پرش به محتوا

میرزا ابوالحسن جلوه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:جلوه - Copy.jpg|بندانگشتی|جلوه برگرفته از وبسایت پایگاه اطلاع رسانی قابل بازیابی از<nowiki/>https://hawzah.net/fa/Mostabser/View/3207/%D8%AC%D9%84%D9%88%D9%87--%D8%8C%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86]]
'''[[میرزا ابوالحسن جلوه|جلوه]]،''' میرزا ابوالحسن، 1238-1314ق/ 1823-1897م، متفلسف و مدرس مکتب صدرائی ایران و واسطه انتقال حکمت متعالیه او به شاگردان. خاندان او در اصل ایرانی بوده که به حیدراباد سند رفته شهرت و مکنتی یافته سپس به سبب بی‌مهری از سوی حاکم ان‌جا، به احمد‌اباد گجرات نقل مکان کرده بودند. ابوالحسن در همان‌جا به دنیا امد. پس از سکونتی کوتاه در بمبئی، همراه خانواده به ایران بازگشت و تا 14 سالگی که یتیم شد گاه در زواره و گاه در اصفهان می‌زیست. در واقع دوره رشد و نمو علمی او در زمانی اغاز شد که به شوق دانشمند شدن در اصفهان ماند و نزد میرزا حسن حکیم به تحصیل علوم فلسفی پرداخت و اندک اندک خود را به فلسفه و شاخه‌های ان در ان زمان علاقمند و صاحب نظر یافت. اما شوق به تحصیل و غرق شدن مدام در اموختن، او را که از مال پدر نیز برایش نمانده بود، همواره در فقر نگه می‌داشت. همین و نیز برخی تنگ نظری‌ها در اصفهان او را بر ان داشت به تهران بیاید (1273ق) و از ان پس در همین شهر ماند و به تدریس پرداخت و به عنوان مدرس طراز اول فلسفه و حکمت صدرائی شهرتی به هم زد. بر اساس «شرح حال خود نوشت (= اتوبیوگرافی» جلوه، او در تهران طریق درویشی و عزلت برگزید و جز به مطالعه و تدریس به کاری نپرداخت. در نگارش به این اعتقاد رسیده بود که پس از فیلسوفان بزرگ اسلامی دیگر مطلبی برای گفتن نمانده است، از این رو جز حواشی بر حکمت صدرائی و الشفا و رساله‌هائی منفرد در موضوعات فلسفه اثر مستقلی پدید نیاورد، اما همان حواشی در زمان حیاتش راهگشای طالبان علم بود. اثار او: حواشی بر مشاعر؛ رساله در ربط حادث به قدیم؛ رساله در حرکت جوهریه؛ حواشی بر شرح الهدایه؛ حواشی بر مبدا و معاد صدرالمتالهین؛ حواشی بر الشفا؛ حواشی بر اسفار؛ حواشی بر شرح ملخص چغمینی؛ رساله در ترکیب و احکام ان؛ تصحیح مثنوی شریف؛ تعلیقات بر مقدمه قیصری. از وی که در جوانی به شعر و شاعری نیز علاقه نشان داده بود، دیوانی به کوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران، 1348ش به چاپ رسیده است که به ویژه قصائدی در ان در تتبع از سبک خراسانی قابل توجه است. شاگردان بسیاری از میرزای جلوه فلسفه اموختند که تنی چند از انان خود از بزرگان این فن گردیدند. وفات جلوه در تهران اتفاق افتاد و در قبرستان ابن بابویه مدفون شد<ref>1. صدوقی‌سها، منوچهر. '''''تاریخ حکماء و عرفاء متاخرین صدرالمتالهین'''''. تهران: 1359، ص 159-161، 165،172.
'''[[میرزا ابوالحسن جلوه|جلوه]]،''' میرزا ابوالحسن، 1238-1314ق/ 1823-1897م، متفلسف و مدرس مکتب صدرائی ایران و واسطه انتقال حکمت متعالیه او به شاگردان. خاندان او در اصل ایرانی بوده که به حیدراباد سند رفته شهرت و مکنتی یافته سپس به سبب بی‌مهری از سوی حاکم ان‌جا، به احمد‌اباد گجرات نقل مکان کرده بودند. ابوالحسن در همان‌جا به دنیا امد. پس از سکونتی کوتاه در بمبئی، همراه خانواده به ایران بازگشت و تا 14 سالگی که یتیم شد گاه در زواره و گاه در اصفهان می‌زیست. در واقع دوره رشد و نمو علمی او در زمانی اغاز شد که به شوق دانشمند شدن در اصفهان ماند و نزد میرزا حسن حکیم به تحصیل علوم فلسفی پرداخت و اندک اندک خود را به فلسفه و شاخه‌های ان در ان زمان علاقمند و صاحب نظر یافت. اما شوق به تحصیل و غرق شدن مدام در اموختن، او را که از مال پدر نیز برایش نمانده بود، همواره در فقر نگه می‌داشت. همین و نیز برخی تنگ نظری‌ها در اصفهان او را بر ان داشت به تهران بیاید (1273ق) و از ان پس در همین شهر ماند و به تدریس پرداخت و به عنوان مدرس طراز اول فلسفه و حکمت صدرائی شهرتی به هم زد. بر اساس «شرح حال خود نوشت (= اتوبیوگرافی» جلوه، او در تهران طریق درویشی و عزلت برگزید و جز به مطالعه و تدریس به کاری نپرداخت. در نگارش به این اعتقاد رسیده بود که پس از فیلسوفان بزرگ اسلامی دیگر مطلبی برای گفتن نمانده است، از این رو جز حواشی بر حکمت صدرائی و الشفا و رساله‌هائی منفرد در موضوعات فلسفه اثر مستقلی پدید نیاورد، اما همان حواشی در زمان حیاتش راهگشای طالبان علم بود. اثار او: حواشی بر مشاعر؛ رساله در ربط حادث به قدیم؛ رساله در حرکت جوهریه؛ حواشی بر شرح الهدایه؛ حواشی بر مبدا و معاد صدرالمتالهین؛ حواشی بر الشفا؛ حواشی بر اسفار؛ حواشی بر شرح ملخص چغمینی؛ رساله در ترکیب و احکام ان؛ تصحیح مثنوی شریف؛ تعلیقات بر مقدمه قیصری. از وی که در جوانی به شعر و شاعری نیز علاقه نشان داده بود، دیوانی به کوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران، 1348ش به چاپ رسیده است که به ویژه قصائدی در ان در تتبع از سبک خراسانی قابل توجه است. شاگردان بسیاری از میرزای جلوه فلسفه اموختند که تنی چند از انان خود از بزرگان این فن گردیدند. وفات جلوه در تهران اتفاق افتاد و در قبرستان ابن بابویه مدفون شد<ref>1. صدوقی‌سها، منوچهر. '''''تاریخ حکماء و عرفاء متاخرین صدرالمتالهین'''''. تهران: 1359، ص 159-161، 165،172.


منوچهر پزشک</ref>.
منوچهر پزشک</ref>.


== '''مأخذ:''' ==  
== نیز نگاه کنید به ==


== نیز نگاه کنید به ==
 
== ماخذ ==
<references />


== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
دانشنامه ایران
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،


== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
منوچهر پزشک
منوچهرپزشک

نسخهٔ ‏۱۱ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۱۶

جلوه برگرفته از وبسایت پایگاه اطلاع رسانی قابل بازیابی ازhttps://hawzah.net/fa/Mostabser/View/3207/%D8%AC%D9%84%D9%88%D9%87--%D8%8C%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86

جلوه، میرزا ابوالحسن، 1238-1314ق/ 1823-1897م، متفلسف و مدرس مکتب صدرائی ایران و واسطه انتقال حکمت متعالیه او به شاگردان. خاندان او در اصل ایرانی بوده که به حیدراباد سند رفته شهرت و مکنتی یافته سپس به سبب بی‌مهری از سوی حاکم ان‌جا، به احمد‌اباد گجرات نقل مکان کرده بودند. ابوالحسن در همان‌جا به دنیا امد. پس از سکونتی کوتاه در بمبئی، همراه خانواده به ایران بازگشت و تا 14 سالگی که یتیم شد گاه در زواره و گاه در اصفهان می‌زیست. در واقع دوره رشد و نمو علمی او در زمانی اغاز شد که به شوق دانشمند شدن در اصفهان ماند و نزد میرزا حسن حکیم به تحصیل علوم فلسفی پرداخت و اندک اندک خود را به فلسفه و شاخه‌های ان در ان زمان علاقمند و صاحب نظر یافت. اما شوق به تحصیل و غرق شدن مدام در اموختن، او را که از مال پدر نیز برایش نمانده بود، همواره در فقر نگه می‌داشت. همین و نیز برخی تنگ نظری‌ها در اصفهان او را بر ان داشت به تهران بیاید (1273ق) و از ان پس در همین شهر ماند و به تدریس پرداخت و به عنوان مدرس طراز اول فلسفه و حکمت صدرائی شهرتی به هم زد. بر اساس «شرح حال خود نوشت (= اتوبیوگرافی» جلوه، او در تهران طریق درویشی و عزلت برگزید و جز به مطالعه و تدریس به کاری نپرداخت. در نگارش به این اعتقاد رسیده بود که پس از فیلسوفان بزرگ اسلامی دیگر مطلبی برای گفتن نمانده است، از این رو جز حواشی بر حکمت صدرائی و الشفا و رساله‌هائی منفرد در موضوعات فلسفه اثر مستقلی پدید نیاورد، اما همان حواشی در زمان حیاتش راهگشای طالبان علم بود. اثار او: حواشی بر مشاعر؛ رساله در ربط حادث به قدیم؛ رساله در حرکت جوهریه؛ حواشی بر شرح الهدایه؛ حواشی بر مبدا و معاد صدرالمتالهین؛ حواشی بر الشفا؛ حواشی بر اسفار؛ حواشی بر شرح ملخص چغمینی؛ رساله در ترکیب و احکام ان؛ تصحیح مثنوی شریف؛ تعلیقات بر مقدمه قیصری. از وی که در جوانی به شعر و شاعری نیز علاقه نشان داده بود، دیوانی به کوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران، 1348ش به چاپ رسیده است که به ویژه قصائدی در ان در تتبع از سبک خراسانی قابل توجه است. شاگردان بسیاری از میرزای جلوه فلسفه اموختند که تنی چند از انان خود از بزرگان این فن گردیدند. وفات جلوه در تهران اتفاق افتاد و در قبرستان ابن بابویه مدفون شد[۱].

نیز نگاه کنید به

ماخذ

  1. 1. صدوقی‌سها، منوچهر. تاریخ حکماء و عرفاء متاخرین صدرالمتالهین. تهران: 1359، ص 159-161، 165،172. منوچهر پزشک

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

منوچهرپزشک