پرش به محتوا

اخترشناسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «اخترشناسي، بي‌ترديد ايرانيان نيز همچون ديگر ملل باستاني به پديده‌هاي نجومي توجه داشته‌اند. اين توجه بويژه در ميان اقوام آريايي كه داراي زندگي شَباني  و اقتصادشان در آغاز متكي بر دامپروري بود، نمود بيشتري مي‌يافت. در آئين‌هاي مهرپرستي*، ز...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
اخترشناسي، بي‌ترديد ايرانيان نيز همچون ديگر ملل باستاني به پديده‌هاي نجومي توجه داشته‌اند. اين توجه بويژه در ميان اقوام آريايي كه داراي زندگي شَباني  و اقتصادشان در آغاز متكي بر دامپروري بود، نمود بيشتري مي‌يافت. در آئين‌هاي مهرپرستيزردشتي* ( و زرواني) كه از ديرباز در ايران باستان رواج داشت و بويژه در آيين مانيخورشيد، ماه، ستارگان ثابت (اختران) و ستارگان رونده (اباختران = سيارات) از اهميت بسيار برخوردار بودند. ايرانيان بي‌ترديد از ديرباز از مرحلة «داشتن آگاهي‌هاي نجومي» فراتر رفته و به «دانش اخترشناسي» دست يافته بودند. ابن نديم<sup>1</sup> نخستين كتاب شناس دورة اسلامي، و حمزة اصفهاني*،<sup>2</sup> از تاريخ نگاران مشهور، به نقل از كتاب ''اختلاف الزيجات'' ابومعشر بلخي* (كه امروزه نشاني از آن در دست نيست) داستاني آورده‌اند كه به رغم آميختگي با افسانه، مي‌تواند نشانة توجه ايرانيان باستان به اخترشناسي باشد. قاضي صاعد اندلسي در كتاب ''التعريف بطبقات الأمم'' دربارة ايرانيان باستان آورده است: «آنان در روزگاران كهن به رصد ستارگان پرداخته‌اند و دربارة حركات آنها (يعني دربارة نظام كهكشان) نظرات مختلفي دارند. يكي از اين ديدگاه‌ها، روشي است كه ابومعشر بلخي در زيج كبير خود پيش گرفته و گفته است كه اين شيوه، همان روش دانشمندان باستاني ايران و بسياري از نواحي ديگر است».<sup>3و4</sup> اخترشناسي ايران باستان بيشتر از نجوم هندي و نيز دانسته‌هاي بابليان تأثير گرفته بود. در ميانة سدة 3م نيز برخي آثار نجومي يوناني به پهلوي ترجمه شد كه البته تأثيري اندك برجاي گذاشت.<sup>5</sup> بر اساس  اشارات صريح بيروني*<sup>6</sup> و آنچه علي بن سليمان<sup>7</sup> از ماشاءالله يهودي نقل كرده، از نگارش دست كم 2 زيج به اين نام، يكي در زمان انوشيروان در 556 ميلادي و ديگري در زمان يزدگرد سوم آگاهي داريم. به گفتة ماشاءالله ، وقتي خسرو انوشيروان به اختلافي كه ميان زيج هندي اَرْكَنْد و مَجَسْطي بطلميوس بود توجه كرد صاحب نظران در محاسبه، استخراج احكام نجومي، و رصد را گرد آورد. آنان اين دو كتاب را بررسي كردند و اركند را از لحاظ رصدي و بينش، و استخراج احكام نجومي بسيار دقيق‌تر يافتند. پس زيجي ترتيب دادند و نامش را «زيج شاه» نهادند و همين كار در ايام يزدگرد سوم نيز تكرار شد. پس دست كم يكي از '''زيج‌ها'''ي ايراني (كه همگي با نام زيج شاه شناخته مي‌شدند) مدت‌ها پيش از روزگار انوشيروان وجود داشته است و چون ابن يونس (ستاره شناس مصري) از رصدِ اوج آفتاب در حدود 450 ميلادي توسط ايرانيان خبر داده شايد بتوان گفت كه روايت ياد شدة اين زيج در همين سال‌ها تهيه شده است.<sup>8و9و10</sup> تقي‌زاده نيز با استناد به برخي قرائن احتمال داده است كه شايد كهن ترين زيج شاه مربوط به روزگار اردشير و شاپور اول ساساني، يعني حدود 250ميلادي باشد.<sup>11</sup>
اخترشناسی، بی‌تردید ایرانیان نیز همچون دیگر ملل باستانی به پدیده‌های نجومی توجه داشته‌اند. این توجه بویژه در میان اقوام آریایی که دارای زندگی شَبانی  و اقتصادشان در آغاز متکی بر دامپروری بود، نمود بیشتری می‌یافت. در آئین‌های مهرپرستیزردشتی* ( و زروانی) که از دیرباز در ایران باستان رواج داشت و بویژه در [[مانوی، دین|آیین مانی]]خورشید، ماه، ستارگان ثابت (اختران) و ستارگان رونده (اباختران = سیارات) از اهمیت بسیار برخوردار بودند. ایرانیان بی‌تردید از دیرباز از مرحلة «داشتن آگاهی‌های نجومی» فراتر رفته و به «دانش اخترشناسی» دست یافته بودند. ابن ندیم<sup>1</sup> نخستین کتاب شناس دورة اسلامی، و حمزة اصفهانی*،<sup>2</sup> از تاریخ نگاران مشهور، به نقل از کتاب ''اختلاف الزیجات'' ابومعشر بلخی* (که امروزه نشانی از آن در دست نیست) داستانی آورده‌اند که به رغم آمیختگی با افسانه، می‌تواند نشانة توجه ایرانیان باستان به اخترشناسی باشد. قاضی صاعد اندلسی در کتاب ''التعریف بطبقات الأمم'' دربارة ایرانیان باستان آورده است: «آنان در روزگاران کهن به رصد ستارگان پرداخته‌اند و دربارة حرکات آنها (یعنی دربارة نظام کهکشان) نظرات مختلفی دارند. یکی از این دیدگاه‌ها، روشی است که ابومعشر بلخی در زیج کبیر خود پیش گرفته و گفته است که این شیوه، همان روش دانشمندان باستانی ایران و بسیاری از نواحی دیگر است».<sup>3و4</sup> اخترشناسی ایران باستان بیشتر از نجوم هندی و نیز دانسته‌های بابلیان تأثیر گرفته بود. در میانة سدة 3م نیز برخی آثار نجومی یونانی به پهلوی ترجمه شد که البته تأثیری اندک برجای گذاشت.<sup>5</sup> بر اساس  اشارات صریح بیرونی*<sup>6</sup> و آنچه علی بن سلیمان<sup>7</sup> از ماشاءالله یهودی نقل کرده، از نگارش دست کم 2 زیج به این نام، یکی در زمان انوشیروان در 556 میلادی و دیگری در زمان یزدگرد سوم آگاهی داریم. به گفتة ماشاءالله ، وقتی خسرو انوشیروان به اختلافی که میان زیج هندی اَرْکَنْد و مَجَسْطی بطلمیوس بود توجه کرد صاحب نظران در محاسبه، استخراج احکام نجومی، و رصد را گرد آورد. آنان این دو کتاب را بررسی کردند و ارکند را از لحاظ رصدی و بینش، و استخراج احکام نجومی بسیار دقیق‌تر یافتند. پس زیجی ترتیب دادند و نامش را «زیج شاه» نهادند و همین کار در ایام یزدگرد سوم نیز تکرار شد. پس دست کم یکی از '''زیج‌ها'''ی ایرانی (که همگی با نام زیج شاه شناخته می‌شدند) مدت‌ها پیش از روزگار انوشیروان وجود داشته است و چون ابن یونس (ستاره شناس مصری) از رصدِ اوج آفتاب در حدود 450 میلادی توسط ایرانیان خبر داده شاید بتوان گفت که روایت یاد شدة این زیج در همین سال‌ها تهیه شده است.<sup>8و9و10</sup> تقی‌زاده نیز با استناد به برخی قرائن احتمال داده است که شاید کهن ترین زیج شاه مربوط به روزگار اردشیر و شاپور اول ساسانی، یعنی حدود 250میلادی باشد.<sup>11</sup>


اخترشناسي دورة اسلامي در واقع تركيبي از سه سنت نجومي ايراني، هندي، و يوناني بود. همة اخترشناسان سده‌هاي نخست دورة اسلامي چون نوبخت، فزاري، ماشاءالله يهودي و ديگران ايراني يا دست كم به شدت تحت تأثير نجوم ايراني بودند. اينان نخست مسلمانان را با سنت نجومي ايراني و سپس با آثار كلاسيك اخترشناسي هندي آشنا كردند. آثار نجوم يوناني نيز نخستين بار به همت مترجمان ايراني و با حمايت خاندان برمكيان به عربي ترجمه شد.<sup>12</sup> افزون بر اين بيشتر فعاليت‌هاي نجومي مهم مسلمانان، از جمله اغلب رصدهاي مستقل و بويژه دو شاهكار رصدي از ميان 3 رصد مهم مسلمانان، اختراع برخي ابزارهاي نجومي و جز آن به همت ايرانيان انجام گرفت. مثلا احمد نهاوندي* نخستين كسي است كه در دورة اسلامي به رصد پرداخت.<sup>13</sup> يحيي بن ابي منصور* و پس از وي خالد بن عبدالملك مرورودي سرپرست رصدهاي مشهور روزگار مأمون بودند.<sup>14</sup> فرغاني* نخستين كتاب جامع دورة اسلامي دربارة نجوم را نوشت كه از طريق ترجمة لاتيني بر اروپا تأثيري بسزا گذاشت.<sup>15</sup> بنوموسي* از ترجمة آثار علمي، بويژه آثار رياضي و نجومي حمايت كرد و خود رصدهاي پرشماري در بغداد داشت.<sup>16</sup> نيريزي بهترين رسالة دورة اسلامي دربارة اسطرلاب كروي را نوشت.<sup>17</sup> رصدهاي عبدالرحمان صوفي* نخستين شاهكار رصدي دورة اسلامي و دقت نتايج وي دست كم تا ميانة سدة 19م در جهان بي‌نظير بود.<sup>18</sup> بوزجاني* تحقيقات مفصلي در مثلثات داشت كه مهم‌ترين ابزار رياضي اخترشناسان به شمار مي‌آيد.<sup>19</sup> خجندي* دقيق‌ترين و بزرگ‌ترين دستگاه رصدي دورة اسلامي را ساخت كه سدس فخري نام گرفت.<sup>20</sup> ابوسعيد سجزي نخستين كسي بود كه عملا عقيده به حركت وضعي كره زمين را به كار بست و اسطرلاب با زورقي را با فرض سكون كره سَماوي و حركت «ستارگان هفتگانه»(در نجوم قديم يعني: ماه، خورشيد و 5 سياره ديگر) و حركت وضعي زمين ساخت.<sup>21</sup> ابن سينا* ابزار رصدي موسوم به ذالت الشعبتين را با تغييراتي به يك دستگاه رصدي بسيار دقيق تبديل كرد. تفاوت ميان دقت اين دو ابزار چندان بود كه مي‌توان دستگاه رصدي ابن سينا را دستگاهي جديد تلقي كرد. آيْلْهارْد ويدِمانْ در 1925 ميلادي خلاصه‌اي از اين اثر را به زبان آلماني منتشر ساخت و دو سال بعد با همكاري ت.و. يونْبُل همة آن را به آلماني ترجمه و به همراه تجزيه و تحليل علمي منشتر ساخت.<sup>22و23</sup> ابوريحان بيروني* نخستين كتاب مستقل مثلثات كروي را نوشت و آنرا ''مقاليد علم الهيئة'' (=كليد‌هاي كيهان‌شناسي) ناميد و افزون بر اين دربارة نجوم هندي به تحقيق پرداخت.<sup>24</sup> عمر خيام در حدود 467 قمري سرپرستي منجماني را به عهده گرفت كه به فرمان ملك‌شاه سلجوقي مأمور تصحيح تقويم ايران بودند. نتيجة كار اين منجمان در زيج ملك‌شاهي گرد آمده است.<sup>25</sup> عبدالرحمان خازني حاصل پژوهش‌هاي 35 سالة خود را در زيج سنجري گرد آورد. وي يكي از 22 اخترشناسي بود كه به طور مستقل به رصد پرداخت. ادوارد استوارت كندي دقت رصدهاي او را ستوده است.<sup>26</sup> نصير الدين طوسي* رصدخانة مراغه را تأسيس كرد. او و قطب الدين شيرازي از آثاري در انتقاد از هيأت بطملوسي و پيشنهاد سيستم سياره‌اي جديد نوشتند. كوشش‌هاي اين دو، در كنار كوشش‌هاي دانشمندان اندلسي (بخش مسلمان‌نشين  اسپانياي آن روزگار) در نهايت منجر به ارائة نظرية «خورشيدْ مركزي» كوپرنيك شد.<sup>27</sup> الغ بيگ فرمانرواي ماوراء النهر و پسر شاهرخ تيموري، خود ستاره‌شناسي برجسته بود. زيج وي را آخرين شاهكار رصدي مسلمانان دانسته‌اند. اما زحمات دانشمندان ديگري چون غياث الدين جمشيد كاشاني و قاضي زادة رومي را نبايد از نظر دور داشت. بويژه آنكه عبدالعلي بيرجندي در شرح زيج الغ بيگ طراحي رصدخانة سمرقند را حاصل زحمات كاشاني دانسته است.<sup>28و29</sup>  
اخترشناسی دورة اسلامی در واقع ترکیبی از سه سنت نجومی ایرانی، هندی، و یونانی بود. همة اخترشناسان سده‌های نخست دورة اسلامی چون نوبخت، فزاری، ماشاءالله یهودی و دیگران ایرانی یا دست کم به شدت تحت تأثیر نجوم ایرانی بودند. اینان نخست مسلمانان را با سنت نجومی ایرانی و سپس با آثار کلاسیک اخترشناسی هندی آشنا کردند. آثار نجوم یونانی نیز نخستین بار به همت مترجمان ایرانی و با حمایت خاندان برمکیان به عربی ترجمه شد.<sup>12</sup> افزون بر این بیشتر فعالیت‌های نجومی مهم مسلمانان، از جمله اغلب رصدهای مستقل و بویژه دو شاهکار رصدی از میان 3 رصد مهم مسلمانان، اختراع برخی ابزارهای نجومی و جز آن به همت ایرانیان انجام گرفت. مثلا احمد نهاوندی* نخستین کسی است که در دورة اسلامی به رصد پرداخت.<sup>13</sup> یحیی بن ابی منصور* و پس از وی خالد بن عبدالملک مرورودی سرپرست رصدهای مشهور روزگار مأمون بودند.<sup>14</sup> فرغانی* نخستین کتاب جامع دورة اسلامی دربارة نجوم را نوشت که از طریق ترجمة لاتینی بر اروپا تأثیری بسزا گذاشت.<sup>15</sup> بنوموسی* از ترجمة آثار علمی، بویژه آثار ریاضی و نجومی حمایت کرد و خود رصدهای پرشماری در بغداد داشت.<sup>16</sup> نیریزی بهترین رسالة دورة اسلامی دربارة اسطرلاب کروی را نوشت.<sup>17</sup> رصدهای عبدالرحمان صوفی* نخستین شاهکار رصدی دورة اسلامی و دقت نتایج وی دست کم تا میانة سدة 19م در جهان بی‌نظیر بود.<sup>18</sup> بوزجانی* تحقیقات مفصلی در مثلثات داشت که مهم‌ترین ابزار ریاضی اخترشناسان به شمار می‌آید.<sup>19</sup> خجندی* دقیق‌ترین و بزرگ‌ترین دستگاه رصدی دورة اسلامی را ساخت که سدس فخری نام گرفت.<sup>20</sup> ابوسعید سجزی نخستین کسی بود که عملا عقیده به حرکت وضعی کره زمین را به کار بست و اسطرلاب با زورقی را با فرض سکون کره سَماوی و حرکت «ستارگان هفتگانه»(در نجوم قدیم یعنی: ماه، خورشید و 5 سیاره دیگر) و حرکت وضعی زمین ساخت.<sup>21</sup> ابن سینا* ابزار رصدی موسوم به ذالت الشعبتین را با تغییراتی به یک دستگاه رصدی بسیار دقیق تبدیل کرد. تفاوت میان دقت این دو ابزار چندان بود که می‌توان دستگاه رصدی ابن سینا را دستگاهی جدید تلقی کرد. آیْلْهارْد ویدِمانْ در 1925 میلادی خلاصه‌ای از این اثر را به زبان آلمانی منتشر ساخت و دو سال بعد با همکاری ت.و. یونْبُل همة آن را به آلمانی ترجمه و به همراه تجزیه و تحلیل علمی منشتر ساخت.<sup>22و23</sup> ابوریحان بیرونی* نخستین کتاب مستقل مثلثات کروی را نوشت و آنرا ''مقالید علم الهیئة'' (=کلید‌های کیهان‌شناسی) نامید و افزون بر این دربارة نجوم هندی به تحقیق پرداخت.<sup>24</sup> عمر خیام در حدود 467 قمری سرپرستی منجمانی را به عهده گرفت که به فرمان ملک‌شاه سلجوقی مأمور تصحیح تقویم ایران بودند. نتیجة کار این منجمان در زیج ملک‌شاهی گرد آمده است.<sup>25</sup> عبدالرحمان خازنی حاصل پژوهش‌های 35 سالة خود را در زیج سنجری گرد آورد. وی یکی از 22 اخترشناسی بود که به طور مستقل به رصد پرداخت. ادوارد استوارت کندی دقت رصدهای او را ستوده است.<sup>26</sup> نصیر الدین طوسی* رصدخانة مراغه را تأسیس کرد. او و قطب الدین شیرازی از آثاری در انتقاد از هیأت بطملوسی و پیشنهاد سیستم سیاره‌ای جدید نوشتند. کوشش‌های این دو، در کنار کوشش‌های دانشمندان اندلسی (بخش مسلمان‌نشین  اسپانیای آن روزگار) در نهایت منجر به ارائة نظریة «خورشیدْ مرکزی» کوپرنیک شد.<sup>27</sup> الغ بیگ فرمانروای ماوراء النهر و پسر شاهرخ تیموری، خود ستاره‌شناسی برجسته بود. زیج وی را آخرین شاهکار رصدی مسلمانان دانسته‌اند. اما زحمات دانشمندان دیگری چون غیاث الدین جمشید کاشانی و قاضی زادة رومی را نباید از نظر دور داشت. بویژه آنکه عبدالعلی بیرجندی در شرح زیج الغ بیگ طراحی رصدخانة سمرقند را حاصل زحمات کاشانی دانسته است.<sup>28و29</sup>  


'''مآخذ''':  
'''مآخذ''':  


1.    ابن نديم، ''الفهرست''، چاپ فلوگل، لايپزيگ، 1872م؛ ص 240-241
1.    ابن ندیم، ''الفهرست''، چاپ فلوگل، لایپزیگ، 1872م؛ ص 240-241


2.    حمزة  اصفهاني، ''تاريخ سني ملوك الأرض و الأنبياء''، بيروت، ص 151-153
2.    حمزة  اصفهانی، ''تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء''، بیروت، ص 151-153


3.    قاضي صاعد اندلسي، ''التعريف بطبقات الأمم''، به كوشش غلامرضا جمشيد نژاد اول، تهران، 1376ش، ص 160؛  
3.    قاضی صاعد اندلسی، ''التعریف بطبقات الأمم''، به کوشش غلامرضا جمشید نژاد اول، تهران، 1376ش، ص 160؛  


4.    ابن عبري، ''تاريخ مختصر الدول''، به كوشش آنطون صالحاني، بيروت، 1890م؛ 158-159
4.    ابن عبری، ''تاریخ مختصر الدول''، به کوشش آنطون صالحانی، بیروت، 1890م؛ 158-159


5.    كرامتي، كارنامة ايرانيان، صص 16-17؛
5.    کرامتی، کارنامة ایرانیان، صص 16-17؛


6.    بيروني،  ''القانون المسعودي''، 1473-1474.
6.    بیرونی،  ''القانون المسعودی''، 1473-1474.


7.    علي بن سليمان هاشمي، علل الزيجات، (نسخة خطي) برگ 95
7.    علی بن سلیمان هاشمی، علل الزیجات، (نسخة خطی) برگ 95


8.    [1]. Kennedy, E. S. & B. L. Van Der  Waerden, “The world-Year of the Persians”, JAOS, Vol. LXXXIII, 1963;
8.    [1]. Kennedy, E. S. & B. L. Van Der  Waerden, “The world-Year of the Persians”, JAOS, Vol. LXXXIII, 1963;
خط ۲۵: خط ۲۵:
10. [1]. Pingree, D., “The Persian Observation of the Solar Apogee in CA. A.D. 450” ,JNES, Vol. XXIV, 1965, pp 334-336
10. [1]. Pingree, D., “The Persian Observation of the Solar Apogee in CA. A.D. 450” ,JNES, Vol. XXIV, 1965, pp 334-336


11.  تقي زاده، گاهشماري در ايران قديم، ص 79، 267-269
11.  تقی زاده، گاهشماری در ایران قدیم، ص 79، 267-269


12. كرامتي، كارنامة ايرانيان،  صص 25، 28-29، 37-40
12. کرامتی، کارنامة ایرانیان،  صص 25، 28-29، 37-40


13. همان، 49
13. همان، 49
خط ۴۵: خط ۴۵:
20. همان، 85-86
20. همان، 85-86


21. كرامتي، يونس، «ملاحظاتي در باب آراء نجومي ابو سعيد سجزي و شرف‌الدين مسعودي»، نامة فرهنگستان، تهران، 1376ش، ج 9، صص 124-130
21. کرامتی، یونس، «ملاحظاتی در باب آراء نجومی ابو سعید سجزی و شرف‌الدین مسعودی»، نامة فرهنگستان، تهران، 1376ش، ج 9، صص 124-130


22. جعفري نائيني، علي رضا، «ابن سينا»، دائرة المعارف بزرگ اسلامي، ج4، صص 33-35
22. جعفری نائینی، علی رضا، «ابن سینا»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج4، صص 33-35


23. كرامتي، كارنامة ايرانيان، 104-107
23. کرامتی، کارنامة ایرانیان، 104-107


24. همان، 109-111  
24. همان، 109-111  
خط ۵۷: خط ۵۷:
26.      [1]. Kennedy, E. S., “A Survey ...”, 159-161
26.      [1]. Kennedy, E. S., “A Survey ...”, 159-161


27. كرامتي، همان، 129، 133
27. کرامتی، همان، 129، 133


28. كرامتي، همان، 139-140
28. کرامتی، همان، 139-140


29. بيرجندي، شرح زيج الغ بيگ، نسخة عكسي موجود در مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي.  
29. بیرجندی، شرح زیج الغ بیگ، نسخة عکسی موجود در مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی.  




یونس کرامتی
یونس کرامتی

نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۰۰

اخترشناسی، بی‌تردید ایرانیان نیز همچون دیگر ملل باستانی به پدیده‌های نجومی توجه داشته‌اند. این توجه بویژه در میان اقوام آریایی که دارای زندگی شَبانی  و اقتصادشان در آغاز متکی بر دامپروری بود، نمود بیشتری می‌یافت. در آئین‌های مهرپرستی*، زردشتی* ( و زروانی) که از دیرباز در ایران باستان رواج داشت و بویژه در آیین مانی*، خورشید، ماه، ستارگان ثابت (اختران) و ستارگان رونده (اباختران = سیارات) از اهمیت بسیار برخوردار بودند. ایرانیان بی‌تردید از دیرباز از مرحلة «داشتن آگاهی‌های نجومی» فراتر رفته و به «دانش اخترشناسی» دست یافته بودند. ابن ندیم1 نخستین کتاب شناس دورة اسلامی، و حمزة اصفهانی*،2 از تاریخ نگاران مشهور، به نقل از کتاب اختلاف الزیجات ابومعشر بلخی* (که امروزه نشانی از آن در دست نیست) داستانی آورده‌اند که به رغم آمیختگی با افسانه، می‌تواند نشانة توجه ایرانیان باستان به اخترشناسی باشد. قاضی صاعد اندلسی در کتاب التعریف بطبقات الأمم دربارة ایرانیان باستان آورده است: «آنان در روزگاران کهن به رصد ستارگان پرداخته‌اند و دربارة حرکات آنها (یعنی دربارة نظام کهکشان) نظرات مختلفی دارند. یکی از این دیدگاه‌ها، روشی است که ابومعشر بلخی در زیج کبیر خود پیش گرفته و گفته است که این شیوه، همان روش دانشمندان باستانی ایران و بسیاری از نواحی دیگر است».3و4 اخترشناسی ایران باستان بیشتر از نجوم هندی و نیز دانسته‌های بابلیان تأثیر گرفته بود. در میانة سدة 3م نیز برخی آثار نجومی یونانی به پهلوی ترجمه شد که البته تأثیری اندک برجای گذاشت.5 بر اساس  اشارات صریح بیرونی*6 و آنچه علی بن سلیمان7 از ماشاءالله یهودی نقل کرده، از نگارش دست کم 2 زیج به این نام، یکی در زمان انوشیروان در 556 میلادی و دیگری در زمان یزدگرد سوم آگاهی داریم. به گفتة ماشاءالله ، وقتی خسرو انوشیروان به اختلافی که میان زیج هندی اَرْکَنْد و مَجَسْطی بطلمیوس بود توجه کرد صاحب نظران در محاسبه، استخراج احکام نجومی، و رصد را گرد آورد. آنان این دو کتاب را بررسی کردند و ارکند را از لحاظ رصدی و بینش، و استخراج احکام نجومی بسیار دقیق‌تر یافتند. پس زیجی ترتیب دادند و نامش را «زیج شاه» نهادند و همین کار در ایام یزدگرد سوم نیز تکرار شد. پس دست کم یکی از زیج‌های ایرانی (که همگی با نام زیج شاه شناخته می‌شدند) مدت‌ها پیش از روزگار انوشیروان وجود داشته است و چون ابن یونس (ستاره شناس مصری) از رصدِ اوج آفتاب در حدود 450 میلادی توسط ایرانیان خبر داده شاید بتوان گفت که روایت یاد شدة این زیج در همین سال‌ها تهیه شده است.8و9و10 تقی‌زاده نیز با استناد به برخی قرائن احتمال داده است که شاید کهن ترین زیج شاه مربوط به روزگار اردشیر و شاپور اول ساسانی، یعنی حدود 250میلادی باشد.11

اخترشناسی دورة اسلامی در واقع ترکیبی از سه سنت نجومی ایرانی، هندی، و یونانی بود. همة اخترشناسان سده‌های نخست دورة اسلامی چون نوبخت، فزاری، ماشاءالله یهودی و دیگران ایرانی یا دست کم به شدت تحت تأثیر نجوم ایرانی بودند. اینان نخست مسلمانان را با سنت نجومی ایرانی و سپس با آثار کلاسیک اخترشناسی هندی آشنا کردند. آثار نجوم یونانی نیز نخستین بار به همت مترجمان ایرانی و با حمایت خاندان برمکیان به عربی ترجمه شد.12 افزون بر این بیشتر فعالیت‌های نجومی مهم مسلمانان، از جمله اغلب رصدهای مستقل و بویژه دو شاهکار رصدی از میان 3 رصد مهم مسلمانان، اختراع برخی ابزارهای نجومی و جز آن به همت ایرانیان انجام گرفت. مثلا احمد نهاوندی* نخستین کسی است که در دورة اسلامی به رصد پرداخت.13 یحیی بن ابی منصور* و پس از وی خالد بن عبدالملک مرورودی سرپرست رصدهای مشهور روزگار مأمون بودند.14 فرغانی* نخستین کتاب جامع دورة اسلامی دربارة نجوم را نوشت که از طریق ترجمة لاتینی بر اروپا تأثیری بسزا گذاشت.15 بنوموسی* از ترجمة آثار علمی، بویژه آثار ریاضی و نجومی حمایت کرد و خود رصدهای پرشماری در بغداد داشت.16 نیریزی بهترین رسالة دورة اسلامی دربارة اسطرلاب کروی را نوشت.17 رصدهای عبدالرحمان صوفی* نخستین شاهکار رصدی دورة اسلامی و دقت نتایج وی دست کم تا میانة سدة 19م در جهان بی‌نظیر بود.18 بوزجانی* تحقیقات مفصلی در مثلثات داشت که مهم‌ترین ابزار ریاضی اخترشناسان به شمار می‌آید.19 خجندی* دقیق‌ترین و بزرگ‌ترین دستگاه رصدی دورة اسلامی را ساخت که سدس فخری نام گرفت.20 ابوسعید سجزی نخستین کسی بود که عملا عقیده به حرکت وضعی کره زمین را به کار بست و اسطرلاب با زورقی را با فرض سکون کره سَماوی و حرکت «ستارگان هفتگانه»(در نجوم قدیم یعنی: ماه، خورشید و 5 سیاره دیگر) و حرکت وضعی زمین ساخت.21 ابن سینا* ابزار رصدی موسوم به ذالت الشعبتین را با تغییراتی به یک دستگاه رصدی بسیار دقیق تبدیل کرد. تفاوت میان دقت این دو ابزار چندان بود که می‌توان دستگاه رصدی ابن سینا را دستگاهی جدید تلقی کرد. آیْلْهارْد ویدِمانْ در 1925 میلادی خلاصه‌ای از این اثر را به زبان آلمانی منتشر ساخت و دو سال بعد با همکاری ت.و. یونْبُل همة آن را به آلمانی ترجمه و به همراه تجزیه و تحلیل علمی منشتر ساخت.22و23 ابوریحان بیرونی* نخستین کتاب مستقل مثلثات کروی را نوشت و آنرا مقالید علم الهیئة (=کلید‌های کیهان‌شناسی) نامید و افزون بر این دربارة نجوم هندی به تحقیق پرداخت.24 عمر خیام در حدود 467 قمری سرپرستی منجمانی را به عهده گرفت که به فرمان ملک‌شاه سلجوقی مأمور تصحیح تقویم ایران بودند. نتیجة کار این منجمان در زیج ملک‌شاهی گرد آمده است.25 عبدالرحمان خازنی حاصل پژوهش‌های 35 سالة خود را در زیج سنجری گرد آورد. وی یکی از 22 اخترشناسی بود که به طور مستقل به رصد پرداخت. ادوارد استوارت کندی دقت رصدهای او را ستوده است.26 نصیر الدین طوسی* رصدخانة مراغه را تأسیس کرد. او و قطب الدین شیرازی از آثاری در انتقاد از هیأت بطملوسی و پیشنهاد سیستم سیاره‌ای جدید نوشتند. کوشش‌های این دو، در کنار کوشش‌های دانشمندان اندلسی (بخش مسلمان‌نشین  اسپانیای آن روزگار) در نهایت منجر به ارائة نظریة «خورشیدْ مرکزی» کوپرنیک شد.27 الغ بیگ فرمانروای ماوراء النهر و پسر شاهرخ تیموری، خود ستاره‌شناسی برجسته بود. زیج وی را آخرین شاهکار رصدی مسلمانان دانسته‌اند. اما زحمات دانشمندان دیگری چون غیاث الدین جمشید کاشانی و قاضی زادة رومی را نباید از نظر دور داشت. بویژه آنکه عبدالعلی بیرجندی در شرح زیج الغ بیگ طراحی رصدخانة سمرقند را حاصل زحمات کاشانی دانسته است.28و29

مآخذ:

1.    ابن ندیم، الفهرست، چاپ فلوگل، لایپزیگ، 1872م؛ ص 240-241

2.    حمزة  اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء، بیروت، ص 151-153

3.    قاضی صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الأمم، به کوشش غلامرضا جمشید نژاد اول، تهران، 1376ش، ص 160؛

4.    ابن عبری، تاریخ مختصر الدول، به کوشش آنطون صالحانی، بیروت، 1890م؛ 158-159

5.    کرامتی، کارنامة ایرانیان، صص 16-17؛

6.    بیرونی،  القانون المسعودی، 1473-1474.

7.    علی بن سلیمان هاشمی، علل الزیجات، (نسخة خطی) برگ 95

8.    [1]. Kennedy, E. S. & B. L. Van Der  Waerden, “The world-Year of the Persians”, JAOS, Vol. LXXXIII, 1963;

9.    [1]. Kennedy, E. S., “A Survey of Islamic Astronomical Tables”, Transaction of the American Philosophical Society, New Series, Vol. XLVI(2), 1956, p 173;

10. [1]. Pingree, D., “The Persian Observation of the Solar Apogee in CA. A.D. 450” ,JNES, Vol. XXIV, 1965, pp 334-336

11.  تقی زاده، گاهشماری در ایران قدیم، ص 79، 267-269

12. کرامتی، کارنامة ایرانیان،  صص 25، 28-29، 37-40

13. همان، 49

14. همان، 50-51

15. همان، 59-60

16.  همان، 66

17. همان، 71

18. همان، 74-77

19. همان، 79-82

20. همان، 85-86

21. کرامتی، یونس، «ملاحظاتی در باب آراء نجومی ابو سعید سجزی و شرف‌الدین مسعودی»، نامة فرهنگستان، تهران، 1376ش، ج 9، صص 124-130

22. جعفری نائینی، علی رضا، «ابن سینا»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج4، صص 33-35

23. کرامتی، کارنامة ایرانیان، 104-107

24. همان، 109-111

25. همان، 121

26.      [1]. Kennedy, E. S., “A Survey ...”, 159-161

27. کرامتی، همان، 129، 133

28. کرامتی، همان، 139-140

29. بیرجندی، شرح زیج الغ بیگ، نسخة عکسی موجود در مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی.


یونس کرامتی