پرش به محتوا

باصری: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''باصري'''، ايلي كوچنده از ايلات خمسة فارس. اين ايل از چند گروه قومي – زباني تشكيل شده است. خاستگاه ايل باصري را برخي عرب<sup>(1)</sup> و برخي ديگر آميزه‌اي از عرب و ترك<sup>(2)</sup> دانسته‌اند. ليكن زبان باصري‌ها را، به جز تيرة چار بنيچة ايل كه تركي است، ف...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''باصري'''، ايلي كوچنده از ايلات خمسة فارس. اين ايل از چند گروه قومي – زباني تشكيل شده است. خاستگاه ايل باصري را برخي عرب<sup>(1)</sup> و برخي ديگر آميزه‌اي از عرب و ترك<sup>(2)</sup> دانسته‌اند. ليكن زبان باصري‌ها را، به جز تيرة چار بنيچة ايل كه تركي است، فارسي<sup>(3)</sup> و گويشي نزديك به زبان فارسي شيرازي و گاه دوزبانه فارسي – تركي و فارسي – عربي<sup>(4)</sup> نوشته‌اند.  
[[پرونده:Basseri people.gif|بندانگشتی|باصری برگرفته از وبسایت داریون نما قابل بازیابی از<nowiki/>https://daryonnama.ir/news/11106/%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B5%D8%B1%DB%8C%D8%9B%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2/]]
'''باصری'''، ایلی کوچنده از ایلات خمسه فارس. این ایل از چند گروه قومی – زبانی تشکیل شده است. خاستگاه ایل باصری را برخی عرب<ref>Field, H. '''''Contributions to the Anthropology of Iran''''', Chicago, 1939, P. 216.</ref> و برخی دیگرامیزه‌ای از عرب و ترک<ref>Edwards, A. C., '''''The Persian Carpet''''', London, 1975, P. 288.</ref> دانسته‌اند. لیکن زبان باصری‌ها را، به جز تیره چار بنیچه ایل که ترکی است، فارسی<ref>  حسن فسایی، '''''فارسنامه ناصری'''''، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، 1367، ج 2 / 1577.</ref> و گویشی نزدیک به زبان فارسی شیرازی و گاه دوزبانه فارسی – ترکی و فارسی – عربی<ref>Barth, F., Nomads of South Persia: The Basseri Tribe of the Khamseh Confederacy, Oslo, 1965, P. 1-2</ref> نوشته‌اند.  


ساختار اجتماعي – سياسي ايل بر يك تقسيم‌بندي شاخه‌اي متشكل از تيره، اولاد و چادر يا خونه (= خانه) قرار دارد. چادر يك خانوادة هسته‌اي يا گسترده و كوچك‌ترين واحد اجتماعي ايل است، چند چادر كه اعضاي آن‌ها با هم خويشاونداند يك واحد دام‌پرور را در يك اردو تشكيل مي‌دهند كه با هم كوچ و در كنار هم زندگي مي‌كنند.  
ساختار اجتماعی – سیاسی ایل بر یک تقسیم‌بندی شاخه‌ای متشکل از تیره، اولاد و چادر یا خونه (= خانه) قرار دارد. چادر یک خانواده هسته‌ای یا گسترده و کوچک‌ترین واحد اجتماعی ایل است، چند چادر که اعضایان‌ها با هم خویشاونداند یک واحد دام‌پرور را در یک اردو تشکیل می‌دهند که با هم کوچ و در کنار هم زندگی می‌کنند.  


ايل را خان يا كلانتر و هر تيره را يك كدخدا و هر اولاد را يك كدخدا يا ريش سفيد سرپرستي مي‌كرد.<sup>(5)</sup>
ایل را خان یا کلانتر و هر تیره را یک کدخدا و هر اولاد را یک کدخدا یا ریش سفید سرپرستی می‌کرد<ref>Ld., 11, 25-26, 50.</ref>.


شمار تيره‌هاي ايل در ''فارسنامة ناصري''، قديم‌ترين سند 6 تيره، و در اسناد بعدي 13 و 15 تيره آمده است.
شمار تیره‌های ایل در ''فارسنامه ناصری''، قدیم‌ترین سند 6 تیره، و در اسناد بعدی 13 و 15 تیرهامده است.


تَرْبُر، چاربنيچه (اين دو دوره را يك تيره نيز به شمار آورده‌اند)، شكاري، علي قنبري، علي ميرزايي و ويسي نام تيره‌هاي ششگانه است.<sup>(6)</sup> تيرة ويسي با 14 اولاد و علي ميرزايي با 6 اولاد بزرگ‌ترين تيره‌هاي ايل بوده‌اند.<sup>(7)</sup>
تَرْبُر، چاربنیچه (این دو دوره را یک تیره نیز به شماراورده‌اند)، شکاری، علی قنبری، علی میرزایی و ویسی نام تیره‌های ششگانه است<ref>حسن فسایی، همانجا.</ref>. تیره ویسی با 14 اولاد و علی میرزایی با 6 اولاد بزرگ‌ترین تیره‌های ایل بوده‌اند<ref>Field, ibid.</ref>.


فردريك بارث اعضاي 15 تيره را در 7 گروه نسبيِ ايل خاص، جوچين، ويسي، علي ميرزايي، قشقايي، عرب و سَلْوِستوني (سروستاني) ديده است.<sup>(8)</sup>
فردریک بارث اعضای 15 تیره را در 7 گروه نسبیِ ایل خاص، جوچین، ویسی، علی میرزایی، قشقایی، عرب و سَلْوِستونی (سروستانی) دیده است<ref>Barth, 52-53.</ref>.


در 1353ش جمعيت ايل را 2.049 خانوار (1.196 خانوار كوچنده و 853 خانوار اسكان يافته)<sup>(9)</sup> و در 1366ش شمار كوچندگان ايل را 1.113 خانوار (7.868 تن) نوشته‌اند.<sup>(10)</sup>
در 1353ش جمعیت ایل را 2.049 خانوار (1.196 خانوار کوچنده و 853 خانوار اسکان یافته)<ref>  صفی‌نژاد، جواد. '''''عشایر مرکزی ایران'''''، تهران، 1368، ص 95.</ref> و در 1366ش شمار کوچندگان ایل را 1.113 خانوار (7.868 تن) نوشته‌اند<ref>'''''سرشماری اجتماعی – اقتصادی عشایر کوچنده (1366ش)، نتایج تفصیلی، ایل خمسه'''''، مرکزامار ایران، تهران، 1368ش، ص 13.</ref>.


سرزميني كه ايل باصري در آن زندگي و ييلاق و قشلاق مي‌كردند، نوار باريكي است از دامنه‌هاي كوهستاني كوه بُل در شمال تا تپه‌هاي ساحلي غرب لار در جنوب فارس. باصري‌ها در كوچ بهاره از جهرم راه مي‌افتادند و به خَفْر و سروستان و مرودشت مي‌رفتند و در نواحي پيرامون دشت مرغاب مدتي توقف مي‌كردند؛ در خرداد ماه از آن‌جا به سرحد (سردسير) و به اطراف كوه بُل و نزديك آباده مي‌رفتند. در كوچ پائيزه از همان ايلراه به گرمسير و چراگاه‌هاي زمستاني خود بازمي‌گشتند.<sup>(11)</sup> پيمودن حدود 338 كيلومتر از ييلاق به قشلاق يا برعكس حدود 48 روز اقامت در ييلاق 140 و در قشلاق 132 روز طول مي‌كشيده است.<sup>(12)</sup>
سرزمینی که ایل باصری دران زندگی و ییلاق و قشلاق می‌کردند، نوار باریکی است از دامنه‌های کوهستانی کوه بُل در شمال تا تپه‌های ساحلی غرب لار در جنوب فارس. باصری‌ها در کوچ بهاره از جهرم راه می‌افتادند و به خَفْر و سروستان و مرودشت می‌رفتند و در نواحی پیرامون دشت مرغاب مدتی توقف می‌کردند؛ در خرداد ماه ازان‌جا به سرحد (سردسیر) و به اطراف کوه بُل و نزدیکاباده می‌رفتند. در کوچ پائیزه از همان ایلراه به گرمسیر و چراگاه‌های زمستانی خود بازمی‌گشتند<ref>Barth, P. 1, 5, 6;


در 1312ش بيشتر كوچندگان باصري به اجبار اسكان يافتند و در 1320ش دوباره به چادرنشيني و كوچ‌شباني سنتي بازگشتند و تا 1340ش كوچندگي را ادامه دادند.<sup>(13)</sup>  
نیزنک: توکلی، غلامرضا، '''''ایل باصری از تُرناس تا کهباز'''''، تهران، 1379ش، 126-129.</ref>. پیمودن حدود 338 کیلومتر از ییلاق به قشلاق یا برعکس حدود 48 روز اقامت در ییلاق 140 و در قشلاق 132 روز طول می‌کشیده است<ref>صفی‌نژاد، همان، ص 88-89.</ref>.


از آن پس حدود 80 درصد آن‌ها ده‌نشين شدند. استقرار باصري‌ها زمينة فعاليت كشاورزي را در چراگاه‌هاي مناطق مختلف گسترش داد.<sup>(14)</sup> پس از انقلاب اسلامي در 1357ش گروه‌هايي از باصري‌ها باز زندگي كوچندگي را پيش گرفتند.<sup>(15)</sup>
در 1312ش بیشتر کوچندگان باصری به اجبار اسکان یافتند و در 1320ش دوباره به چادرنشینی و کوچ‌شبانی سنتی بازگشتند و تا 1340ش کوچندگی را ادامه دادند<ref>Barth, P. 3; Iranica, 111/844;


از دورة قاجار گروه‌هايي از باصري‌ها به نقاط مختلف ايران مهاجرت كردند و يا از ايل خود گسستند و به ايلات عرب، لر ياسوج كهكيلويه و ترك قشقايي<sup>*</sup> پيوستند.<sup>(16)</sup> اقتصاد ايل در گذشته عمدتاً بر پاية دامداري و بهره‌برداري از فرآورده‌هاي دامي ميش و بز استوار بود. امروزه بيشتر آن‌ها به زمين و توليد زراعي روي آورده‌اند.<sup>(17)</sup>
نیزنک: توکلی، همان، 140.</ref>.  


نظام رهبري ايل تا دورة قاجار دقيقاً روشن نيست. در دورة صفوي ظاهراً ايل باصري در ضابطي ايل عرب بوده و افرادي از خاندان خوانين طايفة عرب شيباني ضابطي آن را بر عهده داشتند. پس از تشكيل اتحاد سياسي ايلات خمسه در 1278ق رياست و ضابطي خوانين عرب شيباني پايان يافت و خاندان قوام‌الملك شيرازي حكومت و سرپرستي ايلات خمسه را بر عهده گرفت.<sup>(18)</sup> حكومت قوام‌هاي شيرازي تا بركناري ابراهيم خان قوام در 1310ش ادامه يافت. پس از آن قدرت رهبري در ايل باصري تمركز يافت و خوانيني از اولاد مَهْدخان، از تيرة كُلُمبه‌اي يا كُلْمبيِ شاخة ويسي كلانتري ايل را در دست گرفت. پس از آبادي‌نشين شدن نظام سياسي رهبري ايل به كلي در هم ريخت و تيره‌ها و اولادها بي حضور خان يا كلانتر گردش امور خود را بر عهده گرفتند.<sup>(19)</sup>
ازان پس حدود 80 درصدان‌ها ده‌نشین شدند. استقرار باصری‌ها زمینه فعالیت کشاورزی را در چراگاه‌های مناطق مختلف گسترش داد<ref>همو، ص 131-132.</ref>.پس از انقلاب اسلامی در 1357ش گروه‌هایی از باصری‌ها باز زندگی کوچندگی را پیش گرفتند<ref>Iranica, Ibid.</ref>.


تلخيص: علي بلوكباشي
از دوره قاجار گروه‌هایی از باصری‌ها به نقاط مختلف ایران مهاجرت کردند و یا از ایل خود گسستند و به ایلات عرب، لر یاسوج کهکیلویه و ترک قشقایی<sup>*</sup> پیوستند<ref>Barth, P. 50, 52.</ref>. اقتصاد ایل در گذشته عمدتاً بر پایه دامداری و بهره‌برداری از فرآورده‌های دامی میش و بز استوار بود. امروزه بیشتران‌ها به زمین و تولید زراعی رویاورده‌اند<ref>Id., P. 101-111.</ref>.


دائرة‌المعارف بزرگ اسلامي، ج 11/ ذيل «باصري»
نظام رهبری ایل تا دوره قاجار دقیقاً روشن نیست. در دوره صفوی ظاهراً ایل باصری در ضابطی ایل عرب بوده و افرادی از خاندان خوانین طایفه عرب شیبانی ضابطیان را بر عهده داشتند. پس از تشکیل اتحاد سیاسی ایلات خمسه در 1278ق ریاست و ضابطی خوانین عرب شیبانی پایان یافت و خاندان قوام‌الملک شیرازی حکومت و سرپرستی ایلات خمسه را بر عهده گرفت<ref>حسن فسایی، همان، 2 / 1576-1577، 1579.</ref>.حکومت قوام‌های شیرازی تا برکناری ابراهیم خان قوام در 1310ش ادامه یافت. پس ازان قدرت رهبری در ایل باصری تمرکز یافت و خوانینی از اولاد مَهْدخان، از تیره کُلُمبه‌ای یا کُلْمبیِ شاخه ویسی کلانتری ایل را در دست گرفت. پس ازابادی‌نشین شدن نظام سیاسی رهبری ایل به کلی در هم ریخت و تیره‌ها و اولادها بی حضور خان یا کلانتر گردش امور خود را بر عهده گرفتند<ref>توکلی، همان، 89-90، 153، 162، 166-168.</ref>.
 
تلخیص: علی بلوکباشی
 
دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج 11/ ذیل «باصری»


ص 186-188
ص 186-188


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


== ماخذ ==
1-    Field, H. '''''Contributions to the Anthropology of Iran''''', Chicago, 1939, P. 216.
1-    Field, H. '''''Contributions to the Anthropology of Iran''''', Chicago, 1939, P. 216.


2-    Edwards, A. C., '''''The Persian Carpet''''', London, 1975, P. 288.
2-    Edwards, A. C., '''''The Persian Carpet''''', London, 1975, P. 288.


3-    حسن فسايي، '''''فارسنامة ناصري'''''، به كوشش منصور رستگار فسايي، تهران، 1367، ج 2 / 1577.
3-    حسن فسایی، '''''فارسنامه ناصری'''''، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، 1367، ج 2 / 1577.


4-    Barth, F., Nomads of South Persia: The Basseri Tribe of the Khamseh Confederacy, Oslo, 1965, P. 1-2.
4-    Barth, F., Nomads of South Persia: The Basseri Tribe of the Khamseh Confederacy, Oslo, 1965, P. 1-2.
خط ۴۱: خط ۴۷:
5-    Ld., 11, 25-26, 50.
5-    Ld., 11, 25-26, 50.


6-    حسن فسايي، همانجا.
6-    حسن فسایی، همانجا.


7-    Field, ibid.
7-    Field, ibid.
خط ۴۷: خط ۵۳:
8-    Barth, 52-53.
8-    Barth, 52-53.


9-    صفي‌نژاد، جواد. '''''عشاير مركزي ايران'''''، تهران، 1368، ص 95.
9-    صفی‌نژاد، جواد. '''''عشایر مرکزی ایران'''''، تهران، 1368، ص 95.


10-  '''''سرشماري اجتماعي – اقتصادي عشاير كوچنده (1366ش)، نتايج تفصيلي، ايل خمسه'''''، مركز آمار ايران، تهران، 1368ش، ص 13.
10-  '''''سرشماری اجتماعی – اقتصادی عشایر کوچنده (1366ش)، نتایج تفصیلی، ایل خمسه'''''، مرکزامار ایران، تهران، 1368ش، ص 13.


11-  Barth, P. 1, 5, 6;
11-  Barth, P. 1, 5, 6;


نيزنك: توكلي، غلامرضا، '''''ايل باصري از تُرناس تا كهباز'''''، تهران، 1379ش، 126-129.
نیزنک: توکلی، غلامرضا، '''''ایل باصری از تُرناس تا کهباز'''''، تهران، 1379ش، 126-129.


12-  صفي‌نژاد، همان، ص 88-89.
12-  صفی‌نژاد، همان، ص 88-89.


13-  Barth, P. 3; Iranica, 111/844;
13-  Barth, P. 3; Iranica, 111/844;


نيزنك: توكلي، همان، 140.
نیزنک: توکلی، همان، 140.


14-  همو، ص 131-132.
14-  همو، ص 131-132.
خط ۶۹: خط ۷۵:
17-  Id., P. 101-111.
17-  Id., P. 101-111.


18-  حسن فسايي، همان، 2 / 1576-1577، 1579.
18-  حسن فسایی، همان، 2 / 1576-1577، 1579.


19-  توكلي، همان، 89-90، 153، 162، 166-168.
19-  توکلی، همان، 89-90، 153، 162، 166-168.


== منبع اصلی ==
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،


== نویسنده مقاله ==
علی بلوکباشی
علی بلوکباشی
تلخیص: علی بلوکباشی
دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج 11/ ذیل «باصری»
ص 186-188

نسخهٔ ‏۱۸ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۲۱

باصری برگرفته از وبسایت داریون نما قابل بازیابی ازhttps://daryonnama.ir/news/11106/%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B5%D8%B1%DB%8C%D8%9B%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2/

باصری، ایلی کوچنده از ایلات خمسه فارس. این ایل از چند گروه قومی – زبانی تشکیل شده است. خاستگاه ایل باصری را برخی عرب[۱] و برخی دیگرامیزه‌ای از عرب و ترک[۲] دانسته‌اند. لیکن زبان باصری‌ها را، به جز تیره چار بنیچه ایل که ترکی است، فارسی[۳] و گویشی نزدیک به زبان فارسی شیرازی و گاه دوزبانه فارسی – ترکی و فارسی – عربی[۴] نوشته‌اند.

ساختار اجتماعی – سیاسی ایل بر یک تقسیم‌بندی شاخه‌ای متشکل از تیره، اولاد و چادر یا خونه (= خانه) قرار دارد. چادر یک خانواده هسته‌ای یا گسترده و کوچک‌ترین واحد اجتماعی ایل است، چند چادر که اعضایان‌ها با هم خویشاونداند یک واحد دام‌پرور را در یک اردو تشکیل می‌دهند که با هم کوچ و در کنار هم زندگی می‌کنند.

ایل را خان یا کلانتر و هر تیره را یک کدخدا و هر اولاد را یک کدخدا یا ریش سفید سرپرستی می‌کرد[۵].

شمار تیره‌های ایل در فارسنامه ناصری، قدیم‌ترین سند 6 تیره، و در اسناد بعدی 13 و 15 تیرهامده است.

تَرْبُر، چاربنیچه (این دو دوره را یک تیره نیز به شماراورده‌اند)، شکاری، علی قنبری، علی میرزایی و ویسی نام تیره‌های ششگانه است[۶]. تیره ویسی با 14 اولاد و علی میرزایی با 6 اولاد بزرگ‌ترین تیره‌های ایل بوده‌اند[۷].

فردریک بارث اعضای 15 تیره را در 7 گروه نسبیِ ایل خاص، جوچین، ویسی، علی میرزایی، قشقایی، عرب و سَلْوِستونی (سروستانی) دیده است[۸].

در 1353ش جمعیت ایل را 2.049 خانوار (1.196 خانوار کوچنده و 853 خانوار اسکان یافته)[۹] و در 1366ش شمار کوچندگان ایل را 1.113 خانوار (7.868 تن) نوشته‌اند[۱۰].

سرزمینی که ایل باصری دران زندگی و ییلاق و قشلاق می‌کردند، نوار باریکی است از دامنه‌های کوهستانی کوه بُل در شمال تا تپه‌های ساحلی غرب لار در جنوب فارس. باصری‌ها در کوچ بهاره از جهرم راه می‌افتادند و به خَفْر و سروستان و مرودشت می‌رفتند و در نواحی پیرامون دشت مرغاب مدتی توقف می‌کردند؛ در خرداد ماه ازان‌جا به سرحد (سردسیر) و به اطراف کوه بُل و نزدیکاباده می‌رفتند. در کوچ پائیزه از همان ایلراه به گرمسیر و چراگاه‌های زمستانی خود بازمی‌گشتند[۱۱]. پیمودن حدود 338 کیلومتر از ییلاق به قشلاق یا برعکس حدود 48 روز اقامت در ییلاق 140 و در قشلاق 132 روز طول می‌کشیده است[۱۲].

در 1312ش بیشتر کوچندگان باصری به اجبار اسکان یافتند و در 1320ش دوباره به چادرنشینی و کوچ‌شبانی سنتی بازگشتند و تا 1340ش کوچندگی را ادامه دادند[۱۳].

ازان پس حدود 80 درصدان‌ها ده‌نشین شدند. استقرار باصری‌ها زمینه فعالیت کشاورزی را در چراگاه‌های مناطق مختلف گسترش داد[۱۴].پس از انقلاب اسلامی در 1357ش گروه‌هایی از باصری‌ها باز زندگی کوچندگی را پیش گرفتند[۱۵].

از دوره قاجار گروه‌هایی از باصری‌ها به نقاط مختلف ایران مهاجرت کردند و یا از ایل خود گسستند و به ایلات عرب، لر یاسوج کهکیلویه و ترک قشقایی* پیوستند[۱۶]. اقتصاد ایل در گذشته عمدتاً بر پایه دامداری و بهره‌برداری از فرآورده‌های دامی میش و بز استوار بود. امروزه بیشتران‌ها به زمین و تولید زراعی رویاورده‌اند[۱۷].

نظام رهبری ایل تا دوره قاجار دقیقاً روشن نیست. در دوره صفوی ظاهراً ایل باصری در ضابطی ایل عرب بوده و افرادی از خاندان خوانین طایفه عرب شیبانی ضابطیان را بر عهده داشتند. پس از تشکیل اتحاد سیاسی ایلات خمسه در 1278ق ریاست و ضابطی خوانین عرب شیبانی پایان یافت و خاندان قوام‌الملک شیرازی حکومت و سرپرستی ایلات خمسه را بر عهده گرفت[۱۸].حکومت قوام‌های شیرازی تا برکناری ابراهیم خان قوام در 1310ش ادامه یافت. پس ازان قدرت رهبری در ایل باصری تمرکز یافت و خوانینی از اولاد مَهْدخان، از تیره کُلُمبه‌ای یا کُلْمبیِ شاخه ویسی کلانتری ایل را در دست گرفت. پس ازابادی‌نشین شدن نظام سیاسی رهبری ایل به کلی در هم ریخت و تیره‌ها و اولادها بی حضور خان یا کلانتر گردش امور خود را بر عهده گرفتند[۱۹].

تلخیص: علی بلوکباشی

دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج 11/ ذیل «باصری»

ص 186-188

نیز نگاه کنید به

ماخذ

1-    Field, H. Contributions to the Anthropology of Iran, Chicago, 1939, P. 216.

2-    Edwards, A. C., The Persian Carpet, London, 1975, P. 288.

3-    حسن فسایی، فارسنامه ناصری، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، 1367، ج 2 / 1577.

4-    Barth, F., Nomads of South Persia: The Basseri Tribe of the Khamseh Confederacy, Oslo, 1965, P. 1-2.

5-    Ld., 11, 25-26, 50.

6-    حسن فسایی، همانجا.

7-    Field, ibid.

8-    Barth, 52-53.

9-    صفی‌نژاد، جواد. عشایر مرکزی ایران، تهران، 1368، ص 95.

10-  سرشماری اجتماعی – اقتصادی عشایر کوچنده (1366ش)، نتایج تفصیلی، ایل خمسه، مرکزامار ایران، تهران، 1368ش، ص 13.

11-  Barth, P. 1, 5, 6;

نیزنک: توکلی، غلامرضا، ایل باصری از تُرناس تا کهباز، تهران، 1379ش، 126-129.

12-  صفی‌نژاد، همان، ص 88-89.

13-  Barth, P. 3; Iranica, 111/844;

نیزنک: توکلی، همان، 140.

14-  همو، ص 131-132.

15-  Iranica, Ibid.

16-  Barth, P. 50, 52.

17-  Id., P. 101-111.

18-  حسن فسایی، همان، 2 / 1576-1577، 1579.

19-  توکلی، همان، 89-90، 153، 162، 166-168.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علی بلوکباشی

تلخیص: علی بلوکباشی

دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج 11/ ذیل «باصری»

ص 186-188

  1. ↑ Field, H. Contributions to the Anthropology of Iran, Chicago, 1939, P. 216.
  2. ↑ Edwards, A. C., The Persian Carpet, London, 1975, P. 288.
  3. ↑   حسن فسایی، فارسنامه ناصری، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، 1367، ج 2 / 1577.
  4. ↑ Barth, F., Nomads of South Persia: The Basseri Tribe of the Khamseh Confederacy, Oslo, 1965, P. 1-2
  5. ↑ Ld., 11, 25-26, 50.
  6. ↑ حسن فسایی، همانجا.
  7. ↑ Field, ibid.
  8. ↑ Barth, 52-53.
  9. ↑   صفی‌نژاد، جواد. عشایر مرکزی ایران، تهران، 1368، ص 95.
  10. ↑ سرشماری اجتماعی – اقتصادی عشایر کوچنده (1366ش)، نتایج تفصیلی، ایل خمسه، مرکزامار ایران، تهران، 1368ش، ص 13.
  11. ↑ Barth, P. 1, 5, 6; نیزنک: توکلی، غلامرضا، ایل باصری از تُرناس تا کهباز، تهران، 1379ش، 126-129.
  12. ↑ صفی‌نژاد، همان، ص 88-89.
  13. ↑ Barth, P. 3; Iranica, 111/844; نیزنک: توکلی، همان، 140.
  14. ↑ همو، ص 131-132.
  15. ↑ Iranica, Ibid.
  16. ↑ Barth, P. 50, 52.
  17. ↑ Id., P. 101-111.
  18. ↑ حسن فسایی، همان، 2 / 1576-1577، 1579.
  19. ↑ توکلی، همان، 89-90، 153، 162، 166-168.