پرش به محتوا

غایه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''غايه،''' در فلسفه، يكي از چهار علت به وجود آمدن چيزها. در ميان علت‌هاي چهارگانه، علت فاعلي و غائي را علت وجود و علت مادي و صوري را علت ماهيت دانسته‌اند. نظرية عليت از ارسطو اقتباس و در فلسفة اسلامي با آموزه‌هاي ديني هماهنگ شده است. در تعريف غا...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''غايه،''' در فلسفه، يكي از چهار علت به وجود آمدن چيزها. در ميان علت‌هاي چهارگانه، علت فاعلي و غائي را علت وجود و علت مادي و صوري را علت ماهيت دانسته‌اند. نظرية عليت از ارسطو اقتباس و در فلسفة اسلامي با آموزه‌هاي ديني هماهنگ شده است. در تعريف غايه گفته شده آن چيزي كه وجود شيء براي آن است.<sup>1</sup> مثلاً صندلي براي نشستن. هرچيز كه داراي غايت نباشد عَبَث (= بيهوده) است. به نظر حكماي الهي عالم هستي داراي غايت است و هيچ چيز عبث و بيهوده آفريده نشده است. نه تنها موجودات عاقل بلكه اشياء و امور طبيعي هم كه فاقد شعور و آگاهي هستند به سوي غايتي در حركتند و هدف و مقصدي را دنبال مي‌كنند و اقتضاي حكمت و عنايت خدا اين است كه همة موجودات ممكن به سوي غايات خود در حركت باشند.<sup>2</sup> اين موضوع با مشاهده اثبات مي‌گردد كه همة امور طبيعي به خاطر آثاري كه بر آن‌ها مترتب مي‌گردد در حركتند، و از اين روست كه هر چيزي نتيجة خاص خود را مي‌دهد، مثلاً از دانة جو، جو مي‌رويد و از انسان، انسان متولد مي‌شود و بر همين قياس. اين امر نشان دهندة وجود قانون دائمي است كه چون مانعي جلوي آن را نگيرد همواره همان‌گونه خواهد بود. حكمت، علم به نتايج و آثاريست كه بر هر چيزي مترتب مي‌گردد و عنايت، علم فعلي (در برابر علم انفعالي كه از آن انسان است) خداوند است نسبت به بهترين نظام ممكن در هستي و اين دو گونه علم (= حكمت و عنايت) با قدرت همراه است و حكمت و عنايت الهي اقتضا مي‌كند هر چيز داراي عنايت باشد و غايت، سبب فاعليت است. بدين معنا كه غايت موجب مي‌شود تا فاعل اقدام به فعل كند و كاري را كه بايد انجام ‌دهد و چيزي را بايد پديد آورد براساس خدا جهان هستي را ايجاد كرده است، و غايتِ آن، چيزيست كه اين جهان براي آن ايجاد شده است.<sup>3</sup> به اين دليل است كه در فلسفة اسلامي، نخست از علت فاعلي سپس از علت غائي سخن مي‌گويند و در مرتبة بعد از علت مادي و علت صوري. در اين نظام جائي براي تصادف و افعال بيهوده و بي‌هدف وجود ندارد.
'''[[غایه]]،''' در فلسفه، یكی از چهار علت به وجود امدن چیزها. در میان علت‌های چهارگانه، علت فاعلی و غائی را علت وجود و علت مادی و صوری را علت ماهیت دانسته‌اند. نظریه علیت از ارسطو اقتباس و در فلسفه اسلامی با اموزه‌های دینی هماهنگ شده است. در تعریف غایه گفته شده ان چیزی كه وجود شیء برای ان است<ref>   جرجانی. '''''التعریفات'''''. بیروت: 1990م، 166.</ref>. مثلاً صندلی برای نشستن. هرچیز كه دارای غایت نباشد عَبَث (= بیهوده) است. به نظر حكمای الهی عالم هستی دارای غایت است و هیچ چیز عبث و بیهوده افریده نشده است. نه تنها موجودات عاقل بلكه اشیاء و امور طبیعی هم كه فاقد شعور و اگاهی هستند به سوی غایتی در حركتند و هدف و مقصدی را دنبال می‌كنند و اقتضای حكمت و عنایت خدا این است كه همه موجودات ممكن به سوی غایات خود در حركت باشند<ref>سبزواری، ملاهادی. '''''شرح''''' '''''منظومه'''''. «فلسفه»، 123.</ref>. این موضوع با مشاهده اثبات می‌گردد كه همه امور طبیعی به خاطر اثاری كه بر ان‌ها مترتب می‌گردد در حركتند، و از این روست كه هر چیزی نتیجه خاص خود را می‌دهد، مثلاً از دانه جو، جو می‌روید و از انسان، انسان متولد می‌شود و بر همین قیاس. این امر نشان دهنده وجود قانون دائمی است كه چون مانعی جلوی ان را نگیرد همواره همان‌گونه خواهد بود. حكمت، علم به نتایج و اثاریست كه بر هر چیزی مترتب می‌گردد و عنایت، علم فعلی (در برابر علم انفعالی كه از ان انسان است) خداوند است نسبت به بهترین نظام ممكن در هستی و این دو گونه علم (= حكمت و عنایت) با قدرت همراه است و حكمت و عنایت الهی اقتضا می‌كند هر چیز دارای عنایت باشد و غایت، سبب فاعلیت است. بدین معنا كه غایت موجب می‌شود تا فاعل اقدام به فعل كند و كاری را كه باید انجام ‌دهد و چیزی را باید پدید اورد براساس خدا جهان هستی را ایجاد كرده است، و غایتِ ان، چیزیست كه این جهان برای ان ایجاد شده است<ref>  املی، محمدتقی. '''''دررالفوائد'''''. قم: مؤسسه اسماعیلیان، 1/354- 357.</ref>. به این دلیل است كه در فلسفه اسلامی، نخست از علت فاعلی سپس از علت غائی سخن می‌گویند و در مرتبه بعد از علت مادی و علت صوری. در این نظام جائی برای تصادف و افعال بیهوده و بی‌هدف وجود ندارد.


==  '''ماخذ:''' ==


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.     جرجاني. '''''التعريفات'''''. بيروت: 1990م، 166.


2.     سبزواري، ملاهادي. '''''شرح''''' '''''منظومه'''''. «فلسفه»، 123.
== منبع اصلی ==
 
دانشنامه ایران
3.     آملي، محمدتقي. '''''دررالفوائد'''''. قم: مؤسسة اسماعيليان، 1/354- 357.


== نویسنده مقاله ==
منوچهر پزشک
منوچهر پزشک

نسخهٔ ‏۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۳۰

غایه، در فلسفه، یكی از چهار علت به وجود امدن چیزها. در میان علت‌های چهارگانه، علت فاعلی و غائی را علت وجود و علت مادی و صوری را علت ماهیت دانسته‌اند. نظریه علیت از ارسطو اقتباس و در فلسفه اسلامی با اموزه‌های دینی هماهنگ شده است. در تعریف غایه گفته شده ان چیزی كه وجود شیء برای ان است[۱]. مثلاً صندلی برای نشستن. هرچیز كه دارای غایت نباشد عَبَث (= بیهوده) است. به نظر حكمای الهی عالم هستی دارای غایت است و هیچ چیز عبث و بیهوده افریده نشده است. نه تنها موجودات عاقل بلكه اشیاء و امور طبیعی هم كه فاقد شعور و اگاهی هستند به سوی غایتی در حركتند و هدف و مقصدی را دنبال می‌كنند و اقتضای حكمت و عنایت خدا این است كه همه موجودات ممكن به سوی غایات خود در حركت باشند[۲]. این موضوع با مشاهده اثبات می‌گردد كه همه امور طبیعی به خاطر اثاری كه بر ان‌ها مترتب می‌گردد در حركتند، و از این روست كه هر چیزی نتیجه خاص خود را می‌دهد، مثلاً از دانه جو، جو می‌روید و از انسان، انسان متولد می‌شود و بر همین قیاس. این امر نشان دهنده وجود قانون دائمی است كه چون مانعی جلوی ان را نگیرد همواره همان‌گونه خواهد بود. حكمت، علم به نتایج و اثاریست كه بر هر چیزی مترتب می‌گردد و عنایت، علم فعلی (در برابر علم انفعالی كه از ان انسان است) خداوند است نسبت به بهترین نظام ممكن در هستی و این دو گونه علم (= حكمت و عنایت) با قدرت همراه است و حكمت و عنایت الهی اقتضا می‌كند هر چیز دارای عنایت باشد و غایت، سبب فاعلیت است. بدین معنا كه غایت موجب می‌شود تا فاعل اقدام به فعل كند و كاری را كه باید انجام ‌دهد و چیزی را باید پدید اورد براساس خدا جهان هستی را ایجاد كرده است، و غایتِ ان، چیزیست كه این جهان برای ان ایجاد شده است[۳]. به این دلیل است كه در فلسفه اسلامی، نخست از علت فاعلی سپس از علت غائی سخن می‌گویند و در مرتبه بعد از علت مادی و علت صوری. در این نظام جائی برای تصادف و افعال بیهوده و بی‌هدف وجود ندارد.

ماخذ:

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

منوچهر پزشک

  1.    جرجانی. التعریفات. بیروت: 1990م، 166.
  2. سبزواری، ملاهادی. شرح منظومه. «فلسفه»، 123.
  3.   املی، محمدتقی. دررالفوائد. قم: مؤسسه اسماعیلیان، 1/354- 357.