کتابخانه سلطنتی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''كتابخانة سلطنتي،''' كتابخانههاي پادشاهان، شاهزادگان و اميران ايراني. ظاهراً نخستين كتابخانة سلطنتي ايران متعلق به سلسلة شيعي و ايراني آلبويه بود كه در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجري به مدت يكصد سال بر فارس، اصفهان، ري، و عراق عرب حكومت ميكردند. بزرگترين كتابخانة آلبويه متعلق به عضدالدولة ديلمي (حك: 338- 372ق / 949- 982م) در شيراز بود. وي هر كتابي را كه در زمان خودش در رشتههاي مختلف علمي منتشر شده بود در كتابخانة قصر خود گردآوري كرده بود | '''كتابخانة سلطنتي،''' كتابخانههاي پادشاهان، شاهزادگان و اميران ايراني. ظاهراً نخستين كتابخانة سلطنتي ايران متعلق به سلسلة شيعي و ايراني آلبويه بود كه در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجري به مدت يكصد سال بر فارس، اصفهان، ري، و عراق عرب حكومت ميكردند. بزرگترين كتابخانة آلبويه متعلق به عضدالدولة ديلمي (حك: 338- 372ق / 949- 982م) در شيراز بود. وي هر كتابي را كه در زمان خودش در رشتههاي مختلف علمي منتشر شده بود در كتابخانة قصر خود گردآوري كرده بود<ref>رجبي، محمد حسن. «ايران، كتابخانههاي». '''''داكا'''''. 1/399. </ref>. نوح بن منصور ساماني (حك: 366- 387ق / 977- 997م) نيز كتابخانة بينظيري در ماوراءالنهر و سلطان محمود غزنوي كتابخانة بزرگ و باشكوهي در غزنه فراهم آورد. وي كتابهاي بسياري را كه از سرزمينهاي ديگر غارت ميكرد، بدانجا ميفرستاد<ref>همايون فرخ، ركنالدين. '''''كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران'''''. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، 1347، 2/4، 18.</ref>. در دورة خوارزمشاهيان نيز سلطان اتسز خوارزمشاه (حك: 521-551ق / 1127-1156م) كتابخانهاي فراهم كرد كه بيشتر آن را نسخههاي منحصر به فرد تشكيل ميداد<ref>همايون فرخ، ركنالدين. '''''كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران'''''. تهران: وزارت فرهنگ و هنر،2/43.</ref>. درخشانترين دوره در هنر كتابت و تأسيس كتابخانه در ايران مربوط به قرن 9هق / ؟ م در زمان سلسلة تيموريان است. كتابخانة شاهزاده بايسنقر ميرزا (802-838ق / 1400-1435م)، نوة اميرتيمور، از كتابخانههاي بسيار نفيسي بود كه در طول تاريخ ايران به وجود آمد؛<ref>همايون فرخ، ركنالدين. '''''كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران'''''. تهران: وزارت فرهنگ و هنر،2/107- 108.</ref> و يا سلطان حسين بايقرا (842-911ق / 1438-1505م) آخرين پادشاه تيموري به همراه وزيرش امير عليشير نوايي، سي و دو سال سلطنت و وزارت در هرات و خراسان گروهي از خوشنويسان نامي ايران را گرد آوردند كه روز و شب در كتابخانة سلطنتي به كار استنساخ نسخههاي جديد اشتغال داشتند. رياست كتابخانة سلطنتي را نيز كمالالدين بهزاد<sup>*</sup> (نقاش) بر عهده داشت<ref>همايون فرخ، ركنالدين. '''''كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران'''''. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، 2/116- 119.</ref>. شاهان صفوي نيز به هنر و كتاب عشق ميورزيدند، به همين سبب پس از آنكه شاه اسماعيل اول صفوي (حك: 905-930ق / 1500-1524م) هرات را فتح كرد، كمالالدين بهزاد را با خود به تبريز (پايتخت) آورد و كتابخانة باشكوهي ترتيب داد و او را به سرپرستي آن منصوب كرد. شاه عباس اول صفوي در زمان حكومت خود دارالصنايع تبريز را به اصفهان منتقل كرد و هنرمندان بسياري را در كتابخانة سلطنتي گرد آورد. صادقي بيكافشار، عليرضا عباسي، نقاش و خوشنويس ايراني، مدتها رياست اين كتابخانه را بر عهده داشتند<ref>همايون فرخ، ركنالدين. '''''كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران'''''. تهران: وزارت فرهنگ و هنر،2/132- 133، 136- 138.</ref>. در زمان شاه عباس دوم صفوي (حك: 1052-1077ق/ 1642-1666م) كتابخانة سلطنتي رونق و شكوهي تازه يافت. از سرنوشت كتابخانة سلطنتي صفوي اطلاعي در دست نيست. احتمال فراوان دارد كه اين كتابخانه در جريان حملة افغانها به اصفهان غارت شده و از بين رفته باشد<ref>رجبي.محمد حسن. «ايران، كتابخانههاي». '''''داكا'''''.1/402. </ref>. پس از به قدرت رسيدن قاجاريان در اوايل قرن سيزدهم هجري، فتحعليشاه قاجار (حك: 1212- 1250ق / 1797- 1834م) دستور داد تا كارگزاران و اعيان و اشراف كتابهايي را كه بر اثر غارت افغانها از كتابخانة پادشاهان صفوي و پادشاهان زنديه و نادرشاه افشار پراكنده شده بود، به دربار وي ارسال كنند؛ بدين ترتيب، «كتابخانة شاهنشاهي» در كاخ گلستان تهران پايهگذاري شد. ناصرالدين شاه قاجار (حك: 1264-1313ق / 1848-1895م) نيز بر رونق كتابخانه افزود و دستور داد تا كتابهايي را كه در اختيار بازماندگان خاندان نادرشاه بود براي كتابخانه خريداري كنند، و خود سرپرستي كتابخانه را بر عهده گرفت. در اين زمان، اين كتابخانه «به كتابخانة سلطنتي» و يا «كتابخانة مباركة موزة سركاري» نيز ناميده ميشد<ref>آتاباي، بدري. «كتابخانة سلطنتي ايران». '''''يغما'''''. س 29، شمـ9، آذر 1355، ص 543.</ref>. با روي كار آمدن مظفرالدين شاه در دورة تصدي لسانالدوله فعاليت كتابخانه مختل گرديد و بسياري از كتابهاي كتابخانه متفرق و سرقت شد. در دورة پهلوي و در زمان رضاشاه، پس از تأسيس كتابخانة ملي<sup>*</sup> تعداد ده هزار جلد كتاب خطي و چاپي از كتابخانة سلطنتي به كتابخانة ملي منتقل شد كه موجب ناقص شدن بسياري از دورههاي كتابهاي اين كتابخانه گرديد. در 1330ش، حبيبالله نوبخت به فرمان محمد رضا پهلوي به رياست كتابخانة سلطنتي رسيد. از اين رو، ابراهيم حكيمي (حكيمالملك) (د1338ش) او را به كاخ گلستان دعوت كرد تا با اعضاي كتابخانة سلطنتي آشنا سازد. حبيبالله نوبخت با تلاش و پايمردي بسيار توانست 000/2 نسخة بازمانده از 000/12 نسخة كتابخانة سلطنتي را احيا كرده و وضعيت كتابخانه را سامان بخشد<ref>نوبخت، حبيبالله. «كتابخانة سلطنتي». '''''وحيد'''''. س10، شمـ 8، آبان 1351، ص 914- 924.</ref>. بدين ترتيب، از 1349ش به بعد، با تلاش بسيار، اغلب نسخههاي خطي و چاپي كه به كتابخانة ملي انتقال يافته بود بار ديگر به كتابخانة سلطنتي باز گردانيده شد<ref>رجبي محمد حسن. «ايران، كتابخانههاي». '''''داكا'''''.1/403.</ref>. | ||
بهارعلی فتحی | بهارعلی فتحی | ||
نسخهٔ ۲۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۲۶
كتابخانة سلطنتي، كتابخانههاي پادشاهان، شاهزادگان و اميران ايراني. ظاهراً نخستين كتابخانة سلطنتي ايران متعلق به سلسلة شيعي و ايراني آلبويه بود كه در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجري به مدت يكصد سال بر فارس، اصفهان، ري، و عراق عرب حكومت ميكردند. بزرگترين كتابخانة آلبويه متعلق به عضدالدولة ديلمي (حك: 338- 372ق / 949- 982م) در شيراز بود. وي هر كتابي را كه در زمان خودش در رشتههاي مختلف علمي منتشر شده بود در كتابخانة قصر خود گردآوري كرده بود[۱]. نوح بن منصور ساماني (حك: 366- 387ق / 977- 997م) نيز كتابخانة بينظيري در ماوراءالنهر و سلطان محمود غزنوي كتابخانة بزرگ و باشكوهي در غزنه فراهم آورد. وي كتابهاي بسياري را كه از سرزمينهاي ديگر غارت ميكرد، بدانجا ميفرستاد[۲]. در دورة خوارزمشاهيان نيز سلطان اتسز خوارزمشاه (حك: 521-551ق / 1127-1156م) كتابخانهاي فراهم كرد كه بيشتر آن را نسخههاي منحصر به فرد تشكيل ميداد[۳]. درخشانترين دوره در هنر كتابت و تأسيس كتابخانه در ايران مربوط به قرن 9هق / ؟ م در زمان سلسلة تيموريان است. كتابخانة شاهزاده بايسنقر ميرزا (802-838ق / 1400-1435م)، نوة اميرتيمور، از كتابخانههاي بسيار نفيسي بود كه در طول تاريخ ايران به وجود آمد؛[۴] و يا سلطان حسين بايقرا (842-911ق / 1438-1505م) آخرين پادشاه تيموري به همراه وزيرش امير عليشير نوايي، سي و دو سال سلطنت و وزارت در هرات و خراسان گروهي از خوشنويسان نامي ايران را گرد آوردند كه روز و شب در كتابخانة سلطنتي به كار استنساخ نسخههاي جديد اشتغال داشتند. رياست كتابخانة سلطنتي را نيز كمالالدين بهزاد* (نقاش) بر عهده داشت[۵]. شاهان صفوي نيز به هنر و كتاب عشق ميورزيدند، به همين سبب پس از آنكه شاه اسماعيل اول صفوي (حك: 905-930ق / 1500-1524م) هرات را فتح كرد، كمالالدين بهزاد را با خود به تبريز (پايتخت) آورد و كتابخانة باشكوهي ترتيب داد و او را به سرپرستي آن منصوب كرد. شاه عباس اول صفوي در زمان حكومت خود دارالصنايع تبريز را به اصفهان منتقل كرد و هنرمندان بسياري را در كتابخانة سلطنتي گرد آورد. صادقي بيكافشار، عليرضا عباسي، نقاش و خوشنويس ايراني، مدتها رياست اين كتابخانه را بر عهده داشتند[۶]. در زمان شاه عباس دوم صفوي (حك: 1052-1077ق/ 1642-1666م) كتابخانة سلطنتي رونق و شكوهي تازه يافت. از سرنوشت كتابخانة سلطنتي صفوي اطلاعي در دست نيست. احتمال فراوان دارد كه اين كتابخانه در جريان حملة افغانها به اصفهان غارت شده و از بين رفته باشد[۷]. پس از به قدرت رسيدن قاجاريان در اوايل قرن سيزدهم هجري، فتحعليشاه قاجار (حك: 1212- 1250ق / 1797- 1834م) دستور داد تا كارگزاران و اعيان و اشراف كتابهايي را كه بر اثر غارت افغانها از كتابخانة پادشاهان صفوي و پادشاهان زنديه و نادرشاه افشار پراكنده شده بود، به دربار وي ارسال كنند؛ بدين ترتيب، «كتابخانة شاهنشاهي» در كاخ گلستان تهران پايهگذاري شد. ناصرالدين شاه قاجار (حك: 1264-1313ق / 1848-1895م) نيز بر رونق كتابخانه افزود و دستور داد تا كتابهايي را كه در اختيار بازماندگان خاندان نادرشاه بود براي كتابخانه خريداري كنند، و خود سرپرستي كتابخانه را بر عهده گرفت. در اين زمان، اين كتابخانه «به كتابخانة سلطنتي» و يا «كتابخانة مباركة موزة سركاري» نيز ناميده ميشد[۸]. با روي كار آمدن مظفرالدين شاه در دورة تصدي لسانالدوله فعاليت كتابخانه مختل گرديد و بسياري از كتابهاي كتابخانه متفرق و سرقت شد. در دورة پهلوي و در زمان رضاشاه، پس از تأسيس كتابخانة ملي* تعداد ده هزار جلد كتاب خطي و چاپي از كتابخانة سلطنتي به كتابخانة ملي منتقل شد كه موجب ناقص شدن بسياري از دورههاي كتابهاي اين كتابخانه گرديد. در 1330ش، حبيبالله نوبخت به فرمان محمد رضا پهلوي به رياست كتابخانة سلطنتي رسيد. از اين رو، ابراهيم حكيمي (حكيمالملك) (د1338ش) او را به كاخ گلستان دعوت كرد تا با اعضاي كتابخانة سلطنتي آشنا سازد. حبيبالله نوبخت با تلاش و پايمردي بسيار توانست 000/2 نسخة بازمانده از 000/12 نسخة كتابخانة سلطنتي را احيا كرده و وضعيت كتابخانه را سامان بخشد[۹]. بدين ترتيب، از 1349ش به بعد، با تلاش بسيار، اغلب نسخههاي خطي و چاپي كه به كتابخانة ملي انتقال يافته بود بار ديگر به كتابخانة سلطنتي باز گردانيده شد[۱۰].
بهارعلی فتحی
- ↑ رجبي، محمد حسن. «ايران، كتابخانههاي». داكا. 1/399.
- ↑ همايون فرخ، ركنالدين. كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، 1347، 2/4، 18.
- ↑ همايون فرخ، ركنالدين. كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران. تهران: وزارت فرهنگ و هنر،2/43.
- ↑ همايون فرخ، ركنالدين. كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران. تهران: وزارت فرهنگ و هنر،2/107- 108.
- ↑ همايون فرخ، ركنالدين. كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، 2/116- 119.
- ↑ همايون فرخ، ركنالدين. كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران. تهران: وزارت فرهنگ و هنر،2/132- 133، 136- 138.
- ↑ رجبي.محمد حسن. «ايران، كتابخانههاي». داكا.1/402.
- ↑ آتاباي، بدري. «كتابخانة سلطنتي ايران». يغما. س 29، شمـ9، آذر 1355، ص 543.
- ↑ نوبخت، حبيبالله. «كتابخانة سلطنتي». وحيد. س10، شمـ 8، آبان 1351، ص 914- 924.
- ↑ رجبي محمد حسن. «ايران، كتابخانههاي». داكا.1/403.