سکر: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''سكر،''' در برابر صحو در لغت به معني مستي و مست شدن است. در اصطلاح تصوف و عرفان، سُكر، از جمله احوال قلبي است و آن بيخودي و سرمستيي است كه از ذكر و تعظيم خدا<sup>1</sup> و در پي غلبة محبت حق تعالي بر دل سالك به بار ميآيد.<sup>2</sup> سكر، اصطلاحي است در حوزة...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''[[سکر]]،''' در برابر صحو در لغت به معنی مستی و مست شدن است. در اصطلاح تصوف و عرفان، سُکر، از جمله احوال قلبی است وان بیخودی و سرمستیی است که از ذکر و تعظیم خدا<ref>سراج نیشابوری. '''''اللمع...''''' . چاپ نیکلسن، ص343.</ref> و در پی غلبه محبت حق تعالی بر دل سالک به بار میآید<ref>کلابادی. '''''التعرّف'''''. چاپ ، ص413- 417؛ هجویری. '''''کشف''''' '''''المحجوب'''''. چاپ عابدی، ص279- 283.</ref>. سکر، اصطلاحی است در حوزه معرفت شناسی و بدین معنا که به نظر اهل عشق لازمه کشف حقیقت، غیر از تصفیه و تزکیه دل، خروج از حالت استشعاری و رسیدن به حالت سرمستی و بیخودی نیز هست. به همین سبب کَلابادی یا کلاباذی (د 380ق / ؟م) تصریح میکند که سالک در حالت سکر، ماهیت اشیا را میفهمد<ref> کلابادی. '''''التعرف'''''. همانجا.</ref> و به حقیقت اشیا پی میبرد و مولوی در یک غزل حالت بیخودی را در برابر حالت باخودی (= صحو) قرار میدهد و نتیجه میگیرد که تا وقتی سالک، بیخود نشود به وصال معشوق نایل نمیگردد<ref> مولوی. '''''غزلیات''''' '''''شمس'''''</ref> و به کشف حقیقت دست نمییابد. | ||
''' | '''طبقهبندی:''' سکر دارای اقسام و درجاتی است که از جملهانها طبق نظر ابوالقاسم قشیری (سده 5 هجری قمری) دو گونه است: 1) ''سکر ناقص'' یا ''سکر متساکر'' است وان سرمستی ناتمام است؛ 2) ''سکر کامل و تمام''، یعنی بیخودی و سرمستی کامل است وان سرمستیی است که نتیجهان توجه تمام به الله و بیتوجهی کامل به ماسویالله است<ref> قشیری. '''''الرساله'''''. چاپ بیروت، 2001م، ص112- 114؛ نیزنک: هجویری. '''''کشف''''' '''''المحجوب'''''. چاپ عابدی، ص279- 283؛ ابنعربی. '''''الفتوحات'''''. چاپ بولاق، 2/554- 546.</ref>. [← صحو] | ||
== '''مآخذ:''' == | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
== منبع اصلی == | |||
دانشنامه ایران | |||
== نویسنده مقاله == | |||
اصغر دادبه | اصغر دادبه | ||
نسخهٔ ۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۲۷
سکر، در برابر صحو در لغت به معنی مستی و مست شدن است. در اصطلاح تصوف و عرفان، سُکر، از جمله احوال قلبی است وان بیخودی و سرمستیی است که از ذکر و تعظیم خدا[۱] و در پی غلبه محبت حق تعالی بر دل سالک به بار میآید[۲]. سکر، اصطلاحی است در حوزه معرفت شناسی و بدین معنا که به نظر اهل عشق لازمه کشف حقیقت، غیر از تصفیه و تزکیه دل، خروج از حالت استشعاری و رسیدن به حالت سرمستی و بیخودی نیز هست. به همین سبب کَلابادی یا کلاباذی (د 380ق / ؟م) تصریح میکند که سالک در حالت سکر، ماهیت اشیا را میفهمد[۳] و به حقیقت اشیا پی میبرد و مولوی در یک غزل حالت بیخودی را در برابر حالت باخودی (= صحو) قرار میدهد و نتیجه میگیرد که تا وقتی سالک، بیخود نشود به وصال معشوق نایل نمیگردد[۴] و به کشف حقیقت دست نمییابد.
طبقهبندی: سکر دارای اقسام و درجاتی است که از جملهانها طبق نظر ابوالقاسم قشیری (سده 5 هجری قمری) دو گونه است: 1) سکر ناقص یا سکر متساکر است وان سرمستی ناتمام است؛ 2) سکر کامل و تمام، یعنی بیخودی و سرمستی کامل است وان سرمستیی است که نتیجهان توجه تمام به الله و بیتوجهی کامل به ماسویالله است[۵]. [← صحو]
مآخذ:
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
اصغر دادبه
- ↑ سراج نیشابوری. اللمع... . چاپ نیکلسن، ص343.
- ↑ کلابادی. التعرّف. چاپ ، ص413- 417؛ هجویری. کشف المحجوب. چاپ عابدی، ص279- 283.
- ↑ کلابادی. التعرف. همانجا.
- ↑ مولوی. غزلیات شمس
- ↑ قشیری. الرساله. چاپ بیروت، 2001م، ص112- 114؛ نیزنک: هجویری. کشف المحجوب. چاپ عابدی، ص279- 283؛ ابنعربی. الفتوحات. چاپ بولاق، 2/554- 546.