پرش به محتوا

ایرانشناسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''ايرانشناسي'''، دانش معرفت به اوضاع و احوال ايران و ايرانيان و يكي از شاخه‌هاي شرق‌شناسي. شرق شناسي ترجمه اوريانتاليسم[1] است كه از ربانهاي اروپايي وارد زبان فارسي شد. و به معناي لغوي پژوهش و شناخت تمام دانشها و آداب و رسوم مردم خاور زمين مي‌ب...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''ايرانشناسي'''، دانش معرفت به اوضاع و احوال ايران و ايرانيان و يكي از شاخه‌هاي شرق‌شناسي.
'''[[ایرانشناسی]]'''، دانش معرفت به اوضاع و احوال ایران و ایرانیان و یكی از شاخه‌های شرق‌شناسی.


شرق شناسي ترجمه اوريانتاليسم[1] است كه از ربانهاي اروپايي وارد زبان فارسي شد. و به معناي لغوي پژوهش و شناخت تمام دانشها و آداب و رسوم مردم خاور زمين مي‌باشد و به رشته‌اي اطلاق مي‌شود كه در بارة شرق گفتگو مي‌كند، مي‌نويسد و مي‌آموزد و در يك مفهوم عيني و تاريخي براي بيان تسلط غرب بر شرق به كار مي‌رود.<sup>1</sup> در غرب، شرق‌شناسي در مفاهيم و تعبيرات گوناگوني همچون مفهوم سياسي يعني خطري كه غرب از جانب شرق احساس مي‌كند، مفهوم جغرافيايي يعني واحد جغرافياي آسيا (خاور دور، خاور نزديك و خاورميانه)، مفهوم ايدئولوژيكي يعني مذاهب آسياي قبل اسلام و بودايي، مفهوم اقتصادي يعني ........... توليد و توزيع و مصرف در قالب روابط استعماري، مفهوم تاريخي يعني ........... استبدادي خشن و خاندانهاي ملوك‌الطوايف، مفهوم جامعه شناختن يعني تعمق در شيوه‌هاي زندگي، آداب و رسوم و هنجارها و ... مفهوم فلسفي يعني شيوه‌هاي خاص عرفاني و مصنوعي جداي از فلسلفه غرب به كار مي‌رود.<sup>2</sup> پس شرق‌شناسي عبارت است از مطالعه شرق توسط غريبان به عنوان مجموعه فرهنگها و تمدنها كه نه تنها از لحاظ جغرافيايي در جاي ديگر قرار دارند بلكه فرق ماهيتي با غرب دارند.<sup>3</sup> به اين معنا شرق‌شناسي از سال 1312 ميلادي كه انجمن علماي مسيحي در وين تشكيل و تصميم به ايجاد كرسي‌هاي زبان نعربي و علوي و يوناني در شهرهاي مختلف اروپا با هدف نفوذ در ميان اعراب گرفتند، آغاز مي‌شود.<sup>4</sup> و بعدها با تبديل شدن به ابزار استعماري اروپائيان از حالت مذهبي خارج و شكل سرمايه‌‌داري به خود گرفت. واژه شرق‌شناسي در سال 1779م در انگلستان و در سال 1838م در فرانسه به كار گرفته ش<sup>5</sup> و با توجه به سياست كشورها رفته رفته اشكال گوناگون شرق‌شناسي ايجاد و اهميت پيدا كرد مثلاً در انگلستان هنرشناسي و ايران‌شناسي با اهميت‌تر و قوي‌تر از فرانسه شده<sup>6</sup> و با تبديل شدن به آلت استعماري نتوانست بيرو از فضاي مسلط تاريخي بر آن به فرهنگهاي غير غربي بنگرد و با چنين تصويري از تاريخ، تاريخها و تمدنهاي شرقي ضرورتاً در جايگاهي ما قبل تمدن غرب جاي گرفتند و به آنها نه همچون ميراثهاي زنده بشري بلكه همچون قبرهاي متعلق به گذشته نگريسته شد.<sup>7</sup> شرق‌شناسي از زمان آغاز به كار يعني 11 سپتامبر د1873م 8 رجب 1289ق مجموعه كنگره‌هايي تشكيل داد كه به سه دوره تقسيم مي‌شود. دوره اول از آغاز تا جنگ جهاني اول (1914- 1873) يعني از كنگره پاريس تا كنگره آتن كه دوره شكل‌گيري و مطالعه زبان و زبانشناسي مي‌باشد، دوره دوم ميان دوجنگ جهاني (1938- 1918) يعني كنگره آكسفورد تا كنگره بروكسل كه دوره مطالعه منطقه‌شناسي توسط شرق‌شناسي بيگانه بود، دوره سوم پايان جنگ جهاني تا كنگره هيجده (1970- 1948) يعني از كنگره پاريس تا كنگره كامبرا كه در همان روند قبلي توسط شرق‌شناسان شرقي ادامه پيدا كرد.<sup>8</sup> از اين دوره شرق‌شناسي سنتي كنار گذاشته شده و مطالعات آسيايي يعني مطالعه تمدنهاي مديترانه شرقي تا اقيانوس آرام جايگزين آن شد.<sup>9</sup> مهمترين شخصيتهايي كه در اين روند به شرق‌شناسي روي آوردند عبارت‌اند از: در ترجمه متون شرقي ميخانيل دخويه[2]، در زمينه تاريخ علوم دوره اسلامي هايتريش سوتر[3يوليوس روسكا[4]، ماكس مايرهوف[5]، در زمينه تصوف و عرفان دوره اسلامي رينولد آلن نيكلسون[6لوئي ماسينون[7هانري كوربن[8]، در زمينه فقه و كلام اسلامي يويد سانتيلانا[9يوزف شاف[10]، و در زمينه مطالعات اسلامي گلدزيهر[11]، كارل هاينوشن بكر[12] و كريستان اسنوك و هور قرونيه.[13]<sup>10</sup>  
شرق شناسی ترجمه اوریانتالیسم[Orientalsm.] است كه از ربانهای اروپایی وارد زبان فارسی شد. و به معنای لغوی پژوهش و شناخت تمام دانشها و آداب و رسوم مردم خاور زمین میباشد و به رشته‌ای اطلاق میشود كه در باره شرق گفتگو میكند، مینویسد و میآموزد و در یك مفهوم عینی و تاریخی برای بیان تسلط غرب بر شرق به كار میرود<ref>سعید ادوارد: '''''شرق‌شناسی'''''، ترجمه دكتر علی اصغر عسگری خانقاه و دكتر حامه‌ فولادوند تهران. ص 5-6.</ref>.در غرب، شرق‌شناسی در مفاهیم و تعبیرات گوناگونی همچون مفهوم سیاسی یعنی خطری كه غرب از جانب شرق احساس میكند، مفهوم جغرافیایی یعنی واحد جغرافیای آسیا (خاور دور، خاور نزدیك و خاورمیانه)، مفهوم ایدئولوژیكی یعنی مذاهب آسیای قبل اسلام و بودایی، مفهوم اقتصادی یعنی ........... تولید و توزیع و مصرف در قالب روابط استعماری، مفهوم تاریخی یعنی ........... استبدادی خشن و خاندانهای ملوك‌الطوایف، مفهوم جامعه شناختن یعنی تعمق در شیوه‌های زندگی، آداب و رسوم و هنجارها و ... مفهوم فلسفی یعنی شیوه‌های خاص عرفانی و مصنوعی جدای از فلسلفه غرب به كار میرود<ref>صالحی حمید '''''«ماهیت شرق‌شناسی»''''' در فصلنامه بنیاد مطالعات آسیای (شرق‌شناسی) شماره 1، سال اول بهار 76. ص 24.</ref>پس شرق‌شناسی عبارت است از مطالعه شرق توسط غریبان به عنوان مجموعه فرهنگها و تمدنها كه نه تنها از لحاظ جغرافیایی در جای دیگر قرار دارند بلكه فرق ماهیتی با غرب دارند<ref>آشوری داریوش، '''''ایران‌شناسی چیست''''' و چند مقاله دیگر. تهران: آگاه؛ 2535، ص 9.</ref>. به این معنا شرق‌شناسی از سال 1312 میلادی كه انجمن علمای مسیحی در وین تشكیل و تصمیم به ایجاد كرسیهای زبان نعربی و علوی و یونانی در شهرهای مختلف اروپا با هدف نفوذ در میان اعراب گرفتند، آغاز میشود<ref>سعید، ص 5- 4. ژ</ref>و بعدها با تبدیل شدن به ابزار استعماری اروپائیان از حالت مذهبی خارج و شكل سرمایه‌‌داری به خود گرفت. واژه شرق‌شناسی در سال 1779م در انگلستان و در سال 1838م در فرانسه به كار گرفته ش<ref>فصیحی سیمین، '''''گفتاری پیرامون ایران‌شناسی و نقش استعماری لمبتون در ایران'''''، ضمیمه كتاب لمبتون آ. ك. سی، ایران عصر قاجار، ترجمه سیمین فصیحی، تهران: جاودان خود 1375. ص 423. </ref> و با توجه به سیاست كشورها رفته رفته اشكال گوناگون شرق‌شناسی ایجاد و اهمیت پیدا كرد مثلاً در انگلستان هنرشناسی و [[ایرانشناسی|ایران‌شناسی]] با اهمیت‌تر و قویتر از فرانسه شده <ref>تكمیل همایون، ناصر، '''''«روند تاریخی پژوهش‌های ایرانی در كنگره‌های بین‌الملل»'''''. مندرج در كتاب بررسی مسائل ایران‌شناسی، به كوشش علی موسوی گرمارودی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1369، ص 124- 123. </ref> و با تبدیل شدن به آلت استعماری نتوانست بیرو از فضای مسلط تاریخی بر آن به فرهنگهای غیر غربی بنگرد و با چنین تصویری از تاریخ، تاریخها و تمدنهای شرقی ضرورتاً در جایگاهی ما قبل تمدن غرب جای گرفتند و به آنها نه همچون میراثهای زنده بشری بلكه همچون قبرهای متعلق به گذشته نگریسته شد<ref>آشوری، ص 14- 13.</ref>.  شرق‌شناسی از زمان آغاز به كار یعنی 11 سپتامبر د1873م 8 رجب 1289ق مجموعه كنگره‌هایی تشكیل داد كه به سه دوره تقسیم میشود. دوره اول از آغاز تا جنگ جهانی اول (1914- 1873) یعنی از كنگره پاریس تا كنگره آتن كه دوره شكل‌گیری و مطالعه زبان و زبانشناسی میباشد، دوره دوم میان دوجنگ جهانی (1938- 1918) یعنی كنگره آكسفورد تا كنگره بروكسل كه دوره مطالعه منطقه‌شناسی توسط شرق‌شناسی بیگانه بود، دوره سوم پایان جنگ جهانی تا كنگره هیجده (1970- 1948) یعنی از كنگره پاریس تا كنگره كامبرا كه در همان روند قبلی توسط شرق‌شناسان شرقی ادامه پیدا كرد<ref>تكمیل همایون، ص 128 به بعد.</ref>. از این دوره شرق‌شناسی سنتی كنار گذاشته شده و مطالعات آسیایی یعنی مطالعه تمدنهای مدیترانه شرقی تا اقیانوس آرام جایگزین آن شد<ref>عدل شهریار، «'''''نگاهی به كنگره خاورشناسی پاریس و نتایج آن'''''». مجله راهنمای كتاب، سال شانزدهم مهر- آذر 1352، شماره‌ها 7 و 8 و 9، ص 373.</ref>. مهمترین شخصیتهایی كه در این روند به شرق‌شناسی روی آوردند عبارت‌اند از: در ترجمه متون شرقی میخانیل دخویه[M.. degoeje]، در زمینه تاریخ علوم دوره اسلامی هایتریش سوتر[H. suterیولیوس روسكا[. J. F. Ruska]، ماكس مایرهوف[ M. Neyerh. f]، در زمینه تصوف و عرفان دوره اسلامی رینولد آلن نیكلسون[ R. A. nicholsonلوئی ماسینون[R. A. nacinionهانری كوربن[H. c. rbin]، در زمینه فقه و كلام اسلامی یوید سانتیلانا[D. sontillanaیوزف شاف[ j. schoct]، و در زمینه مطالعات اسلامی گلدزیهر[11]، كارل هاینوشن بكر[12] و كریستان اسنوك و هور قرونیه<ref>بدوی عبدالرحمان؛ '''''دایره‌المعارف مستشرقان'''''، ترجمه صالح طباطبایی، تهران: روزنه، 1377. ص 15- 13.</ref>.[13]


ايرانشناسي نيز شاخه‌اي از شرق‌شناسي است كه موضوعي به نام تاريخ و تمدن و فرهنگ ايران را مطالعه مي‌كند. اين رشته كه اروپائيان بنيان نهادند و ما ايرانيان راه آنان را ادامه داديم<sup>11</sup> به دنبال مطالعه در ربانها، باستان‌شناسي، علم و ادب و تاريخ مي‌باشد و از زمان ترجمه اوستا آنكتيل دوپرون فرانسوي[14] گسترش زيادي يافت.<sup>12</sup>
[[ایرانشناسی]] نیز شاخه‌ای از شرق‌شناسی است كه موضوعی به نام تاریخ و تمدن و فرهنگ ایران را مطالعه میكند. این رشته كه اروپائیان بنیان نهادند و ما ایرانیان راه آنان را ادامه دادیم <ref>آشوری، ص 439.</ref> به دنبال مطالعه در ربانها، باستان‌شناسی، علم و ادب و تاریخ میباشد و از زمان ترجمه اوستا آنكتیل دوپرون فرانسوی[14] گسترش زیادی یافت<ref>فصیحی، ص 439.</ref>.


مطالعات ايران‌شناسي دو دسته هستند. دسته اول مطالعاتي كه بدون ديد و نقد علمي و غالباً براساس مشاهدات يا معلومات تأليف و تنظيم شده‌اند و مربوط به دوره پيش علمي هستند و شامل آثاري چون نويسندگان روم و يونان، ماركوبولو، اولئاريوس، كلاريخو، شاردن... مي‌باشند و دسته دوم شامل تتبعات و تحقيقات و مطالعات و اكتشافات و تجسمات مختلفي است با ديد انتقادي براي روش نمودن تمدن و فرهنگ ايران و معرفي آنها.<sup>13</sup> بر اين اساس تاريخ مطالعات ايران‌شناسي به پنج دوره تقسيم مي‌شوند. اول دوره ابتدايي كه از زمان نويسندگان يونان و روم آغاز و تا قرن 18 ادامه پيدا مي‌كند و در اين دوره آناري از نقارخوس، گزنفون، هرودت، استرابوه، ماركوبولو و عموم سياحان دور 16 تا 18 پديد آمد. دوره دوم دوران استعمار انگلستان در هند و تاسيس كمپاني هند شرقي و امحاي زبان فارسي در هند مي‌باشد كه تحقيقاتي در زبان فارسي و انتشار متون اين زبان صورت گرفت. دوره سوم دوره آغاز تحقيقات علمي در باره ايران به خصوص در زمينه زبان‌شناسي جغرافيا، تاريخ و دين به همراه اكتشافات باستان شناس، دوره چهارم ورود ايرانياني از قبيل تقي‌زاده، محمد قزويني، ابراهيم پورداود به غرب و آشنايي با روش تحقيق جديد در اين دوره افرادي چون عباس اقبال، سعيد نفيسي، مجتبي مينوي آثاري به روش غربي و دهخدا و ملك‌الشعراي بهار، احمد بهمنيار فروزانفر و جلال همايي تحقيقات مفيد عرضه كردند. دوره پنجم دوره توسعه تحقيقات ايران‌شناسي و جدايي كامل آن از شرق‌شناسي كه به عنوان مجموعه‌اي از تحقيقات ديني، تاريخي و فرهنگي و زباني در اين دوره شكل گرفت.<sup>14</sup>
مطالعات ایران‌شناسی دو دسته هستند. دسته اول مطالعاتی كه بدون دید و نقد علمی و غالباً براساس مشاهدات یا معلومات تألیف و تنظیم شده‌اند و مربوط به دوره پیش علمی هستند و شامل آثاری چون نویسندگان روم و یونان، ماركوبولو، اولئاریوس، كلاریخو، شاردن... میباشند و دسته دوم شامل تتبعات و تحقیقات و مطالعات و اكتشافات و تجسمات مختلفی است با دید انتقادی برای روش نمودن تمدن و فرهنگ ایران و معرفی آنها <ref>فصیحی، ص 439.</ref>. بر این اساس تاریخ مطالعات ایران‌شناسی به پنج دوره تقسیم میشوند. اول دوره ابتدایی كه از زمان نویسندگان یونان و روم آغاز و تا قرن 18 ادامه پیدا میكند و در این دوره آناری از نقارخوس، گزنفون، هرودت، استرابوه، ماركوبولو و عموم سیاحان دور 16 تا 18 پدید آمد. دوره دوم دوران استعمار انگلستان در هند و تاسیس كمپانی هند شرقی و امحای زبان فارسی در هند میباشد كه تحقیقاتی در زبان فارسی و انتشار متون این زبان صورت گرفت. دوره سوم دوره آغاز تحقیقات علمی در باره ایران به خصوص در زمینه زبان‌شناسی جغرافیا، تاریخ و دین به همراه اكتشافات باستان شناس، دوره چهارم ورود ایرانیانی از قبیل تقیزاده، محمد قزوینی، ابراهیم پورداود به غرب و آشنایی با روش تحقیق جدید در این دوره افرادی چون عباس اقبال، سعید نفیسی، مجتبی مینوی آثاری به روش غربی و دهخدا و ملك‌الشعرای بهار، احمد بهمنیار فروزانفر و جلال همایی تحقیقات مفید عرضه كردند. دوره پنجم دوره توسعه تحقیقات ایران‌شناسی و جدایی كامل آن از شرق‌شناسی كه به عنوان مجموعه‌ای از تحقیقات دینی، تاریخی و فرهنگی و زبانی در این دوره شكل گرفت<ref>افشار ایرج، '''''راهنمای تحقیقات ایرانی'''''، تهران: مركز بررسی و معرف فرهنگ ایران. تهران 1349، ص 607.</ref>.


ايران‌شناسي به عنوان يك علم حاصل كار غريبان بود كه به عنوان يك سياست طراحي شده و به دور از روشهاي قرون وسطايي و با اصول تعيين شده‌اي مثل تمدن غربي جهان شمول است، شرقيان بايد از گذشته خود جدا شده و تمدن غرب را اقتباس كنند و اقتباسي كه بايد به دور از ابداع باشد<sup>15</sup>، كه برگرفته از مكتب اروپاسانترسيم است به دنبال شناخت ايران براي اهداف از پيش تعيين شده است. بر اين اساس ايران‌شناسي غربي سعي كرد با دو مكتب اروپا سانتراسيم كه تمدن يونان را خاستگاه فرهنگ و تمدن آسيايي و مقدم بر ايران قرار مي‌داد و مكتب يهود سانترسيم كه فرهنگ يهود را پايه و اساس فرهنگ و تمدن آسيا و ايران معرفي مي‌كرد به معرفي و شناخت ايران بپردازد امري كه باعث اعتراض بسياري از محققان جهان و ايران قرار گرفت.<sup>16</sup> حتي در شوروي نيز اين دو مكتب مورد قبول قرار نگرفت ولي نوعي سويت سانترسيم بر ايران شناسي حاكم بود. يعني سعي مي‌شد تا سرزمينهاي داخل اراضي شوروي از جمله آسياي مركزي و قفقازب را به عنوان مراكز اصلي فرهنگ و تمدن ايران و آسياي مقدم معرفي كند.<sup>17</sup> البته اين مساله مورد اعتراض ايران شناسان شوروي قرار گرفت كه ايران‌شناسي شوروي را نوعي مبارزه عليه گرايشهاي مركز گرايي، استعمارگرايي و نژادگرايي اروپا معرفي كرده و به استفاده از بعضي مفاهيم تاريخي متكي به اين گرايشها پرداخت.<sup>18</sup>  
[[ایرانشناسی|ایران‌شناسی]] به عنوان یك علم حاصل كار غریبان بود كه به عنوان یك سیاست طراحی شده و به دور از روشهای قرون وسطایی و با اصول تعیین شده‌ای مثل تمدن غربی جهان شمول است، شرقیان باید از گذشته خود جدا شده و تمدن غرب را اقتباس كنند و اقتباسی كه باید به دور از ابداع باشد<ref>تكمیل همایون، ص 431.</ref>، كه برگرفته از مكتب اروپاسانترسیم است به دنبال شناخت ایران برای اهداف از پیش تعیین شده است. بر این اساس ایران‌شناسی غربی سعی كرد با دو مكتب اروپا سانتراسیم كه تمدن یونان را خاستگاه فرهنگ و تمدن آسیایی و مقدم بر ایران قرار میداد و مكتب یهود سانترسیم كه فرهنگ یهود را پایه و اساس فرهنگ و تمدن آسیا و ایران معرفی میكرد به معرفی و شناخت ایران بپردازد امری كه باعث اعتراض بسیاری از محققان جهان و ایران قرار گرفت<ref>فصیحی، ص 431.</ref>.  حتی در شوروی نیز این دو مكتب مورد قبول قرار نگرفت ولی نوعی سویت سانترسیم بر ایران شناسی حاكم بود. یعنی سعی میشد تا سرزمینهای داخل اراضی شوروی از جمله آسیای مركزی و قفقازب را به عنوان مراكز اصلی فرهنگ و تمدن ایران و آسیای مقدم معرفی كند<ref>رضا عنایت‌الله، '''''ایران‌شناسی در شوروی'''''، مجموعه مقالات انجمن‌دار. مسائل ایران‌شناسی، تهران. دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی 1369، ص 223.</ref>. البته این مساله مورد اعتراض ایران شناسان شوروی قرار گرفت كه ایران‌شناسی شوروی را نوعی مبارزه علیه گرایشهای مركز گرایی، استعمارگرایی و نژادگرایی اروپا معرفی كرده و به استفاده از بعضی مفاهیم تاریخی متكی به این گرایشها پرداخت<ref>پطروشفسكی، ایلیا پاولوویج، '''''ایرانشناسی در شوروی'''''، ترجمه یعقوب آژند. </ref>.


نكته مهم در ايران شناسي اينكه به مانند شرق‌شناسي زائيده ضرورت سياسي و اقتصادي بود. يعني از زماني شروع شد كه نياز سياسي و اقتصادي اروپا، آنها را به داشتن افراد آشنا به زبان و تاريخ و رسوم محلي ممالك شرقي نيازمند كرد به خصوص بعد از جنگ‌ جهاني اين نياز به دليل انديشه سرمايه داري و روشهاي حكومتي جديد و توسعه اقتصادي بيشتر شد و اكثر دولتهاي غربي را وادار نمود تا به صورت جداگانه‌اي به اين مساله بپردازند به عبارت بهتر اينكه در شرق‌شناسي علمي دست سياست دولتها هيچگاه بيكار نبوده است.<sup>19</sup>  
نكته مهم در ایران شناسی اینكه به مانند شرق‌شناسی زائیده ضرورت سیاسی و اقتصادی بود. یعنی از زمانی شروع شد كه نیاز سیاسی و اقتصادی اروپا، آنها را به داشتن افراد آشنا به زبان و تاریخ و رسوم محلی ممالك شرقی نیازمند كرد به خصوص بعد از جنگ‌ جهانی این نیاز به دلیل اندیشه سرمایه داری و روشهای حكومتی جدید و توسعه اقتصادی بیشتر شد و اكثر دولتهای غربی را وادار نمود تا به صورت جداگانه‌ای به این مساله بپردازند به عبارت بهتر اینكه در شرق‌شناسی علمی دست سیاست دولتها هیچگاه بیكار نبوده است<ref>افشار، ص 49.</ref>.


اروپا در دوره تمدني جديد سعي كرد با واژگون سازي تاريخ و با پيش گرفتن شيوه‌هايي چون خاموش ماندن در برابر عظمت تمدنهاي غيراروپايي، وارونه جلوه دادن ارزشهاي تمدني ديگر و وانمود كردن اينكه برتري اروپائيان به علت خودگرايي و دور شدن از عادات كهنه است نه تنها دستيابي به دانش و فن<sup>20</sup> به اهداف خود از شرق‌شناسي دست يابد. ايران‌شناسي نيز به مانند شاخه‌هاي ديگر شرق‌شناسي غربي جزئي از تمهيدات استعمار براي تسلط بر شرق بوده است و اگر ايرانشناسي در گذشته جنبه سياسي داشت همين پيوستگي‌اش با تاريخ بود ولي امروزه ايران‌شناسي به علت آگاهي و بيداري قومي و دامنه نفوذ نظارت دولتها دوباره به عرصه مناقشات سياسي كشده شده است.<sup>21</sup> در كنگره‌هاي شرق‌شناسي، ايران‌شناسي هم به عنوان شاخه‌اي از آن مورد مطالعه قرار گرفت و از ايران نيز افرادي در آن شركت كردند.<sup>22</sup> در ايران نيز ايرانشناسان داخلي سعي كردند تا تاريخ ملت خود را براساس سه مكتب ماركسيستي، ناسيوناليستي و مكتبي در اصول علمي تاريخ‌نويسي بنويسيد.<sup>23</sup> به اين ترتيب ار سال 1345 كه كنگره جهاني ايران‌شناسان در تهران تشكيل شد مجموعه كنگره‌هاي ايران‌شناسي آغاز شد كه نخستين كنگره در سال 49 در تهران تشكيل شد تا مسائل ايرانشناسي را در سطح بين‌المللي مورد بررسي و تحليل قرار دهد و به دنبال آن تا سال 57 نه كنگره ساليانه در مشهد، تهران، شيراز، اصفهان، تبريز، تهران، كرمان و اروميه تشكيل شد و بزرگاني چون محيط طباطبايي، مجتبي مينوي، پرويز ناقل خانلري، حميد عنايت و ... كوشيدند تا در زمينه ايران‌شناسي پژوهشهاي نويني عرضه كنند.<sup>24</sup> بعد از انقلاب نيز نخستين همايش ملي ايران‌شناسي در 27 تا 30 خرداد1381 به كوشش بنياد ايران‌شناسي تشكي شد و ايران‌شناساني از داخل و خارج به ارائه مقالات پرداختند.<sup>25</sup> ايران‌شناسي دركشورهاي مختلف= ايران‌شناسي در انگليس: با آغاز روابط تجاري در قرن 17 ايرانشناسي در اين كشور آغاز شد و علاوه بر سفرنامه‌هاي نگاشته شده محققاني چون ولادييلومينورسكي[15] در جغرافياي تاريخي، والترونينگ هنبگ[16] در زبان و اديان الهي، جگنن و دست[17] در زبان‌هاي ايراني، ريچاردسن[18]، جانسون[19]، پالمر[20] در زمينه لغت و دستور زبان فارسي، سرجان ملكم[21]، سرپرسي سايكس[22]، ادوارد براون[23] لرد كرزن[24] و لمبتون[25] راجرسيوري[26] و ... در زمينه تاريخ آثاري پديد آوردند.<sup>26</sup>  
اروپا در دوره تمدنی جدید سعی كرد با واژگون سازی تاریخ و با پیش گرفتن شیوه‌هایی چون خاموش ماندن در برابر عظمت تمدنهای غیراروپایی، وارونه جلوه دادن ارزشهای تمدنی دیگر و وانمود كردن اینكه برتری اروپائیان به علت خودگرایی و دور شدن از عادات كهنه است نه تنها دستیابی به دانش و فن <ref>حائری عبدالهادی، نخستین رویارویی اندیشه‌گران ایران با دو رویه تمدن غرب، تهران: امیركبیر، 1367، هم‌چنین فصیحی، ص 440.</ref> به اهداف خود از شرق‌شناسی دست یابد. ایران‌شناسی نیز به مانند شاخه‌های دیگر شرق‌شناسی غربی جزئی از تمهیدات استعمار برای تسلط بر شرق بوده است و اگر ایرانشناسی در گذشته جنبه سیاسی داشت همین پیوستگیاش با تاریخ بود ولی امروزه ایران‌شناسی به علت آگاهی و بیداری قومی و دامنه نفوذ نظارت دولتها دوباره به عرصه مناقشات سیاسی كشده شده است<ref>فصیحی، ص، 443- 444.</ref>. در كنگره‌های شرق‌شناسی، ایران‌شناسی هم به عنوان شاخه‌ای از آن مورد مطالعه قرار گرفت و از ایران نیز افرادی در آن شركت كردند<ref>تكمیل همایون، ص 150- 146.</ref>. در ایران نیز ایرانشناسان داخلی سعی كردند تا تاریخ ملت خود را براساس سه مكتب ماركسیستی، ناسیونالیستی و مكتبی در اصول علمی تاریخ‌نویسی بنویسید <ref>عنایت، ص 43.</ref>. به این ترتیب ار سال 1345 كه كنگره جهانی ایران‌شناسان در تهران تشكیل شد مجموعه كنگره‌های ایران‌شناسی آغاز شد كه نخستین كنگره در سال 49 در تهران تشكیل شد تا مسائل ایرانشناسی را در سطح بین‌المللی مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و به دنبال آن تا سال 57 نه كنگره سالیانه در مشهد، تهران، شیراز، اصفهان، تبریز، تهران، كرمان و ارومیه تشكیل شد و بزرگانی چون محیط طباطبایی، مجتبی مینوی، پرویز ناقل خانلری، حمید عنایت و ... كوشیدند تا در زمینه ایران‌شناسی پژوهشهای نوینی عرضه كنند<ref>تكمیل همایون، '''''كنگره‌های تحقیقات ایرانی''''' (1349 تا 1357) پژوهش‌های ایران‌شناسی نامدار، دكتر محمود افشار، جلد 16، به كوشش ایرج افشار، تهران: بنیاد موقوفات دكتر محمود افشار 1384، ص 1007 و هم‌چنین رسول دریاگشت، '''''یادی ازكنگره‌ها‌ی تحقیقات ایرانی'''''، همان، ص، 1047- 1046.</ref>. بعد از انقلاب نیز نخستین همایش ملی ایران‌شناسی در 27 تا 30 خرداد1381 به كوشش بنیاد ایران‌شناسی تشكی شد و ایران‌شناسانی از داخل و خارج به ارائه مقالات پرداختند<ref>نخستین '''''همایش ملی ایرانشناسی'''''، '''''(خلاصه مقالات بیناد ایران‌شناسی)'''''. گردآورنده محسن تهرانیزاده سید مجدالدین میرحسینی، تهران: دایره سبز 1381.</ref>. ایران‌شناسی دركشورهای مختلف= ایران‌شناسی در انگلیس: با آغاز روابط تجاری در قرن 17 ایرانشناسی در این كشور آغاز شد و علاوه بر سفرنامه‌های نگاشته شده محققانی چون ولادییلومینورسكی[15] در جغرافیای تاریخی، والترونینگ هنبگ[16] در زبان و ادیان الهی، جگنن و دست[17] در زبان‌های ایرانی، ریچاردسن[18]، جانسون[19]، پالمر[20] در زمینه لغت و دستور زبان فارسی، سرجان ملكم[21]، سرپرسی سایكس[22]، ادوارد براون[23] لرد كرزن[24] و لمبتون[25] راجرسیوری[26] و ... در زمینه تاریخ آثاری پدید آوردند<ref>افشار، ص 32- 42، طاهری ابوالقاسم، مدیر فرهنگ ایران در بریتانیا، تهران انجمن آثار ملی، 1252 و هم‌چنین اسدی مرتضی، '''''مطالعات اسلامی در غرب انگلیس''''' زبان از آغاز تا شورای دوم واتیكان. تهران: سمت، 1381.</ref>.


ايرانشناسي در فرانسه: از قرن 17 و با انتشار كتابخانه شرقي اثر هم بلو آغاز شد و وجود مركزي چون مركز ملي تحقيقات علمي و روابط مستمر با ايران جايگاه مهمي به اين كشور در باستان‌شناسي و حفاري‌هاي علمي و فلسفه اسلامي  نهضتهاي فكري و عرفاني ايرانيان داده است و بزرگاني چون انكتيل دوپروه[27] در دين زرتشتي، گروسه[28]، كلمان هوار[29] گوبينو[30] و ... در تاريخ و فرهنگ و تمدن ايران، در فلسفه و عرفان ماسينون[31]، هنري كوبي[32]، گواشون[33] و ... به اين رشته پرداختند.<sup>27</sup>  
ایرانشناسی در فرانسه: از قرن 17 و با انتشار كتابخانه شرقی اثر هم بلو آغاز شد و وجود مركزی چون مركز ملی تحقیقات علمی و روابط مستمر با ایران جایگاه مهمی به این كشور در باستان‌شناسی و حفاریهای علمی و فلسفه اسلامی  نهضتهای فكری و عرفانی ایرانیان داده است و بزرگانی چون انكتیل دوپروه[27] در دین زرتشتی، گروسه[28]، كلمان هوار[29] گوبینو[30] و ... در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، در فلسفه و عرفان ماسینون[31]، هنری كوبی[32]، گواشون[33] و ... به این رشته پرداختند<ref>پاكدامن، ناصر، ابوالمحمد عبدالحمید، كتابشناسی تمدن ایران در فرانسه، همتی، ص 68- 1.</ref>.


ايران‌شناسي در آلمان: با انتشار سفرنامه آرام اولتاريوس[34] به ايران آغاز مي‌شود كه بر پرداختن محققان آلماني به زبانهاي باستاني و باستان شناسي و هنرشناسي اهميت پيدا مي‌كند كه افرادي چون لوستي.[35] اشپيگل[36] و ولف[37] در زبانشناسي، نلدكه[38] در تصحيح متون و هرتسفلد[39] و دانشمندان ديگري در باستان شناسي و معماري ظهور كردند.<sup>28</sup>  
ایران‌شناسی در آلمان: با انتشار سفرنامه آرام اولتاریوس[34] به ایران آغاز میشود كه بر پرداختن محققان آلمانی به زبانهای باستانی و باستان شناسی و هنرشناسی اهمیت پیدا میكند كه افرادی چون لوستی.[35] اشپیگل[36] و ولف[37] در زبانشناسی، نلدكه[38] در تصحیح متون و هرتسفلد[39] و دانشمندان دیگری در باستان شناسی و معماری ظهور كردند<ref>Schnitt, Rudiger and Fragner, Bert.G:»Germany, Iranians tudiesin Germany«</ref>.


ايران‌شناسي در شوروي: به علت همسايگي توجه خاصي به ايران به خصوص قسمت‌هاي شمالي دارند به خصوص بعد از انقلاب 1917 توجه به اين مساله بيشرت شد و محققاني چون خانيكف[40]، درن[41]، بارتلد[42] به مناطق شمالي و ماورالنهر، اورانسكي[43] به زبان‌شناسي، دياكونف[44]، لوكونين[45]، يبكولوسكايا[46]، اشتروه[47] به تاريخ پيش از اسلام و بارتلد، كراچكوفسكي[48]، پطروشفسكي[49] و ايوانف[50] به تاريخ بعد از اسلام پرداختند. <sup>29</sup> در كشورهاي ايتاليايي، ژاپن، هلند، لهستان، آمريكا و ... نيز كرسي‌هاي ايران‌شناسي داير مي‌باشد كه به شناخت ايران و تاريخ و تمدن و فرهنگ و زبان آن مي‌پردازند.<sup>30</sup>   
ایران‌شناسی در شوروی: به علت همسایگی توجه خاصی به ایران به خصوص قسمت‌های شمالی دارند به خصوص بعد از انقلاب 1917 توجه به این مساله بیشرت شد و محققانی چون خانیكف[40]، درن[41]، بارتلد[42] به مناطق شمالی و ماورالنهر، اورانسكی[43] به زبان‌شناسی، دیاكونف[44]، لوكونین[45]، یبكولوسكایا[46]، اشتروه[47] به تاریخ پیش از اسلام و بارتلد، كراچكوفسكی[48]، پطروشفسكی[49] و ایوانف[50] به تاریخ بعد از اسلام پرداختند<ref>مفتاح الهامه، وهاب ولی، '''''نگاهی به ایران شناسی و ایران‌شناسان''''' '''''كشورهای مشترك‌المنافع و قفقاز'''''، تهران: الهدا، 1372. </ref>در كشورهای ایتالیایی، ژاپن، هلند، لهستان، آمریكا و ... نیز كرسیهای ایران‌شناسی دایر میباشد كه به شناخت ایران و تاریخ و تمدن و فرهنگ و زبان آن میپردازند<ref>متیرودی وكدی نیكی، '''''ایران‌شناسی در اروپا وزاین'''''، ترجمه مرتضی اسدی تهران: الهدی، 1371.</ref>


== نیز نگاه کنید به ==


1-    سعيد ادوارد: '''''شرق‌شناسي'''''، ترجمه دكتر علي اصغر عسگري خانقاه و دكتر حامه‌ فولادوند تهران. ص 5-6.
== ماخذ ==


2-    صالحي حميد '''''«ماهيت شرق‌شناسي»''''' در فصلنامه بنياد مطالعات آسياي (شرق‌شناسي) شماره 1، سال اول بهار 76. ص 24.
== منبع اصلی ==
دانشنامه ایران


3-    آشوري داريوش، '''''ايران‌شناسي چيست''''' و چند مقاله ديگر. تهران: آگاه؛ 2535، ص 9.
== نویسنده مقاله ==
 
اکبر قاسمی
4-    سعيد، ص 5- 4. ژ
 
5-    فصيحي سيمين، '''''گفتاري پيرامون ايران‌شناسي و نقش استعماري لمبتون در ايران'''''، ضميمه كتاب لمبتون آ. ك. سي، ايران عصر قاجار، ترجمه سيمين فصيحي، تهران: جاودان خود 1375. ص 423.
 
6-    تكميل همايون، ناصر، '''''«روند تاريخي پژوهش‌هاي ايراني در كنگره‌هاي بين‌الملل»'''''. مندرج در كتاب بررسي مسائل ايران‌شناسي، به كوشش علي موسوي گرمارودي، تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي، 1369، ص 124- 123.
 
7-    آشوري، ص 14- 13.
 
8-    تكميل همايون، ص 128 به بعد.
 
9-    عدل شهريار، «'''''نگاهي به كنگره خاورشناسي پاريس و نتايج آن'''''». مجله راهنماي كتاب، سال شانزدهم مهر- آذر 1352، شماره‌ها 7 و 8 و 9، ص 373.
 
10-  بدوي عبدالرحمان؛ '''''دايره‌المعارف مستشرقان'''''، ترجمه صالح طباطبايي، تهران: روزنه، 1377. ص 15- 13.
 
11-  آشوري، ص 439.
 
12-  شفا شجاع‌الدين، '''''جهان ايران‌شناسي'''''، بي‌تاوبي‌نا، ص 34.


13-  فصيحي، ص 439.


14-  افشار ايرج، '''''راهنماي تحقيقات ايراني'''''، تهران: مركز بررسي و معرف فرهنگ ايران. تهران 1349، ص 607.
   
 
15-  تكميل همايون، ص 431.
 
16-  فصيحي، ص 431.
 
17-   رضا عنايت‌الله، '''''ايران‌شناسي در شوروي'''''، مجموعه مقالات انجمن‌دار. مسائل ايران‌شناسي، تهران. دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي 1369، ص 223.
 
18-  پطروشفسكي، ايليا پاولوويج، '''''ايرانشناسي در شوروي'''''، ترجمه يعقوب آژند.
 
19-  افشار، ص 49.
 
20-  حائري عبدالهادي، نخستين رويارويي انديشه‌گران ايران با دو رويه تمدن غرب، تهران: اميركبير، 1367، هم‌چنين فصيحي، ص 440.
 
21-  فصيحي، ص، 443- 444.
 
22-  تكميل همايون، ص 150- 146.
 
23-  عنايت، ص 43.
 
24-  تكميل همايون، '''''كنگره‌هاي تحقيقات ايراني''''' (1349 تا 1357) پژوهش‌هاي ايران‌شناسي نامدار، دكتر محمود افشار، جلد 16، به كوشش ايرج افشار، تهران: بنياد موقوفات دكتر محمود افشار 1384، ص 1007 و هم‌چنين رسول درياگشت، '''''يادي ازكنگره‌ها‌ي تحقيقات ايراني'''''، همان، ص، 1047- 1046.
 
25-  نخستين '''''همايش ملي ايرانشناسي'''''، '''''(خلاصه مقالات بيناد ايران‌شناسي)'''''. گردآورنده محسن تهراني‌زاده سيد مجدالدين ميرحسيني، تهران: دايره سبز 1381.
 
26-  افشار، ص 32- 42، طاهري ابوالقاسم، مدير فرهنگ ايران در بريتانيا، تهران انجمن آثار ملي، 1252 و هم‌چنين اسدي مرتضي، '''''مطالعات اسلامي در غرب انگليس''''' زبان از آغاز تا شوراي دوم واتيكان. تهران: سمت، 1381.
 
27-  پاكدامن، ناصر، ابوالمحمد عبدالحميد، كتابشناسي تمدن ايران در فرانسه، همتي، ص 68- 1.
 
28-   Schnitt, Rudiger and Fragner, Bert.G:»Germany, Iranians tudiesin Germany«


'''''in Encyclopaedia Iranica Vol,10'''''.Bibliothecapersicapress: 1999. PP. 531- 555.
'''''in Encyclopaedia Iranica Vol,10'''''.Bibliothecapersicapress: 1999. PP. 531- 555.


29-   مفتاح الهامه، وهاب ولي، '''''نگاهي به ايران شناسي و ايران‌شناسان''''' '''''كشورهاي مشترك‌المنافع و قفقاز'''''، تهران: الهدا، 1372.
   
 
30-   متي‌رودي وكدي نيكي، '''''ايران‌شناسي در اروپا وزاين'''''، ترجمه مرتضي اسدي تهران: الهدي، 1371.


----[1] -


اکبر قاسمی
[2] -  
----[1] - Orientalsm.
 
[2] - M.. degoeje


[3] - H. suter
[3] -  


[4] -. J. F. Ruska
[4] -


[5] - M. Neyerh. f
[5] -


[6] - R. A. nicholson
[6] -


[7] - R. A. nacinion
[7] -  


[8] - H. c. rbin
[8] -  


[9] - D. sontillana
[9] -  


[10] - j. schoct
[10] -


[11] - I. GoldZiher
[11] - I. GoldZiher

نسخهٔ ‏۵ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۴۹

ایرانشناسی، دانش معرفت به اوضاع و احوال ایران و ایرانیان و یكی از شاخه‌های شرق‌شناسی.

شرق شناسی ترجمه اوریانتالیسم[Orientalsm.] است كه از ربانهای اروپایی وارد زبان فارسی شد. و به معنای لغوی پژوهش و شناخت تمام دانشها و آداب و رسوم مردم خاور زمین میباشد و به رشته‌ای اطلاق میشود كه در باره شرق گفتگو میكند، مینویسد و میآموزد و در یك مفهوم عینی و تاریخی برای بیان تسلط غرب بر شرق به كار میرود[۱].در غرب، شرق‌شناسی در مفاهیم و تعبیرات گوناگونی همچون مفهوم سیاسی یعنی خطری كه غرب از جانب شرق احساس میكند، مفهوم جغرافیایی یعنی واحد جغرافیای آسیا (خاور دور، خاور نزدیك و خاورمیانه)، مفهوم ایدئولوژیكی یعنی مذاهب آسیای قبل اسلام و بودایی، مفهوم اقتصادی یعنی ........... تولید و توزیع و مصرف در قالب روابط استعماری، مفهوم تاریخی یعنی ........... استبدادی خشن و خاندانهای ملوك‌الطوایف، مفهوم جامعه شناختن یعنی تعمق در شیوه‌های زندگی، آداب و رسوم و هنجارها و ... مفهوم فلسفی یعنی شیوه‌های خاص عرفانی و مصنوعی جدای از فلسلفه غرب به كار میرود[۲]. پس شرق‌شناسی عبارت است از مطالعه شرق توسط غریبان به عنوان مجموعه فرهنگها و تمدنها كه نه تنها از لحاظ جغرافیایی در جای دیگر قرار دارند بلكه فرق ماهیتی با غرب دارند[۳]. به این معنا شرق‌شناسی از سال 1312 میلادی كه انجمن علمای مسیحی در وین تشكیل و تصمیم به ایجاد كرسیهای زبان نعربی و علوی و یونانی در شهرهای مختلف اروپا با هدف نفوذ در میان اعراب گرفتند، آغاز میشود[۴]. و بعدها با تبدیل شدن به ابزار استعماری اروپائیان از حالت مذهبی خارج و شكل سرمایه‌‌داری به خود گرفت. واژه شرق‌شناسی در سال 1779م در انگلستان و در سال 1838م در فرانسه به كار گرفته ش[۵] و با توجه به سیاست كشورها رفته رفته اشكال گوناگون شرق‌شناسی ایجاد و اهمیت پیدا كرد مثلاً در انگلستان هنرشناسی و ایران‌شناسی با اهمیت‌تر و قویتر از فرانسه شده [۶] و با تبدیل شدن به آلت استعماری نتوانست بیرو از فضای مسلط تاریخی بر آن به فرهنگهای غیر غربی بنگرد و با چنین تصویری از تاریخ، تاریخها و تمدنهای شرقی ضرورتاً در جایگاهی ما قبل تمدن غرب جای گرفتند و به آنها نه همچون میراثهای زنده بشری بلكه همچون قبرهای متعلق به گذشته نگریسته شد[۷]. شرق‌شناسی از زمان آغاز به كار یعنی 11 سپتامبر د1873م 8 رجب 1289ق مجموعه كنگره‌هایی تشكیل داد كه به سه دوره تقسیم میشود. دوره اول از آغاز تا جنگ جهانی اول (1914- 1873) یعنی از كنگره پاریس تا كنگره آتن كه دوره شكل‌گیری و مطالعه زبان و زبانشناسی میباشد، دوره دوم میان دوجنگ جهانی (1938- 1918) یعنی كنگره آكسفورد تا كنگره بروكسل كه دوره مطالعه منطقه‌شناسی توسط شرق‌شناسی بیگانه بود، دوره سوم پایان جنگ جهانی تا كنگره هیجده (1970- 1948) یعنی از كنگره پاریس تا كنگره كامبرا كه در همان روند قبلی توسط شرق‌شناسان شرقی ادامه پیدا كرد[۸]. از این دوره شرق‌شناسی سنتی كنار گذاشته شده و مطالعات آسیایی یعنی مطالعه تمدنهای مدیترانه شرقی تا اقیانوس آرام جایگزین آن شد[۹]. مهمترین شخصیتهایی كه در این روند به شرق‌شناسی روی آوردند عبارت‌اند از: در ترجمه متون شرقی میخانیل دخویه[M.. degoeje]، در زمینه تاریخ علوم دوره اسلامی هایتریش سوتر[H. suter]، یولیوس روسكا[. J. F. Ruska]، ماكس مایرهوف[ M. Neyerh. f]، در زمینه تصوف و عرفان دوره اسلامی رینولد آلن نیكلسون[ R. A. nicholson]، لوئی ماسینون[R. A. nacinion]، هانری كوربن[H. c. rbin]، در زمینه فقه و كلام اسلامی یوید سانتیلانا[D. sontillana]، یوزف شاف[ j. schoct]، و در زمینه مطالعات اسلامی گلدزیهر[11]، كارل هاینوشن بكر[12] و كریستان اسنوك و هور قرونیه[۱۰].[13]

ایرانشناسی نیز شاخه‌ای از شرق‌شناسی است كه موضوعی به نام تاریخ و تمدن و فرهنگ ایران را مطالعه میكند. این رشته كه اروپائیان بنیان نهادند و ما ایرانیان راه آنان را ادامه دادیم [۱۱] به دنبال مطالعه در ربانها، باستان‌شناسی، علم و ادب و تاریخ میباشد و از زمان ترجمه اوستا آنكتیل دوپرون فرانسوی[14] گسترش زیادی یافت[۱۲].

مطالعات ایران‌شناسی دو دسته هستند. دسته اول مطالعاتی كه بدون دید و نقد علمی و غالباً براساس مشاهدات یا معلومات تألیف و تنظیم شده‌اند و مربوط به دوره پیش علمی هستند و شامل آثاری چون نویسندگان روم و یونان، ماركوبولو، اولئاریوس، كلاریخو، شاردن... میباشند و دسته دوم شامل تتبعات و تحقیقات و مطالعات و اكتشافات و تجسمات مختلفی است با دید انتقادی برای روش نمودن تمدن و فرهنگ ایران و معرفی آنها [۱۳]. بر این اساس تاریخ مطالعات ایران‌شناسی به پنج دوره تقسیم میشوند. اول دوره ابتدایی كه از زمان نویسندگان یونان و روم آغاز و تا قرن 18 ادامه پیدا میكند و در این دوره آناری از نقارخوس، گزنفون، هرودت، استرابوه، ماركوبولو و عموم سیاحان دور 16 تا 18 پدید آمد. دوره دوم دوران استعمار انگلستان در هند و تاسیس كمپانی هند شرقی و امحای زبان فارسی در هند میباشد كه تحقیقاتی در زبان فارسی و انتشار متون این زبان صورت گرفت. دوره سوم دوره آغاز تحقیقات علمی در باره ایران به خصوص در زمینه زبان‌شناسی جغرافیا، تاریخ و دین به همراه اكتشافات باستان شناس، دوره چهارم ورود ایرانیانی از قبیل تقیزاده، محمد قزوینی، ابراهیم پورداود به غرب و آشنایی با روش تحقیق جدید در این دوره افرادی چون عباس اقبال، سعید نفیسی، مجتبی مینوی آثاری به روش غربی و دهخدا و ملك‌الشعرای بهار، احمد بهمنیار فروزانفر و جلال همایی تحقیقات مفید عرضه كردند. دوره پنجم دوره توسعه تحقیقات ایران‌شناسی و جدایی كامل آن از شرق‌شناسی كه به عنوان مجموعه‌ای از تحقیقات دینی، تاریخی و فرهنگی و زبانی در این دوره شكل گرفت[۱۴].

ایران‌شناسی به عنوان یك علم حاصل كار غریبان بود كه به عنوان یك سیاست طراحی شده و به دور از روشهای قرون وسطایی و با اصول تعیین شده‌ای مثل تمدن غربی جهان شمول است، شرقیان باید از گذشته خود جدا شده و تمدن غرب را اقتباس كنند و اقتباسی كه باید به دور از ابداع باشد[۱۵]، كه برگرفته از مكتب اروپاسانترسیم است به دنبال شناخت ایران برای اهداف از پیش تعیین شده است. بر این اساس ایران‌شناسی غربی سعی كرد با دو مكتب اروپا سانتراسیم كه تمدن یونان را خاستگاه فرهنگ و تمدن آسیایی و مقدم بر ایران قرار میداد و مكتب یهود سانترسیم كه فرهنگ یهود را پایه و اساس فرهنگ و تمدن آسیا و ایران معرفی میكرد به معرفی و شناخت ایران بپردازد امری كه باعث اعتراض بسیاری از محققان جهان و ایران قرار گرفت[۱۶]. حتی در شوروی نیز این دو مكتب مورد قبول قرار نگرفت ولی نوعی سویت سانترسیم بر ایران شناسی حاكم بود. یعنی سعی میشد تا سرزمینهای داخل اراضی شوروی از جمله آسیای مركزی و قفقازب را به عنوان مراكز اصلی فرهنگ و تمدن ایران و آسیای مقدم معرفی كند[۱۷]. البته این مساله مورد اعتراض ایران شناسان شوروی قرار گرفت كه ایران‌شناسی شوروی را نوعی مبارزه علیه گرایشهای مركز گرایی، استعمارگرایی و نژادگرایی اروپا معرفی كرده و به استفاده از بعضی مفاهیم تاریخی متكی به این گرایشها پرداخت[۱۸].

نكته مهم در ایران شناسی اینكه به مانند شرق‌شناسی زائیده ضرورت سیاسی و اقتصادی بود. یعنی از زمانی شروع شد كه نیاز سیاسی و اقتصادی اروپا، آنها را به داشتن افراد آشنا به زبان و تاریخ و رسوم محلی ممالك شرقی نیازمند كرد به خصوص بعد از جنگ‌ جهانی این نیاز به دلیل اندیشه سرمایه داری و روشهای حكومتی جدید و توسعه اقتصادی بیشتر شد و اكثر دولتهای غربی را وادار نمود تا به صورت جداگانه‌ای به این مساله بپردازند به عبارت بهتر اینكه در شرق‌شناسی علمی دست سیاست دولتها هیچگاه بیكار نبوده است[۱۹].

اروپا در دوره تمدنی جدید سعی كرد با واژگون سازی تاریخ و با پیش گرفتن شیوه‌هایی چون خاموش ماندن در برابر عظمت تمدنهای غیراروپایی، وارونه جلوه دادن ارزشهای تمدنی دیگر و وانمود كردن اینكه برتری اروپائیان به علت خودگرایی و دور شدن از عادات كهنه است نه تنها دستیابی به دانش و فن [۲۰] به اهداف خود از شرق‌شناسی دست یابد. ایران‌شناسی نیز به مانند شاخه‌های دیگر شرق‌شناسی غربی جزئی از تمهیدات استعمار برای تسلط بر شرق بوده است و اگر ایرانشناسی در گذشته جنبه سیاسی داشت همین پیوستگیاش با تاریخ بود ولی امروزه ایران‌شناسی به علت آگاهی و بیداری قومی و دامنه نفوذ نظارت دولتها دوباره به عرصه مناقشات سیاسی كشده شده است[۲۱]. در كنگره‌های شرق‌شناسی، ایران‌شناسی هم به عنوان شاخه‌ای از آن مورد مطالعه قرار گرفت و از ایران نیز افرادی در آن شركت كردند[۲۲]. در ایران نیز ایرانشناسان داخلی سعی كردند تا تاریخ ملت خود را براساس سه مكتب ماركسیستی، ناسیونالیستی و مكتبی در اصول علمی تاریخ‌نویسی بنویسید [۲۳]. به این ترتیب ار سال 1345 كه كنگره جهانی ایران‌شناسان در تهران تشكیل شد مجموعه كنگره‌های ایران‌شناسی آغاز شد كه نخستین كنگره در سال 49 در تهران تشكیل شد تا مسائل ایرانشناسی را در سطح بین‌المللی مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و به دنبال آن تا سال 57 نه كنگره سالیانه در مشهد، تهران، شیراز، اصفهان، تبریز، تهران، كرمان و ارومیه تشكیل شد و بزرگانی چون محیط طباطبایی، مجتبی مینوی، پرویز ناقل خانلری، حمید عنایت و ... كوشیدند تا در زمینه ایران‌شناسی پژوهشهای نوینی عرضه كنند[۲۴]. بعد از انقلاب نیز نخستین همایش ملی ایران‌شناسی در 27 تا 30 خرداد1381 به كوشش بنیاد ایران‌شناسی تشكی شد و ایران‌شناسانی از داخل و خارج به ارائه مقالات پرداختند[۲۵]. ایران‌شناسی دركشورهای مختلف= ایران‌شناسی در انگلیس: با آغاز روابط تجاری در قرن 17 ایرانشناسی در این كشور آغاز شد و علاوه بر سفرنامه‌های نگاشته شده محققانی چون ولادییلومینورسكی[15] در جغرافیای تاریخی، والترونینگ هنبگ[16] در زبان و ادیان الهی، جگنن و دست[17] در زبان‌های ایرانی، ریچاردسن[18]، جانسون[19]، پالمر[20] در زمینه لغت و دستور زبان فارسی، سرجان ملكم[21]، سرپرسی سایكس[22]، ادوارد براون[23] لرد كرزن[24] و لمبتون[25] راجرسیوری[26] و ... در زمینه تاریخ آثاری پدید آوردند[۲۶].

ایرانشناسی در فرانسه: از قرن 17 و با انتشار كتابخانه شرقی اثر هم بلو آغاز شد و وجود مركزی چون مركز ملی تحقیقات علمی و روابط مستمر با ایران جایگاه مهمی به این كشور در باستان‌شناسی و حفاریهای علمی و فلسفه اسلامی  نهضتهای فكری و عرفانی ایرانیان داده است و بزرگانی چون انكتیل دوپروه[27] در دین زرتشتی، گروسه[28]، كلمان هوار[29] گوبینو[30] و ... در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، در فلسفه و عرفان ماسینون[31]، هنری كوبی[32]، گواشون[33] و ... به این رشته پرداختند[۲۷].

ایران‌شناسی در آلمان: با انتشار سفرنامه آرام اولتاریوس[34] به ایران آغاز میشود كه بر پرداختن محققان آلمانی به زبانهای باستانی و باستان شناسی و هنرشناسی اهمیت پیدا میكند كه افرادی چون لوستی.[35] اشپیگل[36] و ولف[37] در زبانشناسی، نلدكه[38] در تصحیح متون و هرتسفلد[39] و دانشمندان دیگری در باستان شناسی و معماری ظهور كردند[۲۸].

ایران‌شناسی در شوروی: به علت همسایگی توجه خاصی به ایران به خصوص قسمت‌های شمالی دارند به خصوص بعد از انقلاب 1917 توجه به این مساله بیشرت شد و محققانی چون خانیكف[40]، درن[41]، بارتلد[42] به مناطق شمالی و ماورالنهر، اورانسكی[43] به زبان‌شناسی، دیاكونف[44]، لوكونین[45]، یبكولوسكایا[46]، اشتروه[47] به تاریخ پیش از اسلام و بارتلد، كراچكوفسكی[48]، پطروشفسكی[49] و ایوانف[50] به تاریخ بعد از اسلام پرداختند[۲۹]. در كشورهای ایتالیایی، ژاپن، هلند، لهستان، آمریكا و ... نیز كرسیهای ایران‌شناسی دایر میباشد كه به شناخت ایران و تاریخ و تمدن و فرهنگ و زبان آن میپردازند[۳۰].

نیز نگاه کنید به

ماخذ

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

اکبر قاسمی


 

in Encyclopaedia Iranica Vol,10.Bibliothecapersicapress: 1999. PP. 531- 555.

 


[1] -

[2] -

[3] -

[4] -

[5] -

[6] -

[7] -

[8] -

[9] -

[10] -

[11] - I. GoldZiher

[12] - K. H. Becker

[13] - snouck, Hurgronje.

[14]- Anquetil Duperron

[15] - V. F. minorsky.

[16] - W. B. Henning.

[17] - West.

[18] - Richordson.

[19] - Johnson.

[20] - E. H. polmer

[21] - Sirjhonmolkom.

[22] - S. P. Sykes.

[23] - E. D. Brown.

[24] - Curzon.

[25] - K. A. Slambton

[26] - R. M. Savpry.

[27] - A. Duperron.

[28] - R. Cr.ousset

[29] - Clement Hoort.

[30] - J. Ar. Cobineou.

[31] - L. mossirnon

[32] - H. Corbin.

[33]- A. M. Goichon.

[34] -A. Oleorius

[35] - Josti.

[36] - F. Spiegel.

[37] -

[38] - T. Noldeke.

[39] -Herzfeld.

[40] -

[41] -J. A. Dorn.

[42] -Barrold.

[43] -Oranski

[44] - Diakonov.

[45] - Lokonin.

[46] - Pigouleskoy.

[47] - Strove.

[48] - Krackovskiy.

[49] -

[50] - Ivanov

  1. سعید ادوارد: شرق‌شناسی، ترجمه دكتر علی اصغر عسگری خانقاه و دكتر حامه‌ فولادوند تهران. ص 5-6.
  2. صالحی حمید «ماهیت شرق‌شناسی» در فصلنامه بنیاد مطالعات آسیای (شرق‌شناسی) شماره 1، سال اول بهار 76. ص 24.
  3. آشوری داریوش، ایران‌شناسی چیست و چند مقاله دیگر. تهران: آگاه؛ 2535، ص 9.
  4. سعید، ص 5- 4. ژ
  5. فصیحی سیمین، گفتاری پیرامون ایران‌شناسی و نقش استعماری لمبتون در ایران، ضمیمه كتاب لمبتون آ. ك. سی، ایران عصر قاجار، ترجمه سیمین فصیحی، تهران: جاودان خود 1375. ص 423.
  6. تكمیل همایون، ناصر، «روند تاریخی پژوهش‌های ایرانی در كنگره‌های بین‌الملل». مندرج در كتاب بررسی مسائل ایران‌شناسی، به كوشش علی موسوی گرمارودی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1369، ص 124- 123.
  7. آشوری، ص 14- 13.
  8. تكمیل همایون، ص 128 به بعد.
  9. عدل شهریار، «نگاهی به كنگره خاورشناسی پاریس و نتایج آن». مجله راهنمای كتاب، سال شانزدهم مهر- آذر 1352، شماره‌ها 7 و 8 و 9، ص 373.
  10. بدوی عبدالرحمان؛ دایره‌المعارف مستشرقان، ترجمه صالح طباطبایی، تهران: روزنه، 1377. ص 15- 13.
  11. آشوری، ص 439.
  12. فصیحی، ص 439.
  13. فصیحی، ص 439.
  14. افشار ایرج، راهنمای تحقیقات ایرانی، تهران: مركز بررسی و معرف فرهنگ ایران. تهران 1349، ص 607.
  15. تكمیل همایون، ص 431.
  16. فصیحی، ص 431.
  17. رضا عنایت‌الله، ایران‌شناسی در شوروی، مجموعه مقالات انجمن‌دار. مسائل ایران‌شناسی، تهران. دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی 1369، ص 223.
  18. پطروشفسكی، ایلیا پاولوویج، ایرانشناسی در شوروی، ترجمه یعقوب آژند.
  19. افشار، ص 49.
  20. حائری عبدالهادی، نخستین رویارویی اندیشه‌گران ایران با دو رویه تمدن غرب، تهران: امیركبیر، 1367، هم‌چنین فصیحی، ص 440.
  21. فصیحی، ص، 443- 444.
  22. تكمیل همایون، ص 150- 146.
  23. عنایت، ص 43.
  24. تكمیل همایون، كنگره‌های تحقیقات ایرانی (1349 تا 1357) پژوهش‌های ایران‌شناسی نامدار، دكتر محمود افشار، جلد 16، به كوشش ایرج افشار، تهران: بنیاد موقوفات دكتر محمود افشار 1384، ص 1007 و هم‌چنین رسول دریاگشت، یادی ازكنگره‌ها‌ی تحقیقات ایرانی، همان، ص، 1047- 1046.
  25. نخستین همایش ملی ایرانشناسی، (خلاصه مقالات بیناد ایران‌شناسی). گردآورنده محسن تهرانیزاده سید مجدالدین میرحسینی، تهران: دایره سبز 1381.
  26. افشار، ص 32- 42، طاهری ابوالقاسم، مدیر فرهنگ ایران در بریتانیا، تهران انجمن آثار ملی، 1252 و هم‌چنین اسدی مرتضی، مطالعات اسلامی در غرب انگلیس زبان از آغاز تا شورای دوم واتیكان. تهران: سمت، 1381.
  27. پاكدامن، ناصر، ابوالمحمد عبدالحمید، كتابشناسی تمدن ایران در فرانسه، همتی، ص 68- 1.
  28. Schnitt, Rudiger and Fragner, Bert.G:»Germany, Iranians tudiesin Germany«
  29. مفتاح الهامه، وهاب ولی، نگاهی به ایران شناسی و ایران‌شناسان كشورهای مشترك‌المنافع و قفقاز، تهران: الهدا، 1372.
  30. متیرودی وكدی نیكی، ایران‌شناسی در اروپا وزاین، ترجمه مرتضی اسدی تهران: الهدی، 1371.