پرش به محتوا

دُراعه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''دُراعه'''، لباس نخی یا پشمی بلند سراسری گشاد و جلوبازی با آستین‌های بلند و گشاد كه آن را زاهدان، بزرگان، علما و قضات می‌پوشیدند.
'''دُراعه'''، لباس نخی یا پشمی بلند سراسری گشاد و جلوبازی با آستین‌های بلند و گشاد كه آن را زاهدان، بزرگان، علما و قضات می‌پوشیدند.


در قرون اولیه اسلام علما و یا شعرا گاه دراعه‌های زرد رنگ می‌پوشیدند<ref>اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. '''''کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق'''''. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج1، ص68، ج2، ص485. </ref>. <sup> </sup>افشین امیر اُشْروسَنه در ماوراءالنهر و سردار ایرانی معتصم خلیفه عباسی، دراعه‌ای بلند از دیبای سرخ رنگ و زربفت و سوزن‌دوزی شده که بر سینه آن تزئینات بسیارداشت، می‌پوشید و روی آن کمربند می‌بست<ref>  مسعودی، ابی‌الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ'''''. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج4، ص57- 59.</ref>.<sup></sup> جامه کاتبان دراعه‌ای بلند با آستین‌هایی گشاد بود که در این آستین‌ها لوازم تحریر خود را می‌گذاشتند.<sup></sup> شعرا نیز گاه همچون زاهدان دراعه بر تن می‌کردند.<sup></sup> نوعی از این دراعه‌ها، وشی<sup>5</sup> (پارچه ابریشمی نقشدار و گاه زربفت كه در وَش تركستان بافته می‌شد) بود.<sup>6</sup> دراعه گاه آن‌قدر بلند و دراز بود که پایین آن روی زمین کشیده می‌شد.<sup></sup> زنان نیز دراعُه می‌پوشیدند،<sup>8</sup> دراعه قرمز را زنان جوان، و سفید را بیشتر زنان مسن‌تر.<sup></sup> نوع زنانه این لباس را که اغلب از جنس دیبا و دارای  رنگ‌هایی تند بود، برتن محکومین سیاسی می‌کردند تا تحقیرشان کنند،<sup>10</sup>  چنان‌که وقتی بابک خرم‌دین را، اسیر کردند، دراعه‌ای از حریر سرخ بر او پوشاندند، که روی سینه آن سنگ‌های قیمتی داشت.<sup>11</sup> برای این کار از دراعه‌های حریر زرد رنگ نیز، استفاده می‌كردند.<sup>12</sup> با همه اینها، کم کم دراعه جامه ویژه علما و قضات شد كه بیشتر رنگ سفید آن را استفاده می‌کردند.<sup>13 </sup> کار به جایی رسید که خطیبان، به جای قبا یا ردا، دراعه‌ای را بر روی لباس‌های دیگرشان می‌پوشیدند.<sup>14</sup> کاتبان نیز به جای قبا و طیلسان، اغلب جُبه جلو بسته‌ای می‌پوشیدند و روی آن دراعه گشاد و جلو بازی از جنس دیبا برتن می‌کردند.<sup>15  </sup>جنس این دراعه‌ها، اغلب پشمین یا کتانی و سیاه رنگ، یا کبود و نیلی بود و آستین‌هایی گشاد داشت.<sup>16 </sup> نوعی از این دراعه‌ها را که چندان هم رواجی نداشته، از سر می‌پوشیده‌اند چرا که شکاف یا  درزی در جلو و یا عقب نداشته است.<sup>17</sup> جنگ‌جویان در ایام صلح، روی قبای خود، دراعه‌ای بلند و گشاد و جلو باز برتن می‌کردند.<sup>18</sup> امیران بویی نیز دراعه‌های بلند و گشاد می‌پوشیدند.<sup>19</sup> رنگ این <sup> </sup>دراعه‌ها اغلب سیاه رنگ بود.<sup>20 </sup> یکی از نشانه‌های شناخت علما و قضات را در دوره مغولان، جدا از نوع دستار آنان، دراعه نوشته‌اند.<sup>21</sup>  
در قرون اولیه اسلام علما و یا شعرا گاه دراعه‌های زرد رنگ می‌پوشیدند<ref>اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. '''''کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق'''''. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج1، ص68، ج2، ص485. </ref>. <sup> </sup>افشین امیر اُشْروسَنه در ماوراءالنهر و سردار ایرانی معتصم خلیفه عباسی، دراعه‌ای بلند از دیبای سرخ رنگ و زربفت و سوزن‌دوزی شده که بر سینه آن تزئینات بسیارداشت، می‌پوشید و روی آن کمربند می‌بست<ref>  مسعودی، ابی‌الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ'''''. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج4، ص57- 59.</ref>.<sup> </sup> جامه کاتبان دراعه‌ای بلند با آستین‌هایی گشاد بود که در این آستین‌ها لوازم تحریر خود را می‌گذاشتند<ref>یاقوت حموی، شهاب‌الدین، '''''معجم الادباء''''' (ارشاد الاریب الی معرفه الادیب). طبع احمد فرید رفاعی، قاهره: 1936- 1938م، ج1، ص234.</ref>. شعرا نیز گاه همچون زاهدان دراعه بر تن می‌کردند<ref>اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. '''''کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق'''''. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج5، ص194، 202- 203، 245.</ref>.<sup> </sup> نوعی از این دراعه‌ها، وشی<ref>اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. '''''کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق'''''. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج5، ص145، ج9، ص70. </ref> (پارچه ابریشمی نقشدار و گاه زربفت كه در وَش تركستان بافته می‌شد) بود<ref>اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. '''''کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق'''''. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج6، ص412. </ref>. دراعه گاه آن‌قدر بلند و دراز بود که پایین آن روی زمین کشیده می‌شد<ref>اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. '''''کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق'''''. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج7، ص182. </ref>.<sup> </sup> زنان نیز دراعُه می‌پوشیدند<ref>متز، آدام. '''''الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع'''''. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/ 1957م، ج2، ص154- 155.</ref>، دراعه قرمز را زنان جوان، و سفید را بیشتر زنان مسن‌تر<ref>متز، آدام. '''''الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع'''''. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/ 1957م، ، ج2، ص 189- 190. </ref>.<sup> </sup> نوع زنانه این لباس را که اغلب از جنس دیبا و دارای  رنگ‌هایی تند بود، برتن محکومین سیاسی می‌کردند تا تحقیرشان کنند<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ.''''' بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص600، 625. </ref>،  چنان‌که وقتی بابک خرم‌دین را، اسیر کردند، دراعه‌ای از حریر سرخ بر او پوشاندند، که روی سینه آن سنگ‌های قیمتی داشت<ref>مسعودی، ابی‌الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ'''''. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م،، ج4، ص57.</ref>. برای این کار از دراعه‌های حریر زرد رنگ نیز، استفاده می‌كردند<ref>مسعودی، ابی‌الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ'''''. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م،، ج4، ص268، 272.</ref>. با همه اینها، کم کم دراعه جامه ویژه علما و قضات شد كه بیشتر رنگ سفید آن را استفاده می‌کردند<ref>تنوخی، قاضی ابوعلی محسن بن علی. '''''الفرج بعد الشده'''''. قاهره: دارالطباعه المحمدیه، ترجمه و تألیف فارسی، حسین بن اسعد دهستانی، تصحیح اسماعیل حاکمی، تهران: اطلاعات، 1363- 1364، ج1، ص421.</ref>.<sup> </sup> کار به جایی رسید که خطیبان، به جای قبا یا ردا، دراعه‌ای را بر روی لباس‌های دیگرشان می‌پوشیدند<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ.''''' بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج8 ، ص557.</ref>. کاتبان نیز به جای قبا و طیلسان، اغلب جُبه جلو بسته‌ای می‌پوشیدند و روی آن دراعه گشاد و جلو بازی از جنس دیبا برتن می‌کردند<ref>ابن حوقل، '''''صوره الارض'''''. الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938- 1939م، ص253.</ref><ref>مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد'''''. احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم'''''. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص440.</ref><ref>یاقوت حموی، شهاب‌الدین، '''''معجم الادباء''''' (ارشاد الاریب الی معرفه الادیب). طبع احمد فرید رفاعی، قاهره: 1936- 1938م، ج13، ص137.</ref>.  


'''مآخذ''':
جنس این دراعه‌ها، اغلب پشمین یا کتانی و سیاه رنگ، یا کبود و نیلی بود و آستین‌هایی گشاد داشت<ref>ابن طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا'''''. الفخری فی الآداب السلطانیه'''''. ترجمه محمد وحید گلپایگانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360، ص355.</ref><ref>راوندی، محمد بن علی. '''''راحه الصدور و آیه السرور'''''. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، ص300.</ref>. نوعی از این دراعه‌ها را که چندان هم رواجی نداشته، از سر می‌پوشیده‌اند چرا که شکاف یا  درزی در جلو و یا عقب نداشته است<ref>انوری، اوحدالدین. '''''دیوان'''''. به اهتمام مدرس رضوی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1340، ج2، ص622.</ref>. جنگ‌جویان در ایام صلح، روی قبای خود، دراعه‌ای بلند و گشاد و جلو باز برتن می‌کردند<ref>بیهقی، ابراهیم بن محمد. '''''المحاسن و المساوی.''''' تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: مطبعه النهضه، 1961م، ج2، ص 413-416.</ref>. امیران بویی نیز دراعه‌های بلند و گشاد می‌پوشیدند<ref>ابن حوقل، '''''صوره الارض'''''. الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938- 1939م، ص 253.</ref>. رنگ این <sup> </sup>دراعه‌ها اغلب سیاه رنگ بود<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ.''''' بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص443- 444.</ref>.<sup> </sup> یکی از نشانه‌های شناخت علما و قضات را در دوره مغولان، جدا از نوع دستار آنان، دراعه نوشته‌اند<ref>رشیدالدین، فضل‌الله همدانی. '''''جامع التواریخ.''''' به تصحیح و تحشیه محمد روشن، مصطفی موسوی، تهران: البرز، 1373، ج2، ص1409.  </ref>.
 
== مآخذ ==




خط ۱۶: خط ۱۸:
5.      اصفهانی، ج5، ص145، ج9، ص70.   
5.      اصفهانی، ج5، ص145، ج9، ص70.   


6.     همانجا، ج6، ص412.  
6.     اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. '''''کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق'''''. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج6، ص412.  


7.     همانجا، ج7، ص182.  
7.     اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. '''''کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق'''''. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج7، ص182.  


8.     متز، آدام. '''''الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع'''''. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/ 1957م، ج2، ص154- 155.
8.     متز، آدام. '''''الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع'''''. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/ 1957م، ج2، ص154- 155.


9.     متز، ج2، ص 189- 190.  
9.     متز، آدام. '''''الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع'''''. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/ 1957م، ، ج2، ص 189- 190.  


10.  ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ.''''' بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص600، 625.  
10.  ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ.''''' بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص600، 625.  


11.  مسعودی، ج4، ص57.
11.  مسعودی، ابی‌الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ'''''. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م،، ج4، ص57.


12.  مسعودی، ج4، ص268، 272.
12.  مسعودی، ابی‌الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ'''''. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م،، ج4، ص268، 272.


13.  تنوخی، قاضی ابوعلی محسن بن علی. '''''الفرج بعد الشده'''''. قاهره: دارالطباعه المحمدیه، ترجمه و تألیف فارسی، حسین بن اسعد دهستانی، تصحیح اسماعیل حاکمی، تهران: اطلاعات، 1363- 1364، ج1، ص421.
13.  تنوخی، قاضی ابوعلی محسن بن علی. '''''الفرج بعد الشده'''''. قاهره: دارالطباعه المحمدیه، ترجمه و تألیف فارسی، حسین بن اسعد دهستانی، تصحیح اسماعیل حاکمی، تهران: اطلاعات، 1363- 1364، ج1، ص421.


14.  ابن اثیر، ج8 ، ص557.
14.  ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ.''''' بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م،، ج8 ، ص557.


15.  ابن حوقل، '''''صوره الارض'''''. الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938- 1939م، ص253؛ مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد'''''. احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم'''''. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص440؛ یاقوت حموی، ج13، ص137.
15.  ابن حوقل، '''''صوره الارض'''''. الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938- 1939م، ص253؛ مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد'''''. احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم'''''. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص440؛ یاقوت حموی، ج13، ص137.
خط ۴۲: خط ۴۴:
18.  بیهقی، ابراهیم بن محمد. '''''المحاسن و المساوی.''''' تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: مطبعه النهضه، 1961م، ج2، ص 413-416.
18.  بیهقی، ابراهیم بن محمد. '''''المحاسن و المساوی.''''' تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: مطبعه النهضه، 1961م، ج2، ص 413-416.


19.  ابن حوقل، ص 253.
19.  ابن حوقل، '''''صوره الارض'''''. الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938- 1939م،، ص 253.


20.  ابن اثیر، ج9، ص443- 444.
20.  ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ.''''' بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م،، ج9، ص443- 444.


21.  رشیدالدین، فضل‌الله همدانی. '''''جامع التواریخ.''''' به تصحیح و تحشیه محمد روشن، مصطفی موسوی، تهران: البرز، 1373، ج2، ص1409.  
21.  رشیدالدین، فضل‌الله همدانی. '''''جامع التواریخ.''''' به تصحیح و تحشیه محمد روشن، مصطفی موسوی، تهران: البرز، 1373، ج2، ص1409.  


محمدرضا چیت ساز
محمدرضا چیت ساز

نسخهٔ ‏۲۱ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۴۰

دُراعه، لباس نخی یا پشمی بلند سراسری گشاد و جلوبازی با آستین‌های بلند و گشاد كه آن را زاهدان، بزرگان، علما و قضات می‌پوشیدند.

در قرون اولیه اسلام علما و یا شعرا گاه دراعه‌های زرد رنگ می‌پوشیدند[۱].  افشین امیر اُشْروسَنه در ماوراءالنهر و سردار ایرانی معتصم خلیفه عباسی، دراعه‌ای بلند از دیبای سرخ رنگ و زربفت و سوزن‌دوزی شده که بر سینه آن تزئینات بسیارداشت، می‌پوشید و روی آن کمربند می‌بست[۲].  جامه کاتبان دراعه‌ای بلند با آستین‌هایی گشاد بود که در این آستین‌ها لوازم تحریر خود را می‌گذاشتند[۳]. شعرا نیز گاه همچون زاهدان دراعه بر تن می‌کردند[۴].  نوعی از این دراعه‌ها، وشی[۵] (پارچه ابریشمی نقشدار و گاه زربفت كه در وَش تركستان بافته می‌شد) بود[۶]. دراعه گاه آن‌قدر بلند و دراز بود که پایین آن روی زمین کشیده می‌شد[۷].  زنان نیز دراعُه می‌پوشیدند[۸]، دراعه قرمز را زنان جوان، و سفید را بیشتر زنان مسن‌تر[۹].  نوع زنانه این لباس را که اغلب از جنس دیبا و دارای  رنگ‌هایی تند بود، برتن محکومین سیاسی می‌کردند تا تحقیرشان کنند[۱۰]،  چنان‌که وقتی بابک خرم‌دین را، اسیر کردند، دراعه‌ای از حریر سرخ بر او پوشاندند، که روی سینه آن سنگ‌های قیمتی داشت[۱۱]. برای این کار از دراعه‌های حریر زرد رنگ نیز، استفاده می‌كردند[۱۲]. با همه اینها، کم کم دراعه جامه ویژه علما و قضات شد كه بیشتر رنگ سفید آن را استفاده می‌کردند[۱۳].  کار به جایی رسید که خطیبان، به جای قبا یا ردا، دراعه‌ای را بر روی لباس‌های دیگرشان می‌پوشیدند[۱۴]. کاتبان نیز به جای قبا و طیلسان، اغلب جُبه جلو بسته‌ای می‌پوشیدند و روی آن دراعه گشاد و جلو بازی از جنس دیبا برتن می‌کردند[۱۵][۱۶][۱۷].

جنس این دراعه‌ها، اغلب پشمین یا کتانی و سیاه رنگ، یا کبود و نیلی بود و آستین‌هایی گشاد داشت[۱۸][۱۹]. نوعی از این دراعه‌ها را که چندان هم رواجی نداشته، از سر می‌پوشیده‌اند چرا که شکاف یا  درزی در جلو و یا عقب نداشته است[۲۰]. جنگ‌جویان در ایام صلح، روی قبای خود، دراعه‌ای بلند و گشاد و جلو باز برتن می‌کردند[۲۱]. امیران بویی نیز دراعه‌های بلند و گشاد می‌پوشیدند[۲۲]. رنگ این  دراعه‌ها اغلب سیاه رنگ بود[۲۳].  یکی از نشانه‌های شناخت علما و قضات را در دوره مغولان، جدا از نوع دستار آنان، دراعه نوشته‌اند[۲۴].

مآخذ

1.    اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج1، ص68، ج2، ص485.

2.     مسعودی، ابی‌الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج4، ص57- 59.

3.     یاقوت حموی، شهاب‌الدین، معجم الادباء (ارشاد الاریب الی معرفه الادیب). طبع احمد فرید رفاعی، قاهره: 1936- 1938م، ج1، ص234.

4.     اصفهانی، ج5، ص194، 202- 203، 245.

5.      اصفهانی، ج5، ص145، ج9، ص70. 

6.     اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج6، ص412.

7.     اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج7، ص182.

8.     متز، آدام. الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/ 1957م، ج2، ص154- 155.

9.     متز، آدام. الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/ 1957م، ، ج2، ص 189- 190.

10.  ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص600، 625.

11.  مسعودی، ابی‌الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م،، ج4، ص57.

12.  مسعودی، ابی‌الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م،، ج4، ص268، 272.

13.  تنوخی، قاضی ابوعلی محسن بن علی. الفرج بعد الشده. قاهره: دارالطباعه المحمدیه، ترجمه و تألیف فارسی، حسین بن اسعد دهستانی، تصحیح اسماعیل حاکمی، تهران: اطلاعات، 1363- 1364، ج1، ص421.

14.  ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م،، ج8 ، ص557.

15.  ابن حوقل، صوره الارض. الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938- 1939م، ص253؛ مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد. احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص440؛ یاقوت حموی، ج13، ص137.

16.  ابن طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا. الفخری فی الآداب السلطانیه. ترجمه محمد وحید گلپایگانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360، ص355؛ راوندی، محمد بن علی. راحه الصدور و آیه السرور. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، ص300.

17.  انوری، اوحدالدین. دیوان. به اهتمام مدرس رضوی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1340، ج2، ص622.

18.  بیهقی، ابراهیم بن محمد. المحاسن و المساوی. تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: مطبعه النهضه، 1961م، ج2، ص 413-416.

19.  ابن حوقل، صوره الارض. الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938- 1939م،، ص 253.

20.  ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م،، ج9، ص443- 444.

21.  رشیدالدین، فضل‌الله همدانی. جامع التواریخ. به تصحیح و تحشیه محمد روشن، مصطفی موسوی، تهران: البرز، 1373، ج2، ص1409.  

محمدرضا چیت ساز

  1. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج1، ص68، ج2، ص485.
  2.   مسعودی، ابی‌الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج4، ص57- 59.
  3. یاقوت حموی، شهاب‌الدین، معجم الادباء (ارشاد الاریب الی معرفه الادیب). طبع احمد فرید رفاعی، قاهره: 1936- 1938م، ج1، ص234.
  4. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج5، ص194، 202- 203، 245.
  5. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج5، ص145، ج9، ص70.
  6. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج6، ص412.
  7. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج7، ص182.
  8. متز، آدام. الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/ 1957م، ج2، ص154- 155.
  9. متز، آدام. الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/ 1957م، ، ج2، ص 189- 190.
  10. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص600، 625.
  11. مسعودی، ابی‌الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م،، ج4، ص57.
  12. مسعودی، ابی‌الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م،، ج4، ص268، 272.
  13. تنوخی، قاضی ابوعلی محسن بن علی. الفرج بعد الشده. قاهره: دارالطباعه المحمدیه، ترجمه و تألیف فارسی، حسین بن اسعد دهستانی، تصحیح اسماعیل حاکمی، تهران: اطلاعات، 1363- 1364، ج1، ص421.
  14. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج8 ، ص557.
  15. ابن حوقل، صوره الارض. الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938- 1939م، ص253.
  16. مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد. احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص440.
  17. یاقوت حموی، شهاب‌الدین، معجم الادباء (ارشاد الاریب الی معرفه الادیب). طبع احمد فرید رفاعی، قاهره: 1936- 1938م، ج13، ص137.
  18. ابن طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا. الفخری فی الآداب السلطانیه. ترجمه محمد وحید گلپایگانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360، ص355.
  19. راوندی، محمد بن علی. راحه الصدور و آیه السرور. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، ص300.
  20. انوری، اوحدالدین. دیوان. به اهتمام مدرس رضوی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1340، ج2، ص622.
  21. بیهقی، ابراهیم بن محمد. المحاسن و المساوی. تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: مطبعه النهضه، 1961م، ج2، ص 413-416.
  22. ابن حوقل، صوره الارض. الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938- 1939م، ص 253.
  23. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص443- 444.
  24. رشیدالدین، فضل‌الله همدانی. جامع التواریخ. به تصحیح و تحشیه محمد روشن، مصطفی موسوی، تهران: البرز، 1373، ج2، ص1409.