پرش به محتوا

امر به معروف و نهی از منکر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''اَمر به مَعروف و نَهي از مُنْكَر،''' هفتمين و هشتمين فرع از فروع هشتگانه در مذهب شيعه و يكي از اصول پنجگانة آئين معتزله<sup>1</sup> موسوم به اصول خمسه. مراد از امر به معروف و نهي از منكر، برانگيختن مردم به طاعت و باز داشتن آنان از معصيت با ابزار انديشه، گفتار و كردار نيك است<sup>2</sup> و به  عيني و ذهني قابل تقسيم است: 1) امر به معروف و نهي از منكر ذهني يا قلبي به تصريح امام صادق<sup>(ع)</sup> همانا دوست داشتن و دشمن داشتن نيكي‌ها و بدي‌هاست؛ 2) امر و نهي عيني، عبارت است از امر و نهي از طريق گفتار و كردار، يعني برانگيختن مردم به كار نيك و بازداشتن آنان از كار بد با كلام نرم، با گفتار درشت و تهديد‌آميز، يا با اقدام عملي ملايم، با شدّت عمل و سرانجام به زور سلاح (= اقدام به سيف). بديهي است كه صورت مختلف گفتار و كردار، از نرمي تا درشتي و تا توسل به زور را شرايط اجتماعي تعيين مي‌كند. معتزله و برخي از بزرگان  شيعه، از جمله سيدمرتضي، اعمال روش‌هاي خشونت‌آميز را در امر و نهي روا شمرده‌اند،<sup>3</sup> امّا بيشتر متكلمان اماميه در پيش گرفتن اين شيوه‌ها را ويژة امام معصوم دانسته‌اند و در غيبت امام روا نشمرده‌اند. در باب وجوب امر و نهي اكثر متكلمان و فقيهان شيعه قائل به وجوب كفايي هستند. به آية 104 سورة آل‌عمران استناد مي‌كنند و برخي از آنان با استناد به آية 110 از همين سوره بر وجوب عيني امر و نهي پاي مي‌فشارند. نيز شماري محدود از متكلمان به وجوب عقلي و اكثر به وجوب سمعي (= نقلي) امر و نهي باور دارند. همچنين جملة متكلمان برآنند كه آمروناهي اوّلاً، بايد معروف و منكر (= نيك و بد) را به خوبي بشناسد؛ ثانياً، احتمال بدهد كه امر و نهيش، بي‌آن‌كه تباهي به بار آورد، مؤثر واقع مي‌شود؛ ثالثاً، بدين معنا علم داشته باشد كه بد كرداري كه قرار است امر و نهي در مورد وي صورت گيرد، پيوسته به كردارهاي بد مي‌پردازد، نه گاه‌گاه؛ رابعاً، بايد بدان كردار نيك امر شود و از آن كردار بد نهي گردد كه در زمان آينده صورت مي‌پذيرد.
'''اَمر به مَعروف و نَهی از مُنْکَر،''' هفتمین و هشتمین فرع از فروع هشتگانه در مذهب شیعه و یکی از اصول پنجگانه آئین معتزله<sup>1</sup> موسوم به اصول خمسه. مراد از امر به معروف و نهی از منکر، برانگیختن مردم به طاعت و باز داشتن آنان از معصیت با ابزار اندیشه، گفتار و کردار نیک است<sup>2</sup> و به  عینی و ذهنی قابل تقسیم است: 1) امر به معروف و نهی از منکر ذهنی یا قلبی به تصریح امام صادق<sup>(ع)</sup> همانا دوست داشتن و دشمن داشتن نیکی‌ها و بدی‌هاست؛ 2) امر و نهی عینی، عبارت است از امر و نهی از طریق گفتار و کردار، یعنی برانگیختن مردم به کار نیک و بازداشتن آنان از کار بد با کلام نرم، با گفتار درشت و تهدید‌آمیز، یا با اقدام عملی ملایم، با شدّت عمل و سرانجام به زور سلاح (= اقدام به سیف). بدیهی است که صورت مختلف گفتار و کردار، از نرمی تا درشتی و تا توسل به زور را شرایط اجتماعی تعیین می‌کند. معتزله و برخی از بزرگان  شیعه، از جمله سیدمرتضی، اعمال روش‌های خشونت‌آمیز را در امر و نهی روا شمرده‌اند،<sup>3</sup> امّا بیشتر متکلمان امامیه در پیش گرفتن این شیوه‌ها را ویژه امام معصوم دانسته‌اند و در غیبت امام روا نشمرده‌اند. در باب وجوب امر و نهی اکثر متکلمان و فقیهان شیعه قائل به وجوب کفایی هستند. به آیه 104 سوره آل‌عمران استناد می‌کنند و برخی از آنان با استناد به آیه 110 از همین سوره بر وجوب عینی امر و نهی پای می‌فشارند. نیز شماری محدود از متکلمان به وجوب عقلی و اکثر به وجوب سمعی (= نقلی) امر و نهی باور دارند. همچنین جمله متکلمان برآنند که آمروناهی اوّلاً، باید معروف و منکر (= نیک و بد) را به خوبی بشناسد؛ ثانیاً، احتمال بدهد که امر و نهیش، بی‌آن‌که تباهی به بار آورد، مؤثر واقع می‌شود؛ ثالثاً، بدین معنا علم داشته باشد که بد کرداری که قرار است امر و نهی در مورد وی صورت گیرد، پیوسته به کردارهای بد می‌پردازد، نه گاه‌گاه؛ رابعاً، باید بدان کردار نیک امر شود و از آن کردار بد نهی گردد که در زمان آینده صورت می‌پذیرد.




'''مآخذ:'''
'''مآخذ:'''


1.    قاضي‌عبدالجبار معتزلي. '''''شرح اصول خمسه'''''. به كوشش .... ، ص141، 741.
1.    قاضی‌عبدالجبار معتزلی. '''''شرح اصول خمسه'''''. به کوشش .... ، ص141، 741.


2.    علامه‌حلي. '''''كشف‌المراد'''''. به كوشش زنجاني، بيروت: ص455؛ فاضل مقداد'''''. ارشادالطالبين'''''. ص380، 381.
2.    علامه‌حلی. '''''کشف‌المراد'''''. به کوشش زنجانی، بیروت: ص455؛ فاضل مقداد'''''. ارشادالطالبین'''''. ص380، 381.


3.    شيخ طوسي. '''''تمهيد‌الاصول'''''. به كوشش دكتر مشكاة‌الديني، تهران: ص301- 302؛ قاضي‌عبدالجبار معتزلي، '''''شرح اصول خمسه.''''' ص148.
3.    شیخ طوسی. '''''تمهید‌الاصول'''''. به کوشش دکتر مشکاه‌الدینی، تهران: ص301- 302؛ قاضی‌عبدالجبار معتزلی، '''''شرح اصول خمسه.''''' ص148.


4.    علامه‌حلي. كشف‌المراد. ص455؛ قاضي‌عبدالجبار معتزلي. '''''شرح اصول خمسه'''''. ص142؛ فاضل مقداد. '''''شرح باب حادي‌عشر'''''. به كوشش دكتر محقق، ص58؛ لاهيجي، ملاعبدالرزاق. '''''سرماية ايران'''''. به كوشش لاريجاني، چاپ تهران، ص173- 174.
4.    علامه‌حلی. کشف‌المراد. ص455؛ قاضی‌عبدالجبار معتزلی. '''''شرح اصول خمسه'''''. ص142؛ فاضل مقداد. '''''شرح باب حادی‌عشر'''''. به کوشش دکتر محقق، ص58؛ لاهیجی، ملاعبدالرزاق. '''''سرمایه ایران'''''. به کوشش لاریجانی، چاپ تهران، ص173- 174.


5.    شيخ طوسي. تمهيد الاصول. ص302؛ فاضل مقداد. '''''شرح باب حادي‌عشر'''''. ص58- 59؛ همو، '''''ارشاد‌الطالبين'''''. ص381- 384؛ قاضي عبدالجبار معتزلي. '''''شرح اصول خمسه'''''. ص142- 143.
5.    شیخ طوسی. تمهید الاصول. ص302؛ فاضل مقداد. '''''شرح باب حادی‌عشر'''''. ص58- 59؛ همو، '''''ارشاد‌الطالبین'''''. ص381- 384؛ قاضی عبدالجبار معتزلی. '''''شرح اصول خمسه'''''. ص142- 143.




اصغر دادبه
اصغر دادبه


'''امر به معروف و نهي از منكر'''، از فروع مذهب شيعه و مراد از آن برانگيختن مردم به طاعت و بازداشتن آنان از معصيت است. بدين‌گونه كه امركننده به نيكي و نهي‌كننده از بدي، با سخن نرم و در صورت لزوم با گفتار درشت و تهديدآميز خود، و در نهايت با فرمان‌دادن و با اقدام عملي خويش، مردم را به نيكي برمي‌انگيزد و از بدي بازمي‌دارد. امر و نهي‌كننده، انديشه‌يي نيك دارد، كار نيك را به دل دوست مي‌دارد و كار زشت را در دل دشمن مي‌شمارد و اين معني نيز بدان‌گونه كه امام صادق (ع) فرموده است، خود گونه‌يي امر به معروف و نهي از منكر است. به‌كار گرفتن روش‌هاي خشونت‌آميز در امر به معروف و نهي از منكر را بيش‌تر متكلّمان اماميه، جز از سوي امامان معصوم (ع) يا با اجازﺓ آنان، روا نشمرده‌اند. امّا برخي از آنان مانند سيد مرتضي، به‌كارگرفتن اين‌گونه روش‌ها را نيز از سوي همـﺔ امركنندگان و نهي‌كنندگان روا دانسته‌اند. برخي از اماميه، از جمله شيخ طوسي و ابوالفتوح رازي، امر به معروف و نهي از منكر را واجب عيني دانسته و در تأييد نظر خود به آيـﺔ 110 سورﺓ آل‌عمران استناد جسته‌اند. در حالي‌كه بيش‌تر اماميه با استناد به آيـﺔ 104 همين سوره، وجوب آن را كفايي شمرده‌اند. چنان‌كه برخي از اماميه به‌دليل لطف اين‌گونه امر و نهي، وجوب آن را عقلي دانسته، امّا بيش‌تر آنان طرفدار وجوب سمعي امر به معروف و نهي از منكرند، چرا كه بر اين باورند كه وجوب عقلي به‌سبب عموميت آن، خدا را نيز شامل مي‌شود و لازمـﺔ وجوب آن بر خدا آن است كه يا در جهان يكسره تباهي و زشتي نباشد، يا حق تعالي در انجام‌دادن كار واجب كوتاهي كند. نيز برخي از اماميه، امر و نهي را تنها بر امام معصوم (ع) واجب دانسته‌اند، ولي بيش‌تر آنان آن را بر همگان واجب شمرده‌اند و بر آن‌اند كه هر مسلماني بايد با توج به شرايط امر به معروف و نهي از منكر، بدان اقدام ورزد.  
'''امر به معروف و نهی از منکر'''، از فروع مذهب شیعه و مراد از آن برانگیختن مردم به طاعت و بازداشتن آنان از معصیت است. بدین‌گونه که امرکننده به نیکی و نهی‌کننده از بدی، با سخن نرم و در صورت لزوم با گفتار درشت و تهدیدآمیز خود، و در نهایت با فرمان‌دادن و با اقدام عملی خویش، مردم را به نیکی برمی‌انگیزد و از بدی بازمی‌دارد. امر و نهی‌کننده، اندیشه‌یی نیک دارد، کار نیک را به دل دوست می‌دارد و کار زشت را در دل دشمن می‌شمارد و این معنی نیز بدان‌گونه که امام صادق (ع) فرموده است، خود گونه‌یی امر به معروف و نهی از منکر است. به‌کار گرفتن روش‌های خشونت‌آمیز در امر به معروف و نهی از منکر را بیش‌تر متکلّمان امامیه، جز از سوی امامان معصوم (ع) یا با اجازﺓ آنان، روا نشمرده‌اند. امّا برخی از آنان مانند سید مرتضی، به‌کارگرفتن این‌گونه روش‌ها را نیز از سوی همـﺔ امرکنندگان و نهی‌کنندگان روا دانسته‌اند. برخی از امامیه، از جمله شیخ طوسی و ابوالفتوح رازی، امر به معروف و نهی از منکر را واجب عینی دانسته و در تأیید نظر خود به آیـﺔ 110 سورﺓ آل‌عمران استناد جسته‌اند. در حالی‌که بیش‌تر امامیه با استناد به آیـﺔ 104 همین سوره، وجوب آن را کفایی شمرده‌اند. چنان‌که برخی از امامیه به‌دلیل لطف این‌گونه امر و نهی، وجوب آن را عقلی دانسته، امّا بیش‌تر آنان طرفدار وجوب سمعی امر به معروف و نهی از منکرند، چرا که بر این باورند که وجوب عقلی به‌سبب عمومیت آن، خدا را نیز شامل می‌شود و لازمـﺔ وجوب آن بر خدا آن است که یا در جهان یکسره تباهی و زشتی نباشد، یا حق تعالی در انجام‌دادن کار واجب کوتاهی کند. نیز برخی از امامیه، امر و نهی را تنها بر امام معصوم (ع) واجب دانسته‌اند، ولی بیش‌تر آنان آن را بر همگان واجب شمرده‌اند و بر آن‌اند که هر مسلمانی باید با توج به شرایط امر به معروف و نهی از منکر، بدان اقدام ورزد.  


اماميه بر آن‌اند كه امركننده به نيكي و نهي‌كننده از بدي، با دست و زبان، يعني با كردار و گفتار، بايد: 1ـ خود، به‌خوبي نيكي و بدي يعني معروف و منكر را بشناسد؛ 2ـ احتمال بدهد كه امر و نهي وي مؤثر مي‌افتد؛
امامیه بر آن‌اند که امرکننده به نیکی و نهی‌کننده از بدی، با دست و زبان، یعنی با کردار و گفتار، باید: 1ـ خود، به‌خوبی نیکی و بدی یعنی معروف و منکر را بشناسد؛ 2ـ احتمال بدهد که امر و نهی وی مؤثر می‌افتد؛


اطمينان داشته باشد كه امر و نهي وي تباهي به‌بار نمي‌آورد و موجب ازميان‌رفتن جان و مال مسلماني نمي‌گردد؛ 4ـ بداند كه بدكار، نه گاه‌گاه كه پيوسته به بدي دست مي‌يازد و بر منكر مداومت مي‌ورزد؛
اطمینان داشته باشد که امر و نهی وی تباهی به‌بار نمی‌آورد و موجب ازمیان‌رفتن جان و مال مسلمانی نمی‌گردد؛ 4ـ بداند که بدکار، نه گاه‌گاه که پیوسته به بدی دست می‌یازد و بر منکر مداومت می‌ورزد؛


گناهكار را از گناهي بازدارد كه مي‌خواهد در آينده انجام دهد و به كار نيكي برانگيزد كه هنوز انجام نگرفته است.
گناهکار را از گناهی بازدارد که می‌خواهد در آینده انجام دهد و به کار نیکی برانگیزد که هنوز انجام نگرفته است.


تخليص از: '''''دايرة‌المعارف تشيّع'''''  
تخلیص از: '''''دایره‌المعارف تشیّع'''''  


'''مآخذ:'''  
'''مآخذ:'''  


1.    '''''انوارالملكوت'''''. ص 193؛ '''''تفسير ابوالفتوح'''''. ج 3، ص 140ـ141؛ شيخ طوسي.'''''تمهيدالاصول'''''. ص 301-302 و 305-306؛ '''''سرمايـﺔ ايمان'''''. ص 118؛ '''''شرح باب حادي عشر'''''. ص 94-96؛ '''''نهج المسترشدين'''''. ص 72-73.
1.    '''''انوارالملکوت'''''. ص 193؛ '''''تفسیر ابوالفتوح'''''. ج 3، ص 140ـ141؛ شیخ طوسی.'''''تمهیدالاصول'''''. ص 301-302 و 305-306؛ '''''سرمایـﺔ ایمان'''''. ص 118؛ '''''شرح باب حادی عشر'''''. ص 94-96؛ '''''نهج المسترشدین'''''. ص 72-73.




سید حسن امین
سید حسن امین

نسخهٔ ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۴۱

اَمر به مَعروف و نَهی از مُنْکَر، هفتمین و هشتمین فرع از فروع هشتگانه در مذهب شیعه و یکی از اصول پنجگانه آئین معتزله1 موسوم به اصول خمسه. مراد از امر به معروف و نهی از منکر، برانگیختن مردم به طاعت و باز داشتن آنان از معصیت با ابزار اندیشه، گفتار و کردار نیک است2 و به  عینی و ذهنی قابل تقسیم است: 1) امر به معروف و نهی از منکر ذهنی یا قلبی به تصریح امام صادق(ع) همانا دوست داشتن و دشمن داشتن نیکی‌ها و بدی‌هاست؛ 2) امر و نهی عینی، عبارت است از امر و نهی از طریق گفتار و کردار، یعنی برانگیختن مردم به کار نیک و بازداشتن آنان از کار بد با کلام نرم، با گفتار درشت و تهدید‌آمیز، یا با اقدام عملی ملایم، با شدّت عمل و سرانجام به زور سلاح (= اقدام به سیف). بدیهی است که صورت مختلف گفتار و کردار، از نرمی تا درشتی و تا توسل به زور را شرایط اجتماعی تعیین می‌کند. معتزله و برخی از بزرگان  شیعه، از جمله سیدمرتضی، اعمال روش‌های خشونت‌آمیز را در امر و نهی روا شمرده‌اند،3 امّا بیشتر متکلمان امامیه در پیش گرفتن این شیوه‌ها را ویژه امام معصوم دانسته‌اند و در غیبت امام روا نشمرده‌اند. در باب وجوب امر و نهی اکثر متکلمان و فقیهان شیعه قائل به وجوب کفایی هستند. به آیه 104 سوره آل‌عمران استناد می‌کنند و برخی از آنان با استناد به آیه 110 از همین سوره بر وجوب عینی امر و نهی پای می‌فشارند. نیز شماری محدود از متکلمان به وجوب عقلی و اکثر به وجوب سمعی (= نقلی) امر و نهی باور دارند. همچنین جمله متکلمان برآنند که آمروناهی اوّلاً، باید معروف و منکر (= نیک و بد) را به خوبی بشناسد؛ ثانیاً، احتمال بدهد که امر و نهیش، بی‌آن‌که تباهی به بار آورد، مؤثر واقع می‌شود؛ ثالثاً، بدین معنا علم داشته باشد که بد کرداری که قرار است امر و نهی در مورد وی صورت گیرد، پیوسته به کردارهای بد می‌پردازد، نه گاه‌گاه؛ رابعاً، باید بدان کردار نیک امر شود و از آن کردار بد نهی گردد که در زمان آینده صورت می‌پذیرد.


مآخذ:

1.    قاضی‌عبدالجبار معتزلی. شرح اصول خمسه. به کوشش .... ، ص141، 741.

2.    علامه‌حلی. کشف‌المراد. به کوشش زنجانی، بیروت: ص455؛ فاضل مقداد. ارشادالطالبین. ص380، 381.

3.    شیخ طوسی. تمهید‌الاصول. به کوشش دکتر مشکاه‌الدینی، تهران: ص301- 302؛ قاضی‌عبدالجبار معتزلی، شرح اصول خمسه. ص148.

4.    علامه‌حلی. کشف‌المراد. ص455؛ قاضی‌عبدالجبار معتزلی. شرح اصول خمسه. ص142؛ فاضل مقداد. شرح باب حادی‌عشر. به کوشش دکتر محقق، ص58؛ لاهیجی، ملاعبدالرزاق. سرمایه ایران. به کوشش لاریجانی، چاپ تهران، ص173- 174.

5.    شیخ طوسی. تمهید الاصول. ص302؛ فاضل مقداد. شرح باب حادی‌عشر. ص58- 59؛ همو، ارشاد‌الطالبین. ص381- 384؛ قاضی عبدالجبار معتزلی. شرح اصول خمسه. ص142- 143.


اصغر دادبه

امر به معروف و نهی از منکر، از فروع مذهب شیعه و مراد از آن برانگیختن مردم به طاعت و بازداشتن آنان از معصیت است. بدین‌گونه که امرکننده به نیکی و نهی‌کننده از بدی، با سخن نرم و در صورت لزوم با گفتار درشت و تهدیدآمیز خود، و در نهایت با فرمان‌دادن و با اقدام عملی خویش، مردم را به نیکی برمی‌انگیزد و از بدی بازمی‌دارد. امر و نهی‌کننده، اندیشه‌یی نیک دارد، کار نیک را به دل دوست می‌دارد و کار زشت را در دل دشمن می‌شمارد و این معنی نیز بدان‌گونه که امام صادق (ع) فرموده است، خود گونه‌یی امر به معروف و نهی از منکر است. به‌کار گرفتن روش‌های خشونت‌آمیز در امر به معروف و نهی از منکر را بیش‌تر متکلّمان امامیه، جز از سوی امامان معصوم (ع) یا با اجازﺓ آنان، روا نشمرده‌اند. امّا برخی از آنان مانند سید مرتضی، به‌کارگرفتن این‌گونه روش‌ها را نیز از سوی همـﺔ امرکنندگان و نهی‌کنندگان روا دانسته‌اند. برخی از امامیه، از جمله شیخ طوسی و ابوالفتوح رازی، امر به معروف و نهی از منکر را واجب عینی دانسته و در تأیید نظر خود به آیـﺔ 110 سورﺓ آل‌عمران استناد جسته‌اند. در حالی‌که بیش‌تر امامیه با استناد به آیـﺔ 104 همین سوره، وجوب آن را کفایی شمرده‌اند. چنان‌که برخی از امامیه به‌دلیل لطف این‌گونه امر و نهی، وجوب آن را عقلی دانسته، امّا بیش‌تر آنان طرفدار وجوب سمعی امر به معروف و نهی از منکرند، چرا که بر این باورند که وجوب عقلی به‌سبب عمومیت آن، خدا را نیز شامل می‌شود و لازمـﺔ وجوب آن بر خدا آن است که یا در جهان یکسره تباهی و زشتی نباشد، یا حق تعالی در انجام‌دادن کار واجب کوتاهی کند. نیز برخی از امامیه، امر و نهی را تنها بر امام معصوم (ع) واجب دانسته‌اند، ولی بیش‌تر آنان آن را بر همگان واجب شمرده‌اند و بر آن‌اند که هر مسلمانی باید با توج به شرایط امر به معروف و نهی از منکر، بدان اقدام ورزد.

امامیه بر آن‌اند که امرکننده به نیکی و نهی‌کننده از بدی، با دست و زبان، یعنی با کردار و گفتار، باید: 1ـ خود، به‌خوبی نیکی و بدی یعنی معروف و منکر را بشناسد؛ 2ـ احتمال بدهد که امر و نهی وی مؤثر می‌افتد؛

3ـ اطمینان داشته باشد که امر و نهی وی تباهی به‌بار نمی‌آورد و موجب ازمیان‌رفتن جان و مال مسلمانی نمی‌گردد؛ 4ـ بداند که بدکار، نه گاه‌گاه که پیوسته به بدی دست می‌یازد و بر منکر مداومت می‌ورزد؛

5ـ گناهکار را از گناهی بازدارد که می‌خواهد در آینده انجام دهد و به کار نیکی برانگیزد که هنوز انجام نگرفته است.

تخلیص از: دایره‌المعارف تشیّع

مآخذ:

1.    انوارالملکوت. ص 193؛ تفسیر ابوالفتوح. ج 3، ص 140ـ141؛ شیخ طوسی.تمهیدالاصول. ص 301-302 و 305-306؛ سرمایـﺔ ایمان. ص 118؛ شرح باب حادی عشر. ص 94-96؛ نهج المسترشدین. ص 72-73.


سید حسن امین