پرش به محتوا

باستان شناسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «معادل كلمه آرخا يولوگياي[1] يوناني مركب از آرخايوس[2] به معني كهن ولوگويا[3] به معني شناخت است<sup>1</sup> كه علم پژوهش گذشته انسان بر پايه آثار بازمانده از او مثل استخوان، ابزارهاي ساخت انسان مي‌باشد.<sup>2</sup> باستان‌شناسي از علوم مستقل و داراي روشها...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
معادل كلمه آرخا يولوگياي[1] يوناني مركب از آرخايوس[2] به معني كهن ولوگويا[3] به معني شناخت است<sup>1</sup> كه علم پژوهش گذشته انسان بر پايه آثار بازمانده از او مثل استخوان، ابزارهاي ساخت انسان مي‌باشد.<sup>2</sup> باستان‌شناسي از علوم مستقل و داراي روشها و پايه‌هاي نظري خاص است كه اطلاعات بدست آورده از گذشته را پايه بررسي و بازسازي مطالعاتي خود قرار داده و با بهره‌گيري از علوم مختلف مثل مردم‌شناسي، زمين‌شناسي، فيزيك‌ و شيمي پاسخ‌هاي روشني به مسائل پيچيده باستان‌شناسي مي‌دهد.<sup>3</sup> وظيفه باستان شناس دستيابي به مدارك نخستين و هدف آن نيز بازسازي شيوه‌هاي زندگي انسان و بيان تغييرات آن برپايه بقاياي باستان شناختي معتبر است.<sup>4</sup> پس باستان‌شناسي ابتدا تاريخ انديشه‌ها، فرضيه‌ها و روشهاي نگريستن به گذشته است سپس تاريخي از تحول و تكامل روشهاي صحيح پژوهش و بكارگيري آن انديشه‌ها و جست و جوي پرسشها و سرانجام تاريخ كشفيات.<sup>5</sup>
معادل كلمه آرخا یولوگیای[Arkhaiologia] یونانی مركب از آرخایوس[Arkhaios] به معنی كهن ولوگویا[Logia] به معنی شناخت است<ref>سید سجادی منصور'''''، باستان‌شناسی و علوم دیگر'''''، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال 1، شماره 1 پاییز در زمستان 1365، ص 3، 11. </ref> كه علم پژوهش گذشته انسان بر پایه آثار بازمانده از او مثل استخوان، ابزارهای ساخت انسان می‌باشد<ref>Hole. F. and R. Heizer, '''''An introduction to prehistoric''''' '''''Archaeology''''' NewYork. Ete. 1965. p. 8.</ref>. باستان‌شناسی از علوم مستقل و دارای روشها و پایه‌های نظری خاص است كه اطلاعات بدست آورده از گذشته را پایه بررسی و بازسازی مطالعاتی خود قرار داده و با بهره‌گیری از علوم مختلف مثل مردم‌شناسی، زمین‌شناسی، فیزیك‌ و شیمی پاسخ‌های روشنی به مسائل پیچیده باستان‌شناسی می‌دهد<ref>دنیل كلین، '''''تمدنهای اولیه و باستان‌شناسی خاستگاه''''' '''''آنها'''''، ترجمه هایده مصیری، تهران. 1363، ص 21.


باستان‌شناسي با تقسيم زندگي بشر به دو دوره پيشن از تاريخ و دوره تاريخي تمام دوره طولاني پيش از تاريخ را در حيطه خود قرار مي‌دهد و حتي به كشف بسياري از منابع مكتوب مثل هيروگليف مصري، خط يوناني و خط ميخي مي‌پردازد.<sup>6</sup> بنابر اين شناخت حدود 99% درصد تاريخ بشريت كه از آغاز آن بيش از سه ميليون سال مي‌گذرد در گسترة باستان‌شناسي قرار مي‌گيرد<sup>7</sup> و لزوماً در جايي كه تاريخ آغاز مي‌‍شود متوقف نمي‌گردد.<sup>8</sup>
'''''Dicrtionnaie de laprehistoireed'''''. A. lerol- Gourhon. Paris. 1988. p 369    </ref>. وظیفه باستان شناس دستیابی به مدارك نخستین و هدف آن نیز بازسازی شیوه‌های زندگی انسان و بیان تغییرات آن برپایه بقایای باستان شناختی معتبر است<ref>Borker- ph- '''''understanding Archaeological''''' encavationolondon. 1989. p.9.</ref>. پس باستان‌شناسی ابتدا تاریخ اندیشه‌ها، فرضیه‌ها و روشهای نگریستن به گذشته است سپس تاریخی از تحول و تكامل روشهای صحیح پژوهش و بكارگیری آن اندیشه‌ها و جست و جوی پرسشها و سرانجام تاریخ كشفیات<ref>Renfrew, c. andp. Bohn. '''''Archaeology theories, methods, And practice'''''. London. 1997. p.14- 17.</ref>.


مهمترين بخش در فعاليت‌هاي باستان‌شناسي حفاري مي‌باشد كه در هر حفاري لايه‌هاي مختلف زمين از دو جهت 1- عمودي. براي تعيين قدمت لايه‌ها و مقايسه آثار موجود در آنها از لحاظ زماني و يافتن شاخص‌هاي فرهنگي هر دوره در يك منطقه معيّن و 2- افقي. براي تحليل نسبت رابطه بين اشياء درون هر لايه و نوع وابستگي آنها به انسان، بررسي مي‌شوند.<sup>9</sup> در باستان شناسي لايه‌هاي مختلف زمين مطالعه مي‌‌شود تا وضع و قطور زندگي جانداران در ادوار گوناگون روشن شود.<sup>10</sup> امروزه براي تعيين قدمت آثار باستاني از روشهاي پيشرفته شيمي و فيزيك و گياه‌شناسي مثل كربن 14 براي تعيين عمر شيء تا 80 هزار سال<sup>11</sup>، پرتوسنجي دما براي مواد غيرآلي، پتاسيم آرگون براي تاريخ‌گذاري بيش از صد هزار سال و ساير روشها مثل تاريخ گذاري ازراه شماره حلقه تنه درختان، محيط زيست يعني با مطالعه اينكه چگونه گروه‌هاي انساني محيط زيست خود را پذيرا شدند، مي‌توان بسياري از جنبه‌هاي جامعه كهن را درك كرد،كشف و بررسي<sup>12</sup> و كاوش<sup>13</sup> استفاده مي‌شود.  
[[باستان شناسی|باستان‌شناسی]] با تقسیم زندگی بشر به دو دوره پیشن از تاریخ و دوره تاریخی تمام دوره طولانی پیش از تاریخ را در حیطه خود قرار می‌دهد و حتی به كشف بسیاری از منابع مكتوب مثل هیروگلیف مصری، خط یونانی و خط میخی می‌پردازد<ref>GSE. Helfgott, l. '''''carpel collecting in Iran'''''. 1883. II. P. 245.


تاريخچه: واژه باستان‌شناسي را نخستين بار افلاطون (سده 4 ق م) در جامع‌ترين مفهوم آن در باره آشنايي با آثار كهن به كار برد<sup>14</sup> و بنونيدوس پادشاه بابل (سده 6 ق م) نخستين كسي بود كه به فعاليتهاي باستان‌شناسي پرداخت<sup>15</sup> و هر چند باستان‌شناسي در چين قدمت بيشتري دارد ولي نخستين كاوشهاي باستان‌شناسي به مفهوم امروزي شهر رم صورت گرفت.<sup>16</sup>
                    هم‌چنین:                            Duniel, G. '''''Ahundred fifty years of Archoeology'''''. London. 1975. p. 135, 202.  


لشكركسي ناپلئون به مصر در 1213 ق/ 1798م آغاز توجه اروپائيان به غناي فرهنگي سرزمين‌هاي اسلامي بود و در نتيجه كشفيات هيات همراه ناپلئون، شامپوليون توانست رمز خط هيروگليف مصري را كشف كند.<sup>17</sup> در ادامه راه و در سده نخستين قرن 19 ميلادي چهار اصل عمده در باستان‌شناسي پذيرفته شد. 1- شكل‌گيري اصول همديس‌گرايي يعني باستان‌شناسي براساس لايه بندي صخره و ترتيب قرار گرفتن آنها بر روي هم به سبب فرايندهايي همانند (همديس)<sup>18</sup>، 2- پيشرفت تاريخ گذاري با به كارگيري گاه‌نگاري نسبي، 3- تخمين و اثبات قدمت انسان با مطالعه فسيل‌ها و دست ساخته‌ها 4- نظريه تكامل و تغيير پذيري انواع داروين كه كتاب اصول زمين‌شناسي (1833- 1830 م) و اصل انواع (1859م) منتشر و به عنوان سند پذيرفته شد.<sup>19</sup>  
                 </ref>. بنابر این شناخت حدود 99% درصد تاریخ بشریت كه از آغاز آن بیش از سه میلیون سال می‌گذرد در گسترة باستان‌شناسی قرار می‌گیرد<ref>رنفرو، همان، ص 10.</ref> و لزوماً در جایی كه تاریخ آغاز می‌‍شود متوقف نمی‌گردد<ref>هول، همان، ص 5.</ref>.


در نيمه دوم سده 13ق/ 19م باستان شناسان به مسائل تاريخي روي آوردند و با استفاده از اشياء مصرفي پيدا شده در حفاري‌هاي از آنها براي پيشبرد آگاهي تاريخي استفاده كردند<sup>20</sup> و نياز مبرم به معيارها در فن كاوش موجب پيشرفت تدريجي فنون علمي باستان‌شناسي شد و پيت ريورز با اهميتي كه به لايه نگاري و ضبط تمامي يافته‌ها مي‌داد معروف به رهبر انقلاب باستان‌شناسي شده و توانست باستان‌شناسي را از مطالعه اشياء هنري به مطالعه تمام اشياء تبديل كند.<sup>21</sup> با گذر زمان گاه‌نگاري نسبي اصلاح و گونه‌شناسي به وجود آمد<sup>22</sup> و در قرن 20 م با افزايش شمار باستان‌شناسان و استعمال شيوه‌هاي جديد مثل قبول روش تقسيم محوطه باستاني به شبكه‌اي از مربع‌ها كه هريك به طور مستقل كاوش مي‌شد<sup>23</sup>، چهره باستان‌شناسي دگرگون شد.
مهمترین بخش در فعالیت‌های باستان‌شناسی حفاری می‌باشد كه در هر حفاری لایه‌های مختلف زمین از دو جهت 1- عمودی. برای تعیین قدمت لایه‌ها و مقایسه آثار موجود در آنها از لحاظ زمانی و یافتن شاخص‌های فرهنگی هر دوره در یك منطقه معیّن و 2- افقی. برای تحلیل نسبت رابطه بین اشیاء درون هر لایه و نوع وابستگی آنها به انسان، بررسی می‌شوند<ref>ملك شهمیرزادی صادق، '''''باستان شناسی چیست وباستانشناس كیست'''''، در مرز '''''پرگهر'''''، '''''نامگانی'''''، '''''علی سامی'''''،چاپ محمود طاوسی، شیراز 1369- 1372ش، ج2، ص 41.</ref>. در باستان شناسی لایه‌های مختلف زمین مطالعه می‌‌شود تا وضع و قطور زندگی جانداران در ادوار گوناگون روشن شود<ref>y.copens. '''''Preambules.''''' Paris 1988. p.173.</ref>.  امروزه برای تعیین قدمت آثار باستانی از روشهای پیشرفته شیمی و فیزیك و گیاه‌شناسی مثل كربن 14 برای تعیین عمر شیء تا 80 هزار سال<ref>Bohn. '''''P, The cambridge Illusrated history of''''' Archeology. Cambridge. 1996. p222- 223.,دنیل،'''''تمدنهای اولیه''''' و... ، ص 356.</ref>، پرتوسنجی دما برای مواد غیرآلی، پتاسیم آرگون برای تاریخ‌گذاری بیش از صد هزار سال و سایر روشها مثل تاریخ گذاری ازراه شماره حلقه تنه درختان، محیط زیست یعنی با مطالعه اینكه چگونه گروه‌های انسانی محیط زیست خود را پذیرا شدند، می‌توان بسیاری از جنبه‌های جامعه كهن را درك كرد،كشف و بررسی<ref>Greene,k. '''''Archaolgy on Introuoction'''''. London. 1988. 119- 120, 42- 45</ref> و كاوش<ref>رنفرو، همان،ص 90.</ref> استفاده می‌شود.  


باستان‌شناسي در ايران: به غير از اشاراتي كه منابع اسلامي مثل بلاذري، مسعودي و مقدسي و ... به آثار باستاني ايران كرده‌‌اند، اولين بار بارباروي ايتاليائي در 877ق/ 1472م از منطقه چهل منار تخت جمشيد ديدن كرد<sup>24</sup> و سپس دلاواله (1032ق/ 1622م) با رونويسي كتيبه، آنرا به اروپا برد كه كمپفو آلماني در 1097 ق/ 1685م آنرا خطوط ميخي ناميد. با رسيدن نسخه دقيق كتيبه نقش رستم توسط نيپور (1875م/ 1733م) به اروپا گروتفند و در نهايت روالينس انگليسي توانستند آنرا رمزگشايي كرده و خط فارسي باستان بنامند.<sup>25</sup> كاوش‌هاي باستان‌شناسي در ايران هم توسط لوفتوس انگليسي در سالهاي 1266- 1269ق/ 1849- 1852م در ويرانه‌هاي شوش آغاز و توسط ديولافو كه امتياز حفاري را از ناصرالدين شاه گرفت طي سالهاي 1301- 1303/ 1884- 1886م ادامه پيدا كرد.<sup>26</sup> اقدام ديولافو در انتقال آثار باستاني به فرانسه باعث لغو اين قراردادشد، ولي فرانسه توانست با قرارداد دمورگان امتياز انحصاري حفاري در ايران را از مظفرالدين شاه بگيرد.<sup>27</sup>
تاریخچه: واژه باستان‌شناسی را نخستین بار افلاطون (سده 4 ق م) در جامع‌ترین مفهوم آن در باره آشنایی با آثار كهن به كاربرد <ref>GSE. II 24.</refبنونیدوس پادشاه بابل (سده 6 ق م) نخستین كسی بود كه به فعالیتهای باستان‌شناسی پرداخت<ref>GSE. II 24.</ref> و هر چند باستان‌شناسی در چین قدمت بیشتری دارد ولی نخستین كاوشهای باستان‌شناسی به مفهوم امروزی شهر رم صورت گرفت<ref>GSE. II 24.</ref>.


با اين قرارداد بسياري از آثار باستاني از ايران خارج شد<sup>28</sup> به طوري كه مجلس در 1306- 1927م لايحه لغو قرارداد با فرانسه را به طور مشروط لغو كرد<sup>29</sup> و قانون و آئين نامه حفظ آثار عتيقه نيز به تصويب رسيد كه به موجب آن كاوش منحصراً حق دولت ايران شناختهشد كه در صورت تمايل مي‌توانست به افراد يا مؤسسات علمي واگذار كند.<sup>30</sup> گدار هم در سال 1308/ 1929 طرح مقدماتي تاسيس موزه و كتابخانه را در ايران پايه‌ريزي كرد كه در سال 1316/ 1937 رسماً افتتاح شده و جايگزين موزه ملي قديم شد<sup>31</sup> و تشكيلات باستان‌شناسي نيز كه به نام شعبه عتيقات وابسته به وزارت معارف بود در آغاز به صورت دايره عتيقات زير مجموعه سازمان كل اوقاف درآمد و در سال 1315/ 1936 به نام اداره باستان و بعد اداره كل باستان شناسي درآمد.<sup>32</sup>  
لشكركسی ناپلئون به مصر در 1213 ق/ 1798م آغاز توجه اروپائیان به غنای فرهنگی سرزمین‌های اسلامی بود و در نتیجه كشفیات هیات همراه ناپلئون، شامپولیون توانست رمز خط هیروگلیف مصری را كشف كند<ref>دنیل، همان، ص 153. بان، همان، ص 60- 59.</ref>. در ادامه راه و در سده نخستین قرن 19 میلادی چهار اصل عمده در باستان‌شناسی پذیرفته شد. 1- شكل‌گیری اصول همدیس‌گرایی یعنی باستان‌شناسی براساس لایه بندی صخره و ترتیب قرار گرفتن آنها بر روی هم به سبب فرایندهایی همانند (همدیس)<ref>'''''The Dictrionaryof Art. Ed'''''. J. Turner. London. 1996. 299.</ref>، 2- پیشرفت تاریخ گذاری با به كارگیری گاه‌نگاری نسبی، 3- تخمین و اثبات قدمت انسان با مطالعه فسیل‌ها و دست ساخته‌ها 4- نظریه تكامل و تغییر پذیری انواع داروین كه كتاب اصول زمین‌شناسی (1833- 1830 م) و اصل انواع (1859م) منتشر و به عنوان سند پذیرفته شد<ref>دنیل، همان، ص 28 و 152.</ref>.


پس از لغو قرارداد با فرانسه، مليت‌هاي زيادي وارد عرصه باستان‌شناسي ايران شدند و اگر تا سال 1306 كاوشهايي جون حفاري گوتپه(1320/ 1902)، حفاري لامپره در 1321/ 1903م تپه‌هاي باستاني بوستان در 1323/ 1913، كاوش‌هاي هرتسفلد در 1307/ 1928م در پاسارگاد و ...<sup>33</sup> انجام شد، از سال 1306 تا سال 1319 كاوشهاي وسيعي در كشور مثل تپه حصار توسط هرتسلفد، تپه گيلان و بيشاپور توسط گيرشمن، خرابه‌هاي ري توسط اشميت صورت گرفت و با فارغ‌التحصيلي دانش‌آموختگان در رشته باستان شناسي كاوشهايي توسط علي حاكمي در تپه باستاني حسنلو (1313ش) عيسي بهنام و علي ساري در تخت جمشيد صورت گرفت.<sup>34</sup>  
در نیمه دوم سده 13ق/ 19م باستان شناسان به مسائل تاریخی روی آوردند و با استفاده از اشیاء مصرفی پیدا شده در حفاری‌های از آنها برای پیشبرد آگاهی تاریخی استفاده كردند <ref>GES. II. P246. and. Trigger. '''''B. A history of Archaeology thought'''''. Cambridge. 1995. p. 196.</ref>و نیاز مبرم به معیارها در فن كاوش موجب پیشرفت تدریجی فنون علمی باستان‌شناسی شد و پیت ریورز با اهمیتی كه به لایه نگاری و ضبط تمامی یافته‌ها می‌داد معروف به رهبر انقلاب باستان‌شناسی شده و توانست باستان‌شناسی را از مطالعه اشیاء هنری به مطالعه تمام اشیاء تبدیل كند<ref>دنیل، همان، ص 171. تریگر، همان، ص 200- 197.</ref>. با گذر زمان گاه‌نگاری نسبی اصلاح و گونه‌شناسی به وجود آمد <ref>بان، همان، ص 134- 133.</ref> و در قرن 20 م با افزایش شمار باستان‌شناسان و استعمال شیوه‌های جدید مثل قبول روش تقسیم محوطه باستانی به شبكه‌ای از مربع‌ها كه هریك به طور مستقل كاوش می‌شد<ref>همان، ص 200- 199، رنفرو، همان، ص 30.</ref>، چهره باستان‌شناسی دگرگون شد.


از سال 1320 تا 1343 يعني تشكيل وزارت فرهنگ و هنر و انتقال تشكيلات باستان‌شناسي به اين وزارت، سومين دوره فعاليت‌هاي باستان‌شناسي در ايران آغاز شد و در اين مرحله هم كاوشهايي توسط اداره كل باستان شناسي و به رياست افرادي چون حاكمي، راد و ... در تپه حسنلو، خوروين مرودشت و يا افراد خارجي مثل گيرشمن، براون. انجام شد.<sup>35</sup> دوره چهارم فعاليتها هم از سال 1343 تا 1357 با عنوان پژوهشهاي ادامه‌دار، ادامه پيدا كرد و با ادغام اداره فرهنگ عامه و اداره كل باستان شناسي، اداره كل باستان‌شناسي و فرهنگ عامه شكل گرفت ولي در آذر 1351 به دو مركز باستان شناسي و مردم شناسي تفكيك شد.<sup>36</sup> اين دوره، دوره بلوغ و شكوفايي باستان‌شناسي ايران به شمار مي‌آيد، چون موسسه‌هاي باستان‌شناسي كشورهاي مختلف در ايران تاسيس و در مجموع دو دهه همكاري بين‌المللي پربار آغاز و انتشار مجله باستان‌شناسي و هنر را در پي داشت و هم‌چنين نسل جوان و كارآزموده‌اي از باستان‌شناسان ايراني وارد ميدان‌هاي كاوش شدند و كاوشهايي به رهبري افرادي چون حاكمي، توللي، كامبخش‌فرد، تجويدي و يغيمايي در تپه موشلان، تپه جليان، تپه مارليك، هفت تپه... انجام شد.<sup>37</sup>
باستان‌شناسی در ایران: به غیر از اشاراتی كه منابع اسلامی مثل بلاذری، مسعودی و مقدسی و ... به آثار باستانی ایران كرده‌‌اند، اولین بار بارباروی ایتالیائی در 877ق/ 1472م از منطقه چهل منار تخت جمشید دیدن كرد<ref>آلفونس گابریل، '''''تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران'''''، ترجمه فتحعلی خواجه نوری، چاپ هومان خواجه نوری، تهران 1348، ص 78.</ref> و سپس دلاواله (1032ق/ 1622م) با رونویسی كتیبه، آنرا به اروپا برد كه كمپفو آلمانی در 1097 ق/ 1685م آنرا خطوط میخی نامید. با رسیدن نسخه دقیق كتیبه نقش رستم توسط نیپور (1875م/ 1733م) به اروپا گروتفند و در نهایت روالینس انگلیسی توانستند آنرا رمزگشایی كرده و خط فارسی باستان بنامند<ref>سامی علی'''''، تمدن هخامنشی'''''، شیراز 1343- 1341. ج 1، ص 256- 255. بان، همان، ص 109- 108.</ref>. كاوش‌های باستان‌شناسی در ایران هم توسط لوفتوس انگلیسی در سالهای 1266- 1269ق/ 1849- 1852م در ویرانه‌های شوش آغاز و توسط دیولافو كه امتیاز حفاری را از ناصرالدین شاه گرفت طی سالهای 1301- 1303/ 1884- 1886م ادامه پیدا كرد<ref>ژان‌پل راشل دیولافو، '''''سفرنامه، خاطرات كاوشهای باستان شناسی در شوش'''''، 1886- 1884م ترجمه ایرج فره‌وشی، تهران 1355، ص 231، هم‌چنین محمود موسوی، '''''باستان شناسی در پنجاه سالی''''' '''''كه گذشت'''''، مجله میراث فرهنگی، سال 1 ش 2- زمستان 1369، ص 7.</ref>. اقدام دیولافو در انتقال آثار باستانی به فرانسه باعث لغو این قراردادشد، ولی فرانسه توانست با قرارداد دمورگان امتیاز انحصاری حفاری در ایران را از مظفرالدین شاه بگیرد<ref>موسوی، همان، ص 7.</ref>.


دوره پنجم فعاليتها از سال 1357 آغاز شد و در سال 1366 طرح ادغام اداره‌ها و سازمانهايي كه در زمينه‌هاي مختلف آثار فرهنگي فعاليت مي‌كردند، ارائه و تشكيلات واحدي به نام سازمان ميراث فرهنگي وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالي به وجود آمد كه از سال 1371 تابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شد.<sup>38</sup> كاوشهاي اين دوره اغلب توسط نيروهاي جوان ايراني و به سرپرستي مركز باستان شناسي و سازمان ميراث فرهنگي انجام شد كه فعاليتهاي اين دوره در سه گروه طبقه‌بندي مي‌شود. الف: ادامه برخي از كاوشهاي ناتمام: بازنگري برخي محوطه‌هاي كليدي كه كاوش آنها بيش از جنگ جهاني دوم صورت گرفته بود. ب: كاوشهاي خاص براي روشن ساختن نكات مبهم باستان شناسي ايران. دج: كاوشهاي اضطراري و نجات محوطه‌هايي كه به جهات گوناگون از جمله فعاليت‌هاي عمراني و كنده‌كاري‌هاي غيرقانوني در خطر جدي قرار دارند و از كارهاي اين گروه مي‌توان به كاوشهاي تپه حصار، زيويه، شهرسوخنه، تپه سيلك، تپه ازبكي ... اشاره كرد.<sup>39</sup>
با این قرارداد بسیاری از آثار باستانی از ایران خارج شد<ref>كسروی احمد'''''، تاریخ پانصد ساله خوزستان'''''، تهران 1312، ص 227 و هم‌چنین 175- 171. GES.</ref> به طوری كه مجلس در 1306- 1927م لایحه لغو قرارداد با فرانسه را به طور مشروط لغو كرد<ref>مصطفوی محمدتقی، '''''تلاش در راه خدمت به آثار ملی و امید به آینده'''''، گزارشهای باستان شناسی، تهران، 1336، ص 401- 400.</ref>و قانون و آئین نامه حفظ آثار عتیقه نیز به تصویب رسید كه به موجب آن كاوش منحصراً حق دولت ایران شناختهشد كه در صورت تمایل می‌توانست به افراد یا مؤسسات علمی واگذار كند<ref>'''''نظام‌نامه اجرای قانون''''' دوازدهم آبان ماه 1309 ... راجع به حفظ آثار عتیقه، وزارت فرهنگ، تهران، فردوسی، ص 12- 9. هم‌چنین '''''قانون و آیین نامه حفظ آثار عتیقه'''''، وزارت فرهنگ، اداره كل باستان شناسی، تهران، فردوسی، ص 6- 4.</ref>. گدار هم در سال 1308/ 1929 طرح مقدماتی تاسیس موزه و كتابخانه را در ایران پایه‌ریزی كرد كه در سال 1316/ 1937 رسماً افتتاح شده و جایگزین موزه ملی قدیم شد<ref>مصطفوی، همان، ص 389.</ref> و تشكیلات باستان‌شناسی نیز كه به نام شعبه عتیقات وابسته به وزارت معارف بود در آغاز به صورت دایره عتیقات زیر مجموعه سازمان كل اوقاف درآمد و در سال 1315/ 1936 به نام اداره باستان و بعد اداره كل باستان شناسی درآمد<ref>همان، ص 388- 387. موسوی، همان، ص 8- 9.</ref>.


پس از لغو قرارداد با فرانسه، ملیت‌های زیادی وارد عرصه باستان‌شناسی ایران شدند و اگر تا سال 1306 كاوشهایی جون حفاری گوتپه(1320/ 1902)، حفاری لامپره در 1321/ 1903م تپه‌های باستانی بوستان در 1323/ 1913، كاوش‌های هرتسفلد در 1307/ 1928م در پاسارگاد و ...<ref>ملك شهمیرزادی، همان، ص 374.</ref> انجام شد، از سال 1306 تا سال 1319 كاوشهای وسیعی در كشور مثل تپه حصار توسط هرتسلفد، تپه گیلان و بیشاپور توسط گیرشمن، خرابه‌های ری توسط اشمیت صورت گرفت و با فارغ‌التحصیلی دانش‌آموختگان در رشته باستان شناسی كاوشهایی توسط علی حاكمی در تپه باستانی حسنلو (1313ش) عیسی بهنام و علی ساری در تخت جمشید صورت گرفت<ref>معصومی غلامرضا، '''''باستان شناسی ایران'''''، تهران 1355، ص 27 و 46.</ref>.


1- سيد سجادي منصور'''''، باستان‌شناسي و علوم ديگر'''''، مجله باستان شناسي و تاريخ، سال 1، شماره 1 پاييز در زمستان 1365، ص 3، 11.  
از سال 1320 تا 1343 یعنی تشكیل وزارت فرهنگ و هنر و انتقال تشكیلات باستان‌شناسی به این وزارت، سومین دوره فعالیت‌های باستان‌شناسی در ایران آغاز شد و در این مرحله هم كاوشهایی توسط اداره كل باستان شناسی و به ریاست افرادی چون حاكمی، راد و ... در تپه حسنلو، خوروین مرودشت و یا افراد خارجی مثل گیرشمن، براون. انجام شد<ref>همان.</ref>.دوره چهارم فعالیتها هم از سال 1343 تا 1357 با عنوان پژوهشهای ادامه‌دار، ادامه پیدا كرد و با ادغام اداره فرهنگ عامه و اداره كل باستان شناسی، اداره كل باستان‌شناسی و فرهنگ عامه شكل گرفت ولی در آذر 1351 به دو مركز باستان شناسی و مردم شناسی تفكیك شد<ref>ملك شهمیرزادی،همان، ص 413.</ref>. این دوره، دوره بلوغ و شكوفایی باستان‌شناسی ایران به شمار می‌آید، چون موسسه‌های باستان‌شناسی كشورهای مختلف در ایران تاسیس و در مجموع دو دهه همكاری بین‌المللی پربار آغاز و انتشار مجله باستان‌شناسی و هنر را در پی داشت و هم‌چنین نسل جوان و كارآزموده‌ای از باستان‌شناسان ایرانی وارد میدان‌های كاوش شدند و كاوشهایی به رهبری افرادی چون حاكمی، توللی، كامبخش‌فرد، تجویدی و یغیمایی در تپه موشلان، تپه جلیان، تپه مارلیك، هفت تپه... انجام شد<ref>همان، ص 413.</ref>.


2- Hole. F. and R. Heizer, '''''An introduction to prehistoric''''' '''''Archaeology''''' NewYork. Ete. 1965. p. 8.
دوره پنجم فعالیتها از سال 1357 آغاز شد و در سال 1366 طرح ادغام اداره‌ها و سازمانهایی كه در زمینه‌های مختلف آثار فرهنگی فعالیت می‌كردند، ارائه و تشكیلات واحدی به نام سازمان میراث فرهنگی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وجود آمد كه از سال 1371 تابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد<ref>'''''در حاشیه''''' '''''قانون تشكیل سازمان میراث فرهنگی كشور'''''، اثر، تهران 1365، ض 12- 14، ص 2- 1.</ref>. كاوشهای این دوره اغلب توسط نیروهای جوان ایرانی و به سرپرستی مركز باستان شناسی و سازمان میراث فرهنگی انجام شد كه فعالیتهای این دوره در سه گروه طبقه‌بندی می‌شود. الف: ادامه برخی از كاوشهای ناتمام: بازنگری برخی محوطه‌های كلیدی كه كاوش آنها بیش از جنگ جهانی دوم صورت گرفته بود. ب: كاوشهای خاص برای روشن ساختن نكات مبهم باستان شناسی ایران. دج: كاوشهای اضطراری و نجات محوطه‌هایی كه به جهات گوناگون از جمله فعالیت‌های عمرانی و كنده‌كاری‌های غیرقانونی در خطر جدی قرار دارند و از كارهای این گروه می‌توان به كاوشهای تپه حصار، زیویه، شهرسوخنه، تپه سیلك، تپه ازبكی ... اشاره كرد<ref>'''''یادنامه گردهمایی باستان شناسی شوش'''''، سازمان میراث فرهنگی كشور، تهران، 1376ش. </ref>.


3- دنيل كلين، '''''تمدنهاي اوليه و باستان‌شناسي خاستگاه''''' '''''آنها'''''، ترجمه هايده مصيري، تهران. 1363، ص 21.
== نیز نگاه کنید به ==


'''''Dicrtionnaie de laprehistoireed'''''. A. lerol- Gourhon. Paris. 1988. p 369                                هم‌چنين:                                   
== مآخذ ==


4- Borker- ph- '''''understanding Archaeological''''' encavationolondon. 1989. p.9.
== منبع اصلی ==
دانشنامه ایران


5- Renfrew, c. andp. Bohn. '''''Archaeology theories, methods, And practice'''''. London. 1997. p.14- 17.


6- GSE. Helfgott, l. '''''carpel collecting in Iran'''''. 1883. II. P. 245.
== نویسنده مقاله  ==
 
اکبر قاسمی
                    هم‌چنين:                            Duniel, G. '''''Ahundred fifty years of Archoeology'''''. London. 1975. p. 135, 202. 
 
                    7- رنفرو، همان، ص 10.
 
8- هول، همان، ص 5.
 
                  9- ملك شهميرزادي صادق، '''''باستان شناسي چيست وباستانشناس كيست'''''، در مرز '''''پرگهر'''''، '''''نامگاني'''''، '''''علي سامي'''''،چاپ محمود طاوسي، شيراز 1369- 1372ش، ج2، ص 41.
 
10- y.copens. '''''Preambules.''''' Paris 1988. p.173.
 
11- Bohn. '''''P, The cambridge Illusrated history of''''' Archeology. Cambridge. 1996. p222- 223.,دنيل،'''''تمدنهاي اوليه''''' و... ، ص 356.
 
12- Greene,k. '''''Archaolgy on Introuoction'''''. London. 1988. 119- 120, 42- 45
 
13- رنفرو، همان،ص 90.
 
14- GSE. II 24.
 
15- دنيل، همان، ص 153. بان، همان ص 2-1. رنفرو، همان، ص 18.
 
16- '''''Dctionnaire de Ieth nologie etde''''' Lanthropologie. Paris. 1991. p. 77.
 
17- دنيل، همان، ص 153. بان، همان، ص 60- 59.
 
18'''''- The Dictrionaryof Art. Ed'''''. J. Turner. London. 1996. 299.
 
19- دنيل، همان، ص 28 و 152.
 
20- GES. II. P246. and. Trigger. '''''B. A history of Archaeology thought'''''. Cambridge. 1995. p. 196.
 
21- دنيل، همان، ص 171. تريگر، همان، ص 200- 197.
 
22- بان، همان، ص 134- 133.
 
23- همان، ص 200- 199، رنفرو، همان، ص 30.
 
24- آلفونس گابريل، '''''تحقيقات جغرافيايي راجع به ايران'''''، ترجمه فتحعلي خواجه نوري، چاپ هومان خواجه نوري، تهران 1348، ص 78.
 
25- سامي علي'''''، تمدن هخامنشي'''''، شيراز 1343- 1341. ج 1، ص 256- 255. بان، همان، ص 109- 108.
 
26- ژان‌پل راشل ديولافو، '''''سفرنامه، خاطرات كاوشهاي باستان شناسي در شوش'''''، 1886- 1884م ترجمه ايرج فره‌وشي، تهران 1355، ص 231، هم‌چنين محمود موسوي، '''''باستان شناسي در پنجاه سالي''''' '''''كه گذشت'''''، مجله ميراث فرهنگي، سال 1 ش 2- زمستان 1369، ص 7.
 
27- موسوي، همان، ص 7.
 
28- كسروي احمد'''''، تاريخ پانصد ساله خوزستان'''''، تهران 1312، ص 227 و هم‌چنين 175- 171. GES.
 
29- مصطفوي محمدتقي، '''''تلاش در راه خدمت به آثار ملي و اميد به آينده'''''، گزارشهاي باستان شناسي، تهران، 1336، ص 401- 400.


30- '''''نظام‌نامه اجراي قانون''''' دوازدهم آبان ماه 1309 ... راجع به حفظ آثار عتيقه، وزارت فرهنگ، تهران، فردوسي، ص 12- 9. هم‌چنين '''''قانون و آيين نامه حفظ آثار عتيقه'''''، وزارت فرهنگ، اداره كل باستان شناسي، تهران، فردوسي، ص 6- 4.
31- مصطفوي، همان، ص 389.
32- همان، ص 388- 387. موسوي، همان، ص 8- 9.
33- ملك شهميرزادي، همان، ص 374.
34- معصومي غلامرضا، '''''باستان شناسي ايران'''''، تهران 1355، ص 27 و 46.
35- همان.
36- ملك شهميرزادي،همان، ص 413.
37- همان، ص 413.
38- '''''در حاشيه''''' '''''قانون تشكيل سازمان ميراث فرهنگي كشور'''''، اثر، تهران 1365، ض 12- 14، ص 2- 1.
29- '''''يادنامه گردهمايي باستان شناسي شوش'''''، سازمان ميراث فرهنگي كشور، تهران، 1376ش.
براي آگاهي كلي ر. ك: ملك شهميرزادي، صادق، '''''مجموعه دروس باستان شناسي پيش از تاريخ. مباني باستان شناسي ايران'''''، بين‌النهرين، مصر، تدوين: حسين محسني و محمد جعفر سروقدي، تهران، جهاد دانشگاهي، و محيا، 1373.
اکبر قاسمی




برای آگاهی كلی ر. ك: ملك شهمیرزادی، صادق، '''''مجموعه دروس باستان شناسی پیش از تاریخ. مبانی باستان شناسی ایران'''''، بین‌النهرین، مصر، تدوین: حسین محسنی و محمد جعفر سروقدی، تهران، جهاد دانشگاهی، و محیا، 1373.


                                                                                                                                                                                                                                      


----[1] - Arkhaiologia


[2] - Arkhaios


[3] - Logia
                                                                                                                                                                                                                                    

نسخهٔ ‏۱۱ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۴۱

معادل كلمه آرخا یولوگیای[Arkhaiologia] یونانی مركب از آرخایوس[Arkhaios] به معنی كهن ولوگویا[Logia] به معنی شناخت است[۱] كه علم پژوهش گذشته انسان بر پایه آثار بازمانده از او مثل استخوان، ابزارهای ساخت انسان می‌باشد[۲]. باستان‌شناسی از علوم مستقل و دارای روشها و پایه‌های نظری خاص است كه اطلاعات بدست آورده از گذشته را پایه بررسی و بازسازی مطالعاتی خود قرار داده و با بهره‌گیری از علوم مختلف مثل مردم‌شناسی، زمین‌شناسی، فیزیك‌ و شیمی پاسخ‌های روشنی به مسائل پیچیده باستان‌شناسی می‌دهد[۳]. وظیفه باستان شناس دستیابی به مدارك نخستین و هدف آن نیز بازسازی شیوه‌های زندگی انسان و بیان تغییرات آن برپایه بقایای باستان شناختی معتبر است[۴]. پس باستان‌شناسی ابتدا تاریخ اندیشه‌ها، فرضیه‌ها و روشهای نگریستن به گذشته است سپس تاریخی از تحول و تكامل روشهای صحیح پژوهش و بكارگیری آن اندیشه‌ها و جست و جوی پرسشها و سرانجام تاریخ كشفیات[۵].

باستان‌شناسی با تقسیم زندگی بشر به دو دوره پیشن از تاریخ و دوره تاریخی تمام دوره طولانی پیش از تاریخ را در حیطه خود قرار می‌دهد و حتی به كشف بسیاری از منابع مكتوب مثل هیروگلیف مصری، خط یونانی و خط میخی می‌پردازد[۶]. بنابر این شناخت حدود 99% درصد تاریخ بشریت كه از آغاز آن بیش از سه میلیون سال می‌گذرد در گسترة باستان‌شناسی قرار می‌گیرد[۷] و لزوماً در جایی كه تاریخ آغاز می‌‍شود متوقف نمی‌گردد[۸].

مهمترین بخش در فعالیت‌های باستان‌شناسی حفاری می‌باشد كه در هر حفاری لایه‌های مختلف زمین از دو جهت 1- عمودی. برای تعیین قدمت لایه‌ها و مقایسه آثار موجود در آنها از لحاظ زمانی و یافتن شاخص‌های فرهنگی هر دوره در یك منطقه معیّن و 2- افقی. برای تحلیل نسبت رابطه بین اشیاء درون هر لایه و نوع وابستگی آنها به انسان، بررسی می‌شوند[۹]. در باستان شناسی لایه‌های مختلف زمین مطالعه می‌‌شود تا وضع و قطور زندگی جانداران در ادوار گوناگون روشن شود[۱۰]. امروزه برای تعیین قدمت آثار باستانی از روشهای پیشرفته شیمی و فیزیك و گیاه‌شناسی مثل كربن 14 برای تعیین عمر شیء تا 80 هزار سال[۱۱]، پرتوسنجی دما برای مواد غیرآلی، پتاسیم آرگون برای تاریخ‌گذاری بیش از صد هزار سال و سایر روشها مثل تاریخ گذاری ازراه شماره حلقه تنه درختان، محیط زیست یعنی با مطالعه اینكه چگونه گروه‌های انسانی محیط زیست خود را پذیرا شدند، می‌توان بسیاری از جنبه‌های جامعه كهن را درك كرد،كشف و بررسی[۱۲] و كاوش[۱۳] استفاده می‌شود.

تاریخچه: واژه باستان‌شناسی را نخستین بار افلاطون (سده 4 ق م) در جامع‌ترین مفهوم آن در باره آشنایی با آثار كهن به كاربرد [۱۴]و بنونیدوس پادشاه بابل (سده 6 ق م) نخستین كسی بود كه به فعالیتهای باستان‌شناسی پرداخت[۱۵] و هر چند باستان‌شناسی در چین قدمت بیشتری دارد ولی نخستین كاوشهای باستان‌شناسی به مفهوم امروزی شهر رم صورت گرفت[۱۶].

لشكركسی ناپلئون به مصر در 1213 ق/ 1798م آغاز توجه اروپائیان به غنای فرهنگی سرزمین‌های اسلامی بود و در نتیجه كشفیات هیات همراه ناپلئون، شامپولیون توانست رمز خط هیروگلیف مصری را كشف كند[۱۷]. در ادامه راه و در سده نخستین قرن 19 میلادی چهار اصل عمده در باستان‌شناسی پذیرفته شد. 1- شكل‌گیری اصول همدیس‌گرایی یعنی باستان‌شناسی براساس لایه بندی صخره و ترتیب قرار گرفتن آنها بر روی هم به سبب فرایندهایی همانند (همدیس)[۱۸]، 2- پیشرفت تاریخ گذاری با به كارگیری گاه‌نگاری نسبی، 3- تخمین و اثبات قدمت انسان با مطالعه فسیل‌ها و دست ساخته‌ها 4- نظریه تكامل و تغییر پذیری انواع داروین كه كتاب اصول زمین‌شناسی (1833- 1830 م) و اصل انواع (1859م) منتشر و به عنوان سند پذیرفته شد[۱۹].

در نیمه دوم سده 13ق/ 19م باستان شناسان به مسائل تاریخی روی آوردند و با استفاده از اشیاء مصرفی پیدا شده در حفاری‌های از آنها برای پیشبرد آگاهی تاریخی استفاده كردند [۲۰]و نیاز مبرم به معیارها در فن كاوش موجب پیشرفت تدریجی فنون علمی باستان‌شناسی شد و پیت ریورز با اهمیتی كه به لایه نگاری و ضبط تمامی یافته‌ها می‌داد معروف به رهبر انقلاب باستان‌شناسی شده و توانست باستان‌شناسی را از مطالعه اشیاء هنری به مطالعه تمام اشیاء تبدیل كند[۲۱]. با گذر زمان گاه‌نگاری نسبی اصلاح و گونه‌شناسی به وجود آمد [۲۲] و در قرن 20 م با افزایش شمار باستان‌شناسان و استعمال شیوه‌های جدید مثل قبول روش تقسیم محوطه باستانی به شبكه‌ای از مربع‌ها كه هریك به طور مستقل كاوش می‌شد[۲۳]، چهره باستان‌شناسی دگرگون شد.

باستان‌شناسی در ایران: به غیر از اشاراتی كه منابع اسلامی مثل بلاذری، مسعودی و مقدسی و ... به آثار باستانی ایران كرده‌‌اند، اولین بار بارباروی ایتالیائی در 877ق/ 1472م از منطقه چهل منار تخت جمشید دیدن كرد[۲۴] و سپس دلاواله (1032ق/ 1622م) با رونویسی كتیبه، آنرا به اروپا برد كه كمپفو آلمانی در 1097 ق/ 1685م آنرا خطوط میخی نامید. با رسیدن نسخه دقیق كتیبه نقش رستم توسط نیپور (1875م/ 1733م) به اروپا گروتفند و در نهایت روالینس انگلیسی توانستند آنرا رمزگشایی كرده و خط فارسی باستان بنامند[۲۵]. كاوش‌های باستان‌شناسی در ایران هم توسط لوفتوس انگلیسی در سالهای 1266- 1269ق/ 1849- 1852م در ویرانه‌های شوش آغاز و توسط دیولافو كه امتیاز حفاری را از ناصرالدین شاه گرفت طی سالهای 1301- 1303/ 1884- 1886م ادامه پیدا كرد[۲۶]. اقدام دیولافو در انتقال آثار باستانی به فرانسه باعث لغو این قراردادشد، ولی فرانسه توانست با قرارداد دمورگان امتیاز انحصاری حفاری در ایران را از مظفرالدین شاه بگیرد[۲۷].

با این قرارداد بسیاری از آثار باستانی از ایران خارج شد[۲۸] به طوری كه مجلس در 1306- 1927م لایحه لغو قرارداد با فرانسه را به طور مشروط لغو كرد[۲۹]و قانون و آئین نامه حفظ آثار عتیقه نیز به تصویب رسید كه به موجب آن كاوش منحصراً حق دولت ایران شناختهشد كه در صورت تمایل می‌توانست به افراد یا مؤسسات علمی واگذار كند[۳۰]. گدار هم در سال 1308/ 1929 طرح مقدماتی تاسیس موزه و كتابخانه را در ایران پایه‌ریزی كرد كه در سال 1316/ 1937 رسماً افتتاح شده و جایگزین موزه ملی قدیم شد[۳۱] و تشكیلات باستان‌شناسی نیز كه به نام شعبه عتیقات وابسته به وزارت معارف بود در آغاز به صورت دایره عتیقات زیر مجموعه سازمان كل اوقاف درآمد و در سال 1315/ 1936 به نام اداره باستان و بعد اداره كل باستان شناسی درآمد[۳۲].

پس از لغو قرارداد با فرانسه، ملیت‌های زیادی وارد عرصه باستان‌شناسی ایران شدند و اگر تا سال 1306 كاوشهایی جون حفاری گوتپه(1320/ 1902)، حفاری لامپره در 1321/ 1903م تپه‌های باستانی بوستان در 1323/ 1913، كاوش‌های هرتسفلد در 1307/ 1928م در پاسارگاد و ...[۳۳] انجام شد، از سال 1306 تا سال 1319 كاوشهای وسیعی در كشور مثل تپه حصار توسط هرتسلفد، تپه گیلان و بیشاپور توسط گیرشمن، خرابه‌های ری توسط اشمیت صورت گرفت و با فارغ‌التحصیلی دانش‌آموختگان در رشته باستان شناسی كاوشهایی توسط علی حاكمی در تپه باستانی حسنلو (1313ش) عیسی بهنام و علی ساری در تخت جمشید صورت گرفت[۳۴].

از سال 1320 تا 1343 یعنی تشكیل وزارت فرهنگ و هنر و انتقال تشكیلات باستان‌شناسی به این وزارت، سومین دوره فعالیت‌های باستان‌شناسی در ایران آغاز شد و در این مرحله هم كاوشهایی توسط اداره كل باستان شناسی و به ریاست افرادی چون حاكمی، راد و ... در تپه حسنلو، خوروین مرودشت و یا افراد خارجی مثل گیرشمن، براون. انجام شد[۳۵].دوره چهارم فعالیتها هم از سال 1343 تا 1357 با عنوان پژوهشهای ادامه‌دار، ادامه پیدا كرد و با ادغام اداره فرهنگ عامه و اداره كل باستان شناسی، اداره كل باستان‌شناسی و فرهنگ عامه شكل گرفت ولی در آذر 1351 به دو مركز باستان شناسی و مردم شناسی تفكیك شد[۳۶]. این دوره، دوره بلوغ و شكوفایی باستان‌شناسی ایران به شمار می‌آید، چون موسسه‌های باستان‌شناسی كشورهای مختلف در ایران تاسیس و در مجموع دو دهه همكاری بین‌المللی پربار آغاز و انتشار مجله باستان‌شناسی و هنر را در پی داشت و هم‌چنین نسل جوان و كارآزموده‌ای از باستان‌شناسان ایرانی وارد میدان‌های كاوش شدند و كاوشهایی به رهبری افرادی چون حاكمی، توللی، كامبخش‌فرد، تجویدی و یغیمایی در تپه موشلان، تپه جلیان، تپه مارلیك، هفت تپه... انجام شد[۳۷].

دوره پنجم فعالیتها از سال 1357 آغاز شد و در سال 1366 طرح ادغام اداره‌ها و سازمانهایی كه در زمینه‌های مختلف آثار فرهنگی فعالیت می‌كردند، ارائه و تشكیلات واحدی به نام سازمان میراث فرهنگی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وجود آمد كه از سال 1371 تابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد[۳۸]. كاوشهای این دوره اغلب توسط نیروهای جوان ایرانی و به سرپرستی مركز باستان شناسی و سازمان میراث فرهنگی انجام شد كه فعالیتهای این دوره در سه گروه طبقه‌بندی می‌شود. الف: ادامه برخی از كاوشهای ناتمام: بازنگری برخی محوطه‌های كلیدی كه كاوش آنها بیش از جنگ جهانی دوم صورت گرفته بود. ب: كاوشهای خاص برای روشن ساختن نكات مبهم باستان شناسی ایران. دج: كاوشهای اضطراری و نجات محوطه‌هایی كه به جهات گوناگون از جمله فعالیت‌های عمرانی و كنده‌كاری‌های غیرقانونی در خطر جدی قرار دارند و از كارهای این گروه می‌توان به كاوشهای تپه حصار، زیویه، شهرسوخنه، تپه سیلك، تپه ازبكی ... اشاره كرد[۳۹].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

دانشنامه ایران


نویسنده مقاله

اکبر قاسمی


برای آگاهی كلی ر. ك: ملك شهمیرزادی، صادق، مجموعه دروس باستان شناسی پیش از تاریخ. مبانی باستان شناسی ایران، بین‌النهرین، مصر، تدوین: حسین محسنی و محمد جعفر سروقدی، تهران، جهاد دانشگاهی، و محیا، 1373.



                                                                                                                                                                                                                                    

  1. سید سجادی منصور، باستان‌شناسی و علوم دیگر، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال 1، شماره 1 پاییز در زمستان 1365، ص 3، 11.
  2. Hole. F. and R. Heizer, An introduction to prehistoric Archaeology NewYork. Ete. 1965. p. 8.
  3. دنیل كلین، تمدنهای اولیه و باستان‌شناسی خاستگاه آنها، ترجمه هایده مصیری، تهران. 1363، ص 21. Dicrtionnaie de laprehistoireed. A. lerol- Gourhon. Paris. 1988. p 369   
  4. Borker- ph- understanding Archaeological encavationolondon. 1989. p.9.
  5. Renfrew, c. andp. Bohn. Archaeology theories, methods, And practice. London. 1997. p.14- 17.
  6. GSE. Helfgott, l. carpel collecting in Iran. 1883. II. P. 245.                     هم‌چنین:                            Duniel, G. Ahundred fifty years of Archoeology. London. 1975. p. 135, 202.                  
  7. رنفرو، همان، ص 10.
  8. هول، همان، ص 5.
  9. ملك شهمیرزادی صادق، باستان شناسی چیست وباستانشناس كیست، در مرز پرگهر، نامگانی، علی سامی،چاپ محمود طاوسی، شیراز 1369- 1372ش، ج2، ص 41.
  10. y.copens. Preambules. Paris 1988. p.173.
  11. Bohn. P, The cambridge Illusrated history of Archeology. Cambridge. 1996. p222- 223.,دنیل،تمدنهای اولیه و... ، ص 356.
  12. Greene,k. Archaolgy on Introuoction. London. 1988. 119- 120, 42- 45
  13. رنفرو، همان،ص 90.
  14. GSE. II 24.
  15. GSE. II 24.
  16. GSE. II 24.
  17. دنیل، همان، ص 153. بان، همان، ص 60- 59.
  18. The Dictrionaryof Art. Ed. J. Turner. London. 1996. 299.
  19. دنیل، همان، ص 28 و 152.
  20. GES. II. P246. and. Trigger. B. A history of Archaeology thought. Cambridge. 1995. p. 196.
  21. دنیل، همان، ص 171. تریگر، همان، ص 200- 197.
  22. بان، همان، ص 134- 133.
  23. همان، ص 200- 199، رنفرو، همان، ص 30.
  24. آلفونس گابریل، تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران، ترجمه فتحعلی خواجه نوری، چاپ هومان خواجه نوری، تهران 1348، ص 78.
  25. سامی علی، تمدن هخامنشی، شیراز 1343- 1341. ج 1، ص 256- 255. بان، همان، ص 109- 108.
  26. ژان‌پل راشل دیولافو، سفرنامه، خاطرات كاوشهای باستان شناسی در شوش، 1886- 1884م ترجمه ایرج فره‌وشی، تهران 1355، ص 231، هم‌چنین محمود موسوی، باستان شناسی در پنجاه سالی كه گذشت، مجله میراث فرهنگی، سال 1 ش 2- زمستان 1369، ص 7.
  27. موسوی، همان، ص 7.
  28. كسروی احمد، تاریخ پانصد ساله خوزستان، تهران 1312، ص 227 و هم‌چنین 175- 171. GES.
  29. مصطفوی محمدتقی، تلاش در راه خدمت به آثار ملی و امید به آینده، گزارشهای باستان شناسی، تهران، 1336، ص 401- 400.
  30. نظام‌نامه اجرای قانون دوازدهم آبان ماه 1309 ... راجع به حفظ آثار عتیقه، وزارت فرهنگ، تهران، فردوسی، ص 12- 9. هم‌چنین قانون و آیین نامه حفظ آثار عتیقه، وزارت فرهنگ، اداره كل باستان شناسی، تهران، فردوسی، ص 6- 4.
  31. مصطفوی، همان، ص 389.
  32. همان، ص 388- 387. موسوی، همان، ص 8- 9.
  33. ملك شهمیرزادی، همان، ص 374.
  34. معصومی غلامرضا، باستان شناسی ایران، تهران 1355، ص 27 و 46.
  35. همان.
  36. ملك شهمیرزادی،همان، ص 413.
  37. همان، ص 413.
  38. در حاشیه قانون تشكیل سازمان میراث فرهنگی كشور، اثر، تهران 1365، ض 12- 14، ص 2- 1.
  39. یادنامه گردهمایی باستان شناسی شوش، سازمان میراث فرهنگی كشور، تهران، 1376ش.