پرش به محتوا

توبه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''توبه،''' در لغت به معني بازگشت از گناه و در اصطلاح كلام و عرفان بيداري از غفلت و پشيماني از كردارهاي ناپسنديده و گناه آلود خود است چنان‌كه عزم خود را جزم كند كه در آينده گِرد گناه و كارهاي ناپسند نگردد.<sup>1</sup> از رويدادي كه سبب بيداري و در نتيجه...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''توبه،''' در لغت به معني بازگشت از گناه و در اصطلاح كلام و عرفان بيداري از غفلت و پشيماني از كردارهاي ناپسنديده و گناه آلود خود است چنان‌كه عزم خود را جزم كند كه در آينده گِرد گناه و كارهاي ناپسند نگردد.<sup>1</sup> از رويدادي كه سبب بيداري و در نتيجه موجب بازگشت از گناه مي‌شود به «واقعه» تعبير مي‌گردد و در احوال عرفا و صوفيان نامدار به رويدادهايي كه موجب بيداري آنان شده است پرداخته‌اند. به عنوان مثال واقعة ابراهيم ادهم، از عرفاي بزرگ سده دوم هجري / هشتم ميلادي كه نخست امير بلخ بود و سپس به سير و سلوك پرداخت آن بود كه روزي در شكارگاه در پي آهويي بتاخت و آهو به فرمان خدا به سخن درآمد و خطاب به ابراهيم گفت: «ترا براي اين كار (= سلطنت و خوشگذراني) آفريده‌اند؟ يعني هدف خلقت تو همين است و بس؟! و اين امر موجب توبة ابراهيم ادهم شد.<sup>2</sup> واقعة مالك دينار (د. ميان سال‌هاي 126 و 131ق / 743 و 748م) هم آن بود كه به هنگام عيش و نوش و بدانگاه كه خود سازي مي‌نواخت به فرمان حق تعالي از ساز اين آوا برخاست كه: اي مالك چرا توبه نكني؟! و همين امر سبب توبة مالك شد.<sup>3</sup> عرفا واقعه را عنايت الهي مي‌دانند و برآنند تنها خدا بايد بخواهد و نسبت به بنده‌اي عنايت ورزد تا رويدادي او را از گناه دور كند و به شاهراه حقيقت رهنمون شود. همچنين عرفا از توبه شكستن‌ها و دوباره توبه كردن‌هاي گناهكاران بسيار سخن گفته‌اند<sup>4</sup> و بر اين معنا تأكيد ورزيده‌اند شكستن و بستن توبه، امري است عادي. مهم آن است كه آدمي نوميد نشود و سرانجام تائب گردد كه به گفتة عطار «صد عالم گناه از تف يك توبه برخيزد ز راه».<sup>5</sup>
'''توبه،''' در لغت به معنی بازگشت از گناه و در اصطلاح کلام و عرفان بیداری از غفلت و پشیمانی از کردارهای ناپسندیده و گناه آلود خود است چنان‌که عزم خود را جزم کند که در آینده گِرد گناه و کارهای ناپسند نگردد.<sup>1</sup> از رویدادی که سبب بیداری و در نتیجه موجب بازگشت از گناه می‌شود به «واقعه» تعبیر می‌گردد و در احوال عرفا و صوفیان نامدار به رویدادهایی که موجب بیداری آنان شده است پرداخته‌اند. به عنوان مثال واقعة ابراهیم ادهم، از عرفای بزرگ سده دوم هجری / هشتم میلادی که نخست امیر بلخ بود و سپس به سیر و سلوک پرداخت آن بود که روزی در شکارگاه در پی آهویی بتاخت و آهو به فرمان خدا به سخن درآمد و خطاب به ابراهیم گفت: «ترا برای این کار (= سلطنت و خوشگذرانی) آفریده‌اند؟ یعنی هدف خلقت تو همین است و بس؟! و این امر موجب توبة ابراهیم ادهم شد.<sup>2</sup> واقعة مالک دینار (د. میان سال‌های 126 و 131ق / 743 و 748م) هم آن بود که به هنگام عیش و نوش و بدانگاه که خود سازی می‌نواخت به فرمان حق تعالی از ساز این آوا برخاست که: ای مالک چرا توبه نکنی؟! و همین امر سبب توبة مالک شد.<sup>3</sup> عرفا واقعه را عنایت الهی می‌دانند و برآنند تنها خدا باید بخواهد و نسبت به بنده‌ای عنایت ورزد تا رویدادی او را از گناه دور کند و به شاهراه حقیقت رهنمون شود. همچنین عرفا از توبه شکستن‌ها و دوباره توبه کردن‌های گناهکاران بسیار سخن گفته‌اند<sup>4</sup> و بر این معنا تأکید ورزیده‌اند شکستن و بستن توبه، امری است عادی. مهم آن است که آدمی نومید نشود و سرانجام تائب گردد که به گفتة عطار «صد عالم گناه از تف یک توبه برخیزد ز راه».<sup>5</sup>




خط ۶: خط ۶:
1.      
1.      


2.     هجويري. '''''كشف''''' '''''المحجوب'''''. به كوشش عابدي، ص158.
2.     هجویری. '''''کشف''''' '''''المحجوب'''''. به کوشش عابدی، ص158.


3.     همو، '''''همان'''''، ص137.
3.     همو، '''''همان'''''، ص137.


4.     همو، '''''همان'''''، ص  ؟  ؛ ؟ . '''''شرح''''' '''''تعرّف'''''. به كوشش 4/1209- 1217؛ قشيري، ترجمة رسالة قشيريه، به كوشش فروزانفر، ص137- 138؛ هجويري. '''''كشف‌المحجوب'''''. ص435.
4.     همو، '''''همان'''''، ص  ؟  ؛ ؟ . '''''شرح''''' '''''تعرّف'''''. به کوشش 4/1209- 1217؛ قشیری، ترجمة رسالة قشیریه، به کوشش فروزانفر، ص137- 138؛ هجویری. '''''کشف‌المحجوب'''''. ص435.


5.     عطار، '''''منطق‌الطير'''''. به كوشش سيدصادق گوهرين، ص ؟.
5.     عطار، '''''منطق‌الطیر'''''. به کوشش سیدصادق گوهرین، ص ؟.


اصغر دادبه
اصغر دادبه


'''توبه،''' در لغت به معني بازگشت از گناه و در اصطلاح كلام و عرفان بيداري از غفلت و پشيماني از كردارهاي ناپسنديده و گناه آلود خود است چنان‌كه عزم خود را جزم كند كه در آينده گِرد گناه و كارهاي ناپسند نگردد.<sup>1</sup> از رويدادي كه سبب بيداري و در نتيجه موجب بازگشت از گناه مي‌شود به «واقعه» تعبير مي‌گردد و در احوال عرفا و صوفيان نامدار به رويدادهايي كه موجب بيداري آنان شده است پرداخته‌اند. به عنوان مثال واقعة ابراهيم ادهم، از عرفاي بزرگ سده دوم هجري / هشتم ميلادي كه نخست امير بلخ بود و سپس به سير و سلوك پرداخت آن بود كه روزي در شكارگاه در پي آهويي بتاخت و آهو به فرمان خدا به سخن درآمد و خطاب به ابراهيم گفت: «ترا براي اين كار (= سلطنت و خوشگذراني) آفريده‌اند؟ يعني هدف خلقت تو همين است و بس؟! و اين امر موجب توبة ابراهيم ادهم شد.<sup>2</sup> واقعة مالك دينار (د. ميان سال‌هاي 126 و 131ق / 743 و 748م) هم آن بود كه به هنگام عيش و نوش و بدانگاه كه خود سازي مي‌نواخت به فرمان حق تعالي از ساز اين آوا برخاست كه: اي مالك چرا توبه نكني؟! و همين امر سبب توبة مالك شد.<sup>3</sup> عرفا واقعه را عنايت الهي مي‌دانند و برآنند تنها خدا بايد بخواهد و نسبت به بنده‌اي عنايت ورزد تا رويدادي او را از گناه دور كند و به شاهراه حقيقت رهنمون شود. همچنين عرفا از توبه شكستن‌ها و دوباره توبه كردن‌هاي گناهكاران بسيار سخن گفته‌اند<sup>4</sup> و بر اين معنا تأكيد ورزيده‌اند شكستن و بستن توبه، امري است عادي. مهم آن است كه آدمي نوميد نشود و سرانجام تائب گردد كه به گفتة عطار «صد عالم گناه از تف يك توبه برخيزد ز راه».<sup>5</sup>
'''توبه،''' در لغت به معنی بازگشت از گناه و در اصطلاح کلام و عرفان بیداری از غفلت و پشیمانی از کردارهای ناپسندیده و گناه آلود خود است چنان‌که عزم خود را جزم کند که در آینده گِرد گناه و کارهای ناپسند نگردد.<sup>1</sup> از رویدادی که سبب بیداری و در نتیجه موجب بازگشت از گناه می‌شود به «واقعه» تعبیر می‌گردد و در احوال عرفا و صوفیان نامدار به رویدادهایی که موجب بیداری آنان شده است پرداخته‌اند. به عنوان مثال واقعة ابراهیم ادهم، از عرفای بزرگ سده دوم هجری / هشتم میلادی که نخست امیر بلخ بود و سپس به سیر و سلوک پرداخت آن بود که روزی در شکارگاه در پی آهویی بتاخت و آهو به فرمان خدا به سخن درآمد و خطاب به ابراهیم گفت: «ترا برای این کار (= سلطنت و خوشگذرانی) آفریده‌اند؟ یعنی هدف خلقت تو همین است و بس؟! و این امر موجب توبة ابراهیم ادهم شد.<sup>2</sup> واقعة مالک دینار (د. میان سال‌های 126 و 131ق / 743 و 748م) هم آن بود که به هنگام عیش و نوش و بدانگاه که خود سازی می‌نواخت به فرمان حق تعالی از ساز این آوا برخاست که: ای مالک چرا توبه نکنی؟! و همین امر سبب توبة مالک شد.<sup>3</sup> عرفا واقعه را عنایت الهی می‌دانند و برآنند تنها خدا باید بخواهد و نسبت به بنده‌ای عنایت ورزد تا رویدادی او را از گناه دور کند و به شاهراه حقیقت رهنمون شود. همچنین عرفا از توبه شکستن‌ها و دوباره توبه کردن‌های گناهکاران بسیار سخن گفته‌اند<sup>4</sup> و بر این معنا تأکید ورزیده‌اند شکستن و بستن توبه، امری است عادی. مهم آن است که آدمی نومید نشود و سرانجام تائب گردد که به گفتة عطار «صد عالم گناه از تف یک توبه برخیزد ز راه».<sup>5</sup>




خط ۲۳: خط ۲۳:
1.      
1.      


2.     هجويري. '''''كشف''''' '''''المحجوب'''''. به كوشش عابدي، ص158.
2.     هجویری. '''''کشف''''' '''''المحجوب'''''. به کوشش عابدی، ص158.


3.     همو، '''''همان'''''، ص137.
3.     همو، '''''همان'''''، ص137.


4.     همو، '''''همان'''''، ص  ؟  ؛ ؟ . '''''شرح''''' '''''تعرّف'''''. به كوشش 4/1209- 1217؛ قشيري، ترجمة رسالة قشيريه، به كوشش فروزانفر، ص137- 138؛ هجويري. '''''كشف‌المحجوب'''''. ص435.
4.     همو، '''''همان'''''، ص  ؟  ؛ ؟ . '''''شرح''''' '''''تعرّف'''''. به کوشش 4/1209- 1217؛ قشیری، ترجمة رسالة قشیریه، به کوشش فروزانفر، ص137- 138؛ هجویری. '''''کشف‌المحجوب'''''. ص435.


5.     عطار، '''''منطق‌الطير'''''. به كوشش سيدصادق گوهرين، ص ؟.
5.     عطار، '''''منطق‌الطیر'''''. به کوشش سیدصادق گوهرین، ص ؟.


امیرحسین ساکت اف
امیرحسین ساکت اف

نسخهٔ ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۰۱

توبه، در لغت به معنی بازگشت از گناه و در اصطلاح کلام و عرفان بیداری از غفلت و پشیمانی از کردارهای ناپسندیده و گناه آلود خود است چنان‌که عزم خود را جزم کند که در آینده گِرد گناه و کارهای ناپسند نگردد.1 از رویدادی که سبب بیداری و در نتیجه موجب بازگشت از گناه می‌شود به «واقعه» تعبیر می‌گردد و در احوال عرفا و صوفیان نامدار به رویدادهایی که موجب بیداری آنان شده است پرداخته‌اند. به عنوان مثال واقعة ابراهیم ادهم، از عرفای بزرگ سده دوم هجری / هشتم میلادی که نخست امیر بلخ بود و سپس به سیر و سلوک پرداخت آن بود که روزی در شکارگاه در پی آهویی بتاخت و آهو به فرمان خدا به سخن درآمد و خطاب به ابراهیم گفت: «ترا برای این کار (= سلطنت و خوشگذرانی) آفریده‌اند؟ یعنی هدف خلقت تو همین است و بس؟! و این امر موجب توبة ابراهیم ادهم شد.2 واقعة مالک دینار (د. میان سال‌های 126 و 131ق / 743 و 748م) هم آن بود که به هنگام عیش و نوش و بدانگاه که خود سازی می‌نواخت به فرمان حق تعالی از ساز این آوا برخاست که: ای مالک چرا توبه نکنی؟! و همین امر سبب توبة مالک شد.3 عرفا واقعه را عنایت الهی می‌دانند و برآنند تنها خدا باید بخواهد و نسبت به بنده‌ای عنایت ورزد تا رویدادی او را از گناه دور کند و به شاهراه حقیقت رهنمون شود. همچنین عرفا از توبه شکستن‌ها و دوباره توبه کردن‌های گناهکاران بسیار سخن گفته‌اند4 و بر این معنا تأکید ورزیده‌اند شکستن و بستن توبه، امری است عادی. مهم آن است که آدمی نومید نشود و سرانجام تائب گردد که به گفتة عطار «صد عالم گناه از تف یک توبه برخیزد ز راه».5


مآخذ:

1.      

2.     هجویری. کشف المحجوب. به کوشش عابدی، ص158.

3.     همو، همان، ص137.

4.     همو، همان، ص  ؟  ؛ ؟ . شرح تعرّف. به کوشش 4/1209- 1217؛ قشیری، ترجمة رسالة قشیریه، به کوشش فروزانفر، ص137- 138؛ هجویری. کشف‌المحجوب. ص435.

5.     عطار، منطق‌الطیر. به کوشش سیدصادق گوهرین، ص ؟.

اصغر دادبه

توبه، در لغت به معنی بازگشت از گناه و در اصطلاح کلام و عرفان بیداری از غفلت و پشیمانی از کردارهای ناپسندیده و گناه آلود خود است چنان‌که عزم خود را جزم کند که در آینده گِرد گناه و کارهای ناپسند نگردد.1 از رویدادی که سبب بیداری و در نتیجه موجب بازگشت از گناه می‌شود به «واقعه» تعبیر می‌گردد و در احوال عرفا و صوفیان نامدار به رویدادهایی که موجب بیداری آنان شده است پرداخته‌اند. به عنوان مثال واقعة ابراهیم ادهم، از عرفای بزرگ سده دوم هجری / هشتم میلادی که نخست امیر بلخ بود و سپس به سیر و سلوک پرداخت آن بود که روزی در شکارگاه در پی آهویی بتاخت و آهو به فرمان خدا به سخن درآمد و خطاب به ابراهیم گفت: «ترا برای این کار (= سلطنت و خوشگذرانی) آفریده‌اند؟ یعنی هدف خلقت تو همین است و بس؟! و این امر موجب توبة ابراهیم ادهم شد.2 واقعة مالک دینار (د. میان سال‌های 126 و 131ق / 743 و 748م) هم آن بود که به هنگام عیش و نوش و بدانگاه که خود سازی می‌نواخت به فرمان حق تعالی از ساز این آوا برخاست که: ای مالک چرا توبه نکنی؟! و همین امر سبب توبة مالک شد.3 عرفا واقعه را عنایت الهی می‌دانند و برآنند تنها خدا باید بخواهد و نسبت به بنده‌ای عنایت ورزد تا رویدادی او را از گناه دور کند و به شاهراه حقیقت رهنمون شود. همچنین عرفا از توبه شکستن‌ها و دوباره توبه کردن‌های گناهکاران بسیار سخن گفته‌اند4 و بر این معنا تأکید ورزیده‌اند شکستن و بستن توبه، امری است عادی. مهم آن است که آدمی نومید نشود و سرانجام تائب گردد که به گفتة عطار «صد عالم گناه از تف یک توبه برخیزد ز راه».5


مآخذ:

1.      

2.     هجویری. کشف المحجوب. به کوشش عابدی، ص158.

3.     همو، همان، ص137.

4.     همو، همان، ص  ؟  ؛ ؟ . شرح تعرّف. به کوشش 4/1209- 1217؛ قشیری، ترجمة رسالة قشیریه، به کوشش فروزانفر، ص137- 138؛ هجویری. کشف‌المحجوب. ص435.

5.     عطار، منطق‌الطیر. به کوشش سیدصادق گوهرین، ص ؟.

امیرحسین ساکت اف