ارمنی: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی « '''ارمني/ ærmæni/،''' شاخهاي مستقل از خانوادة هند و اروپايي<sup>2و1</sup> و يكي از پراكندهترين زبانهاي جهان از نظر جغرافيايي محسوب ميشود. زبانشناسان مختلف بين دو تا صد و بيست گونه يا لهجه براي زبان ارمني برشمردهاند<sup>3</sup> و سي و شش گونة اصلي برا...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''ارمني/ ærmæni/،''' شاخهاي مستقل از خانوادة هند و اروپايي<sup>2و1</sup> و يكي از پراكندهترين زبانهاي جهان از نظر جغرافيايي محسوب ميشود. زبانشناسان مختلف بين دو تا صد و بيست گونه يا لهجه براي زبان ارمني برشمردهاند<sup>3</sup> و سي و شش گونة اصلي براي آن در نظر ميگيرند.<sup>4</sup> اين سي و شش گونه، خود به دو گروه كليتر شرقي و غربي بر اساس منطقة زباني و موقعيت جغرافيايي نسبت به مرز ارمنستان و تركيه، تقسيم ميشود.<sup>5</sup> زبان ارمني در ايران به صورت گونههاي جلفا، | '''ارمني/ ærmæni/،''' شاخهاي مستقل از خانوادة هند و اروپايي<sup>2و1</sup> و يكي از پراكندهترين زبانهاي جهان از نظر جغرافيايي محسوب ميشود. زبانشناسان مختلف بين دو تا صد و بيست گونه يا لهجه براي زبان ارمني برشمردهاند<sup>3</sup> و سي و شش گونة اصلي براي آن در نظر ميگيرند.<sup>4</sup> اين سي و شش گونه، خود به دو گروه كليتر شرقي و غربي بر اساس منطقة زباني و موقعيت جغرافيايي نسبت به مرز ارمنستان و تركيه، تقسيم ميشود.<sup>5</sup> زبان ارمني در ايران به صورت گونههاي جلفا، [[تبریز]]، اروميه، اراك، مشهد، سلماس، قرهداغ و تهراني يافت ميشود كه همگي در گونة شرقي جاي ميگيرند و در اين ميان، گونة تهراني معتبرترين گونه يا گونة معيار ارمني ايران محسوب ميشود. برخي منابع نام آرمناك /armenak/ را كه فرزند هايك /hayk/ نخستين پيشواي اين قوم بود، ريشة واژة ارمني ميدانند.<sup>6</sup> از طرفي واژة ارمني را منسوب به آرام /aram/، يكي از نوادگان هايك ميدانند كه با كشورگشايي و دلاوريهاي بيشمار خود زبانزد ديگر اقوام شد و باعث شد كه ديگران اين قوم را به نام او بشناسند. ارامنه خود را هاي /hay/ ميخوانند و اين واژه را منسوب به نام هايك ميدانند.<sup>6</sup> جمعيت ارامنه در ارمنستان903/399/3 نفر و در خارج از ارمنستان 840/723/6 نفر گزارش ميشود، كه تعداد 800/170 نفر آن در ايران ساكن هستند.<sup>8و7</sup> زبان ارمني، زبان رسمي كشور ارمنستان، از زبانهايي چون روسي، آذري، عربي و فارسي تأثير پذيرفته و واژههاي قرضي بسياري كه ريشه در اين زبانها دارند، در زبان ارمني يافت ميشود. تا قبل از انقراض سلسلة ساسانيان در اواسط قرن 7م، زبان ارمني به دليل سلطة ايرانيان، واژههاي بسياري را از فارسي، به قرض گرفت. شباهت بسيار زياد واژههاي ارمني به فارسي تا حدي است كه تا اواسط قرن 19م دانشمندان بسياري از جمله پل دولاگارد و ف. مولر ارمني را شاخهاي از زبان ايراني ميدانستند. پس از انقراض ساسانيان، ارامنه براي دورة طولاني تحت سلطة اعراب، سلجوقيان، مغولها و عثمانيان بودند، با اين حال تأثير اين زبانها بر ارمني، در مقايسه با تأثير فارسي بر اين زبان، بسيار ناچير است.<sup>9</sup> مهاجرت بزرگ ارامنه به ايران، در 1013ه.ق (1587م)، در دوران سلطنت شاه عباس كبير و جنگ بزرگ ايران و عثماني آغاز شد.<sup>10</sup> گونة شرقي زبان ارمني كه گويشوران آن اكثراً در ارمنستان، گرجستان، آذربايجان و ايران ساكن هستند، گونهاي است كه در تلفط آن ميتوان سه گروه همخواني (واكدار، بيواك، و بيواك دمشي)[1] را كه مميز معنا هستند، تشخيص داد. قابل ذكر است كه در زبان ارمني غربي، اين همخوانها همچون گونههاي شرقي ارمني، نشانههاي مستقل خود را در خط دارند، اما تفاوت و تمايز همخوان واكدار و بيواك دمشي نمود آوايي نمييابد.<sup>11</sup> وجود 6 همخوان مركب[2] (انسدادي ـ سايشي) و واجهاي بيواك غير دمشي در گونة شرقي زبان ارمني و نمود آوايي آنها در تلقط جزو خصيصههاي قابل توجه اين زبان محسوب ميشود. همخوانهاي انسدادي و انسدادي ـ سايشي واكدار بعد از غلت[3] ''' '''واكدار [w] تبديل به جفت بيواك دمشي خود ميشوند؛ مانند /d/ در (/vawd/ گل سرخ) كه به صورت [vawt<sup>h</sup>] و يا /dz/ در (/vawdz/ اجاره) كه به صورت [vawt<sup>ĥ</sup>s] ظاهر ميشود. اين فرآيند واك رفتگي از شاخصترين فرآيندهاي آوايي اين زبان است.<sup>12</sup> برخي از ديگر فرآيندهاي آوايي مهم زبان ارمني عبارتند از: | ||
- همگوني همخوان سايشي واكدار: همخوانهاي سايشي در ويژگي واكداري با همخوان بعدي خود همگون ميشوند؛ مثلاً /?/ (/a?p/ زباله) كه به صور ت [axp] ظاهر ميشود.<sup>13</sup> | - همگوني همخوان سايشي واكدار: همخوانهاي سايشي در ويژگي واكداري با همخوان بعدي خود همگون ميشوند؛ مثلاً /?/ (/a?p/ زباله) كه به صور ت [axp] ظاهر ميشود.<sup>13</sup> | ||
نسخهٔ ۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۵۴
ارمني/ ærmæni/، شاخهاي مستقل از خانوادة هند و اروپايي2و1 و يكي از پراكندهترين زبانهاي جهان از نظر جغرافيايي محسوب ميشود. زبانشناسان مختلف بين دو تا صد و بيست گونه يا لهجه براي زبان ارمني برشمردهاند3 و سي و شش گونة اصلي براي آن در نظر ميگيرند.4 اين سي و شش گونه، خود به دو گروه كليتر شرقي و غربي بر اساس منطقة زباني و موقعيت جغرافيايي نسبت به مرز ارمنستان و تركيه، تقسيم ميشود.5 زبان ارمني در ايران به صورت گونههاي جلفا، تبریز، اروميه، اراك، مشهد، سلماس، قرهداغ و تهراني يافت ميشود كه همگي در گونة شرقي جاي ميگيرند و در اين ميان، گونة تهراني معتبرترين گونه يا گونة معيار ارمني ايران محسوب ميشود. برخي منابع نام آرمناك /armenak/ را كه فرزند هايك /hayk/ نخستين پيشواي اين قوم بود، ريشة واژة ارمني ميدانند.6 از طرفي واژة ارمني را منسوب به آرام /aram/، يكي از نوادگان هايك ميدانند كه با كشورگشايي و دلاوريهاي بيشمار خود زبانزد ديگر اقوام شد و باعث شد كه ديگران اين قوم را به نام او بشناسند. ارامنه خود را هاي /hay/ ميخوانند و اين واژه را منسوب به نام هايك ميدانند.6 جمعيت ارامنه در ارمنستان903/399/3 نفر و در خارج از ارمنستان 840/723/6 نفر گزارش ميشود، كه تعداد 800/170 نفر آن در ايران ساكن هستند.8و7 زبان ارمني، زبان رسمي كشور ارمنستان، از زبانهايي چون روسي، آذري، عربي و فارسي تأثير پذيرفته و واژههاي قرضي بسياري كه ريشه در اين زبانها دارند، در زبان ارمني يافت ميشود. تا قبل از انقراض سلسلة ساسانيان در اواسط قرن 7م، زبان ارمني به دليل سلطة ايرانيان، واژههاي بسياري را از فارسي، به قرض گرفت. شباهت بسيار زياد واژههاي ارمني به فارسي تا حدي است كه تا اواسط قرن 19م دانشمندان بسياري از جمله پل دولاگارد و ف. مولر ارمني را شاخهاي از زبان ايراني ميدانستند. پس از انقراض ساسانيان، ارامنه براي دورة طولاني تحت سلطة اعراب، سلجوقيان، مغولها و عثمانيان بودند، با اين حال تأثير اين زبانها بر ارمني، در مقايسه با تأثير فارسي بر اين زبان، بسيار ناچير است.9 مهاجرت بزرگ ارامنه به ايران، در 1013ه.ق (1587م)، در دوران سلطنت شاه عباس كبير و جنگ بزرگ ايران و عثماني آغاز شد.10 گونة شرقي زبان ارمني كه گويشوران آن اكثراً در ارمنستان، گرجستان، آذربايجان و ايران ساكن هستند، گونهاي است كه در تلفط آن ميتوان سه گروه همخواني (واكدار، بيواك، و بيواك دمشي)[1] را كه مميز معنا هستند، تشخيص داد. قابل ذكر است كه در زبان ارمني غربي، اين همخوانها همچون گونههاي شرقي ارمني، نشانههاي مستقل خود را در خط دارند، اما تفاوت و تمايز همخوان واكدار و بيواك دمشي نمود آوايي نمييابد.11 وجود 6 همخوان مركب[2] (انسدادي ـ سايشي) و واجهاي بيواك غير دمشي در گونة شرقي زبان ارمني و نمود آوايي آنها در تلقط جزو خصيصههاي قابل توجه اين زبان محسوب ميشود. همخوانهاي انسدادي و انسدادي ـ سايشي واكدار بعد از غلت[3] واكدار [w] تبديل به جفت بيواك دمشي خود ميشوند؛ مانند /d/ در (/vawd/ گل سرخ) كه به صورت [vawth] و يا /dz/ در (/vawdz/ اجاره) كه به صورت [vawtĥs] ظاهر ميشود. اين فرآيند واك رفتگي از شاخصترين فرآيندهاي آوايي اين زبان است.12 برخي از ديگر فرآيندهاي آوايي مهم زبان ارمني عبارتند از:
- همگوني همخوان سايشي واكدار: همخوانهاي سايشي در ويژگي واكداري با همخوان بعدي خود همگون ميشوند؛ مثلاً /?/ (/a?p/ زباله) كه به صور ت [axp] ظاهر ميشود.13
- دميدگي قبل از همخوانهاي تيز*: انسداديها قبل از تيزها دمشي ميشوند؛ مانند /p/ در (/epšel/ متحير ماندن) كه به صورت [aphšel] ظاهر ميشود.14 گونة تهراني 36 واج (30 همخوان و 6 واكه) دارد، و پيچيدهترين الگوي هجايي آن CVCC است؛ تكية اصلي معمولاً بر آخرين واكة زير ساختي موجود در يك واژه قرار ميگيرد.16و15 اسم در گونة شرقي زبان ارمني در هفت حالت دستوري (فاعلي، مفعول بيواسطه، ملكي، مفعول با واسطه، ازي، ابزاري، دري يا مكاني) وجود دارد. در گونة غربي تنها شش حالت شناسايي شدهاند. اسم در زبان ارمني جنسيت ندارد و به صورت مفرد و جمع ظاهر ميشود و پسوندهاي جمعساز عبارتند از /ew/ و /new/. حرف تعريف در اين زبان به صورت نامعين (/mi/= يك، قبل از اسم در گونة شرقي يا پسوند /ma/ = يك، بعد از اسم در گونة غربي) و معين (به صورت پسوند /a/ پس از اسمهاي مختوم به همخوانها و پسوند /n/ پس از اسمهاي مختوم به واكهها) به همراه اسم ميآيد. ترتيب واژهها در جمله از الگوي غالب فاعل ـ فعل ـ مفعول (SVO) پيروي ميكند،18و17 اما اين ترتيب را ميتوان بدون تغيير معناي جمله عوض كرد. قديميترين كتيبههاي ارمني به خط كنوني به قرن 5م، پس از اختراع الفباي زبان ارمني، بين 401- 406 پس از ميلاد، توسط مسروب ماشتوتس برميگرد. بين قرنهاي 10- 12م /mesrop maštoths/ دو حرف ديگر به 36 حرف الفباي ارمني اضافه شد، و اين الفبا اكنون با 38 حرف و دو نوع كتابي (چاپي) و تحريري استفاده ميشود.20و19 ترتيب حروف اين الفبا، وجود حرف مركب n? براي واكة /u/، و شباهت قابل توجه شكل آن به خط شكستة يوناني احتمال آن را ميدهد كه الفباي ارمني برگرفته از الفباي يوناني و زير شاخهاي از يوناني باشد.21 البته منشأ اين الفبا را الفباي فنيقي، فارسي و آشوري نيز ميدانند.22 تاريخ ادبيات ارمني نام چهرههاي ادبي برجستهاي چون گريگور نارك(الف) (قرن 10م)، نرسس شنورهالي(ب) (قرن 12م)، صاياد نووا(ج) (قرن 18م)، خاچاطور آبوويان(د) (قرن 19م)، رامي(هـ) (قرن 19؟)، هوهانس تومانيان(و) (قرن 19؟)، يقيشه چارنتس(ز) (قرن 20؟)، و باروير يسواكسا(ح) (قرن 19؟) را در خود دارد.24و23
مآخذ:
1. ENCYCLOPAEDIA IRANICA, II. (1986), USA, ROUTLEDGE ? KEGAN PAVL INC., 446
و
- H. HÜBSCHMANN (1897), ARMENISCHE GRAMMATIK I: ARMENISCHE ETYMOLOGIE, LEIPZIG (HILDESHEIM, 1962, HILDESHEIM AND NEW YORK, 1972).
2. ENCYCLOPAEDIA IRANICA, II. (1986), USA, ROUTLEDGE ? KEGAN PAVL INC., 446
و
- H. HÜBSCHMANN (1897), ARMENISCHE GRAMMATIK I: ARMENISCHE ETYMOLOGIE, LEIPZIG (HILDESHEIM, 1962, HILDESHEIM AND NEW YORK, 1972).
3. VAUX, B. (1998), THE PHONOLOGY OF ARMENIAn, NEW YORK, OXFORD UNIVERSITY PRESS INC.
4. ?ahukjan, G. (1972), Haj Barbarragituthjan Neratsuthjun (INTRODVCTION TO ARMENIAN DIALECTOLOGY). EREVAN: HAJKAN SSH Gituthjunneri Akademiaji Hratarkthšvtjun.
5. ?ahukjan, G. (1972), Haj Barbarragituthjan Neratsuthjun (INTRODVCTION TO ARMENIAN DIALECTOLOGY). EREVAN: HAJKAN SSH Gituthjunneri Akademiaji Hratarkthšvtjun.
6. رائين، اسماعيل. ايرانيان ارمني. تهران: 1349، مؤسسه انتشارات اميركبير، ص16.
7. پاسدرماجايان، هـ. تاريخ ارمنستان. ترجمة محمد قاضي، تهران: 1369، انتشارات زرين، ص23.
8. http://www.ethnologue.com/ show- language. Asp? Code= ARM
و
- http://www.arminco.com/ hayknet/ haylezu/ arme. Htm.
9. http://www.ethnologue.com/ show- language. Asp? Code= ARM
و
- http://www.arminco.com/ hayknet/ haylezu/ arme. Htm.
10. ENCYCLOPAEDIA IRANICA, II. (1986), USA, ROUTLEDGE ? KEGAN PAVL INC., 446.
11. رائين، اسماعيل. ايرانيان ارمني. تهران: 1349، مؤسسه انتشارات اميركبير، ص16.
12. VAUX, B. (1998), THE PHONOLOGY OF ARMENIAn, NEW YORK, OXFORD UNIVERSITY PRESS INC.
13. Xathšatrjan, A. (1988), ?amanakakiths Hajereni Hnthšujthabanuthjun (PHONETICS OF CONTEMPORARY ARMENIAN). Erevan: HAjkakan SSH Gituthjunneri Akademiaji Hratarakhšuthjun. , 101~ 6.
14. Xathšatrjan, A. (1988), ?amanakakiths Hajereni Hnthšujthabanuthjun (PHONETICS OF CONTEMPORARY ARMENIAN). Erevan: HAjkakan SSH Gituthjunneri Akademiaji Hratarakhšuthjun. , 101~ 6.
15. Abe?jan, M. (1932), Hajothš Lezvi Ta?athšphuthjun: Metrika (PROSODY OF THE ARMENIAN LANGUAGE: METRE), Erker5, ed. E. A?ajan. Erevan: HAJkakan SSH Gituthjunneri Akademiaji Hratarakthšuthjun., 20, 32.
و
- Atšarrjan , H. Liakatar kherrakanuthjun Hajothš Lezvi (COMPLETE GRAMMAR OF ARMENIAN LANGUAGE), vol. vi: PHONOLOGY. Erevan: Hajkakan SSH Gituthjunneri Akademiaji Hratarakhšvtjun.
16. Abe?jan, M. (1932), Hajothš Lezvi Ta?athšphuthjun: Metrika (PROSODY OF THE ARMENIAN LANGUAGE: METRE), Erker5, ed. E. A?ajan. Erevan: HAJkakan SSH Gituthjunneri Akademiaji Hratarakthšuthjun., 20, 32.
و
- Atšarrjan , H. Liakatar kherrakanuthjun Hajothš Lezvi (COMPLETE GRAMMAR OF ARMENIAN LANGUAGE), vol. vi: PHONOLOGY. Erevan: Hajkakan SSH Gituthjunneri Akademiaji Hratarakhšvtjun.
17. http://www.ethnologue.com/ show- language. Asp? Code= ARM
و
- http://www.arminco.com/ hayknet/ haylezu/ arme. Htm.
18. http://www.ethnologue.com/ show- language. Asp? Code= ARM
و
- http://www.arminco.com/ hayknet/ haylezu/ arme. Htm.
19. http://www.ecml. At/ html/ Armenian/ html/ alphabet. Html.
و
- http://www.armenianheritage. Com/ Lamesrob. htm.
20. http://www.ecml. At/ html/ Armenian/ html/ alphabet. Html.
و
- http://www.armenianheritage. Com/ Lamesrob. htm.
21. http://www.en. Wikipedia. Org/ wiki/ Armenian- alphabet
22. نوریزاده، احمد. تاریخ و فرهنگ ارمنستان. تهران: 1376، نشر چشمه، ص470- 434 و 632- 565.
23. نوریزاده، احمد. تاریخ و فرهنگ ارمنستان. تهران: 1376، نشر چشمه، ص470- 434 و 632- 565.
و
- http://www. Hyeetch. Nareg. Com. Au/ Armenians/ Language- p1. htm
24. نوریزاده، احمد. تاریخ و فرهنگ ارمنستان. تهران: 1376، نشر چشمه، ص470- 434 و 632- 565.
و
- http://www. Hyeetch. Nareg. Com. Au/ Armenians/ Language- p1. htm
کارینه آقاجانیان
[1]. aspirated
[2]. affricate
[3]. glide
. strident*
. /grikhor narek/ (الف
. /nerses šnorhali/ (ب
. /sajatnova/ (ج
. /xathšatvr abovjan/(د
. /rafi/(هـ
. /hovhanes thmanjan/(و
. /je?iše thšarenths/ (ز
. parvjr sevak/ (ح