آسیا: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''آسيا'''، كارافزار خرد و آرد كردن گندم و جو و برخي دانههاي گياهي. از آسيا براي خرد و نرم كردن سنگ نمك و گچ و گرفتن روغن و شيره از دانههاي روغني استفاده ميكنند. واژة آسيا مخفف آسياب و در آصل آسْ آب (آس: سنگ) بوده كه در تحول فونتيكي زبان به صورت...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''[[آسیا|اسیا]]'''، کارافزار خرد و ارد کردن گندم و جو و برخی دانههای گیاهی. | ||
از | از اسیا برای خرد و نرم کردن سنگ نمک و گچ و گرفتن روغن و شیره از دانههای روغنی استفاده میکنند. | ||
واژهاسیا مخفف اسیاب و در اصل اسْ اب (اس: سنگ) بوده که در تحول فونتیکی زبان به صورت اسیاب و اسیا، یعنی سنگی که با اب میگردد، در امده است. بعدها اسیا را برابر و به معنای اس گرفته و اس گردنده با اب، باد، دست و ستور... را به ترتیب اسیای ابی، اسیای بادی، اسیای دستی و اسیای ستوری و ... گفتهاند<ref>شمسقیسرازی، محمد. '''''المعجم'''''. به كوشش محمد قزوینی و محمدتقی مدرسرضوی، تهران: دانشگاه تهران، 1338، ص 305؛ تتوی، عبدالرشید. '''''فرهنگ رشیدی'''''. به كوشش محمد عباسی، ج 1، ذیل اس، ص 111.</ref>. | |||
اسیا از کهنترین دستاوردهای صنعتی انسان بوده است. بنابر برخی روایتهای افسانهای اسلامی، ادم نخستین سازندهسنگ اسیا بود و اسیا کردن با ان را اموخت<ref>نیشابوری، ابراهیم بن منصور. '''''قصصالانبیاء'''''. تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1340، ص 23-24؛ بلعمی، ابوعلیمحمد. '''''تاریخ بلعمی'''''. به كوشش محمدتقی بهار و محمدپروین گنابادی، تهران: ادارهكل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص 86.</ref>. کشف سنگهای اسیا در کاوشهای تپه حصار دامغان<ref>ویلسن، كریستی. '''''تاریخ صنایع ایران'''''. ترجمهعبدالله فریار، تهران: بی ناشر، 1317، ص 30-31.</ref> پیشینه کاربرد این کارافزار را به زمان پیش از تاریخ میرساند. احتمالاً سادهترین اسیایی که انسان برای خرد کردن دانهها به کار برد دو سنگ ناسفته بود، که یکی را بر روی دیگری میغلتاند تا دانهها را در میان ان دو خرد کند<ref>'''''یادداشت مؤلف'''''.</ref>. هنوز نمونه این کارافزار ابتدایی در میان برخی ایلات و عشایر ایران، از جمله لرهای کهگیلویه به کار میرود<ref>بلوكباشی، علی. «ایل بهمئی»، '''''هنر و مردم.''''' ش 36 (1344)، تهران: وزارت فرهنگ و هنر، ص 25. تلخیص: بلوكباشی، علی. «اسیا»، '''''دایرةالمعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: 1367، ج 1، ص 371-373.</ref> . بعدها انسان از نیروی اب، باد و ستور در گرداندن سنگهای اسیا استفاده کرد. | |||
== مآخذ == | |||
== نیز نگاه کنید == | |||
== منبع اصلی == | |||
دانشنامه ایران | |||
== نویسنده مقاله == | |||
علی بلوکباشی | علی بلوکباشی | ||
نسخهٔ ۶ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۱۷
اسیا، کارافزار خرد و ارد کردن گندم و جو و برخی دانههای گیاهی.
از اسیا برای خرد و نرم کردن سنگ نمک و گچ و گرفتن روغن و شیره از دانههای روغنی استفاده میکنند.
واژهاسیا مخفف اسیاب و در اصل اسْ اب (اس: سنگ) بوده که در تحول فونتیکی زبان به صورت اسیاب و اسیا، یعنی سنگی که با اب میگردد، در امده است. بعدها اسیا را برابر و به معنای اس گرفته و اس گردنده با اب، باد، دست و ستور... را به ترتیب اسیای ابی، اسیای بادی، اسیای دستی و اسیای ستوری و ... گفتهاند[۱].
اسیا از کهنترین دستاوردهای صنعتی انسان بوده است. بنابر برخی روایتهای افسانهای اسلامی، ادم نخستین سازندهسنگ اسیا بود و اسیا کردن با ان را اموخت[۲]. کشف سنگهای اسیا در کاوشهای تپه حصار دامغان[۳] پیشینه کاربرد این کارافزار را به زمان پیش از تاریخ میرساند. احتمالاً سادهترین اسیایی که انسان برای خرد کردن دانهها به کار برد دو سنگ ناسفته بود، که یکی را بر روی دیگری میغلتاند تا دانهها را در میان ان دو خرد کند[۴]. هنوز نمونه این کارافزار ابتدایی در میان برخی ایلات و عشایر ایران، از جمله لرهای کهگیلویه به کار میرود[۵] . بعدها انسان از نیروی اب، باد و ستور در گرداندن سنگهای اسیا استفاده کرد.
مآخذ
نیز نگاه کنید
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
علی بلوکباشی
- ↑ شمسقیسرازی، محمد. المعجم. به كوشش محمد قزوینی و محمدتقی مدرسرضوی، تهران: دانشگاه تهران، 1338، ص 305؛ تتوی، عبدالرشید. فرهنگ رشیدی. به كوشش محمد عباسی، ج 1، ذیل اس، ص 111.
- ↑ نیشابوری، ابراهیم بن منصور. قصصالانبیاء. تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1340، ص 23-24؛ بلعمی، ابوعلیمحمد. تاریخ بلعمی. به كوشش محمدتقی بهار و محمدپروین گنابادی، تهران: ادارهكل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص 86.
- ↑ ویلسن، كریستی. تاریخ صنایع ایران. ترجمهعبدالله فریار، تهران: بی ناشر، 1317، ص 30-31.
- ↑ یادداشت مؤلف.
- ↑ بلوكباشی، علی. «ایل بهمئی»، هنر و مردم. ش 36 (1344)، تهران: وزارت فرهنگ و هنر، ص 25. تلخیص: بلوكباشی، علی. «اسیا»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: 1367، ج 1، ص 371-373.