پرش به محتوا

ایل: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''ايل،''' عنوان يك واحد سياسي سازمان يافته بر پاية روابط قومي يا خويشاوندي و همبستگي‌هاي اجتماعي و اقتصادي ميان گروه‌هاي عشيره‌اي معمولاً کوچندة مستقر در قلمرو جغرافيايي معين. ايل يا اِلْ واژه‌اي تُركي- مغولي است كه پيشينة تاريخي آن به سدة 2...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''ايل،''' عنوان يك واحد سياسي سازمان يافته بر پاية روابط قومي يا خويشاوندي و همبستگي‌هاي اجتماعي و اقتصادي ميان گروه‌هاي عشيره‌اي معمولاً کوچندة مستقر در قلمرو جغرافيايي معين.
'''[[ایل]]،''' عنوان یک واحد سیاسی سازمان یافته بر پایه روابط قومی یا خویشاوندی و همبستگی‌های اجتماعی و اقتصادی میان گروه‌های عشیره‌ای معمولاً کوچنده مستقر در قلمرو جغرافیایی معین.


ايل يا اِلْ واژه‌اي تُركي- مغولي است كه پيشينة تاريخي آن به سدة 2 قمري/ 8 م مي‌رسد و از آن زمان تاكنون توسعه و تطور معنايي فراوان يافته است. اين واژه در متون كهن تركي و فارسي به معناي مختلف ولايت، صلح و دوستي، خيل و گروه، رام و مطيع، مردم و جماعت به كار رفته است.<sup>1</sup> صورت تركيبي «ايل‌كردن» (مطيع‌كردن) و «ايل‌شدن» (مطيع و فرمانبردارشدن) بارها در '''جامع‌التواريخ''' رشيدالدين فضل‌الله به كار رفته است.<sup>2</sup> در دورة ايلخانيان، عنوان «ايل‌خان» براي فرمانروايان مغول ايران، كه تابع و مطيع خان بزرگ، هولاكو بودند، به كار مي‌رفت.<sup>3</sup>
ایل یا اِلْ واژه‌ای تُرکی- مغولی است که پیشینه تاریخی ان به سده 2 قمری/ 8 م می‌رسد و از ان زمان تاکنون توسعه و تطور معنایی فراوان یافته است. این واژه در متون کهن ترکی و فارسی به معنای مختلف ولایت، صلح و دوستی، خیل و گروه، رام و مطیع، مردم و جماعت به کار رفته است<ref>بلوکباشی، علی. '''''جامعه ایلی در ایران'''''. تهران: 1382، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ص17.</ref>. صورت ترکیبی «ایل‌کردن» (مطیع‌کردن) و «ایل‌شدن» (مطیع و فرمانبردارشدن) بارها در '''جامع‌التواریخ''' رشیدالدین فضل‌الله به کار رفته است<ref>    رشیدالدین، فضل‌الله. '''''جامع‌التواریخ.''''' به کوشش بهمن کریمی، تهران: اقبال، 1/245-247.</ref>. در دوره ایلخانیان، عنوان «ایل‌خان» برای فرمانروایان مغول ایران، که تابع و مطیع خان بزرگ، هولاکو بودند، به کار می‌رفت<ref>EI<sup>2</sup>, 111/1095. </ref>.


در متون جغرافيايي قديم اصطلاح فارسي رَمَ (رمه، جمع آن رموم) و زَمَ (زمه، جمع آن زُموم) مترادف ايل و طايفه و به معناي عشاير كوچندة رمه‌گردان كُرد منطقة فارسي به كار رفته است.<sup>4</sup> امروزه «زُمَ» (= زمه) به معناي اُبّه، متشكل از چند يا چندين خانوار چادرنشين در ميان ايلات و عشاير كرد غرب ايران به كار مي‌رود.<sup>5</sup>  
در متون جغرافیایی قدیم اصطلاح فارسی رَمَ (رمه، جمع ان رموم) و زَمَ (زمه، جمع ان زُموم) مترادف ایل و طایفه و به معنای عشایر کوچنده رمه‌گردان کُرد منطقه فارسی به کار رفته است<ref>   بلوکباشی، علی. «ایل»، '''''دایرهالمعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: 1380، مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 10/699.</ref>. امروزه «زُمَ» (= زمه) به معنای اُبّه، متشکل از چند یا چندین خانوار چادرنشین در میان ایلات و عشایر کرد غرب ایران به کار می‌رود<ref>  اسکندرنیا، ابراهیم. '''''ساختار سازمان ایلات و شیوه معیشت عشایر اذربایجان‌ غربی'''''. اورمیه: 1366، انزلی، ص33.</ref>.


اصطلاح‌هاي عربي عشيره و عشاير، قبيله و قبايل، طايفه و طوايف و اصطلاح‌هاي تركي اويماق و اويماقات و اولوس (اولوسات) نيز بدون توجه به مفاهيم اجتماعي، فرهنگي و سياسي هر يك، مترادف با يكديگر و مترادف با كلمة ايل به كار رفته‌اند.<sup>6</sup>  
اصطلاح‌های عربی عشیره و عشایر، قبیله و قبایل، طایفه و طوایف و اصطلاح‌های ترکی اویماق و اویماقات و اولوس (اولوسات) نیز بدون توجه به مفاهیم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هر یک، مترادف با یکدیگر و مترادف با کلمه ایل به کار رفته‌اند<ref>بلوکباشی، علی. '''''جامعه ایلی در ایران'''''. تهران: 1382، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ص19.</ref>.


نيزنك: '''جامعة ايلي'''
نیزنک: '''جامعه ایلی'''


== نیز نگاه کنید به ==
'''جامعه ایلی'''


== ماخذ ==


'''''مآخذ:'''''
== منبع اصلی ==
 
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
1.     بلوكباشي، علي. '''''جامعة ايلي در ايران'''''. تهران: 1382، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، ص17.
 
2.     رشيدالدين، فضل‌الله. '''''جامع‌التواريخ.''''' به كوشش بهمن كريمي، تهران: اقبال، 1/245-247.
 
EI<sup>2</sup>, 111/1095. 3.
 
4.     بلوكباشي، علي. «ايل»، '''''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: 1380، مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 10/699.
 
5.     اسكندرنيا، ابراهيم. '''''ساختار سازمان ايلات و شيوة معيشت عشاير آذربايجان‌ غربي'''''. اورميه: 1366، انزلي، ص33.
 
6.      بلوكباشي، علي. '''''جامعة ايلي در ايران'''''. تهران: 1382، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، ص19.


== نویسنده مقاله ==
علی بلوکباشی
علی بلوکباشی

نسخهٔ ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۳۴

ایل، عنوان یک واحد سیاسی سازمان یافته بر پایه روابط قومی یا خویشاوندی و همبستگی‌های اجتماعی و اقتصادی میان گروه‌های عشیره‌ای معمولاً کوچنده مستقر در قلمرو جغرافیایی معین.

ایل یا اِلْ واژه‌ای تُرکی- مغولی است که پیشینه تاریخی ان به سده 2 قمری/ 8 م می‌رسد و از ان زمان تاکنون توسعه و تطور معنایی فراوان یافته است. این واژه در متون کهن ترکی و فارسی به معنای مختلف ولایت، صلح و دوستی، خیل و گروه، رام و مطیع، مردم و جماعت به کار رفته است[۱]. صورت ترکیبی «ایل‌کردن» (مطیع‌کردن) و «ایل‌شدن» (مطیع و فرمانبردارشدن) بارها در جامع‌التواریخ رشیدالدین فضل‌الله به کار رفته است[۲]. در دوره ایلخانیان، عنوان «ایل‌خان» برای فرمانروایان مغول ایران، که تابع و مطیع خان بزرگ، هولاکو بودند، به کار می‌رفت[۳].

در متون جغرافیایی قدیم اصطلاح فارسی رَمَ (رمه، جمع ان رموم) و زَمَ (زمه، جمع ان زُموم) مترادف ایل و طایفه و به معنای عشایر کوچنده رمه‌گردان کُرد منطقه فارسی به کار رفته است[۴]. امروزه «زُمَ» (= زمه) به معنای اُبّه، متشکل از چند یا چندین خانوار چادرنشین در میان ایلات و عشایر کرد غرب ایران به کار می‌رود[۵].

اصطلاح‌های عربی عشیره و عشایر، قبیله و قبایل، طایفه و طوایف و اصطلاح‌های ترکی اویماق و اویماقات و اولوس (اولوسات) نیز بدون توجه به مفاهیم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هر یک، مترادف با یکدیگر و مترادف با کلمه ایل به کار رفته‌اند[۶].

نیزنک: جامعه ایلی

نیز نگاه کنید به

جامعه ایلی

ماخذ

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علی بلوکباشی

  1. بلوکباشی، علی. جامعه ایلی در ایران. تهران: 1382، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ص17.
  2.     رشیدالدین، فضل‌الله. جامع‌التواریخ. به کوشش بهمن کریمی، تهران: اقبال، 1/245-247.
  3. EI2, 111/1095.
  4.    بلوکباشی، علی. «ایل»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: 1380، مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 10/699.
  5.   اسکندرنیا، ابراهیم. ساختار سازمان ایلات و شیوه معیشت عشایر اذربایجان‌ غربی. اورمیه: 1366، انزلی، ص33.
  6. بلوکباشی، علی. جامعه ایلی در ایران. تهران: 1382، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ص19.