پرش به محتوا

ایران هخامنشی، دین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''ايران هخامنشي، دين،''' با وجود پژوهش‌هاي گوناگون و تقريباً پيوسته دربارة دين ايرانيان در عصر هخامنشي هنوز محققان در اين باره به عقيدة مشتركي دست نيافته‌اند، و اين موضوع همچنان پيچيده به نظر مي‌رسد. پراكندگي و تنوع منابع دين هخامنشيان باعث...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''ايران هخامنشي، دين،''' با وجود پژوهش‌هاي گوناگون و تقريباً پيوسته دربارة دين ايرانيان در عصر هخامنشي هنوز محققان در اين باره به عقيدة مشتركي دست نيافته‌اند، و اين موضوع همچنان پيچيده به نظر مي‌رسد. پراكندگي و تنوع منابع دين هخامنشيان باعث شده است كه نتيجه‌گيري‌هاي متضاد در اين باره مطرح شود. مهم‌ترين اين منابع عبارت‌اند از: كتيبه‌هاي پادشاهان هخامنشي، نوشته‌هاي مورخان يونان باستان، لوح‌هاي عيلامي تخت جمشيد، بعضي از نوشته‌هاي بابلي، عيلامي و آرامي، و مطالعات باستان‌شناسي.  
'''ایران هخامنشی، دین،''' با وجود پژوهش‌های گوناگون و تقریباً پیوسته دربارة دین ایرانیان در [[هخامنشیان|عصر هخامنشی]] هنوز محققان در این باره به عقیدة مشتركی دست نیافته‌اند، و این موضوع همچنان پیچیده به نظر می‌رسد. پراكندگی و تنوع منابع دین هخامنشیان باعث شده است كه نتیجه‌گیری‌های متضاد در این باره مطرح شود. مهم‌ترین این منابع عبارت‌اند از: كتیبه‌های پادشاهان هخامنشی، نوشته‌های مورخان یونان باستان، لوح‌های عیلامی تخت جمشید، بعضی از نوشته‌های بابلی، عیلامی و آرامی، و مطالعات باستان‌شناسی.  


در بحث از دين هخامنشيان نمي‌توان تصور كنوني از آئين زرتشتي را با آن روزگار تطبيق داد. افزون بر اين، از عصر ظهور زردشت (در فاصلة 1200-1000 ق‌م) تا بنيان‌گذاري شاهنشاهي هخامنشي (550 ق‌م) زمان بسياري گذشته و در نتيجه، در آن مدت دگرگوني‌هاي اجتماعي، فرهنگي وديني مهمي روي داده بود.<sup>1</sup>  
در بحث از دین هخامنشیان نمی‌توان تصور كنونی از آئین زرتشتی را با آن روزگار تطبیق داد. افزون بر این، از عصر ظهور زردشت (در فاصلة 1200-1000 ق‌م) تا بنیان‌گذاری شاهنشاهی هخامنشی (550 ق‌م) زمان بسیاری گذشته و در نتیجه، در آن مدت دگرگونی‌های اجتماعی، فرهنگی ودینی مهمی روی داده بود.<sup>1</sup>  


هخامنشيان اهورا مزدا را به عنوان خداي برتر مي‌پرستيدند و به وجود ايزدان ديگر نيز اعتقاد داشتند؛ «راستي» را مي‌ستودند و از «دروغ» نفرت داشتند. اين نكات تا حدودي مي‌تواند گواه بر نظام ديني آن‌ها باشد.<sup>2</sup>  
هخامنشیان اهورا مزدا را به عنوان خدای برتر می‌پرستیدند و به وجود ایزدان دیگر نیز اعتقاد داشتند؛ «راستی» را می‌ستودند و از «دروغ» نفرت داشتند. این نكات تا حدودی می‌تواند گواه بر نظام دینی آن‌ها باشد.<sup>2</sup>  


اما مخالفان زرتشتي بودن هخامنشيان دلايلي چند را اقامه مي‌كنند، از جمله اين‌كه نام زرتشت در كتيبه‌هاي هخامنشيان نيامده است؛ در سنگ‌نبشته‌هاي هخامنشي از انگره مينيو يا اهريمن ياد نشده است؛ در نوشته‌هاي هخامنشيان از خدا با واژة «بَگه» [1]ياد شده، در حالي كه در ''اوستا'' از لغت «ايزد» استفاده شده است؛ از قلمرو هخامنشيان گورهايي به دست آمده، كه دليلي بر دفن مردگان، بر خلاف آئين زرتشتي است؛ و تدفين پادشاهان هخامنشي در گوردخمه‌ها و نيز قرباني حيواني براي آنان، از امور ناپسند نزد زردشت بوده است.  
اما مخالفان زرتشتی بودن هخامنشیان دلایلی چند را اقامه می‌كنند، از جمله این‌كه نام زرتشت در كتیبه‌های هخامنشیان نیامده است؛ در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی از انگره مینیو یا اهریمن یاد نشده است؛ در نوشته‌های هخامنشیان از خدا با واژة «بَگه» [1]یاد شده، در حالی كه در ''اوستا'' از لغت «ایزد» استفاده شده است؛ از قلمرو هخامنشیان گورهایی به دست آمده، كه دلیلی بر دفن مردگان، بر خلاف آئین زرتشتی است؛ و تدفین پادشاهان هخامنشی در گوردخمه‌ها و نیز قربانی حیوانی برای آنان، از امور ناپسند نزد زردشت بوده است.  


لكن موافقان زرتشتي بودن هخامنشيان مي‌گويند نيامدن نام زرتشت در كتيبه‌هاي هخامنشي دليل موجهي بر زرتشتي نبودن ايشان نيست، چنان كه در كتيبه‌هاي ساساني نيز نام وي ذكر نشده است و اين كه در كتيبه‌هاي هخامنشي معمولاً اصطلاحات ديني زردشتي ديده نمي‌شود، بدين سبب است كه اين متون، به طور كلي ماهيت سياسي دارند. همچنين بعضي اختلاف‌ها در كاربرد واژه‌ها، مانند بگه و ايزد ممكن است به دليل تفاوت‌هاي گويشي باشد و به علاوه، داريوش در كتيبه‌اي اصل شر را «دروغ» معرفي مي‌كند<sup>3</sup> كه به بينش خود زرتشت بسيار نزديك است.  
لكن موافقان زرتشتی بودن هخامنشیان می‌گویند نیامدن نام زرتشت در كتیبه‌های هخامنشی دلیل موجهی بر زرتشتی نبودن ایشان نیست، چنان كه در كتیبه‌های ساسانی نیز نام وی ذكر نشده است و این كه در كتیبه‌های هخامنشی معمولاً اصطلاحات دینی زردشتی دیده نمی‌شود، بدین سبب است كه این متون، به طور كلی ماهیت سیاسی دارند. همچنین بعضی اختلاف‌ها در كاربرد واژه‌ها، مانند بگه و ایزد ممكن است به دلیل تفاوت‌های گویشی باشد و به علاوه، داریوش در كتیبه‌ای اصل شر را «دروغ» معرفی می‌كند<sup>3</sup> كه به بینش خود زرتشت بسیار نزدیك است.  


به جز هخامنشيان، ساسانيان نيز ـ كه بي‌شك مزدايي بودند ـ رسم موميايي كردن جسد پادشاهان و نهادن آن در مقبره‌هاي صخره‌اي را داشتند. از اين رو، حفظ پيكرهاي افراد خانوادة سلطنتي، احتمالاً به سبب حفظ فرّه شاهي در مقبره، و يا بر اساس آئيني خاصِ مردگان خانوادة سلطنت بوده است.<sup>4</sup>  
به جز هخامنشیان، ساسانیان نیز ـ كه بی‌شك مزدایی بودند ـ رسم مومیایی كردن جسد پادشاهان و نهادن آن در مقبره‌های صخره‌ای را داشتند. از این رو، حفظ پیكرهای افراد خانوادة سلطنتی، احتمالاً به سبب حفظ فرّه شاهی در مقبره، و یا بر اساس آئینی خاصِ مردگان خانوادة سلطنت بوده است.<sup>4</sup>  


به هر حال، در مورد كورش اين شك وجود دارد كه او مزدايي بوده يا نه، زيرا وي در استوانة معروف خود مي‌گويد كه برگزيدة مردوك خداست،<sup>5</sup> لكن در كاخ كورش آتشگاهي تعبيه شده بود كه براي نيايش در دين زرتشتي به كار مي‌آيد<sup>6</sup> و بويس به اين علت و عللي ديگر وي را مزداپرست مي‌داند.<sup>7</sup>  
به هر حال، در مورد كورش این شك وجود دارد كه او مزدایی بوده یا نه، زیرا وی در استوانة معروف خود می‌گوید كه برگزیدة مردوك خداست،<sup>5</sup> لكن در كاخ كورش آتشگاهی تعبیه شده بود كه برای نیایش در دین زرتشتی به كار می‌آید<sup>6</sup> و بویس به این علت و عللی دیگر وی را مزداپرست می‌داند.<sup>7</sup>  


در مورد داريوش اطمينان كامل وجود دارد. داريوش روحاً به اندازة زرتشت يكتاپرست بود؛ او از هيچ خدايي به جز اهورا مزدا ياد نمي‌كند، پيوسته او را مي‌خواند، براي خود و خانواده‌اش و كارهايش پشتيباني او را درخواست مي‌نمايد و با همان شدت زرتشت از ديوان نفرت دارد. در نوشته‌هاي آرامگاهي داريوش به نظر مي‌رسد كه وي يكي از ''گاثاها'' (سروده‌هاي پيامبر) را نقل كرده است.<sup>8</sup> لحن سنگ‌نوشته‌هاي خشايارشا نيز مشابه با داريوش است و از مزداپرستي او حكايت دارد و نزد اردشير اول نيز چنين گرايشي را مشاهده مي‌كنيم.<sup>9</sup>  
در مورد داریوش اطمینان كامل وجود دارد. داریوش روحاً به اندازة زرتشت یكتاپرست بود؛ او از هیچ خدایی به جز اهورا مزدا یاد نمی‌كند، پیوسته او را می‌خواند، برای خود و خانواده‌اش و كارهایش پشتیبانی او را درخواست می‌نماید و با همان شدت زرتشت از دیوان نفرت دارد. در نوشته‌های آرامگاهی داریوش به نظر می‌رسد كه وی یكی از ''گاثاها'' (سروده‌های پیامبر) را نقل كرده است.<sup>8</sup> لحن سنگ‌نوشته‌های خشایارشا نیز مشابه با داریوش است و از مزداپرستی او حكایت دارد و نزد اردشیر اول نیز چنین گرایشی را مشاهده می‌كنیم.<sup>9</sup>  


اردشير دوم در كتيبه‌هاي مختلف خود هم از اهورا مزدا، هم از اهورا مزدا و ميثره و هم از اهورا مزدا و اناهيتا و ميثره ياد كرده است،<sup>10</sup> لكن به نظر مي‌رسد كه وي به ويژه به اناهيتا دلبستگي داشته و تنديس‌هاي او را در معابدي در شهرهاي مختلف بر پا كرده بود<sup>11</sup> كه اين تا اندازه‌اي دور شدن از تعاليم مزدايي است. در عين حال، در تقويم رسمي ايراني، كه از اواسط دوران هخامنشي تنظيم شد، نام ماه‌ها و روزها اساساً از مفاهيم گاثاهايي و اوستايي گرفته شده است.<sup>12</sup>
اردشیر دوم در كتیبه‌های مختلف خود هم از اهورا مزدا، هم از اهورا مزدا و میثره و هم از اهورا مزدا و اناهیتا و میثره یاد كرده است،<sup>10</sup> لكن به نظر می‌رسد كه وی به ویژه به اناهیتا دلبستگی داشته و تندیس‌های او را در معابدی در شهرهای مختلف بر پا كرده بود<sup>11</sup> كه این تا اندازه‌ای دور شدن از تعالیم مزدایی است. در عین حال، در تقویم رسمی ایرانی، كه از اواسط دوران هخامنشی تنظیم شد، نام ماه‌ها و روزها اساساً از مفاهیم گاثاهایی و اوستایی گرفته شده است.<sup>12</sup>


دربار هخامنشي هيچ‌گاه قصد رسميت بخشيدن به دين خاصي را نداشت و تسامح ديني هخامنشيان سبب شده بود كه يك آئين فراگير و رسمي در قلمرو ايشان به وجود نيايد.<sup>13</sup> احتمالاً براي تمام روزگار هخامنشيان (550-330 ق‌م) نمي‌توان از دين واحدي نام برد و لااقل، به نظر نمي‌رسد كه تمام شاهان هخامنشي آئيني با عناصر گاثاهايي را ستايش كرده باشند. شايد هخامنشيان در اعتقاد به آئين زرتشتي، راه و روش ويژه‌اي داشته‌اند.<sup>14</sup> با اين حال، به احتمال قوي تا پايان فرمانروايي هخامنشيان، دين مزدايي در ولايات شاهنشاهي ايشان گسترش يافته بود.<sup>15</sup>  
دربار هخامنشی هیچ‌گاه قصد رسمیت بخشیدن به دین خاصی را نداشت و تسامح دینی هخامنشیان سبب شده بود كه یك آئین فراگیر و رسمی در قلمرو ایشان به وجود نیاید.<sup>13</sup> احتمالاً برای تمام روزگار هخامنشیان (550-330 ق‌م) نمی‌توان از دین واحدی نام برد و لااقل، به نظر نمی‌رسد كه تمام شاهان هخامنشی آئینی با عناصر گاثاهایی را ستایش كرده باشند. شاید هخامنشیان در اعتقاد به آئین زرتشتی، راه و روش ویژه‌ای داشته‌اند.<sup>14</sup> با این حال، به احتمال قوی تا پایان فرمانروایی هخامنشیان، دین مزدایی در ولایات شاهنشاهی ایشان گسترش یافته بود.<sup>15</sup>  




'''مآخذ:'''  
'''مآخذ:'''  


1-          نك: فراي، ريچارد. '''''تاريخ باستاني ايران'''''. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: علمي و فرهنگي، 1380، ص 197؛ نيولي، گراردو. '''''زمان و زادگاه زرتشت'''''. ترجمة سيد منصور سيد سجادي، تهران: آگاه، 1381، ص 280.  
1-          نك: فرای، ریچارد. '''''تاریخ باستانی ایران'''''. ترجمة مسعود رجب‌نیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1380، ص 197؛ نیولی، گراردو. '''''زمان و زادگاه زرتشت'''''. ترجمة سید منصور سید سجادی، تهران: آگاه، 1381، ص 280.  


2-          فراي. همانجا.  
2-          فرای. همانجا.  


3-     Williams Jackson, A. V. '''''Zoroastrian Studies'''''. New York: 1928, P. 154.
3-     Williams Jackson, A. V. '''''Zoroastrian Studies'''''. New York: 1928, P. 154.
خط ۳۶: خط ۳۶:
7-     Ibid. Vol. II, PP. 50ff.
7-     Ibid. Vol. II, PP. 50ff.


8-          اومستد، ا. ت. '''''تاريخ شاهنشاهي هخامنشي'''''. ترجمة محمد مقدم، تهران: اميركبير، 1357، ص 265، 648؛  
8-          اومستد، ا. ت. '''''تاریخ شاهنشاهی هخامنشی'''''. ترجمة محمد مقدم، تهران: امیركبیر، 1357، ص 265، 648؛  


Olmstead, A. T. '''''History of the Persian Empire'''''. Chicago / London: University Chicago Press, 1959, PP. 195, 471.
Olmstead, A. T. '''''History of the Persian Empire'''''. Chicago / London: University Chicago Press, 1959, PP. 195, 471.
خط ۵۰: خط ۵۰:
12-  Schwartz. Ibid. PP. 692f.
12-  Schwartz. Ibid. PP. 692f.


13-        فراي. همان. ص 202؛ همو، «مذهب در فارس در زمان هخامنشيان»، ترجمة سلما قوامي شهيدي، '''''ارج‌نامة شهرياري'''''. تهران: 1380، ص 387.  
13-        فرای. همان. ص 202؛ همو، «مذهب در فارس در زمان هخامنشیان»، ترجمة سلما قوامی شهیدی، '''''ارج‌نامة شهریاری'''''. تهران: 1380، ص 387.  


14-        موله، ماريان. '''''ايران باستان'''''. ترجمة ژاله آموزگار، تهران: 1377، ص 119؛ دوشن ـ گيمن، ژاك. '''''زرتشت و جهان''''' '''''غرب'''''. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: مرواريد، 1363، ص 100.  
14-        موله، ماریان. '''''ایران باستان'''''. ترجمة ژاله آموزگار، تهران: 1377، ص 119؛ دوشن ـ گیمن، ژاك. '''''زرتشت و جهان''''' '''''غرب'''''. ترجمة مسعود رجب‌نیا، تهران: مروارید، 1363، ص 100.  


15-        بويس، مري. '''''زردشتيان'''''. ترجمة عسكر بهرامي، تهران: 1381، ص 105؛  
15-        بویس، مری. '''''زردشتیان'''''. ترجمة عسكر بهرامی، تهران: 1381، ص 105؛  


Boyce, M. '''''Zoroastrianism, Their Religious Beliefs and Practices'''''. London: Routledge, 1979, P. 76.
Boyce, M. '''''Zoroastrianism, Their Religious Beliefs and Practices'''''. London: Routledge, 1979, P. 76.
----[1]. baga
----[1]. baga

نسخهٔ ‏۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۳:۰۵

ایران هخامنشی، دین، با وجود پژوهش‌های گوناگون و تقریباً پیوسته دربارة دین ایرانیان در عصر هخامنشی هنوز محققان در این باره به عقیدة مشتركی دست نیافته‌اند، و این موضوع همچنان پیچیده به نظر می‌رسد. پراكندگی و تنوع منابع دین هخامنشیان باعث شده است كه نتیجه‌گیری‌های متضاد در این باره مطرح شود. مهم‌ترین این منابع عبارت‌اند از: كتیبه‌های پادشاهان هخامنشی، نوشته‌های مورخان یونان باستان، لوح‌های عیلامی تخت جمشید، بعضی از نوشته‌های بابلی، عیلامی و آرامی، و مطالعات باستان‌شناسی.

در بحث از دین هخامنشیان نمی‌توان تصور كنونی از آئین زرتشتی را با آن روزگار تطبیق داد. افزون بر این، از عصر ظهور زردشت (در فاصلة 1200-1000 ق‌م) تا بنیان‌گذاری شاهنشاهی هخامنشی (550 ق‌م) زمان بسیاری گذشته و در نتیجه، در آن مدت دگرگونی‌های اجتماعی، فرهنگی ودینی مهمی روی داده بود.1

هخامنشیان اهورا مزدا را به عنوان خدای برتر می‌پرستیدند و به وجود ایزدان دیگر نیز اعتقاد داشتند؛ «راستی» را می‌ستودند و از «دروغ» نفرت داشتند. این نكات تا حدودی می‌تواند گواه بر نظام دینی آن‌ها باشد.2

اما مخالفان زرتشتی بودن هخامنشیان دلایلی چند را اقامه می‌كنند، از جمله این‌كه نام زرتشت در كتیبه‌های هخامنشیان نیامده است؛ در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی از انگره مینیو یا اهریمن یاد نشده است؛ در نوشته‌های هخامنشیان از خدا با واژة «بَگه» [1]یاد شده، در حالی كه در اوستا از لغت «ایزد» استفاده شده است؛ از قلمرو هخامنشیان گورهایی به دست آمده، كه دلیلی بر دفن مردگان، بر خلاف آئین زرتشتی است؛ و تدفین پادشاهان هخامنشی در گوردخمه‌ها و نیز قربانی حیوانی برای آنان، از امور ناپسند نزد زردشت بوده است.

لكن موافقان زرتشتی بودن هخامنشیان می‌گویند نیامدن نام زرتشت در كتیبه‌های هخامنشی دلیل موجهی بر زرتشتی نبودن ایشان نیست، چنان كه در كتیبه‌های ساسانی نیز نام وی ذكر نشده است و این كه در كتیبه‌های هخامنشی معمولاً اصطلاحات دینی زردشتی دیده نمی‌شود، بدین سبب است كه این متون، به طور كلی ماهیت سیاسی دارند. همچنین بعضی اختلاف‌ها در كاربرد واژه‌ها، مانند بگه و ایزد ممكن است به دلیل تفاوت‌های گویشی باشد و به علاوه، داریوش در كتیبه‌ای اصل شر را «دروغ» معرفی می‌كند3 كه به بینش خود زرتشت بسیار نزدیك است.

به جز هخامنشیان، ساسانیان نیز ـ كه بی‌شك مزدایی بودند ـ رسم مومیایی كردن جسد پادشاهان و نهادن آن در مقبره‌های صخره‌ای را داشتند. از این رو، حفظ پیكرهای افراد خانوادة سلطنتی، احتمالاً به سبب حفظ فرّه شاهی در مقبره، و یا بر اساس آئینی خاصِ مردگان خانوادة سلطنت بوده است.4

به هر حال، در مورد كورش این شك وجود دارد كه او مزدایی بوده یا نه، زیرا وی در استوانة معروف خود می‌گوید كه برگزیدة مردوك خداست،5 لكن در كاخ كورش آتشگاهی تعبیه شده بود كه برای نیایش در دین زرتشتی به كار می‌آید6 و بویس به این علت و عللی دیگر وی را مزداپرست می‌داند.7

در مورد داریوش اطمینان كامل وجود دارد. داریوش روحاً به اندازة زرتشت یكتاپرست بود؛ او از هیچ خدایی به جز اهورا مزدا یاد نمی‌كند، پیوسته او را می‌خواند، برای خود و خانواده‌اش و كارهایش پشتیبانی او را درخواست می‌نماید و با همان شدت زرتشت از دیوان نفرت دارد. در نوشته‌های آرامگاهی داریوش به نظر می‌رسد كه وی یكی از گاثاها (سروده‌های پیامبر) را نقل كرده است.8 لحن سنگ‌نوشته‌های خشایارشا نیز مشابه با داریوش است و از مزداپرستی او حكایت دارد و نزد اردشیر اول نیز چنین گرایشی را مشاهده می‌كنیم.9

اردشیر دوم در كتیبه‌های مختلف خود هم از اهورا مزدا، هم از اهورا مزدا و میثره و هم از اهورا مزدا و اناهیتا و میثره یاد كرده است،10 لكن به نظر می‌رسد كه وی به ویژه به اناهیتا دلبستگی داشته و تندیس‌های او را در معابدی در شهرهای مختلف بر پا كرده بود11 كه این تا اندازه‌ای دور شدن از تعالیم مزدایی است. در عین حال، در تقویم رسمی ایرانی، كه از اواسط دوران هخامنشی تنظیم شد، نام ماه‌ها و روزها اساساً از مفاهیم گاثاهایی و اوستایی گرفته شده است.12

دربار هخامنشی هیچ‌گاه قصد رسمیت بخشیدن به دین خاصی را نداشت و تسامح دینی هخامنشیان سبب شده بود كه یك آئین فراگیر و رسمی در قلمرو ایشان به وجود نیاید.13 احتمالاً برای تمام روزگار هخامنشیان (550-330 ق‌م) نمی‌توان از دین واحدی نام برد و لااقل، به نظر نمی‌رسد كه تمام شاهان هخامنشی آئینی با عناصر گاثاهایی را ستایش كرده باشند. شاید هخامنشیان در اعتقاد به آئین زرتشتی، راه و روش ویژه‌ای داشته‌اند.14 با این حال، به احتمال قوی تا پایان فرمانروایی هخامنشیان، دین مزدایی در ولایات شاهنشاهی ایشان گسترش یافته بود.15


مآخذ:

1-          نك: فرای، ریچارد. تاریخ باستانی ایران. ترجمة مسعود رجب‌نیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1380، ص 197؛ نیولی، گراردو. زمان و زادگاه زرتشت. ترجمة سید منصور سید سجادی، تهران: آگاه، 1381، ص 280.

2-          فرای. همانجا.

3-     Williams Jackson, A. V. Zoroastrian Studies. New York: 1928, P. 154.

4-     Boyce, M. A History of Zoroastrianism, Leiden: Brill, 1982, Vol. II, PP. 55f.

5-     Williams Jackson. Ibid. P. 156.

6-     Boyce. Ibid. Vol. II, PP. 52-53.

7-     Ibid. Vol. II, PP. 50ff.

8-          اومستد، ا. ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشی. ترجمة محمد مقدم، تهران: امیركبیر، 1357، ص 265، 648؛

Olmstead, A. T. History of the Persian Empire. Chicago / London: University Chicago Press, 1959, PP. 195, 471.

Schwartz, M. «The Religion of Achaemenian Iran», The Cambridge History of Iran, Cambridge University Press, 1985, Vol. II, PP. 684ff.

9-     Schwartz. Ibid. PP. 689, 692.

10-  Ibid. P. 694.

11-        اومستد. ص 649؛ Olmstead. Ibid. P. 471 .

12-  Schwartz. Ibid. PP. 692f.

13-        فرای. همان. ص 202؛ همو، «مذهب در فارس در زمان هخامنشیان»، ترجمة سلما قوامی شهیدی، ارج‌نامة شهریاری. تهران: 1380، ص 387.

14-        موله، ماریان. ایران باستان. ترجمة ژاله آموزگار، تهران: 1377، ص 119؛ دوشن ـ گیمن، ژاك. زرتشت و جهان غرب. ترجمة مسعود رجب‌نیا، تهران: مروارید، 1363، ص 100.

15-        بویس، مری. زردشتیان. ترجمة عسكر بهرامی، تهران: 1381، ص 105؛

Boyce, M. Zoroastrianism, Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, P. 76.


[1]. baga