توبه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''توبه،''' در لغت به معنی بازگشت از گناه و در اصطلاح کلام و عرفان بیداری از غفلت و پشیمانی از کردارهای ناپسندیده و گناه آلود خود است چنانکه عزم خود را جزم کند که در آینده گِرد گناه و کارهای ناپسند نگردد | '''توبه،''' در لغت به معنی بازگشت از گناه و در اصطلاح کلام و عرفان بیداری از غفلت و پشیمانی از کردارهای ناپسندیده و گناه آلود خود است چنانکه عزم خود را جزم کند که در آینده گِرد گناه و کارهای ناپسند نگردد<ref>هجویری. '''''کشف''''' '''''المحجوب'''''. به کوشش عابدی، ص158.</ref>. از رویدادی که سبب بیداری و در نتیجه موجب بازگشت از گناه میشود به «واقعه» تعبیر میگردد و در احوال عرفا و صوفیان نامدار به رویدادهایی که موجب بیداری آنان شده است پرداختهاند. به عنوان مثال واقعه ابراهیم ادهم، از عرفای بزرگ سده دوم هجری / هشتم میلادی که نخست امیر بلخ بود و سپس به سیر و سلوک پرداخت آن بود که روزی در شکارگاه در پی آهویی بتاخت و آهو به فرمان خدا به سخن درآمد و خطاب به ابراهیم گفت: «ترا برای این کار (= سلطنت و خوشگذرانی) آفریدهاند؟ یعنی هدف خلقت تو همین است و بس؟! و این امر موجب توبه ابراهیم ادهم شد<ref>هجویری. '''''کشف''''' '''''المحجوب'''''. به کوشش عابدی، ص158.</ref>. | ||
واقعه مالک دینار (د. میان سالهای 126 و 131ق / 743 و 748م) هم آن بود که به هنگام عیش و نوش و بدانگاه که خود سازی مینواخت به فرمان حق تعالی از ساز این آوا برخاست که: ای مالک چرا توبه نکنی؟! و همین امر سبب توبه مالک شد<ref>هجویری. '''''کشف''''' '''''المحجوب'''''. به کوشش عابدی، ص.137.</ref>. | |||
''' | عرفا واقعه را عنایت الهی میدانند و برآنند تنها خدا باید بخواهد و نسبت به بندهای عنایت ورزد تا رویدادی او را از گناه دور کند و به شاهراه حقیقت رهنمون شود. همچنین عرفا از توبه شکستنها و دوباره توبه کردنهای گناهکاران بسیار سخن گفتهاند<ref>قشیری، ترجمه رساله قشیریه، به کوشش فروزانفر، ص137- 138.</ref><ref>هجویری. '''''کشفالمحجوب'''''. ص435.</ref><ref>'''''شرح''''' '''''تعرّف'''''. به کوشش 4/1209- 1217.</ref> و بر این معنا تأکید ورزیدهاند شکستن و بستن توبه، امری است عادی. مهم آن است که آدمی نومید نشود و سرانجام تائب گردد که به گفته عطار «صد عالم گناه از تف یک توبه برخیزد ز راه»<ref>عطار، '''''منطقالطیر'''''. به کوشش سیدصادق گوهرین،</ref>. | ||
== مآخذ == | |||
1. | 1. | ||
| خط ۱۰: | خط ۱۲: | ||
3. همو، '''''همان'''''، ص137. | 3. همو، '''''همان'''''، ص137. | ||
4. همو، '''''همان'''''، ص ؟ ؛ ؟ . '''''شرح''''' '''''تعرّف'''''. به کوشش 4/1209- 1217؛ قشیری، | 4. همو، '''''همان'''''، ص ؟ ؛ ؟ . '''''شرح''''' '''''تعرّف'''''. به کوشش 4/1209- 1217؛ قشیری، ترجمه رساله قشیریه، به کوشش فروزانفر، ص137- 138؛ هجویری. '''''کشفالمحجوب'''''. ص435. | ||
5. عطار، '''''منطقالطیر'''''. به کوشش سیدصادق گوهرین، ص ؟. | 5. عطار، '''''منطقالطیر'''''. به کوشش سیدصادق گوهرین، ص ؟. | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۸: | ||
اصغر دادبه | اصغر دادبه | ||
'''توبه،''' در لغت به معنی بازگشت از گناه و در اصطلاح کلام و عرفان بیداری از غفلت و پشیمانی از کردارهای ناپسندیده و گناه آلود خود است چنانکه عزم خود را جزم کند که در آینده گِرد گناه و کارهای ناپسند نگردد.<sup>1</sup> از رویدادی که سبب بیداری و در نتیجه موجب بازگشت از گناه میشود به «واقعه» تعبیر میگردد و در احوال عرفا و صوفیان نامدار به رویدادهایی که موجب بیداری آنان شده است پرداختهاند. به عنوان مثال | '''توبه،''' در لغت به معنی بازگشت از گناه و در اصطلاح کلام و عرفان بیداری از غفلت و پشیمانی از کردارهای ناپسندیده و گناه آلود خود است چنانکه عزم خود را جزم کند که در آینده گِرد گناه و کارهای ناپسند نگردد.<sup>1</sup> | ||
از رویدادی که سبب بیداری و در نتیجه موجب بازگشت از گناه میشود به «واقعه» تعبیر میگردد و در احوال عرفا و صوفیان نامدار به رویدادهایی که موجب بیداری آنان شده است پرداختهاند. به عنوان مثال واقعه ابراهیم ادهم، از عرفای بزرگ سده دوم هجری / هشتم میلادی که نخست امیر بلخ بود و سپس به سیر و سلوک پرداخت آن بود که روزی در شکارگاه در پی آهویی بتاخت و آهو به فرمان خدا به سخن درآمد و خطاب به ابراهیم گفت: «ترا برای این کار (= سلطنت و خوشگذرانی) آفریدهاند؟ یعنی هدف خلقت تو همین است و بس؟! و این امر موجب توبه ابراهیم ادهم شد<ref>هجویری. '''''کشف''''' '''''المحجوب'''''. به کوشش عابدی، ص158.</ref>. واقعه مالک دینار (د. میان سالهای 126 و 131ق / 743 و 748م) هم آن بود که به هنگام عیش و نوش و بدانگاه که خود سازی مینواخت به فرمان حق تعالی از ساز این آوا برخاست که: ای مالک چرا توبه نکنی؟! و همین امر سبب توبه مالک شد.<sup>3</sup> عرفا واقعه را عنایت الهی میدانند و برآنند تنها خدا باید بخواهد و نسبت به بندهای عنایت ورزد تا رویدادی او را از گناه دور کند و به شاهراه حقیقت رهنمون شود. همچنین عرفا از توبه شکستنها و دوباره توبه کردنهای گناهکاران بسیار سخن گفتهاند<sup>4</sup> و بر این معنا تأکید ورزیدهاند شکستن و بستن توبه، امری است عادی. مهم آن است که آدمی نومید نشود و سرانجام تائب گردد که به گفته عطار «صد عالم گناه از تف یک توبه برخیزد ز راه».<sup>5</sup> | |||
| خط ۲۷: | خط ۳۲: | ||
3. همو، '''''همان'''''، ص137. | 3. همو، '''''همان'''''، ص137. | ||
4. همو، '''''همان'''''، ص ؟ ؛ ؟ . '''''شرح''''' '''''تعرّف'''''. به کوشش 4/1209- 1217؛ قشیری، | 4. همو، '''''همان'''''، ص ؟ ؛ ؟ . '''''شرح''''' '''''تعرّف'''''. به کوشش 4/1209- 1217؛ قشیری، ترجمه رساله قشیریه، به کوشش فروزانفر، ص137- 138؛ هجویری. '''''کشفالمحجوب'''''. ص435. | ||
5. عطار، '''''منطقالطیر'''''. به کوشش سیدصادق گوهرین، ص ؟. | 5. عطار، '''''منطقالطیر'''''. به کوشش سیدصادق گوهرین، ص ؟. | ||
امیرحسین ساکت اف | امیرحسین ساکت اف | ||
نسخهٔ ۱۸ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۵۳
توبه، در لغت به معنی بازگشت از گناه و در اصطلاح کلام و عرفان بیداری از غفلت و پشیمانی از کردارهای ناپسندیده و گناه آلود خود است چنانکه عزم خود را جزم کند که در آینده گِرد گناه و کارهای ناپسند نگردد[۱]. از رویدادی که سبب بیداری و در نتیجه موجب بازگشت از گناه میشود به «واقعه» تعبیر میگردد و در احوال عرفا و صوفیان نامدار به رویدادهایی که موجب بیداری آنان شده است پرداختهاند. به عنوان مثال واقعه ابراهیم ادهم، از عرفای بزرگ سده دوم هجری / هشتم میلادی که نخست امیر بلخ بود و سپس به سیر و سلوک پرداخت آن بود که روزی در شکارگاه در پی آهویی بتاخت و آهو به فرمان خدا به سخن درآمد و خطاب به ابراهیم گفت: «ترا برای این کار (= سلطنت و خوشگذرانی) آفریدهاند؟ یعنی هدف خلقت تو همین است و بس؟! و این امر موجب توبه ابراهیم ادهم شد[۲].
واقعه مالک دینار (د. میان سالهای 126 و 131ق / 743 و 748م) هم آن بود که به هنگام عیش و نوش و بدانگاه که خود سازی مینواخت به فرمان حق تعالی از ساز این آوا برخاست که: ای مالک چرا توبه نکنی؟! و همین امر سبب توبه مالک شد[۳].
عرفا واقعه را عنایت الهی میدانند و برآنند تنها خدا باید بخواهد و نسبت به بندهای عنایت ورزد تا رویدادی او را از گناه دور کند و به شاهراه حقیقت رهنمون شود. همچنین عرفا از توبه شکستنها و دوباره توبه کردنهای گناهکاران بسیار سخن گفتهاند[۴][۵][۶] و بر این معنا تأکید ورزیدهاند شکستن و بستن توبه، امری است عادی. مهم آن است که آدمی نومید نشود و سرانجام تائب گردد که به گفته عطار «صد عالم گناه از تف یک توبه برخیزد ز راه»[۷].
مآخذ
1.
2. هجویری. کشف المحجوب. به کوشش عابدی، ص158.
3. همو، همان، ص137.
4. همو، همان، ص ؟ ؛ ؟ . شرح تعرّف. به کوشش 4/1209- 1217؛ قشیری، ترجمه رساله قشیریه، به کوشش فروزانفر، ص137- 138؛ هجویری. کشفالمحجوب. ص435.
5. عطار، منطقالطیر. به کوشش سیدصادق گوهرین، ص ؟.
اصغر دادبه
توبه، در لغت به معنی بازگشت از گناه و در اصطلاح کلام و عرفان بیداری از غفلت و پشیمانی از کردارهای ناپسندیده و گناه آلود خود است چنانکه عزم خود را جزم کند که در آینده گِرد گناه و کارهای ناپسند نگردد.1
از رویدادی که سبب بیداری و در نتیجه موجب بازگشت از گناه میشود به «واقعه» تعبیر میگردد و در احوال عرفا و صوفیان نامدار به رویدادهایی که موجب بیداری آنان شده است پرداختهاند. به عنوان مثال واقعه ابراهیم ادهم، از عرفای بزرگ سده دوم هجری / هشتم میلادی که نخست امیر بلخ بود و سپس به سیر و سلوک پرداخت آن بود که روزی در شکارگاه در پی آهویی بتاخت و آهو به فرمان خدا به سخن درآمد و خطاب به ابراهیم گفت: «ترا برای این کار (= سلطنت و خوشگذرانی) آفریدهاند؟ یعنی هدف خلقت تو همین است و بس؟! و این امر موجب توبه ابراهیم ادهم شد[۸]. واقعه مالک دینار (د. میان سالهای 126 و 131ق / 743 و 748م) هم آن بود که به هنگام عیش و نوش و بدانگاه که خود سازی مینواخت به فرمان حق تعالی از ساز این آوا برخاست که: ای مالک چرا توبه نکنی؟! و همین امر سبب توبه مالک شد.3 عرفا واقعه را عنایت الهی میدانند و برآنند تنها خدا باید بخواهد و نسبت به بندهای عنایت ورزد تا رویدادی او را از گناه دور کند و به شاهراه حقیقت رهنمون شود. همچنین عرفا از توبه شکستنها و دوباره توبه کردنهای گناهکاران بسیار سخن گفتهاند4 و بر این معنا تأکید ورزیدهاند شکستن و بستن توبه، امری است عادی. مهم آن است که آدمی نومید نشود و سرانجام تائب گردد که به گفته عطار «صد عالم گناه از تف یک توبه برخیزد ز راه».5
مآخذ:
1.
2. هجویری. کشف المحجوب. به کوشش عابدی، ص158.
3. همو، همان، ص137.
4. همو، همان، ص ؟ ؛ ؟ . شرح تعرّف. به کوشش 4/1209- 1217؛ قشیری، ترجمه رساله قشیریه، به کوشش فروزانفر، ص137- 138؛ هجویری. کشفالمحجوب. ص435.
5. عطار، منطقالطیر. به کوشش سیدصادق گوهرین، ص ؟.
امیرحسین ساکت اف
- ↑ هجویری. کشف المحجوب. به کوشش عابدی، ص158.
- ↑ هجویری. کشف المحجوب. به کوشش عابدی، ص158.
- ↑ هجویری. کشف المحجوب. به کوشش عابدی، ص.137.
- ↑ قشیری، ترجمه رساله قشیریه، به کوشش فروزانفر، ص137- 138.
- ↑ هجویری. کشفالمحجوب. ص435.
- ↑ شرح تعرّف. به کوشش 4/1209- 1217.
- ↑ عطار، منطقالطیر. به کوشش سیدصادق گوهرین،
- ↑ هجویری. کشف المحجوب. به کوشش عابدی، ص158.