میرزا کوچک خان جنگلی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:157744655.jpg|بندانگشتی|میرزا کوچک خان جنگلی برگذفته از وبسایت ایسنا قابل بازیابی از<nowiki/>https://www.irna.ir/news/84130836/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D9%87%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%B6%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C]] | |||
''' | '''[[میرزا کوچک خان جنگلی|کوچک جنگلی، شیخ یونس گیلانی]]''' (1297-1338ق / 1880-1920م)، رهبر قیام جنگل و فعال سیاسی و مؤسس جمهوری گیلان. | ||
در | در خانوادهای متوسط در رشت متولد شد. پس از فراگیری مقدماتی علوم مذهبی راهی تهران شد و در مدرسه «محمدیه» به ادامه تحصیل پرداخت. با شروع انقلاب مشروطیت<sup>*</sup> به صف انقلابیون پیوست. در 1289ش (1318ق / 1900م) همراه نیروهای گیلان در نبرد با محمدعلی شاه شرکت کرد و به همراه آنان وارد تهران شد. بعد از یک سال محمدعلی شاه برای بازپسگیری قدرت وارد ایران شد. در این هنگام کوچک خان به دسته نظامیان دولتی در مازندران پیوست و بر ضد نیروهای شاه سابق جنگید. بعد از این ماجرا به دلیل فعالیت بر ضد نیروهای روسیه در گیلان، به دستور ژنرال قنسول روس از اقامت در رشت محروم شد و به تهران حرکت کرد. در این زمان کوچک خان تحت تأثیر ایده «پان ـ اسلامیسم» که از سوی عثمانیها تبلیغ میشد، «کمیته اتحاد اسلام» را تشکیل داد. | ||
بعد از | بعد از یک سلسله ملاقاتها و گفتوگوها با شخصیتهای مذهبی و سیاسی، تصمیم به مبارزه مسلحانه بر ضد دولت ایرانی وابسته به انگلیس گرفت. در 1293ش (1333ق / 1914م) به گیلان بازگشت و با کمک یارانش و عدهای از مشاوران آلمانی و عثمانی قیام جنگل<sup>*</sup> را سازمان داد. روزنامه ''جنگل'' ارگان رسمی آن بود که نخستین شماره آن در 1335ق / 1917م منتشر شد. | ||
بعد از | بعد از پیروزی انقلاب روسیه، با بلشویکها پیوند دوستی برقرار نمود و در 1299ش «جمهوری سوسیالیستی گیلان» را اعلام کرد. پس از این ماجرا درگیریهایی بین جنگلیها و دستههای نظامی انگلیسی و ایرانی اتفاق افتاد. همچنین درگیریهای خونینی میان کوچک خان و دیگر رهبران جنگلی از جمله «احسانالله خان» و «خالو قربان» که دیدگاههای افراطی کمونیستی داشتند به وقوع پیوست. | ||
در | در این میان با کودتای سوم اسفند 1299ش در تهران، سید ضیاءالدین طباطبایی به نخستوزیری رسید و با دولت شوروی رابطه دوستی برقرار کرد که نتیجه آن قرارداد 1921م ایران و شوروی بود. سفیر شوروی نامهای به کوچک خان نوشت و او را تحت فشار قرار داد تا به فعالیتهای انقلابیاش پایان دهد. بدین ترتیب کوچک خان تنها ماند و با حمله نیروهای دولتی، به جنگلهای گیلان پناه برد. پس از مدتی جسد منجمد شدهاش را در کوههای تالش یافتند و سرش را برای مقامات دولتی فرستادند. | ||
کوچک خان به اصلاحات ارضی و آموزش اجباری معتقد بود و در طول تسلط کوتاهش بر گیلان تا حدودی اصلاحات ارضی انجام داد و تعدادی مدارس ابتدایی رایگان در صومعهسرا، شفت، کسما و ماسوله تأسیس نمود. ارزیابی در مورد فعالیتهای کوچک خان متفاوت است. گروهی او را «وابسته بی چون و چرا به شوروی»، گروهی دیگر او را «یک تجزیهطلب و شورشی» و دسته سوم او را به عنوان یک «قهرمان ملی» معرفی کردهاند<ref>خلاصه شده از مدخل «کوچک خان جنگلی» در '''''خود آگاهی و تاریخ پژوهی'''''، '''''یادنامه استاد عبدالهادی حائری'''''. به کوشش شهرام یوسفیفر، تهران: انتشارات دانشگاه تهران و مؤسسه توسعه دانش و پژوهش ایران، 1380، ص 477-479.</ref>. | |||
نیز نگاه کنید به | == نیز نگاه کنید به == | ||
== ماخذ == | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
محمدمهدی موسی خان | محمدمهدی موسی خان | ||
نسخهٔ ۲۵ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۶

کوچک جنگلی، شیخ یونس گیلانی (1297-1338ق / 1880-1920م)، رهبر قیام جنگل و فعال سیاسی و مؤسس جمهوری گیلان.
در خانوادهای متوسط در رشت متولد شد. پس از فراگیری مقدماتی علوم مذهبی راهی تهران شد و در مدرسه «محمدیه» به ادامه تحصیل پرداخت. با شروع انقلاب مشروطیت* به صف انقلابیون پیوست. در 1289ش (1318ق / 1900م) همراه نیروهای گیلان در نبرد با محمدعلی شاه شرکت کرد و به همراه آنان وارد تهران شد. بعد از یک سال محمدعلی شاه برای بازپسگیری قدرت وارد ایران شد. در این هنگام کوچک خان به دسته نظامیان دولتی در مازندران پیوست و بر ضد نیروهای شاه سابق جنگید. بعد از این ماجرا به دلیل فعالیت بر ضد نیروهای روسیه در گیلان، به دستور ژنرال قنسول روس از اقامت در رشت محروم شد و به تهران حرکت کرد. در این زمان کوچک خان تحت تأثیر ایده «پان ـ اسلامیسم» که از سوی عثمانیها تبلیغ میشد، «کمیته اتحاد اسلام» را تشکیل داد.
بعد از یک سلسله ملاقاتها و گفتوگوها با شخصیتهای مذهبی و سیاسی، تصمیم به مبارزه مسلحانه بر ضد دولت ایرانی وابسته به انگلیس گرفت. در 1293ش (1333ق / 1914م) به گیلان بازگشت و با کمک یارانش و عدهای از مشاوران آلمانی و عثمانی قیام جنگل* را سازمان داد. روزنامه جنگل ارگان رسمی آن بود که نخستین شماره آن در 1335ق / 1917م منتشر شد.
بعد از پیروزی انقلاب روسیه، با بلشویکها پیوند دوستی برقرار نمود و در 1299ش «جمهوری سوسیالیستی گیلان» را اعلام کرد. پس از این ماجرا درگیریهایی بین جنگلیها و دستههای نظامی انگلیسی و ایرانی اتفاق افتاد. همچنین درگیریهای خونینی میان کوچک خان و دیگر رهبران جنگلی از جمله «احسانالله خان» و «خالو قربان» که دیدگاههای افراطی کمونیستی داشتند به وقوع پیوست.
در این میان با کودتای سوم اسفند 1299ش در تهران، سید ضیاءالدین طباطبایی به نخستوزیری رسید و با دولت شوروی رابطه دوستی برقرار کرد که نتیجه آن قرارداد 1921م ایران و شوروی بود. سفیر شوروی نامهای به کوچک خان نوشت و او را تحت فشار قرار داد تا به فعالیتهای انقلابیاش پایان دهد. بدین ترتیب کوچک خان تنها ماند و با حمله نیروهای دولتی، به جنگلهای گیلان پناه برد. پس از مدتی جسد منجمد شدهاش را در کوههای تالش یافتند و سرش را برای مقامات دولتی فرستادند.
کوچک خان به اصلاحات ارضی و آموزش اجباری معتقد بود و در طول تسلط کوتاهش بر گیلان تا حدودی اصلاحات ارضی انجام داد و تعدادی مدارس ابتدایی رایگان در صومعهسرا، شفت، کسما و ماسوله تأسیس نمود. ارزیابی در مورد فعالیتهای کوچک خان متفاوت است. گروهی او را «وابسته بی چون و چرا به شوروی»، گروهی دیگر او را «یک تجزیهطلب و شورشی» و دسته سوم او را به عنوان یک «قهرمان ملی» معرفی کردهاند[۱].
نیز نگاه کنید به
ماخذ
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
محمدمهدی موسی خان
- ↑ خلاصه شده از مدخل «کوچک خان جنگلی» در خود آگاهی و تاریخ پژوهی، یادنامه استاد عبدالهادی حائری. به کوشش شهرام یوسفیفر، تهران: انتشارات دانشگاه تهران و مؤسسه توسعه دانش و پژوهش ایران، 1380، ص 477-479.