پیر: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''[[پیر]]،''' از اصطلاحات عرفانی. پیر گاه به معنای قطب و مرشد است، گاه رند و خراباتی و گاه نیز عقل را گویند<ref>تهانوی، محمد بن علی. '''''کشاف''''' '''''اصطلاحات''''' '''''فنون'''''. هند: 1896م، 1554.</ref>. پیر کنعان، پیر مغان، پیر دیر و پیر میخانه، همه به یک معناست و ان امام، مقتدی و قطب است. کسی که مراحل سیر و سلوک را طی کرده و به عالم کشف و یقین رسیده باشد. چنین کسی به مرتبه شیخی و مقتدائی رسیده است و بر دیگر سالکان، ولایت دارد. و انان را در جریان سیر و سلوک و طی مقامات راهنمایی میکند. مراد و مرشد نیز تقریباً به همین معنا است. مراد، کسی است که او را از خود اراده نباشد و به نهایت مقامات رسیده باشد<ref> کاشانی، عزالدین. '''''مصباحالهدایه''''' '''''و''''' '''''مفتاح''''' '''''الکفایه'''''. به کوشش جلالالدین همایی، تهران: 1367، ص85.</ref>. مقام او فوق مقام مرید است و بر او ولایت دارد. مقام مرادی، دارای سه مرتبه است: 1) مرتبه نخست، مرتبهکسی است میل به گناه دارد ولی خداوند او را از ارتکاب گناه محفوظ میدارد؛ 2) مرتبهکسی است که خداوند او را توفیق پرهیز کردن از گناه و توبه<sup>*</sup> و انابه میدهد و بدین سان او را به خود نزدیک میگرداند؛ 3) مرتبهبرگزیدگی (= اجتباء<sup>*</sup>) است و ان چنان است که خداوند بنده را برگزیند و خاص خود گرداند بدان سان که بی سعی و کوشش نعمتها برای وی حاصل اید. این برگزیدگی خاص پیامبران و صدیقان است چنانکه موسی<sup>(ع)</sup> بدین مقام رسید<ref> کاشانی، عبدالرزاق. '''''شرح''''' '''''بر''''' '''''منازل''''' '''''السائرین انصاری.''''' تهران: انتشارات حامد، 1354، ص136.</ref>. | '''[[پیر]]،''' از اصطلاحات عرفانی. پیر گاه به معنای قطب و مرشد است، گاه رند و خراباتی و گاه نیز عقل را گویند<ref>تهانوی، محمد بن علی. '''''کشاف''''' '''''اصطلاحات''''' '''''فنون'''''. هند: 1896م، 1554.</ref>. پیر کنعان، پیر مغان، پیر دیر و پیر میخانه، همه به یک معناست و ان امام، مقتدی و قطب است. کسی که مراحل سیر و سلوک را طی کرده و به عالم کشف و یقین رسیده باشد. چنین کسی به مرتبه شیخی و مقتدائی رسیده است و بر دیگر سالکان، ولایت دارد. و انان را در جریان سیر و سلوک و طی مقامات راهنمایی میکند. مراد و مرشد نیز تقریباً به همین معنا است. مراد، کسی است که او را از خود اراده نباشد و به نهایت مقامات رسیده باشد<ref> کاشانی، عزالدین. '''''مصباحالهدایه''''' '''''و''''' '''''مفتاح''''' '''''الکفایه'''''. به کوشش جلالالدین همایی، تهران: 1367، ص85.</ref>. مقام او فوق مقام مرید است و بر او ولایت دارد. مقام مرادی، دارای سه مرتبه است: 1) مرتبه نخست، مرتبهکسی است میل به گناه دارد ولی خداوند او را از ارتکاب گناه محفوظ میدارد؛ 2) مرتبهکسی است که خداوند او را توفیق پرهیز کردن از گناه و توبه<sup>*</sup> و انابه میدهد و بدین سان او را به خود نزدیک میگرداند؛ 3) مرتبهبرگزیدگی (= اجتباء<sup>*</sup>) است و ان چنان است که خداوند بنده را برگزیند و خاص خود گرداند بدان سان که بی سعی و کوشش نعمتها برای وی حاصل اید. این برگزیدگی خاص پیامبران و صدیقان است چنانکه موسی<sup>(ع)</sup> بدین مقام رسید<ref> کاشانی، عبدالرزاق. '''''شرح''''' '''''بر''''' '''''منازل''''' '''''السائرین انصاری.''''' تهران: انتشارات حامد، 1354، ص136.</ref>. | ||
== | == نیز نگاه کنید به == | ||
== | == ماخذ == | ||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | == منبع اصلی == | ||
دانشنامه ایران | سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی، | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
امیرحسین ساکت اف | امیرحسین ساکت اف | ||
نسخهٔ ۱۱ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۳۸
پیر، از اصطلاحات عرفانی. پیر گاه به معنای قطب و مرشد است، گاه رند و خراباتی و گاه نیز عقل را گویند[۱]. پیر کنعان، پیر مغان، پیر دیر و پیر میخانه، همه به یک معناست و ان امام، مقتدی و قطب است. کسی که مراحل سیر و سلوک را طی کرده و به عالم کشف و یقین رسیده باشد. چنین کسی به مرتبه شیخی و مقتدائی رسیده است و بر دیگر سالکان، ولایت دارد. و انان را در جریان سیر و سلوک و طی مقامات راهنمایی میکند. مراد و مرشد نیز تقریباً به همین معنا است. مراد، کسی است که او را از خود اراده نباشد و به نهایت مقامات رسیده باشد[۲]. مقام او فوق مقام مرید است و بر او ولایت دارد. مقام مرادی، دارای سه مرتبه است: 1) مرتبه نخست، مرتبهکسی است میل به گناه دارد ولی خداوند او را از ارتکاب گناه محفوظ میدارد؛ 2) مرتبهکسی است که خداوند او را توفیق پرهیز کردن از گناه و توبه* و انابه میدهد و بدین سان او را به خود نزدیک میگرداند؛ 3) مرتبهبرگزیدگی (= اجتباء*) است و ان چنان است که خداوند بنده را برگزیند و خاص خود گرداند بدان سان که بی سعی و کوشش نعمتها برای وی حاصل اید. این برگزیدگی خاص پیامبران و صدیقان است چنانکه موسی(ع) بدین مقام رسید[۳].
نیز نگاه کنید به
ماخذ
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
امیرحسین ساکت اف