اسماعيل (ع): تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''اسماعيل (ع)'''، فرزند حضرت ابراهيم (ع) از كنيز مصريش هاجر. در منابع اسلامي او ملقب به ذبيح و از پيامبران الهي است.<sup>1</sup> نام او 11 بار در ''قرآن كريم'' آمده است. اسماعيل از دو واژة عبري اسمع و ايل، به معناي ”خدايا بشنو“، تشكيل شده است.<sup>2</sup> در ''كت...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''اسماعيل (ع)'''، فرزند حضرت ابراهيم (ع) از كنيز مصريش هاجر. در منابع اسلامي او ملقب به ذبيح و از پيامبران الهي است.<sup>1</sup> نام او 11 بار در ''قرآن كريم'' آمده است. | '''اسماعيل (ع)'''، فرزند حضرت ابراهيم (ع) از كنيز مصريش هاجر. در منابع اسلامي او ملقب به ذبيح و از پيامبران الهي است.<sup>1</sup> نام او 11 بار در ''[[قرآن|قرآن كريم]]'' آمده است. | ||
اسماعيل از دو واژة عبري اسمع و ايل، به معناي ”خدايا بشنو“، تشكيل شده است.<sup>2</sup> در ''كتاب مقدس'' (پيدايش، باب 16) از نحوة وجود يافتن اسماعيل سخن به ميان آمده و در منابع اسلامي نيز نازايي ساره همسر ابراهيم و زاده شدن اسماعيل از هاجر ذكر شده است.<sup>3</sup> هم در ''كتاب مقدس'' (پيدايش، 41:21) و هم در روايات اسلامي بنا به فرمان الهي و درخواست ساره، ابراهيم هاجر و طفل خردسالش اسماعيل را بيرون كرد. در روايات اخير، وي آنان را به كوه فاران كه محلي بي آب و علف در مكه بود برد و آن دو را به امان خدا گذاشت.<sup>4</sup> چون تشنگي بر آنها غلبه كرد، هاجر در پي آب 7 بار مسير صفا تا مروه را پيمود و هيچ نيافت تا اينكه متوجه آبي روان در زير پاي اسماعيل شد، آبي كه به زمزم معروف شده است.<sup>5</sup> ''كتاب مقدس'' نيز پيدا شدن آب در زير پاي اسماعيل را ذكر كرده است (پيدايش، 18:21-19). در روايت ''كتاب مقدس'' اسحاق، فرزند ابراهيم از ساره، ذبيح معروف است و در منابع اسلامي اسماعيل؛ حتي در حديثي از حضرت رسول (ص)، ايشان خود را «ابنالذبيحين» خواندهاند و آن اشاره است به اسماعيل (ع) و عبدالله بن عبدالمطلب.<sup>6</sup> | اسماعيل از دو واژة عبري اسمع و ايل، به معناي ”خدايا بشنو“، تشكيل شده است.<sup>2</sup> در ''كتاب مقدس'' (پيدايش، باب 16) از نحوة وجود يافتن اسماعيل سخن به ميان آمده و در منابع اسلامي نيز نازايي ساره همسر ابراهيم و زاده شدن اسماعيل از هاجر ذكر شده است.<sup>3</sup> هم در ''كتاب مقدس'' (پيدايش، 41:21) و هم در روايات اسلامي بنا به فرمان الهي و درخواست ساره، ابراهيم هاجر و طفل خردسالش اسماعيل را بيرون كرد. در روايات اخير، وي آنان را به كوه فاران كه محلي بي آب و علف در مكه بود برد و آن دو را به امان خدا گذاشت.<sup>4</sup> چون تشنگي بر آنها غلبه كرد، هاجر در پي آب 7 بار مسير صفا تا مروه را پيمود و هيچ نيافت تا اينكه متوجه آبي روان در زير پاي اسماعيل شد، آبي كه به زمزم معروف شده است.<sup>5</sup> ''كتاب مقدس'' نيز پيدا شدن آب در زير پاي اسماعيل را ذكر كرده است (پيدايش، 18:21-19). در روايت ''كتاب مقدس'' اسحاق، فرزند ابراهيم از ساره، ذبيح معروف است و در منابع اسلامي اسماعيل؛ حتي در حديثي از حضرت رسول (ص)، ايشان خود را «ابنالذبيحين» خواندهاند و آن اشاره است به اسماعيل (ع) و عبدالله بن عبدالمطلب.<sup>6</sup> | ||
نسخهٔ ۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۵۸
اسماعيل (ع)، فرزند حضرت ابراهيم (ع) از كنيز مصريش هاجر. در منابع اسلامي او ملقب به ذبيح و از پيامبران الهي است.1 نام او 11 بار در قرآن كريم آمده است.
اسماعيل از دو واژة عبري اسمع و ايل، به معناي ”خدايا بشنو“، تشكيل شده است.2 در كتاب مقدس (پيدايش، باب 16) از نحوة وجود يافتن اسماعيل سخن به ميان آمده و در منابع اسلامي نيز نازايي ساره همسر ابراهيم و زاده شدن اسماعيل از هاجر ذكر شده است.3 هم در كتاب مقدس (پيدايش، 41:21) و هم در روايات اسلامي بنا به فرمان الهي و درخواست ساره، ابراهيم هاجر و طفل خردسالش اسماعيل را بيرون كرد. در روايات اخير، وي آنان را به كوه فاران كه محلي بي آب و علف در مكه بود برد و آن دو را به امان خدا گذاشت.4 چون تشنگي بر آنها غلبه كرد، هاجر در پي آب 7 بار مسير صفا تا مروه را پيمود و هيچ نيافت تا اينكه متوجه آبي روان در زير پاي اسماعيل شد، آبي كه به زمزم معروف شده است.5 كتاب مقدس نيز پيدا شدن آب در زير پاي اسماعيل را ذكر كرده است (پيدايش، 18:21-19). در روايت كتاب مقدس اسحاق، فرزند ابراهيم از ساره، ذبيح معروف است و در منابع اسلامي اسماعيل؛ حتي در حديثي از حضرت رسول (ص)، ايشان خود را «ابنالذبيحين» خواندهاند و آن اشاره است به اسماعيل (ع) و عبدالله بن عبدالمطلب.6
گفته شده كه اسماعيل با دختري از قبيله جُرْهُم ازدواج كرد و زبان عربي را از جُرْهُميان فرا گرفت.7 اسماعيل را ”ابوالعرب“ نيز خواندهاند، و اعراب خود را از نسل وي ميدانند.8 همچنين، بنا بر روايات اسلامي، به فرمان الهي اسماعيل در ساختن خانة كعبه و تطهير آن از پليديها به ابراهيم كمك كرد و تمامي مناسك و مراسم حج را نيز، همراه پدر به جاي آورد. (بقره/2/127)9 وي پس از ابراهيم سالها عهدهدار امور خانة كعبه بود و هر ساله مراسم حج را به جاي ميآورد.10 عمر او را 130 سال و گاهي بيشتر نيز آوردهاند، قبر وي در ناحية حجر در كنار قبر مادرش است.11
مآخذ:
1- مقدسي، مطهر. البدأ و التاريخ. به كوشش كلمان هوار، پاريس: 1903م، جزء 3، ص 63؛ ابن حنبل. المسند. ج 4، بيروت: ص 324؛ ابن اثير، علي. الكامل. ج 1، بيروت: ص 100؛ ابن كثير، ابوالفدا. البداية و النهاية. ج 1، به كوشش احمد ابوملحم و ديگران. بيروت: دارالكتب العلميه، 1409ق / 1989م، ص 148 و 179.
2- بغوي، حسين. معالم التنزيل. بيروت: 1405ق / 1985م، جزء 1، ص 153؛ مصاحب، غلامحسين. دايرة المعارف فارسي. ج 1، تهران: 1345، ص 145.
3- ابن سعد، محمد. الطبقات الكبير. به كوشش ادوارد زاخاو، ليدن: بريل، 1322ق، جزء 1، ص 23؛ مقدسي. همان. جزء 3، ص53؛ ابن اثير. همان. ج 1، ص 89؛ يعقوبي، احمد. تاريخ اليعقوبي. ج 1، بيروت: دارصادر، 1379ق، ص 25.
4- ابن كثير. همان. ج 1، ص 145؛ مسعودي، علي. اثبات الوصية. نجف: مكتبة دارالكتب التجارية، ص 26؛ مقدسي. همان. جزء 3، ص 60؛ طبري. تاريخ طبري. ج 1، ص 129-130.
5- ابن اثير. همان. ج 1، ص 90؛ ابن كثير. همان. ج 1، ص 146؛ يعقوبي. همانجا؛ طبري. همان. ج 1، ص129، 131-132؛ ابن هشام، السيرة النبوية. بيروت: دارالكتاب العربي، 1990م، جزء 1، ص 116.
6- يعقوبي. همان. ج 1، ص 27؛ ابن كثير. همان. ج 1، ص 149، 150، 153؛ ابن اثير. همان. ج 1، ص 93، 95؛ طبري. همان. ج 1، ص 135-136، 140-141؛ احمد ابن حنبل. همان. ج 4، ص 324؛ مقدسي. همان. ج 3، ص 63-64.
7- ابن اثير. همان. ص 90؛ طبري. همان. ج 1، ص 131-132؛ يعقوبي. همان. ج 1، ص 26، 221؛ ابن بابويه. الخصال. ج 1، بيروت: مؤسسةالاعلمي، 1410ق، ص 319؛ احمد بن حنبل. همان. ج 4، ص 324؛ مسعودي. همان. ص 26، 28.
8- طبري. همان. ج 1، ص 160؛ ابن اثير. همان. ص 101؛ مسعودي. همان. ص 28؛ احمد ابن حنبل. همان. ج 4، ص 107، 324؛ مقدسي. همان. جزء 3، ص 61، جزء 4، ص 106-107؛ ابن هشام. همان. ج 1، ص 8.
9- ابن اثير. همان. ج 1، ص 91-92؛ طبري. همان. ج 1، ص 129؛ ابن كثير. همان. ج 1، ص 153.
10- يعقوبي. همان. ج 1، ص 221؛ ابن اثير. همان. ج 1، ص 92؛ مسعودي. همان. ص 28.
11- طبري. همان. ج 1، ص 160؛ ابن اثير. همان. ج 1، ص 101، ابن هشام. همان. ج 1، ص 6؛ مقدسي. همان. ج 3، ص 61؛ احمد بن حنبل. همان. ج 4، ص 324.