پرش به محتوا

میرزا آقاخان کرمانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''ميرزا آقاخان كرماني،''' ميرزا عبدالحسين بردسيري معروف به ميرزا آقاخان كرماني انديشمند نوگرا، شاعر و نويسندة نامدار و آزادی خواه و اصلاح‌گر دورة ناصری (1314-1275ق/1896-1853م) آقا عبدالرحيم مشيزي(بردسيري) پدر ميرزا آقاخان از ملاكان معتبر كرمان و اجدا...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''ميرزا آقاخان كرماني،''' ميرزا عبدالحسين بردسيري معروف به ميرزا آقاخان كرماني انديشمند نوگرا، شاعر و نويسندة نامدار و آزادی خواه و اصلاح‌گر دورة ناصری (1314-1275ق/1896-1853م)
'''[[میرزا اقاخان کرمانی]]،''' میرزا عبدالحسین بردسیری معروف به میرزا اقاخان کرمانی اندیشمند نوگرا، شاعر و نویسنده نامدار و ازادی خواه و اصلاح‌گر دوره ناصری (1314-1275ق/1896-1853م)


آقا عبدالرحيم مشيزي(بردسيري) پدر ميرزا آقاخان از ملاكان معتبر كرمان و اجداد و خانوادة او صاحب نام و مكنت و اهل علم و عرفان با تعلق خاطر به طريقة نعمت اللهيه بودند.<sup>1</sup>
اقا عبدالرحیم مشیزی(بردسیری) پدر میرزا اقاخان از ملاکان معتبر کرمان و اجداد و خانواده او صاحب نام و مکنت و اهل علم و عرفان با تعلق خاطر به طریقه نعمت اللهیه بودند<ref>وزیری، احمدعلی‌خان. '''''تاریخ كرمان'''''. تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تهران: 1375، عملی، حواشی مصحح ص581.</ref>.


ميرزا آقاخان تحصيلات اصلي را با آموختن ادبيات، تاريخ، اصول، فقه و حديث، رياضيات و منطق، حكمت وعرفان، طب قديم و.... در كرمان به انجام رساند و و از معلماني مانند ملاجعفر پدر شيخ احمد روحي كرماني، رفيق و شريك رنج و راحت زندگي خود كه تا آخر عمر با هم بودند، حاجي آقا صادق و سيدجواد كربلايي آموخت. او كه از خانواده‌اي متمول بود در زمان حكمراني مستبدانة عبدالحميد ميرزا ناصرالدوله فرمانفرما با او كنار نيامد و به ناچار مخفيانه به اصفهان و از آنجا با دوست ديرينه‌اش شيخ احمد روحي به تهران، مشهد، استانبول و به قبرس رفت و در قبرس آن دو با دختران رهبر بابي ميرزا يحيي نوري معروف به صبح ازل، ازدواج كردند. او در نهايت فقر روزگار مي‌گذرانيد و با روزنامه‌هاي اختر، استانبول و قانون همكاري داشت و با روشنفكراني چون ميرزا ملكم خان به تبادل آراء پرداخت.<sup>3</sup>
میرزا اقاخان تحصیلات اصلی را با اموختن ادبیات، تاریخ، اصول، فقه و حدیث، ریاضیات و منطق، حکمت وعرفان، طب قدیم و.... در کرمان به انجام رساند و و از معلمانی مانند ملاجعفر پدر شیخ احمد روحی کرمانی، رفیق و شریک رنج و راحت زندگی خود که تا اخر عمر با هم بودند، حاجی اقا صادق و سیدجواد کربلایی اموخت. او که از خانواده‌ای متمول بود در زمان حکمرانی مستبدانه عبدالحمید میرزا ناصرالدوله فرمانفرما با او کنار نیامد و به ناچار مخفیانه به اصفهان و از انجا با دوست دیرینه‌اش شیخ احمد روحی به تهران، مشهد، استانبول و به قبرس رفت و در قبرس ان دو با دختران رهبر بابی میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل، ازدواج کردند<ref>ناظم‌الإسلام كرمانی، میرزامحمد. '''''تاریخ بیداری ایرانیان'''''. تصحیح علی‌اكبر سعیدی‌سیرجانی، تهران: 1346، بنیاد فرهنگ ایران، بخش مقدمه.</ref>. او در نهایت فقر روزگار می‌گذرانید و با روزنامه‌های اختر، استانبول و قانون همکاری داشت و با روشنفکرانی چون میرزا ملکم خان به تبادل اراء پرداخت<ref>  اجودانی، ماشاءالله. '''''مشروطه ایرانی'''''. تهران: 1383، اختران، چاپ سوم، ص17-16.</ref>.


به زودي در جرگة گروه اتحاد اسلام به رهبري سيد جمال‌الدين اسدآبادي پيوست و با علماي ايراني مقيم عراق به مكاتبه پرداخت. فعاليت‌هاي او و همراهانش بر ضد ناصرالدين شاه در زماني بود كه ميرزا رضاي كرماني شاه را كشت. آقا خان، شيخ احمد روحي و حسن‌خان خبيرالملك توسط دولت عثماني به ايران فرستاده شدند<sup>4</sup> و به دستور محمد‌علي ميرزا پسر مظفرالدين شاه كه در تبريز در مقام وليعهدي بود، آنان را سر بريدند.(صفر1314ق / م)<sup>5</sup>.
به زودی در جرگه گروه اتحاد اسلام به رهبری سید جمال‌الدین اسدابادی پیوست و با علمای ایرانی مقیم عراق به مکاتبه پرداخت. فعالیت‌های او و همراهانش بر ضد ناصرالدین شاه در زمانی بود که میرزا رضای کرمانی شاه را کشت. اقا خان، شیخ احمد روحی و حسن‌خان خبیرالملک توسط دولت عثمانی به ایران فرستاده شدند <ref>كسروی، احمد. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: 1373، امیركبیر، ص136.</ref> و به دستور محمد‌علی میرزا پسر مظفرالدین شاه که در تبریز در مقام ولیعهدی بود، انان را سر بریدند.(صفر1314ق / م) <ref>گلبن، محمد. «ماجرای قتل میرزا اقان‌خان كرمانی، شیخ احمد روحی و میرزا حسن‌خان خبیرالملك». یغماس19، ش4، 1350.</ref>.


برخي او را «نمايندة كامل عيار فرهنگ ايراني»<sup>6</sup> و برخي «طلايه‌دار برجسته انديشه نوگرايانه در ايران»<sup>7</sup> خوانده‌اند. آشنايي و تسلط بر زبان‌هاي خارجي و تسلط بر تاريخ به ويژه تاريخ ايران باستان، بهره‌مندي از توانايي ادبي در گفتار و نوشتار، دستيابي به منابع علمي تاريخي و سياسي اروپا باعث شد در ميان روشنفكران ايراني عصر قاجار كه در بروز نهضت‌هاي فكري تأثير بسيار داشتند متمايز و نام‌آور شود. آئينة اسكندري<sup>8</supنامة باستان (سالارنامه)، رضوان، آئين سخنوري، سه مكتوب، ريحان، صدخطابه، هفتاد و دو ملت. رساله‌هايي در تاريخ ايران، ترجمة تلماك، هشت بهشت و... از آثار اوست. او متحول‌كنندة سنت‌هاي تاريخ‌نگاري ايراني و از متفكران بر جستة قائل به فلسفة مادي و اصالت طبيعت، معتقد به استفادة تعقل در تاريخ و مبرز در هنر نويسندگي و شاعري بود و در روشنفكران پيش از مشروطه تأثير بسيار گذارد.
برخی او را «نماینده کامل عیار فرهنگ ایرانی» <ref>ادمیت، فریدون. '''''اندیشه‌های میرزا اقاخان كرمانی'''''. تهران: 1357، پیام، ص14.</ref> و برخی «طلایه‌دار برجسته اندیشه نوگرایانه در ایران» <ref>حائری، عبدالهادی. «میرزا اقاخان كرمانی»، '''''خود اگاهی و تاریخ پژوهی'''''. به كوشش شهرام یوسفی‌فر، تهران: 1380، دانشگاه تهران و مؤسسه دانش و پژوهش ایران، ص427.</ref>خوانده‌اند. اشنایی و تسلط بر زبان‌های خارجی و تسلط بر تاریخ به ویژه تاریخ ایران باستان، بهره‌مندی از توانایی ادبی در گفتار و نوشتار، دستیابی به منابع علمی تاریخی و سیاسی اروپا باعث شد در میان روشنفکران ایرانی عصر قاجار که در بروز نهضت‌های فکری تأثیر بسیار داشتند متمایز و نام‌اور شود. ائینه اسکندری <ref>اقاخان كرمانی، میرزا عبدالحسین. '''''ائینه اسكندری یا تاریخ ایران'''''. تصحیح و چاپ جهانگیر صوراسرافیل، تهران: بی‌نا، 1326-1324ق.</refنامه باستان (سالارنامه)، رضوان، ائین سخنوری، سه مکتوب، ریحان، صدخطابه، هفتاد و دو ملت. رساله‌هایی در تاریخ ایران، ترجمه تلماک، هشت بهشت و... از اثار اوست. او متحول‌کننده سنت‌های تاریخ‌نگاری ایرانی و از متفکران بر جسته قائل به فلسفه مادی و اصالت طبیعت، معتقد به استفاده تعقل در تاریخ و مبرز در هنر نویسندگی و شاعری بود و در روشنفکران پیش از مشروطه تأثیر بسیار گذارد.


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
== مآخذ ==
 
1.    وزيري، احمدعلي‌خان. '''''تاريخ كرمان'''''. تصحيح محمد ابراهيم باستاني پاريزي، تهران: 1375، عملي، حواشي مصحح ص581.
 
2.    ناظم‌الإسلام كرماني، ميرزامحمد. '''''تاريخ بيداري ايرانيان'''''. تصحيح علي‌اكبر سعيدي‌سيرجاني، تهران: 1346، بنياد فرهنگ ايران، بخش مقدمه.
 
3.    آجوداني، ماشاءالله. '''''مشروطة ايراني'''''. تهران: 1383، اختران، چاپ سوم، ص17-16.
 
4.    كسروي، احمد. '''''تاريخ مشروطة ايران'''''. تهران: 1373، اميركبير، ص136.
 
5.    گلبن، محمد. «ماجراي قتل ميرزا آقان‌خان كرماني، شيخ احمد روحي و ميرزا حسن‌خان خبيرالملك». يغماس19، ش4، 1350.
 
6.    آدميت، فريدون. '''''انديشه‌هاي ميرزا آقاخان كرماني'''''. تهران: 1357، پيام، ص14.
 
7.    حائري، عبدالهادي. «ميرزا آقاخان كرماني»، '''''خود آگاهي و تاريخ پژوهي'''''. به كوشش شهرام يوسفي‌فر، تهران: 1380، دانشگاه تهران و مؤسسة دانش و پژوهش ايران، ص427.
 
8.    آقاخان كرماني، ميرزا عبدالحسين. '''''آئينة اسكندري يا تاريخ ايران'''''. تصحيح و چاپ جهانگير صوراسرافيل، تهران: بي‌نا، 1326-1324ق.
 


== منبع اصلی ==
دانشنامه ایران


== نویسنده مقاله ==
حسن باستانی راد
حسن باستانی راد

نسخهٔ ‏۶ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۳۴

میرزا اقاخان کرمانی، میرزا عبدالحسین بردسیری معروف به میرزا اقاخان کرمانی اندیشمند نوگرا، شاعر و نویسنده نامدار و ازادی خواه و اصلاح‌گر دوره ناصری (1314-1275ق/1896-1853م)

اقا عبدالرحیم مشیزی(بردسیری) پدر میرزا اقاخان از ملاکان معتبر کرمان و اجداد و خانواده او صاحب نام و مکنت و اهل علم و عرفان با تعلق خاطر به طریقه نعمت اللهیه بودند[۱].

میرزا اقاخان تحصیلات اصلی را با اموختن ادبیات، تاریخ، اصول، فقه و حدیث، ریاضیات و منطق، حکمت وعرفان، طب قدیم و.... در کرمان به انجام رساند و و از معلمانی مانند ملاجعفر پدر شیخ احمد روحی کرمانی، رفیق و شریک رنج و راحت زندگی خود که تا اخر عمر با هم بودند، حاجی اقا صادق و سیدجواد کربلایی اموخت. او که از خانواده‌ای متمول بود در زمان حکمرانی مستبدانه عبدالحمید میرزا ناصرالدوله فرمانفرما با او کنار نیامد و به ناچار مخفیانه به اصفهان و از انجا با دوست دیرینه‌اش شیخ احمد روحی به تهران، مشهد، استانبول و به قبرس رفت و در قبرس ان دو با دختران رهبر بابی میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل، ازدواج کردند[۲]. او در نهایت فقر روزگار می‌گذرانید و با روزنامه‌های اختر، استانبول و قانون همکاری داشت و با روشنفکرانی چون میرزا ملکم خان به تبادل اراء پرداخت[۳].

به زودی در جرگه گروه اتحاد اسلام به رهبری سید جمال‌الدین اسدابادی پیوست و با علمای ایرانی مقیم عراق به مکاتبه پرداخت. فعالیت‌های او و همراهانش بر ضد ناصرالدین شاه در زمانی بود که میرزا رضای کرمانی شاه را کشت. اقا خان، شیخ احمد روحی و حسن‌خان خبیرالملک توسط دولت عثمانی به ایران فرستاده شدند [۴] و به دستور محمد‌علی میرزا پسر مظفرالدین شاه که در تبریز در مقام ولیعهدی بود، انان را سر بریدند.(صفر1314ق / م) [۵].

برخی او را «نماینده کامل عیار فرهنگ ایرانی» [۶] و برخی «طلایه‌دار برجسته اندیشه نوگرایانه در ایران» [۷]خوانده‌اند. اشنایی و تسلط بر زبان‌های خارجی و تسلط بر تاریخ به ویژه تاریخ ایران باستان، بهره‌مندی از توانایی ادبی در گفتار و نوشتار، دستیابی به منابع علمی تاریخی و سیاسی اروپا باعث شد در میان روشنفکران ایرانی عصر قاجار که در بروز نهضت‌های فکری تأثیر بسیار داشتند متمایز و نام‌اور شود. ائینه اسکندری [۸]، نامه باستان (سالارنامه)، رضوان، ائین سخنوری، سه مکتوب، ریحان، صدخطابه، هفتاد و دو ملت. رساله‌هایی در تاریخ ایران، ترجمه تلماک، هشت بهشت و... از اثار اوست. او متحول‌کننده سنت‌های تاریخ‌نگاری ایرانی و از متفکران بر جسته قائل به فلسفه مادی و اصالت طبیعت، معتقد به استفاده تعقل در تاریخ و مبرز در هنر نویسندگی و شاعری بود و در روشنفکران پیش از مشروطه تأثیر بسیار گذارد.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

حسن باستانی راد

  1. وزیری، احمدعلی‌خان. تاریخ كرمان. تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تهران: 1375، عملی، حواشی مصحح ص581.
  2. ناظم‌الإسلام كرمانی، میرزامحمد. تاریخ بیداری ایرانیان. تصحیح علی‌اكبر سعیدی‌سیرجانی، تهران: 1346، بنیاد فرهنگ ایران، بخش مقدمه.
  3.   اجودانی، ماشاءالله. مشروطه ایرانی. تهران: 1383، اختران، چاپ سوم، ص17-16.
  4. كسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: 1373، امیركبیر، ص136.
  5. گلبن، محمد. «ماجرای قتل میرزا اقان‌خان كرمانی، شیخ احمد روحی و میرزا حسن‌خان خبیرالملك». یغماس19، ش4، 1350.
  6. ادمیت، فریدون. اندیشه‌های میرزا اقاخان كرمانی. تهران: 1357، پیام، ص14.
  7. حائری، عبدالهادی. «میرزا اقاخان كرمانی»، خود اگاهی و تاریخ پژوهی. به كوشش شهرام یوسفی‌فر، تهران: 1380، دانشگاه تهران و مؤسسه دانش و پژوهش ایران، ص427.
  8. اقاخان كرمانی، میرزا عبدالحسین. ائینه اسكندری یا تاریخ ایران. تصحیح و چاپ جهانگیر صوراسرافیل، تهران: بی‌نا، 1326-1324ق.