باستان شناسی: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «معادل كلمه آرخا يولوگياي[1] يوناني مركب از آرخايوس[2] به معني كهن ولوگويا[3] به معني شناخت است<sup>1</sup> كه علم پژوهش گذشته انسان بر پايه آثار بازمانده از او مثل استخوان، ابزارهاي ساخت انسان ميباشد.<sup>2</sup> باستانشناسي از علوم مستقل و داراي روشها...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
معادل كلمه آرخا | معادل كلمه آرخا یولوگیای[Arkhaiologia] یونانی مركب از آرخایوس[Arkhaios] به معنی كهن ولوگویا[Logia] به معنی شناخت است<ref>سید سجادی منصور'''''، باستانشناسی و علوم دیگر'''''، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال 1، شماره 1 پاییز در زمستان 1365، ص 3، 11. </ref> كه علم پژوهش گذشته انسان بر پایه آثار بازمانده از او مثل استخوان، ابزارهای ساخت انسان میباشد<ref>Hole. F. and R. Heizer, '''''An introduction to prehistoric''''' '''''Archaeology''''' NewYork. Ete. 1965. p. 8.</ref>. باستانشناسی از علوم مستقل و دارای روشها و پایههای نظری خاص است كه اطلاعات بدست آورده از گذشته را پایه بررسی و بازسازی مطالعاتی خود قرار داده و با بهرهگیری از علوم مختلف مثل مردمشناسی، زمینشناسی، فیزیك و شیمی پاسخهای روشنی به مسائل پیچیده باستانشناسی میدهد<ref>دنیل كلین، '''''تمدنهای اولیه و باستانشناسی خاستگاه''''' '''''آنها'''''، ترجمه هایده مصیری، تهران. 1363، ص 21. | ||
'''''Dicrtionnaie de laprehistoireed'''''. A. lerol- Gourhon. Paris. 1988. p 369 </ref>. وظیفه باستان شناس دستیابی به مدارك نخستین و هدف آن نیز بازسازی شیوههای زندگی انسان و بیان تغییرات آن برپایه بقایای باستان شناختی معتبر است<ref>Borker- ph- '''''understanding Archaeological''''' encavationolondon. 1989. p.9.</ref>. پس باستانشناسی ابتدا تاریخ اندیشهها، فرضیهها و روشهای نگریستن به گذشته است سپس تاریخی از تحول و تكامل روشهای صحیح پژوهش و بكارگیری آن اندیشهها و جست و جوی پرسشها و سرانجام تاریخ كشفیات<ref>Renfrew, c. andp. Bohn. '''''Archaeology theories, methods, And practice'''''. London. 1997. p.14- 17.</ref>. | |||
[[باستان شناسی|باستانشناسی]] با تقسیم زندگی بشر به دو دوره پیشن از تاریخ و دوره تاریخی تمام دوره طولانی پیش از تاریخ را در حیطه خود قرار میدهد و حتی به كشف بسیاری از منابع مكتوب مثل هیروگلیف مصری، خط یونانی و خط میخی میپردازد<ref>GSE. Helfgott, l. '''''carpel collecting in Iran'''''. 1883. II. P. 245. | |||
همچنین: Duniel, G. '''''Ahundred fifty years of Archoeology'''''. London. 1975. p. 135, 202. | |||
</ref>. بنابر این شناخت حدود 99% درصد تاریخ بشریت كه از آغاز آن بیش از سه میلیون سال میگذرد در گسترة باستانشناسی قرار میگیرد<ref>رنفرو، همان، ص 10.</ref> و لزوماً در جایی كه تاریخ آغاز میشود متوقف نمیگردد<ref>هول، همان، ص 5.</ref>. | |||
در | مهمترین بخش در فعالیتهای باستانشناسی حفاری میباشد كه در هر حفاری لایههای مختلف زمین از دو جهت 1- عمودی. برای تعیین قدمت لایهها و مقایسه آثار موجود در آنها از لحاظ زمانی و یافتن شاخصهای فرهنگی هر دوره در یك منطقه معیّن و 2- افقی. برای تحلیل نسبت رابطه بین اشیاء درون هر لایه و نوع وابستگی آنها به انسان، بررسی میشوند<ref>ملك شهمیرزادی صادق، '''''باستان شناسی چیست وباستانشناس كیست'''''، در مرز '''''پرگهر'''''، '''''نامگانی'''''، '''''علی سامی'''''،چاپ محمود طاوسی، شیراز 1369- 1372ش، ج2، ص 41.</ref>. در باستان شناسی لایههای مختلف زمین مطالعه میشود تا وضع و قطور زندگی جانداران در ادوار گوناگون روشن شود<ref>y.copens. '''''Preambules.''''' Paris 1988. p.173.</ref>. امروزه برای تعیین قدمت آثار باستانی از روشهای پیشرفته شیمی و فیزیك و گیاهشناسی مثل كربن 14 برای تعیین عمر شیء تا 80 هزار سال<ref>Bohn. '''''P, The cambridge Illusrated history of''''' Archeology. Cambridge. 1996. p222- 223.,دنیل،'''''تمدنهای اولیه''''' و... ، ص 356.</ref>، پرتوسنجی دما برای مواد غیرآلی، پتاسیم آرگون برای تاریخگذاری بیش از صد هزار سال و سایر روشها مثل تاریخ گذاری ازراه شماره حلقه تنه درختان، محیط زیست یعنی با مطالعه اینكه چگونه گروههای انسانی محیط زیست خود را پذیرا شدند، میتوان بسیاری از جنبههای جامعه كهن را درك كرد،كشف و بررسی<ref>Greene,k. '''''Archaolgy on Introuoction'''''. London. 1988. 119- 120, 42- 45</ref> و كاوش<ref>رنفرو، همان،ص 90.</ref> استفاده میشود. | ||
تاریخچه: واژه باستانشناسی را نخستین بار افلاطون (سده 4 ق م) در جامعترین مفهوم آن در باره آشنایی با آثار كهن به كاربرد <ref>GSE. II 24.</ref>و بنونیدوس پادشاه بابل (سده 6 ق م) نخستین كسی بود كه به فعالیتهای باستانشناسی پرداخت<ref>GSE. II 24.</ref> و هر چند باستانشناسی در چین قدمت بیشتری دارد ولی نخستین كاوشهای باستانشناسی به مفهوم امروزی شهر رم صورت گرفت<ref>GSE. II 24.</ref>. | |||
لشكركسی ناپلئون به مصر در 1213 ق/ 1798م آغاز توجه اروپائیان به غنای فرهنگی سرزمینهای اسلامی بود و در نتیجه كشفیات هیات همراه ناپلئون، شامپولیون توانست رمز خط هیروگلیف مصری را كشف كند<ref>دنیل، همان، ص 153. بان، همان، ص 60- 59.</ref>. در ادامه راه و در سده نخستین قرن 19 میلادی چهار اصل عمده در باستانشناسی پذیرفته شد. 1- شكلگیری اصول همدیسگرایی یعنی باستانشناسی براساس لایه بندی صخره و ترتیب قرار گرفتن آنها بر روی هم به سبب فرایندهایی همانند (همدیس)<ref>'''''The Dictrionaryof Art. Ed'''''. J. Turner. London. 1996. 299.</ref>، 2- پیشرفت تاریخ گذاری با به كارگیری گاهنگاری نسبی، 3- تخمین و اثبات قدمت انسان با مطالعه فسیلها و دست ساختهها 4- نظریه تكامل و تغییر پذیری انواع داروین كه كتاب اصول زمینشناسی (1833- 1830 م) و اصل انواع (1859م) منتشر و به عنوان سند پذیرفته شد<ref>دنیل، همان، ص 28 و 152.</ref>. | |||
در نیمه دوم سده 13ق/ 19م باستان شناسان به مسائل تاریخی روی آوردند و با استفاده از اشیاء مصرفی پیدا شده در حفاریهای از آنها برای پیشبرد آگاهی تاریخی استفاده كردند <ref>GES. II. P246. and. Trigger. '''''B. A history of Archaeology thought'''''. Cambridge. 1995. p. 196.</ref>و نیاز مبرم به معیارها در فن كاوش موجب پیشرفت تدریجی فنون علمی باستانشناسی شد و پیت ریورز با اهمیتی كه به لایه نگاری و ضبط تمامی یافتهها میداد معروف به رهبر انقلاب باستانشناسی شده و توانست باستانشناسی را از مطالعه اشیاء هنری به مطالعه تمام اشیاء تبدیل كند<ref>دنیل، همان، ص 171. تریگر، همان، ص 200- 197.</ref>. با گذر زمان گاهنگاری نسبی اصلاح و گونهشناسی به وجود آمد <ref>بان، همان، ص 134- 133.</ref> و در قرن 20 م با افزایش شمار باستانشناسان و استعمال شیوههای جدید مثل قبول روش تقسیم محوطه باستانی به شبكهای از مربعها كه هریك به طور مستقل كاوش میشد<ref>همان، ص 200- 199، رنفرو، همان، ص 30.</ref>، چهره باستانشناسی دگرگون شد. | |||
از | باستانشناسی در ایران: به غیر از اشاراتی كه منابع اسلامی مثل بلاذری، مسعودی و مقدسی و ... به آثار باستانی ایران كردهاند، اولین بار بارباروی ایتالیائی در 877ق/ 1472م از منطقه چهل منار تخت جمشید دیدن كرد<ref>آلفونس گابریل، '''''تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران'''''، ترجمه فتحعلی خواجه نوری، چاپ هومان خواجه نوری، تهران 1348، ص 78.</ref> و سپس دلاواله (1032ق/ 1622م) با رونویسی كتیبه، آنرا به اروپا برد كه كمپفو آلمانی در 1097 ق/ 1685م آنرا خطوط میخی نامید. با رسیدن نسخه دقیق كتیبه نقش رستم توسط نیپور (1875م/ 1733م) به اروپا گروتفند و در نهایت روالینس انگلیسی توانستند آنرا رمزگشایی كرده و خط فارسی باستان بنامند<ref>سامی علی'''''، تمدن هخامنشی'''''، شیراز 1343- 1341. ج 1، ص 256- 255. بان، همان، ص 109- 108.</ref>. كاوشهای باستانشناسی در ایران هم توسط لوفتوس انگلیسی در سالهای 1266- 1269ق/ 1849- 1852م در ویرانههای شوش آغاز و توسط دیولافو كه امتیاز حفاری را از ناصرالدین شاه گرفت طی سالهای 1301- 1303/ 1884- 1886م ادامه پیدا كرد<ref>ژانپل راشل دیولافو، '''''سفرنامه، خاطرات كاوشهای باستان شناسی در شوش'''''، 1886- 1884م ترجمه ایرج فرهوشی، تهران 1355، ص 231، همچنین محمود موسوی، '''''باستان شناسی در پنجاه سالی''''' '''''كه گذشت'''''، مجله میراث فرهنگی، سال 1 ش 2- زمستان 1369، ص 7.</ref>. اقدام دیولافو در انتقال آثار باستانی به فرانسه باعث لغو این قراردادشد، ولی فرانسه توانست با قرارداد دمورگان امتیاز انحصاری حفاری در ایران را از مظفرالدین شاه بگیرد<ref>موسوی، همان، ص 7.</ref>. | ||
با این قرارداد بسیاری از آثار باستانی از ایران خارج شد<ref>كسروی احمد'''''، تاریخ پانصد ساله خوزستان'''''، تهران 1312، ص 227 و همچنین 175- 171. GES.</ref> به طوری كه مجلس در 1306- 1927م لایحه لغو قرارداد با فرانسه را به طور مشروط لغو كرد<ref>مصطفوی محمدتقی، '''''تلاش در راه خدمت به آثار ملی و امید به آینده'''''، گزارشهای باستان شناسی، تهران، 1336، ص 401- 400.</ref>و قانون و آئین نامه حفظ آثار عتیقه نیز به تصویب رسید كه به موجب آن كاوش منحصراً حق دولت ایران شناختهشد كه در صورت تمایل میتوانست به افراد یا مؤسسات علمی واگذار كند<ref>'''''نظامنامه اجرای قانون''''' دوازدهم آبان ماه 1309 ... راجع به حفظ آثار عتیقه، وزارت فرهنگ، تهران، فردوسی، ص 12- 9. همچنین '''''قانون و آیین نامه حفظ آثار عتیقه'''''، وزارت فرهنگ، اداره كل باستان شناسی، تهران، فردوسی، ص 6- 4.</ref>. گدار هم در سال 1308/ 1929 طرح مقدماتی تاسیس موزه و كتابخانه را در ایران پایهریزی كرد كه در سال 1316/ 1937 رسماً افتتاح شده و جایگزین موزه ملی قدیم شد<ref>مصطفوی، همان، ص 389.</ref> و تشكیلات باستانشناسی نیز كه به نام شعبه عتیقات وابسته به وزارت معارف بود در آغاز به صورت دایره عتیقات زیر مجموعه سازمان كل اوقاف درآمد و در سال 1315/ 1936 به نام اداره باستان و بعد اداره كل باستان شناسی درآمد<ref>همان، ص 388- 387. موسوی، همان، ص 8- 9.</ref>. | |||
پس از لغو قرارداد با فرانسه، ملیتهای زیادی وارد عرصه باستانشناسی ایران شدند و اگر تا سال 1306 كاوشهایی جون حفاری گوتپه(1320/ 1902)، حفاری لامپره در 1321/ 1903م تپههای باستانی بوستان در 1323/ 1913، كاوشهای هرتسفلد در 1307/ 1928م در پاسارگاد و ...<ref>ملك شهمیرزادی، همان، ص 374.</ref> انجام شد، از سال 1306 تا سال 1319 كاوشهای وسیعی در كشور مثل تپه حصار توسط هرتسلفد، تپه گیلان و بیشاپور توسط گیرشمن، خرابههای ری توسط اشمیت صورت گرفت و با فارغالتحصیلی دانشآموختگان در رشته باستان شناسی كاوشهایی توسط علی حاكمی در تپه باستانی حسنلو (1313ش) عیسی بهنام و علی ساری در تخت جمشید صورت گرفت<ref>معصومی غلامرضا، '''''باستان شناسی ایران'''''، تهران 1355، ص 27 و 46.</ref>. | |||
از سال 1320 تا 1343 یعنی تشكیل وزارت فرهنگ و هنر و انتقال تشكیلات باستانشناسی به این وزارت، سومین دوره فعالیتهای باستانشناسی در ایران آغاز شد و در این مرحله هم كاوشهایی توسط اداره كل باستان شناسی و به ریاست افرادی چون حاكمی، راد و ... در تپه حسنلو، خوروین مرودشت و یا افراد خارجی مثل گیرشمن، براون. انجام شد<ref>همان.</ref>.دوره چهارم فعالیتها هم از سال 1343 تا 1357 با عنوان پژوهشهای ادامهدار، ادامه پیدا كرد و با ادغام اداره فرهنگ عامه و اداره كل باستان شناسی، اداره كل باستانشناسی و فرهنگ عامه شكل گرفت ولی در آذر 1351 به دو مركز باستان شناسی و مردم شناسی تفكیك شد<ref>ملك شهمیرزادی،همان، ص 413.</ref>. این دوره، دوره بلوغ و شكوفایی باستانشناسی ایران به شمار میآید، چون موسسههای باستانشناسی كشورهای مختلف در ایران تاسیس و در مجموع دو دهه همكاری بینالمللی پربار آغاز و انتشار مجله باستانشناسی و هنر را در پی داشت و همچنین نسل جوان و كارآزمودهای از باستانشناسان ایرانی وارد میدانهای كاوش شدند و كاوشهایی به رهبری افرادی چون حاكمی، توللی، كامبخشفرد، تجویدی و یغیمایی در تپه موشلان، تپه جلیان، تپه مارلیك، هفت تپه... انجام شد<ref>همان، ص 413.</ref>. | |||
دوره پنجم فعالیتها از سال 1357 آغاز شد و در سال 1366 طرح ادغام ادارهها و سازمانهایی كه در زمینههای مختلف آثار فرهنگی فعالیت میكردند، ارائه و تشكیلات واحدی به نام سازمان میراث فرهنگی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وجود آمد كه از سال 1371 تابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد<ref>'''''در حاشیه''''' '''''قانون تشكیل سازمان میراث فرهنگی كشور'''''، اثر، تهران 1365، ض 12- 14، ص 2- 1.</ref>. كاوشهای این دوره اغلب توسط نیروهای جوان ایرانی و به سرپرستی مركز باستان شناسی و سازمان میراث فرهنگی انجام شد كه فعالیتهای این دوره در سه گروه طبقهبندی میشود. الف: ادامه برخی از كاوشهای ناتمام: بازنگری برخی محوطههای كلیدی كه كاوش آنها بیش از جنگ جهانی دوم صورت گرفته بود. ب: كاوشهای خاص برای روشن ساختن نكات مبهم باستان شناسی ایران. دج: كاوشهای اضطراری و نجات محوطههایی كه به جهات گوناگون از جمله فعالیتهای عمرانی و كندهكاریهای غیرقانونی در خطر جدی قرار دارند و از كارهای این گروه میتوان به كاوشهای تپه حصار، زیویه، شهرسوخنه، تپه سیلك، تپه ازبكی ... اشاره كرد<ref>'''''یادنامه گردهمایی باستان شناسی شوش'''''، سازمان میراث فرهنگی كشور، تهران، 1376ش. </ref>. | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
== مآخذ == | |||
== منبع اصلی == | |||
دانشنامه ایران | |||
== نویسنده مقاله == | |||
اکبر قاسمی | |||
برای آگاهی كلی ر. ك: ملك شهمیرزادی، صادق، '''''مجموعه دروس باستان شناسی پیش از تاریخ. مبانی باستان شناسی ایران'''''، بینالنهرین، مصر، تدوین: حسین محسنی و محمد جعفر سروقدی، تهران، جهاد دانشگاهی، و محیا، 1373. | |||
نسخهٔ ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۴۱
معادل كلمه آرخا یولوگیای[Arkhaiologia] یونانی مركب از آرخایوس[Arkhaios] به معنی كهن ولوگویا[Logia] به معنی شناخت است[۱] كه علم پژوهش گذشته انسان بر پایه آثار بازمانده از او مثل استخوان، ابزارهای ساخت انسان میباشد[۲]. باستانشناسی از علوم مستقل و دارای روشها و پایههای نظری خاص است كه اطلاعات بدست آورده از گذشته را پایه بررسی و بازسازی مطالعاتی خود قرار داده و با بهرهگیری از علوم مختلف مثل مردمشناسی، زمینشناسی، فیزیك و شیمی پاسخهای روشنی به مسائل پیچیده باستانشناسی میدهد[۳]. وظیفه باستان شناس دستیابی به مدارك نخستین و هدف آن نیز بازسازی شیوههای زندگی انسان و بیان تغییرات آن برپایه بقایای باستان شناختی معتبر است[۴]. پس باستانشناسی ابتدا تاریخ اندیشهها، فرضیهها و روشهای نگریستن به گذشته است سپس تاریخی از تحول و تكامل روشهای صحیح پژوهش و بكارگیری آن اندیشهها و جست و جوی پرسشها و سرانجام تاریخ كشفیات[۵].
باستانشناسی با تقسیم زندگی بشر به دو دوره پیشن از تاریخ و دوره تاریخی تمام دوره طولانی پیش از تاریخ را در حیطه خود قرار میدهد و حتی به كشف بسیاری از منابع مكتوب مثل هیروگلیف مصری، خط یونانی و خط میخی میپردازد[۶]. بنابر این شناخت حدود 99% درصد تاریخ بشریت كه از آغاز آن بیش از سه میلیون سال میگذرد در گسترة باستانشناسی قرار میگیرد[۷] و لزوماً در جایی كه تاریخ آغاز میشود متوقف نمیگردد[۸].
مهمترین بخش در فعالیتهای باستانشناسی حفاری میباشد كه در هر حفاری لایههای مختلف زمین از دو جهت 1- عمودی. برای تعیین قدمت لایهها و مقایسه آثار موجود در آنها از لحاظ زمانی و یافتن شاخصهای فرهنگی هر دوره در یك منطقه معیّن و 2- افقی. برای تحلیل نسبت رابطه بین اشیاء درون هر لایه و نوع وابستگی آنها به انسان، بررسی میشوند[۹]. در باستان شناسی لایههای مختلف زمین مطالعه میشود تا وضع و قطور زندگی جانداران در ادوار گوناگون روشن شود[۱۰]. امروزه برای تعیین قدمت آثار باستانی از روشهای پیشرفته شیمی و فیزیك و گیاهشناسی مثل كربن 14 برای تعیین عمر شیء تا 80 هزار سال[۱۱]، پرتوسنجی دما برای مواد غیرآلی، پتاسیم آرگون برای تاریخگذاری بیش از صد هزار سال و سایر روشها مثل تاریخ گذاری ازراه شماره حلقه تنه درختان، محیط زیست یعنی با مطالعه اینكه چگونه گروههای انسانی محیط زیست خود را پذیرا شدند، میتوان بسیاری از جنبههای جامعه كهن را درك كرد،كشف و بررسی[۱۲] و كاوش[۱۳] استفاده میشود.
تاریخچه: واژه باستانشناسی را نخستین بار افلاطون (سده 4 ق م) در جامعترین مفهوم آن در باره آشنایی با آثار كهن به كاربرد [۱۴]و بنونیدوس پادشاه بابل (سده 6 ق م) نخستین كسی بود كه به فعالیتهای باستانشناسی پرداخت[۱۵] و هر چند باستانشناسی در چین قدمت بیشتری دارد ولی نخستین كاوشهای باستانشناسی به مفهوم امروزی شهر رم صورت گرفت[۱۶].
لشكركسی ناپلئون به مصر در 1213 ق/ 1798م آغاز توجه اروپائیان به غنای فرهنگی سرزمینهای اسلامی بود و در نتیجه كشفیات هیات همراه ناپلئون، شامپولیون توانست رمز خط هیروگلیف مصری را كشف كند[۱۷]. در ادامه راه و در سده نخستین قرن 19 میلادی چهار اصل عمده در باستانشناسی پذیرفته شد. 1- شكلگیری اصول همدیسگرایی یعنی باستانشناسی براساس لایه بندی صخره و ترتیب قرار گرفتن آنها بر روی هم به سبب فرایندهایی همانند (همدیس)[۱۸]، 2- پیشرفت تاریخ گذاری با به كارگیری گاهنگاری نسبی، 3- تخمین و اثبات قدمت انسان با مطالعه فسیلها و دست ساختهها 4- نظریه تكامل و تغییر پذیری انواع داروین كه كتاب اصول زمینشناسی (1833- 1830 م) و اصل انواع (1859م) منتشر و به عنوان سند پذیرفته شد[۱۹].
در نیمه دوم سده 13ق/ 19م باستان شناسان به مسائل تاریخی روی آوردند و با استفاده از اشیاء مصرفی پیدا شده در حفاریهای از آنها برای پیشبرد آگاهی تاریخی استفاده كردند [۲۰]و نیاز مبرم به معیارها در فن كاوش موجب پیشرفت تدریجی فنون علمی باستانشناسی شد و پیت ریورز با اهمیتی كه به لایه نگاری و ضبط تمامی یافتهها میداد معروف به رهبر انقلاب باستانشناسی شده و توانست باستانشناسی را از مطالعه اشیاء هنری به مطالعه تمام اشیاء تبدیل كند[۲۱]. با گذر زمان گاهنگاری نسبی اصلاح و گونهشناسی به وجود آمد [۲۲] و در قرن 20 م با افزایش شمار باستانشناسان و استعمال شیوههای جدید مثل قبول روش تقسیم محوطه باستانی به شبكهای از مربعها كه هریك به طور مستقل كاوش میشد[۲۳]، چهره باستانشناسی دگرگون شد.
باستانشناسی در ایران: به غیر از اشاراتی كه منابع اسلامی مثل بلاذری، مسعودی و مقدسی و ... به آثار باستانی ایران كردهاند، اولین بار بارباروی ایتالیائی در 877ق/ 1472م از منطقه چهل منار تخت جمشید دیدن كرد[۲۴] و سپس دلاواله (1032ق/ 1622م) با رونویسی كتیبه، آنرا به اروپا برد كه كمپفو آلمانی در 1097 ق/ 1685م آنرا خطوط میخی نامید. با رسیدن نسخه دقیق كتیبه نقش رستم توسط نیپور (1875م/ 1733م) به اروپا گروتفند و در نهایت روالینس انگلیسی توانستند آنرا رمزگشایی كرده و خط فارسی باستان بنامند[۲۵]. كاوشهای باستانشناسی در ایران هم توسط لوفتوس انگلیسی در سالهای 1266- 1269ق/ 1849- 1852م در ویرانههای شوش آغاز و توسط دیولافو كه امتیاز حفاری را از ناصرالدین شاه گرفت طی سالهای 1301- 1303/ 1884- 1886م ادامه پیدا كرد[۲۶]. اقدام دیولافو در انتقال آثار باستانی به فرانسه باعث لغو این قراردادشد، ولی فرانسه توانست با قرارداد دمورگان امتیاز انحصاری حفاری در ایران را از مظفرالدین شاه بگیرد[۲۷].
با این قرارداد بسیاری از آثار باستانی از ایران خارج شد[۲۸] به طوری كه مجلس در 1306- 1927م لایحه لغو قرارداد با فرانسه را به طور مشروط لغو كرد[۲۹]و قانون و آئین نامه حفظ آثار عتیقه نیز به تصویب رسید كه به موجب آن كاوش منحصراً حق دولت ایران شناختهشد كه در صورت تمایل میتوانست به افراد یا مؤسسات علمی واگذار كند[۳۰]. گدار هم در سال 1308/ 1929 طرح مقدماتی تاسیس موزه و كتابخانه را در ایران پایهریزی كرد كه در سال 1316/ 1937 رسماً افتتاح شده و جایگزین موزه ملی قدیم شد[۳۱] و تشكیلات باستانشناسی نیز كه به نام شعبه عتیقات وابسته به وزارت معارف بود در آغاز به صورت دایره عتیقات زیر مجموعه سازمان كل اوقاف درآمد و در سال 1315/ 1936 به نام اداره باستان و بعد اداره كل باستان شناسی درآمد[۳۲].
پس از لغو قرارداد با فرانسه، ملیتهای زیادی وارد عرصه باستانشناسی ایران شدند و اگر تا سال 1306 كاوشهایی جون حفاری گوتپه(1320/ 1902)، حفاری لامپره در 1321/ 1903م تپههای باستانی بوستان در 1323/ 1913، كاوشهای هرتسفلد در 1307/ 1928م در پاسارگاد و ...[۳۳] انجام شد، از سال 1306 تا سال 1319 كاوشهای وسیعی در كشور مثل تپه حصار توسط هرتسلفد، تپه گیلان و بیشاپور توسط گیرشمن، خرابههای ری توسط اشمیت صورت گرفت و با فارغالتحصیلی دانشآموختگان در رشته باستان شناسی كاوشهایی توسط علی حاكمی در تپه باستانی حسنلو (1313ش) عیسی بهنام و علی ساری در تخت جمشید صورت گرفت[۳۴].
از سال 1320 تا 1343 یعنی تشكیل وزارت فرهنگ و هنر و انتقال تشكیلات باستانشناسی به این وزارت، سومین دوره فعالیتهای باستانشناسی در ایران آغاز شد و در این مرحله هم كاوشهایی توسط اداره كل باستان شناسی و به ریاست افرادی چون حاكمی، راد و ... در تپه حسنلو، خوروین مرودشت و یا افراد خارجی مثل گیرشمن، براون. انجام شد[۳۵].دوره چهارم فعالیتها هم از سال 1343 تا 1357 با عنوان پژوهشهای ادامهدار، ادامه پیدا كرد و با ادغام اداره فرهنگ عامه و اداره كل باستان شناسی، اداره كل باستانشناسی و فرهنگ عامه شكل گرفت ولی در آذر 1351 به دو مركز باستان شناسی و مردم شناسی تفكیك شد[۳۶]. این دوره، دوره بلوغ و شكوفایی باستانشناسی ایران به شمار میآید، چون موسسههای باستانشناسی كشورهای مختلف در ایران تاسیس و در مجموع دو دهه همكاری بینالمللی پربار آغاز و انتشار مجله باستانشناسی و هنر را در پی داشت و همچنین نسل جوان و كارآزمودهای از باستانشناسان ایرانی وارد میدانهای كاوش شدند و كاوشهایی به رهبری افرادی چون حاكمی، توللی، كامبخشفرد، تجویدی و یغیمایی در تپه موشلان، تپه جلیان، تپه مارلیك، هفت تپه... انجام شد[۳۷].
دوره پنجم فعالیتها از سال 1357 آغاز شد و در سال 1366 طرح ادغام ادارهها و سازمانهایی كه در زمینههای مختلف آثار فرهنگی فعالیت میكردند، ارائه و تشكیلات واحدی به نام سازمان میراث فرهنگی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وجود آمد كه از سال 1371 تابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد[۳۸]. كاوشهای این دوره اغلب توسط نیروهای جوان ایرانی و به سرپرستی مركز باستان شناسی و سازمان میراث فرهنگی انجام شد كه فعالیتهای این دوره در سه گروه طبقهبندی میشود. الف: ادامه برخی از كاوشهای ناتمام: بازنگری برخی محوطههای كلیدی كه كاوش آنها بیش از جنگ جهانی دوم صورت گرفته بود. ب: كاوشهای خاص برای روشن ساختن نكات مبهم باستان شناسی ایران. دج: كاوشهای اضطراری و نجات محوطههایی كه به جهات گوناگون از جمله فعالیتهای عمرانی و كندهكاریهای غیرقانونی در خطر جدی قرار دارند و از كارهای این گروه میتوان به كاوشهای تپه حصار، زیویه، شهرسوخنه، تپه سیلك، تپه ازبكی ... اشاره كرد[۳۹].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
اکبر قاسمی
برای آگاهی كلی ر. ك: ملك شهمیرزادی، صادق، مجموعه دروس باستان شناسی پیش از تاریخ. مبانی باستان شناسی ایران، بینالنهرین، مصر، تدوین: حسین محسنی و محمد جعفر سروقدی، تهران، جهاد دانشگاهی، و محیا، 1373.
- ↑ سید سجادی منصور، باستانشناسی و علوم دیگر، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال 1، شماره 1 پاییز در زمستان 1365، ص 3، 11.
- ↑ Hole. F. and R. Heizer, An introduction to prehistoric Archaeology NewYork. Ete. 1965. p. 8.
- ↑ دنیل كلین، تمدنهای اولیه و باستانشناسی خاستگاه آنها، ترجمه هایده مصیری، تهران. 1363، ص 21. Dicrtionnaie de laprehistoireed. A. lerol- Gourhon. Paris. 1988. p 369
- ↑ Borker- ph- understanding Archaeological encavationolondon. 1989. p.9.
- ↑ Renfrew, c. andp. Bohn. Archaeology theories, methods, And practice. London. 1997. p.14- 17.
- ↑ GSE. Helfgott, l. carpel collecting in Iran. 1883. II. P. 245. همچنین: Duniel, G. Ahundred fifty years of Archoeology. London. 1975. p. 135, 202.
- ↑ رنفرو، همان، ص 10.
- ↑ هول، همان، ص 5.
- ↑ ملك شهمیرزادی صادق، باستان شناسی چیست وباستانشناس كیست، در مرز پرگهر، نامگانی، علی سامی،چاپ محمود طاوسی، شیراز 1369- 1372ش، ج2، ص 41.
- ↑ y.copens. Preambules. Paris 1988. p.173.
- ↑ Bohn. P, The cambridge Illusrated history of Archeology. Cambridge. 1996. p222- 223.,دنیل،تمدنهای اولیه و... ، ص 356.
- ↑ Greene,k. Archaolgy on Introuoction. London. 1988. 119- 120, 42- 45
- ↑ رنفرو، همان،ص 90.
- ↑ GSE. II 24.
- ↑ GSE. II 24.
- ↑ GSE. II 24.
- ↑ دنیل، همان، ص 153. بان، همان، ص 60- 59.
- ↑ The Dictrionaryof Art. Ed. J. Turner. London. 1996. 299.
- ↑ دنیل، همان، ص 28 و 152.
- ↑ GES. II. P246. and. Trigger. B. A history of Archaeology thought. Cambridge. 1995. p. 196.
- ↑ دنیل، همان، ص 171. تریگر، همان، ص 200- 197.
- ↑ بان، همان، ص 134- 133.
- ↑ همان، ص 200- 199، رنفرو، همان، ص 30.
- ↑ آلفونس گابریل، تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران، ترجمه فتحعلی خواجه نوری، چاپ هومان خواجه نوری، تهران 1348، ص 78.
- ↑ سامی علی، تمدن هخامنشی، شیراز 1343- 1341. ج 1، ص 256- 255. بان، همان، ص 109- 108.
- ↑ ژانپل راشل دیولافو، سفرنامه، خاطرات كاوشهای باستان شناسی در شوش، 1886- 1884م ترجمه ایرج فرهوشی، تهران 1355، ص 231، همچنین محمود موسوی، باستان شناسی در پنجاه سالی كه گذشت، مجله میراث فرهنگی، سال 1 ش 2- زمستان 1369، ص 7.
- ↑ موسوی، همان، ص 7.
- ↑ كسروی احمد، تاریخ پانصد ساله خوزستان، تهران 1312، ص 227 و همچنین 175- 171. GES.
- ↑ مصطفوی محمدتقی، تلاش در راه خدمت به آثار ملی و امید به آینده، گزارشهای باستان شناسی، تهران، 1336، ص 401- 400.
- ↑ نظامنامه اجرای قانون دوازدهم آبان ماه 1309 ... راجع به حفظ آثار عتیقه، وزارت فرهنگ، تهران، فردوسی، ص 12- 9. همچنین قانون و آیین نامه حفظ آثار عتیقه، وزارت فرهنگ، اداره كل باستان شناسی، تهران، فردوسی، ص 6- 4.
- ↑ مصطفوی، همان، ص 389.
- ↑ همان، ص 388- 387. موسوی، همان، ص 8- 9.
- ↑ ملك شهمیرزادی، همان، ص 374.
- ↑ معصومی غلامرضا، باستان شناسی ایران، تهران 1355، ص 27 و 46.
- ↑ همان.
- ↑ ملك شهمیرزادی،همان، ص 413.
- ↑ همان، ص 413.
- ↑ در حاشیه قانون تشكیل سازمان میراث فرهنگی كشور، اثر، تهران 1365، ض 12- 14، ص 2- 1.
- ↑ یادنامه گردهمایی باستان شناسی شوش، سازمان میراث فرهنگی كشور، تهران، 1376ش.