ||
اسدالله معظمی گودرزی | اسدالله معظمی گودرزی | ||
نسخهٔ ۳۱ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۲۱:۳۹
حد، مجازاتهایی که در شرع برای برخی گناهان تعیین و در قانون جزا تصریح شده است.
حد، در لغت، به معنی منع و بند است[۱] و در حقوق جزا، کیفرهایی را گویند که کم و کیف آنها کاملاً معین شده و کسی نمیتواند آن را بیش و کم کند[۲]. جرایم مستوجب حد، چهار گونهاند:
- زنا و توابع آن، مانند لواط، سحقّ و قیادت؛
- قذف؛
- شرب مسکر؛
- سرقت؛
- محاربه[۳].
کیفرهای جرمهای مستوجب حد چنیناند: - کیفرهای مربوط به جرم زنا: 1- قتل، کیفری است برای آنکه با محارم خود زنا کند؛[۴] کافر ذمّی که با زن مسلمان زنا کند، خواه زن رضایت داشته باشد یا نداشته باشد و کافر بر شرایط ذمه باشد یا نباشد؛[۵] کسی که با عنف بازنی زنا کند،[۶][۷] 2- رجم، کیفری است برای مرد زناکار محصنی که بازن بالغ عاقل زنا کند، خواه زن کنیز یا آزاد باشد؛ نیز زن محصنهای که با مرد بالغ عاقل زنا کند[۸]. شروطی برای تحقق احصان لازمند: شخص، دخولِ موجبِ غسل کرده باشد؛ بالغ باشد؛ عاقل باشد؛ آزاد باشد؛ از جلو نزدیکی انجام داده باشد؛ به عقد دائم ازدواج کرده باشد. نه به متعه و ...؛ رسیدن به زن خود و تمتع از او در آغاز و پایان روز برایش ممکن باشد؛ علم به نزدیکی کردن با زن خود توسط اقرار کردن مرد و اقامه بیّنه برآن حاصل شود.[۹] 3- صد تازیانه، کیفری است برای مرد زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن بالغ و عاقلی که کودکی با او زنا کند.9 4- جمع بین صد تازیانه و رجم: کیفر مرد پیری است که زنای محصنه کند و نیز زن پیری که زنای محصنه کند؛ که نخست صد تازیانه به هر یک زده شده و سپس سنگسار میشوند.10 5- تازیانه، تبعید و سرتراشیدن، کیفر پسر بالغ آزادی است که زنا کند، نیز پسر بالغی که زن گرفته ولی با او نزدیکی نکرده است.11 6- کیفر ضِغْثْ، زدن با چوبهای نازک به هم پیوسته است و کیفر بیماری است که زنا کرده و طاقت صد تازیانه را ندارد.12 7- جمع میان حد و تعزیر، کیفر کسانی است که در ماه رمضان، یا در کعبه، یا در هر مکان و زمان مقدس، زنا کنند که تعزیر آنان با نظر و صلاحدید حاکم، معیّن میشود.13 ـ کیفرهای مربوط به جرایم تابع زنا: 1- لواط: کیفر لواط. اعدام است و شیوههای آن چنیناند: کشتن فاعل و مفعول با شمشیر؛ سوزاندن فاعل و مفعول در آتش؛ سنگسار کردن هر دو؛ پرت کردن هر دوی آنها از ارتفاع بلندی چون کوه؛ افکندن دیواری بر روی آنها.14 2- مساحقه: کیفر مساحقه و سحق در زنان، صد تازیانه است و فرق نمیکند، آزاده باشند یا کنیر؛ مسلمان یا غیرمسلمان، محصن یا غیرمحصن.15 3- قیادت: قوادی آن است که مرد یا زنی، زن یا مردی را برای ارتکاب زنا یا دو مرد را برای ارتکاب عمل شنیع به هم برساند و کیفر آن هفتاد و پنج تازیانه است.16 – کیفرهای مربوط به قذف و لعان: 1- قذف، نسبت دادن زنا یا لواط به مسلمان عفیف است و مستوجب حد هشتاد تازیانه.17 2- لعان، لعنت کردن شوهر و زن است نسبت به یکدیگر که شرایطی بر آن حاکم است و مترتب چهار حکم: ساقط شدن حد از آن دو؛ از میان رفتن فراش؛ منتقی شدن فرزند از مرد؛ نه از زن؛ حرام شدن ابدی زن و شوهر نسبت به یکدیگر.18 سب پیغمبر نیز از توابع لعان محسوب است که کیفر آن کشتن دشنام دهنده است.19 ـ کیفر شرب مُسکِر: مُسکِر آنچه را گویند که مستی آورد که نوشیدن یک قطره و بیشتر از آن، حرام است و مستوجب هشتاد ضربه تازیانه.20 – کیفر سرقت: سرقت از معاصی کبیره است و آیات 38، 39، 42 و 43 سوره مائده، جرم سرقت و کیفر آن را مقرر کرده است. در حقوق جزای اسلام، برای جرم سرقت در صورت تحقق شرایط آن، چهارگونه کیفر قانونگذاری شده است؛ حد سارق در مرتبه نخست، قطع چهار انگشت دست راست؛ در صورت که حد درباره او اجرا شده و بار دیگر مرتکب جرم سرقت شود، قطع پای چپ، از پایین برجستگی پشت به گونهای که پاشنه و قسمتی از کف پا باقیبماند؛ در صورتیکه کیفر دوم درباره او اجرا شده باشد و برای سومین بار دست به سرقت بزند، کیفر او زندان است؛ هرگاه در زندان از خود، که جای دربسته و قفل شده، محفظه و صندوق است؛ سرقت کند، در این چهارمین بار، کشته میشود.21 – کیفر محاربه: محارب، کسی است که سلاح خود را برهنه یا حمل کند که مردم را بترساند و در زمین، تبهکاری اراده کند، اگر چه یک نفر باشد، برای ترسانیدن یک نفر، در خشکی یا دریا، در شهر یا غیر شهر، شب یا روز.22 کیفر محارب، اعدام، یا به دار آویختن، یا دست و پا از راست و چپ بریدن، یا تبعید کردن است.23
مآخذ:
1.
2.
3.
4. 5.
6.
7.
8.
9. مقارنه و تطبیق... . 409.
10. خمینی، روحالله الموسوی. تحریر الوسیله. نجف: مطبعهالآداب، 1390ق، 2/463.
11. شهید ثانی. ج2، باب حدود.
12. جواهرالکلام. 41/329.
13. شهید اول، کتاب حدود، فصل زنا.
14. مقارنه و تطبیق. 426.
15. شهید ثانی. شرح اللمعه الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه. چاپ سنگی دارالطباعه دارالخلافه، 1286ق، باب حدود.
16. همان؛ جواهرالکلام. 41/399؛ تحریرالوسیله. 2/471.
17. مقارنه و تطبیق. 429. سوره 24/ 5 و 6.
18. مقارنه و تطبیق. 443.
19. جواهرالکلام. 41/432.
20. مقارنه و تطبیق. 448؛ شیخ طوسی. کتاب الخلاف. ج3، کتاب اشربه، 221.
21. مقارنه و تطبیق. 455.
22. آیتالله العظمی خمینی، به نقل از علیرضا فیض. مقارنه و تطبیق. 467؛ جواهرالکلام. 41/564؛ سوره 5/ 38 و 39.
23. مقارنه و تطبیق. ص 467.
اسدالله معظمی گودرزی
- ↑ دهخدا، علیاکبر. لغتنامه دهخدا. تهران: مؤسسه لغتنامه دهخدا، جلد 6، ص.8785.
- ↑ نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 254.
- ↑ فیض، علیرضا. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.395.
- ↑ نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 313.
- ↑ نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 311-313.
- ↑ نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 315.
- ↑ علم الهدی (سیدمرتضی). الانتصار. نجف: حیدریه، 1391، ص.261.
- ↑ نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 319.
- ↑ شهید ثانی. کتاب حدود. فصل 1، احکام زنا.