مانوی، دین: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''مانوي، دين،''' نظامي اعتقادي و آئيني مبتني بر ثنويت نور و ظلمت، كه ماني<sup>*</sup> مؤسس آن بود. جهانشناسي مانوي شديداً صبغة گنوسي داشت. بنا بر اسطورة آفرينش مانوي، در آغاز، قلمرو نور به پادشاهي «زُروان» يا «پدربزرگي» يا «پدرروشني»، در بالا و جدا...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''مانوی، دین،''' نظامی اعتقادی و آئینی مبتنی بر ثنویت نور و ظلمت، كه [[مانی]]<sup>*</sup> مؤسس آن بود. جهانشناسی مانوی شدیداً صبغة گنوسی داشت. بنا بر اسطورة آفرینش مانوی، در آغاز، قلمرو نور به پادشاهی «زُروان» یا «پدربزرگی» یا «پدرروشنی»، در بالا و جدای از قلمرو ظلمت قرار داشت كه در پائین بود و اهریمن بر آن فرمان میراند. اما اهریمن به قلمرو نور حمله برد و بخشی از آن را بلعید و به این ترتیب نور با ظلمت درآمیخت؛ این آمیختگی سرآغاز زنجیرهای از آفرینشهای پی در پی بود. پدر روشنی ایزدان متعدد را به زندگی فرا خواند؛ عالم را از پیكر دیوان به صورت كنونی آفرید، و چرخی آسمانی برای پالایش تدریجی نور و جدایی آن از ظلمت ایجاد كرد تا فرآیند بازگشت نور به منشاء خود میسر شود.<sup>1</sup> بر این مبنا، عالم مادی ماهیتی پلید و ظلمانی دارد و زندانی است كه پارههای نور در همة اجزای آن و بهویژه به صورت روح در پیكر انسانی، اسیرند. نجات هر فرد در رسیدن به معرفت به این حقیقت، و سپس تلاش برای رهایی از طریق پیروی از آئین مانوی است. | ||
پیروان این دین به دو گروه نیوشاگان (شنوندگان) كه مردمان عادی بودند، و برگزیدگان كه پنج طبقة آموزگاران و روحانیان را تشكیل میدادند، تقسیم میشدند. نیوشاگان موظف به خواندن نماز، روزه گرفتن در ایامی خاص، رعایت پرهیزهای اخلاقی و خوراكی (نخوردن گوشت)، ترك گناه، اعتراف و توبه، شركت در آئینهای جمعی و نیز كمك به برگزیدگان بودند و در این صورت امید آن داشتند كه در زندگی بعدی خود یكی از برگزیدگان باشند (مانویان به تناسخ اعتقاد داشتند.). برگزیدگان مانوی علاوه بر اینها، پرهیزهای دشوارتری چون عدم ازدواج، اجتناب از هرگونه تلاش برای تهیة غذا، دوری از رفاه مادی و روزههای مكرر را رعایت میكردند و امیدوار بودند كه پس از مرگ، روح یا نور اسیر در بدنشان رها شده و به بهشت نور بپیوندد.<sup>2</sup> | |||
در | در معادشناسی مانوی در پایان كار جهان، آنگاه كه همة ذرات نور به منشاء خود بازگردند، پس از دورة كوتاهی كه در آن دین مانوی به پیروزی میرسد و عیسی ظهور میكند و بر تخت مینشیند، ایزدان نگهدارندة آسمانها و زمین آنها را رها میكنند تا در هم بریزند و در این حال، آتشی ایجاد میشود كه 1468 سال به طول میانجامد و همه چیز را میسوزاند تا آخرین پارههای نور نیز رها شوند. آنگاه دیوان، اهریمن و ماده در قعر چاهی كه سر آن با سنگ عظیمی پوشانده میشود، زندانی میشوند و كیهان به وضعیت پیش از آمیختگی خود باز میگردد.<sup>3</sup> | ||
پس از مرگ | پس از مرگ مانی، با تعقیب و آزار مانویان در ایران، پیروان این دین به تدریج به سوی شرق و غرب كوچیدند.حاصل این مهاجرت، انتشار این دین در شرق تا تركستان و چین، و در غرب تا آفریقا و اروپا بود، چنانكه سدة 4 م را «سدة مانوی غرب» نامیدهاند. اما این دین از یك سو به سبب ماهیت اعتقادی و پرهیزهای خاص خود، و از سوی دیگر به سبب مخالفت حاكمان و رهبران ادیان دیگر با آن رو به افول نهاد و در غرب پس از سدة 6 م و در شرق پس از سدة 8 م از میان رفت.<sup>4</sup> | ||
(← | (← زُروانی، آئین) | ||
'''مآخذ:''' | '''مآخذ:''' | ||
1- | 1- اسماعیلپور، ابوالقاسم. '''''اسطورة آفرینش در آئین مانی'''''. تهران: فكر روز، 1375، ص 55 به بعد؛ بهار، مهرداد. '''''ادیان آسیایی'''''. تهران: چشمه، 1375، ص 84-90؛ تقیزاده، سید حسن. '''''مانی و دین او'''''. تهران: چاپخانة مجلس، 1335، ص 37-44؛ | ||
Asmussen, J.P. «Manichaeism», '''''Historia Religionum'''.'' ed. C.J. Bleeker and G. Widengren, Leiden: Brill, 1988, Vol. I, P. 595; Gnoli, G. «Manichaeism», '''''The Encyclopedia of Religion'''''. ed., Mirca Eliade, New York: Macmillan, 1987, Vol. IX, P. 26; Jackson, A.V.W. '''''Researches in Manichaeism'''''. New York: Colombia University Press, 1932, PP. 8-11; Widengren. G. '''''Mani and Manichaeism'''''. London: Weidenfeld & Nicolson, 1965, PP. 59-73; | Asmussen, J.P. «Manichaeism», '''''Historia Religionum'''.'' ed. C.J. Bleeker and G. Widengren, Leiden: Brill, 1988, Vol. I, P. 595; Gnoli, G. «Manichaeism», '''''The Encyclopedia of Religion'''''. ed., Mirca Eliade, New York: Macmillan, 1987, Vol. IX, P. 26; Jackson, A.V.W. '''''Researches in Manichaeism'''''. New York: Colombia University Press, 1932, PP. 8-11; Widengren. G. '''''Mani and Manichaeism'''''. London: Weidenfeld & Nicolson, 1965, PP. 59-73; | ||
2- بهار. همان. ص 92؛ | 2- بهار. همان. ص 92؛ وامقی، ایرج. '''''نوشتههای مانی و مانویان'''''. تهران: سوره، 1378، ص 42-46؛ تقیزاده. ص 51-54؛ اسماعیلپور. همان. ص 74-75؛ | ||
Asmussen. Ibid. PP. 581-583, 598-600; Jackson. Ibid. PP. 12-13; Widengren. Ibid. PP. 96-99. | Asmussen. Ibid. PP. 581-583, 598-600; Jackson. Ibid. PP. 12-13; Widengren. Ibid. PP. 96-99. | ||
3- بهار. همان. ص 90-91؛ | 3- بهار. همان. ص 90-91؛ تقیزاده. همان. ص 46-47؛ | ||
Asmussen. Ibid. P. 605; Greenlees, D. '''''The Gospel of Prophet Mani'''''. Madras, The Philosophical Publishing House, 1956, PP. 137-140. | Asmussen. Ibid. P. 605; Greenlees, D. '''''The Gospel of Prophet Mani'''''. Madras, The Philosophical Publishing House, 1956, PP. 137-140. | ||
4- بهار. همان. ص 83-84؛ | 4- بهار. همان. ص 83-84؛ وامقی. همان. ص 46-48؛ تقیزاده. همان. ص 17-20؛ | ||
Widengren. Ibid. PP. 117-134; Asmussen. Ibid. PP. 592-594. | Widengren. Ibid. PP. 117-134; Asmussen. Ibid. PP. 592-594. | ||
نسخهٔ ۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۵۷
مانوی، دین، نظامی اعتقادی و آئینی مبتنی بر ثنویت نور و ظلمت، كه مانی* مؤسس آن بود. جهانشناسی مانوی شدیداً صبغة گنوسی داشت. بنا بر اسطورة آفرینش مانوی، در آغاز، قلمرو نور به پادشاهی «زُروان» یا «پدربزرگی» یا «پدرروشنی»، در بالا و جدای از قلمرو ظلمت قرار داشت كه در پائین بود و اهریمن بر آن فرمان میراند. اما اهریمن به قلمرو نور حمله برد و بخشی از آن را بلعید و به این ترتیب نور با ظلمت درآمیخت؛ این آمیختگی سرآغاز زنجیرهای از آفرینشهای پی در پی بود. پدر روشنی ایزدان متعدد را به زندگی فرا خواند؛ عالم را از پیكر دیوان به صورت كنونی آفرید، و چرخی آسمانی برای پالایش تدریجی نور و جدایی آن از ظلمت ایجاد كرد تا فرآیند بازگشت نور به منشاء خود میسر شود.1 بر این مبنا، عالم مادی ماهیتی پلید و ظلمانی دارد و زندانی است كه پارههای نور در همة اجزای آن و بهویژه به صورت روح در پیكر انسانی، اسیرند. نجات هر فرد در رسیدن به معرفت به این حقیقت، و سپس تلاش برای رهایی از طریق پیروی از آئین مانوی است.
پیروان این دین به دو گروه نیوشاگان (شنوندگان) كه مردمان عادی بودند، و برگزیدگان كه پنج طبقة آموزگاران و روحانیان را تشكیل میدادند، تقسیم میشدند. نیوشاگان موظف به خواندن نماز، روزه گرفتن در ایامی خاص، رعایت پرهیزهای اخلاقی و خوراكی (نخوردن گوشت)، ترك گناه، اعتراف و توبه، شركت در آئینهای جمعی و نیز كمك به برگزیدگان بودند و در این صورت امید آن داشتند كه در زندگی بعدی خود یكی از برگزیدگان باشند (مانویان به تناسخ اعتقاد داشتند.). برگزیدگان مانوی علاوه بر اینها، پرهیزهای دشوارتری چون عدم ازدواج، اجتناب از هرگونه تلاش برای تهیة غذا، دوری از رفاه مادی و روزههای مكرر را رعایت میكردند و امیدوار بودند كه پس از مرگ، روح یا نور اسیر در بدنشان رها شده و به بهشت نور بپیوندد.2
در معادشناسی مانوی در پایان كار جهان، آنگاه كه همة ذرات نور به منشاء خود بازگردند، پس از دورة كوتاهی كه در آن دین مانوی به پیروزی میرسد و عیسی ظهور میكند و بر تخت مینشیند، ایزدان نگهدارندة آسمانها و زمین آنها را رها میكنند تا در هم بریزند و در این حال، آتشی ایجاد میشود كه 1468 سال به طول میانجامد و همه چیز را میسوزاند تا آخرین پارههای نور نیز رها شوند. آنگاه دیوان، اهریمن و ماده در قعر چاهی كه سر آن با سنگ عظیمی پوشانده میشود، زندانی میشوند و كیهان به وضعیت پیش از آمیختگی خود باز میگردد.3
پس از مرگ مانی، با تعقیب و آزار مانویان در ایران، پیروان این دین به تدریج به سوی شرق و غرب كوچیدند.حاصل این مهاجرت، انتشار این دین در شرق تا تركستان و چین، و در غرب تا آفریقا و اروپا بود، چنانكه سدة 4 م را «سدة مانوی غرب» نامیدهاند. اما این دین از یك سو به سبب ماهیت اعتقادی و پرهیزهای خاص خود، و از سوی دیگر به سبب مخالفت حاكمان و رهبران ادیان دیگر با آن رو به افول نهاد و در غرب پس از سدة 6 م و در شرق پس از سدة 8 م از میان رفت.4
(← زُروانی، آئین)
مآخذ:
1- اسماعیلپور، ابوالقاسم. اسطورة آفرینش در آئین مانی. تهران: فكر روز، 1375، ص 55 به بعد؛ بهار، مهرداد. ادیان آسیایی. تهران: چشمه، 1375، ص 84-90؛ تقیزاده، سید حسن. مانی و دین او. تهران: چاپخانة مجلس، 1335، ص 37-44؛
Asmussen, J.P. «Manichaeism», Historia Religionum. ed. C.J. Bleeker and G. Widengren, Leiden: Brill, 1988, Vol. I, P. 595; Gnoli, G. «Manichaeism», The Encyclopedia of Religion. ed., Mirca Eliade, New York: Macmillan, 1987, Vol. IX, P. 26; Jackson, A.V.W. Researches in Manichaeism. New York: Colombia University Press, 1932, PP. 8-11; Widengren. G. Mani and Manichaeism. London: Weidenfeld & Nicolson, 1965, PP. 59-73;
2- بهار. همان. ص 92؛ وامقی، ایرج. نوشتههای مانی و مانویان. تهران: سوره، 1378، ص 42-46؛ تقیزاده. ص 51-54؛ اسماعیلپور. همان. ص 74-75؛
Asmussen. Ibid. PP. 581-583, 598-600; Jackson. Ibid. PP. 12-13; Widengren. Ibid. PP. 96-99.
3- بهار. همان. ص 90-91؛ تقیزاده. همان. ص 46-47؛
Asmussen. Ibid. P. 605; Greenlees, D. The Gospel of Prophet Mani. Madras, The Philosophical Publishing House, 1956, PP. 137-140.
4- بهار. همان. ص 83-84؛ وامقی. همان. ص 46-48؛ تقیزاده. همان. ص 17-20؛
Widengren. Ibid. PP. 117-134; Asmussen. Ibid. PP. 592-594.