حکمت مشاء: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''[[حکمت مشاء|مشاء، حکمت]][Peripatetism]،''' مکتبی در فلسفه غرب و اسلامی، Peripatetics = مشائیان. ریشه این واژه در یونانی به معنی راه رفتن و هم طواف کردن است. بنابر مشهور، ارسطو، 348- 322پ.م.؛ در هنگام تدریس فلسفه با شاگردان خویش راه میرفت و از این رو مکتب او مشائی و پیروانش مشائیان نام گرفتند؛ هر چند برخی این را به افلاطون استاد ارسطو نسبت دادهاند<ref>قاضی صاعد اندلسی. '''''التعریف بطبقات الامم'''''. به كوشش غلامرضا جمشیدنژاد اول، تهران: 1376ش، ص171.</ref>. مکتب ارسطوئی یا مشائی بنا بر آموزشهای ارسطو نخست در آتن شکل گرفت و پس از دوره یونانیان در زمان رومیان به وسیله شارحان او دنبال شد و برخی از عناصر | '''[[حکمت مشاء|مشاء، حکمت]][Peripatetism]،''' مکتبی در فلسفه غرب و اسلامی، Peripatetics = مشائیان. ریشه این واژه در یونانی به معنی راه رفتن و هم طواف کردن است. بنابر مشهور، ارسطو، 348- 322پ.م.؛ در هنگام تدریس فلسفه با شاگردان خویش راه میرفت و از این رو مکتب او مشائی و پیروانش مشائیان نام گرفتند؛ هر چند برخی این را به افلاطون استاد ارسطو نسبت دادهاند<ref>قاضی صاعد اندلسی. '''''التعریف بطبقات الامم'''''. به كوشش غلامرضا جمشیدنژاد اول، تهران: 1376ش، ص171.</ref>. مکتب ارسطوئی یا مشائی بنا بر آموزشهای ارسطو نخست در آتن شکل گرفت و پس از دوره یونانیان در زمان رومیان به وسیله شارحان او دنبال شد و برخی از عناصر آن از سوی نوافلاطونیان نیز پذیرفته گردید<ref>Sharples, R. W., "Peripatetics", in '''''Routledge encyclopedia of philosophy''''', ed by Edward Craig, 7/304.</ref>. | ||
آنچه اندیشه ارسطو را به صورت مکتبی در فلسفه درآورد چنانکه بقیه اندیشمندان پیش و حتی بعد از خود را تحت الشعاع خود قرار داد و از همه مشهورتر شد این بود که برای نخستین بار، هوشمندانه، تمام پرسشهای فلسفی و بخش عظیمی از موضوعات علمی موجود در | آنچه اندیشه ارسطو را به صورت مکتبی در فلسفه درآورد چنانکه بقیه اندیشمندان پیش و حتی بعد از خود را تحت الشعاع خود قرار داد و از همه مشهورتر شد این بود که برای نخستین بار، هوشمندانه، تمام پرسشهای فلسفی و بخش عظیمی از موضوعات علمی موجود در آن زمان را در یک نظام منسجم و مرتبط گرد آورد. ارسطو تفکر خود را در چهار جهت اصلی منطق، طبیعت، متافیزیک و سیاست و اخلاق تنظیم کرد به طوری که میتوان گفت همه این علوم برای نخستین بار به وسیله او تدوین گردید و به صورت علم در دسترس دیگران گذاشته شد<ref>فخری، ماجد. '''''«المشائیه''''' '''''القدیمه».''''' در الموسوعه الفلسفیه العربیه. به كوشش مهنزاده، 1988م، 2/1273- 1274.</ref>. | ||
پس از آنکه فلسفه وارد جهان اسلامی شد، حکمت مشاء به عنوان یکی از مکاتب اصلی فکر فلسفی درامد. واژه حکیم در برابر فیلسوف به کار رفت و مشاء به حکمتی اطلاق گردید که در آن تبیین امور جهان به روش عقلانی بدون اتکاء به شرع یا ذوق و کشف و شهود، صورت میگرفت، هر چند عناصری از اندیشههای افلاطونی و به تعبیر دقیقتر، نوافلاطونی نیز در آنچه حکمت مشاء خوانده شده وارد شده بود. ابنسینا بزرگترین نماینده حکمت مشاء در عالم اسلامی به شمار میرود و اندیشه او در برابر | پس از آنکه فلسفه وارد جهان اسلامی شد، حکمت مشاء به عنوان یکی از مکاتب اصلی فکر فلسفی درامد. واژه حکیم در برابر فیلسوف به کار رفت و مشاء به حکمتی اطلاق گردید که در آن تبیین امور جهان به روش عقلانی بدون اتکاء به شرع یا ذوق و کشف و شهود، صورت میگرفت، هر چند عناصری از اندیشههای افلاطونی و به تعبیر دقیقتر، نوافلاطونی نیز در آنچه حکمت مشاء خوانده شده وارد شده بود. [[ابن سینا، پزشک|ابنسینا]] بزرگترین نماینده حکمت مشاء در عالم اسلامی به شمار میرود و اندیشه او در برابر مکتب اشراق [[شهاب الدین سهروردی|سهروردی]]، عرفان و کلام قرار میگیرد. | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
* [[شهاب الدین سهروردی]] | |||
* [[ابن سینا، پزشک|ابن سینا]] | |||
== مآخذ == | == مآخذ == | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۸: | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
منوچهر پزشک | منوچهر پزشک | ||
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۴۸
مشاء، حکمت[Peripatetism]، مکتبی در فلسفه غرب و اسلامی، Peripatetics = مشائیان. ریشه این واژه در یونانی به معنی راه رفتن و هم طواف کردن است. بنابر مشهور، ارسطو، 348- 322پ.م.؛ در هنگام تدریس فلسفه با شاگردان خویش راه میرفت و از این رو مکتب او مشائی و پیروانش مشائیان نام گرفتند؛ هر چند برخی این را به افلاطون استاد ارسطو نسبت دادهاند[۱]. مکتب ارسطوئی یا مشائی بنا بر آموزشهای ارسطو نخست در آتن شکل گرفت و پس از دوره یونانیان در زمان رومیان به وسیله شارحان او دنبال شد و برخی از عناصر آن از سوی نوافلاطونیان نیز پذیرفته گردید[۲].
آنچه اندیشه ارسطو را به صورت مکتبی در فلسفه درآورد چنانکه بقیه اندیشمندان پیش و حتی بعد از خود را تحت الشعاع خود قرار داد و از همه مشهورتر شد این بود که برای نخستین بار، هوشمندانه، تمام پرسشهای فلسفی و بخش عظیمی از موضوعات علمی موجود در آن زمان را در یک نظام منسجم و مرتبط گرد آورد. ارسطو تفکر خود را در چهار جهت اصلی منطق، طبیعت، متافیزیک و سیاست و اخلاق تنظیم کرد به طوری که میتوان گفت همه این علوم برای نخستین بار به وسیله او تدوین گردید و به صورت علم در دسترس دیگران گذاشته شد[۳].
پس از آنکه فلسفه وارد جهان اسلامی شد، حکمت مشاء به عنوان یکی از مکاتب اصلی فکر فلسفی درامد. واژه حکیم در برابر فیلسوف به کار رفت و مشاء به حکمتی اطلاق گردید که در آن تبیین امور جهان به روش عقلانی بدون اتکاء به شرع یا ذوق و کشف و شهود، صورت میگرفت، هر چند عناصری از اندیشههای افلاطونی و به تعبیر دقیقتر، نوافلاطونی نیز در آنچه حکمت مشاء خوانده شده وارد شده بود. ابنسینا بزرگترین نماینده حکمت مشاء در عالم اسلامی به شمار میرود و اندیشه او در برابر مکتب اشراق سهروردی، عرفان و کلام قرار میگیرد.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
منوچهر پزشک