پرش به محتوا

اهل حق: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''اهل حق'''، گروهي مذهبي و عرفاني ايراني با عقايد و شعائر خاص و داراي ريشه‌هاي متعدد. اهل حق به «يارسان» نيز معروف‌اند كه شايد مخفف يارستان باشد؛<sup>1</sup> آنان آئين خود را آئين حق يا حقيقت يا دين حقيقت مي‌خوانند.<sup>2</sup> اهل حق را بيشتر در بين كردان مي‌توان يافت.
'''اهل حق'''، گروهی مذهبی و عرفانی ایرانی با عقاید و شعائر خاص و دارای ریشه‌های متعدد. اهل حق به «یارسان» نیز معروف‌اند که شاید مخفف یارستان باشد؛<ref>جیحون‌آبادی مکری، نعمت‌الله، '''''شاهنامه حقیقت.''''' به کوشش محمد مکری، تهران: 1345، ص 342 و 345. </ref> آنان آئین خود را آئین حق یا حقیقت یا دین حقیقت می‌خوانند<ref>جیحون‌آبادی مکری، نعمت‌الله، '''''شاهنامه حقیقت.''''' به کوشش محمد مکری، تهران: 1345، ص 315، 317.</ref>. [[اهل حق]] را بیشتر در بین کردان می‌توان یافت.


اهل حق خود را مسلمان و شيعة اثني عشري مي‌دانند،<sup>3</sup> لكن چون در بعضي موارد تعاليمشان با ظاهر شريعت تطابق ندارد، مطابق شيوة عرفا به تفسير و تأويل پرداخته، اصول خود را لبّ و جوهر ومغز دين مي‌شمارند.<sup>4</sup>
[[اهل حق]] خود را مسلمان و شیعه اثنی عشری می‌دانند،<ref>جیحون‌آبادی مکری، نعمت‌الله، '''''شاهنامه حقیقت.''''' به کوشش محمد مکری، تهران: 1345، ص 23، 24.</ref> لکن چون در بعضی موارد تعالیمشان با ظاهر شریعت تطابق ندارد، مطابق شیوه عرفا به تفسیر و تأویل پرداخته، اصول خود را لبّ و جوهر ومغز دین می‌شمارند<ref>جیحون‌آبادی مکری، نعمت‌الله، '''''شاهنامه حقیقت.''''' به کوشش محمد مکری، تهران: 1345، ص 20.</ref>.


تعاليم ايشان بيشتر در آثاري به نام «دفتر» و «دوره» (به زبان كردي) و «كلام» (به زبان تركي) مندرج است و ''نامة سرانجام'' مقدس‌ترين كتاب آن‌هاست.<sup>5</sup>
تعالیم ایشان بیشتر در آثاری به نام «دفتر» و «دوره» (به زبان کردی) و «کلام» (به زبان ترکی) مندرج است و ''نامه سرانجام'' مقدس‌ترین کتاب آن‌هاست<ref>صفی‌زاده، صدیق. مقدمه، حاشیه و تعلیقات بر'''''نامه سرانجام'''''. تهران، 1375، ص 20.</ref>.


در مكتب اهل حق ذات حق در بسياري از شخصيت‌هاي انساني متجلّي است، يعني انسان مي‌تواند مظهر الهي بر زمين باشد، اما بر مقام الهي بعضي شخصيت‌ها تأكيد بيشتري شده است. از جملة اين شخصيت‌ها حضرت علي مظهر ذات الهي و حضرت محمد (ص)، مظهر صفات الهي است.<sup>6</sup> اما برجسته‌ترين رهبر اهل حق سلطان اسحاق (سحاك، صهاك، سهاك) است كه خود اعلام كرد حق در جامة بشري ظهور كرده و آن ظهور خود اوست.<sup>7</sup>  
در مکتب اهل حق ذات حق در بسیاری از شخصیت‌های انسانی متجلّی است، یعنی انسان می‌تواند مظهر الهی بر زمین باشد، اما بر مقام الهی بعضی شخصیت‌ها تأکید بیشتری شده است. از جمله این شخصیت‌ها حضرت علی مظهر ذات الهی و حضرت محمد (ص)، مظهر صفات الهی است<ref>جیحون‌آبادی مکری، نعمت‌الله، '''''شاهنامه حقیقت.''''' به کوشش محمد مکری، تهران: 1345، ص 23، 115.</ref>. اما برجسته‌ترین رهبر اهل حق سلطان اسحاق (سحاک، صهاک، سهاک) است که خود اعلام کرد حق در جامه بشری ظهور کرده و آن ظهور خود اوست<ref>نیک‌نژاد، کاظم. '''''کلامات ترکی'''''. نسخه عکسی، ص 102.</ref>.


سلطان اسحاق در روستايي در حلبچة عراق به دنيا آمد. نخست به تحصيل علم پرداخت و سپس به راه تصوف گام گذاشت<sup>8</sup> و در اواخر سدة 8ق در ده شيخان در اورامان [[استان کردستان|كردستان]] درگذشت.<sup>9</sup> وي بنيادگذار شعائر اهل حق و محيي و مروج اصول اعتقادي آنان و سازمان دهندة ايشان بود. از رهبران ديگر اهل حق (پيش از سلطان اسحاق) بهلول، شاه فضل‌اله، باباسرهنگ و شاه خوشين را مي‌توان نام برد. پس از سلطان اسحاق حيات اهل حق از طريق «خاندان‌ها» ادامه يافت؛ اهل حق از چند خاندان (11، 12 يا 14 خاندان) تشكيل شده كه هر يك به شخصيت‌هاي بزرگي از ايشان منسوب است.<sup>10</sup>
سلطان اسحاق در روستایی در حلبچه عراق به دنیا آمد. نخست به تحصیل علم پرداخت و سپس به راه تصوف گام گذاشت<ref>صفی‌زاده، صدیق. مقدمه، حاشیه و تعلیقات بر'''''نامه سرانجام'''''. تهران، 1375، ص 16 و 19.</ref> و در اواخر سده 8ق در ده شیخان در اورامان [[استان کردستان|کردستان]] درگذشت<ref>صفی‌زاده، صدیق. مقدمه، حاشیه و تعلیقات بر'''''نامه سرانجام'''''. تهران، 1375، ص 16؛  نیک‌نژاد، کاظم. '''''کلامات ترکی'''''. نسخه عکسی، ص 103.</ref>. وی بنیادگذار شعائر اهل حق و محیی و مروج اصول اعتقادی آنان و سازمان دهنده ایشان بود. از رهبران دیگر اهل حق (پیش از سلطان اسحاق) بهلول، شاه فضل‌اله، باباسرهنگ و شاه خوشین را می‌توان نام برد. پس از سلطان اسحاق حیات اهل حق از طریق «خاندان‌ها» ادامه یافت؛ اهل حق از چند خاندان (11، 12 یا 14 خاندان) تشکیل شده که هر یک به شخصیت‌های بزرگی از ایشان منسوب است<ref>صفی‌زاده، صدیق. مقدمه، حاشیه و تعلیقات بر'''''نامه سرانجام'''''. تهران، 1375،  ص 25.</ref>.


ورود به جرگة اهل حق مراسم خاص دارد و كسي از اهل حق شمرده مي‌شود كه آداب سرسپردگي را انجام داده باشد و در «جم» يا «جمع» حضور بيابد. جم يا جمع آئيني است بسيار اساسي در اين مذهب، و با حضور گروهي از اهل حق برگزار مي‌شود و طي آن طعامي كه مخصوصاً وقف شده به طور دسته جمعي تناول مي‌شود؛ سلطان اسحاق دستور اكيد به برپايي مراسم جم داده بود.<sup>11</sup> مقدس‌ترين جايگاه براي اهل حق قطعه سنگي بزرگ و عمارتي است در روستاي شيخان كه جايگاه سلطان اسحاق و يارانش را مشخص مي‌كند و پِرديور نام دارد؛ در يكي از متون مقدس اهل حق گفته شده كه الهيت در پرديور حلول دارد.<sup>12</sup>  
ورود به جرگه اهل حق مراسم خاص دارد و کسی از اهل حق شمرده می‌شود که آداب سرسپردگی را انجام داده باشد و در «جم» یا «جمع» حضور بیابد. جم یا جمع آئینی است بسیار اساسی در این مذهب، و با حضور گروهی از اهل حق برگزار می‌شود و طی آن طعامی که مخصوصاً وقف شده به طور دسته جمعی تناول می‌شود؛ سلطان اسحاق دستور اکید به برپایی مراسم جم داده بود<ref>«ذیل تذکره اعلی»، '''''مجموعه رسائل و اشعار اهل حق'''''. به کوشش ایوانف، بمبئی: 1950م، ص 167.</ref>. مقدس‌ترین جایگاه برای اهل حق قطعه سنگی بزرگ و عمارتی است در روستای شیخان که جایگاه سلطان اسحاق و یارانش را مشخص می‌کند و پِردیور نام دارد؛ در یکی از متون مقدس اهل حق گفته شده که الهیت در پردیور حلول دارد<ref>«بارگه بارگه»، '''''نامه سرانجام'''''. به کوشش و ترجمه صدیق صفی‌زاده، تهران: 1375، ص 108.</ref>.


اهل حق به تناسخ قائلند و هر بار جسميت يافتن روح را جامه‌پوشي مي‌خوانند؛ به اعتقاد ايشان هر كس بايد هزار يا هزار و يك دون (جامه) بپوشد تا اگر در اين مدت پاك شده باشد، به ذات حق واصل شود.<sup>13</sup> اهل حق قوانين اخلاقي محكمي دارند كه بيشتر از تعاليم صوفيه و نيز سنت‌هاي محلّي ناشي شده است.<sup>14</sup>  
اهل حق به تناسخ قائلند و هر بار جسمیت یافتن روح را جامه‌پوشی می‌خوانند؛ به اعتقاد ایشان هر کس باید هزار یا هزار و یک دون (جامه) بپوشد تا اگر در این مدت پاک شده باشد، به ذات حق واصل شود<ref>جیحون‌آبادی مکری، نعمت‌الله، '''''شاهنامه حقیقت.''''' به کوشش محمد مکری، تهران: 1345، ص 44، 77.</ref>. اهل حق قوانین اخلاقی محکمی دارند که بیشتر از تعالیم صوفیه و نیز سنت‌های محلّی ناشی شده است<ref>«دوره عابدین»، '''''نامه سرانجام'''''. به کوشش و ترجمه صدیق صفی‌زاده، تهران: 1375، ص 524 به بعد.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''  
== '''مآخذ''' ==
 
1-    جيحون‌آبادي مكري، نعمت‌الله، '''''شاهنامة حقيقت.''''' به كوشش محمد مكري، تهران: 1345، ص 342 و 345.
 
2-    همان. ص 315، 317، جمـ .
 
3-    همان. ص 23، 24.
 
4-    همان. ص 20.
 
5-    صفي‌زاده، صديق. مقدمه، حاشيه و تعليقات بر'''''نامة سرانجام'''''. تهران، 1375، ص 20.
 
6-    جيحون‌آبادي. همان. ص 23، 115.
 
7-    نيك‌نژاد، كاظم. '''''كلامات تركي'''''. نسخة عكسي، ص 102.
 
8-    صفي‌زاده. همان. ص 16 و 19.
 
9-    صفي‌زاده. همان. ص 16؛ نيك‌نژاد. همان. ص 103.
 
10-  صفي‌زاده. همان. ص 25.
 
11- «ذيل تذكرة اعلي»، '''''مجموعة رسائل و اشعار اهل حق'''''. به كوشش ايوانف، بمبئي: 1950م، ص 167.
 
12- «بارگه بارگه»، '''''نامة سرانجام'''''. به كوشش و ترجمة صديق صفي‌زاده، تهران: 1375، ص 108.
 
13-  جيحون‌آبادي. همان. ص 44، 77، جمـ .
 
14- «دورة عابدين»، '''''نامة سرانجام'''''. به كوشش و ترجمة صديق صفي‌زاده، تهران: 1375، ص 524 به بعد.

نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۴۲

اهل حق، گروهی مذهبی و عرفانی ایرانی با عقاید و شعائر خاص و دارای ریشه‌های متعدد. اهل حق به «یارسان» نیز معروف‌اند که شاید مخفف یارستان باشد؛[۱] آنان آئین خود را آئین حق یا حقیقت یا دین حقیقت می‌خوانند[۲]. اهل حق را بیشتر در بین کردان می‌توان یافت.

اهل حق خود را مسلمان و شیعه اثنی عشری می‌دانند،[۳] لکن چون در بعضی موارد تعالیمشان با ظاهر شریعت تطابق ندارد، مطابق شیوه عرفا به تفسیر و تأویل پرداخته، اصول خود را لبّ و جوهر ومغز دین می‌شمارند[۴].

تعالیم ایشان بیشتر در آثاری به نام «دفتر» و «دوره» (به زبان کردی) و «کلام» (به زبان ترکی) مندرج است و نامه سرانجام مقدس‌ترین کتاب آن‌هاست[۵].

در مکتب اهل حق ذات حق در بسیاری از شخصیت‌های انسانی متجلّی است، یعنی انسان می‌تواند مظهر الهی بر زمین باشد، اما بر مقام الهی بعضی شخصیت‌ها تأکید بیشتری شده است. از جمله این شخصیت‌ها حضرت علی مظهر ذات الهی و حضرت محمد (ص)، مظهر صفات الهی است[۶]. اما برجسته‌ترین رهبر اهل حق سلطان اسحاق (سحاک، صهاک، سهاک) است که خود اعلام کرد حق در جامه بشری ظهور کرده و آن ظهور خود اوست[۷].

سلطان اسحاق در روستایی در حلبچه عراق به دنیا آمد. نخست به تحصیل علم پرداخت و سپس به راه تصوف گام گذاشت[۸] و در اواخر سده 8ق در ده شیخان در اورامان کردستان درگذشت[۹]. وی بنیادگذار شعائر اهل حق و محیی و مروج اصول اعتقادی آنان و سازمان دهنده ایشان بود. از رهبران دیگر اهل حق (پیش از سلطان اسحاق) بهلول، شاه فضل‌اله، باباسرهنگ و شاه خوشین را می‌توان نام برد. پس از سلطان اسحاق حیات اهل حق از طریق «خاندان‌ها» ادامه یافت؛ اهل حق از چند خاندان (11، 12 یا 14 خاندان) تشکیل شده که هر یک به شخصیت‌های بزرگی از ایشان منسوب است[۱۰].

ورود به جرگه اهل حق مراسم خاص دارد و کسی از اهل حق شمرده می‌شود که آداب سرسپردگی را انجام داده باشد و در «جم» یا «جمع» حضور بیابد. جم یا جمع آئینی است بسیار اساسی در این مذهب، و با حضور گروهی از اهل حق برگزار می‌شود و طی آن طعامی که مخصوصاً وقف شده به طور دسته جمعی تناول می‌شود؛ سلطان اسحاق دستور اکید به برپایی مراسم جم داده بود[۱۱]. مقدس‌ترین جایگاه برای اهل حق قطعه سنگی بزرگ و عمارتی است در روستای شیخان که جایگاه سلطان اسحاق و یارانش را مشخص می‌کند و پِردیور نام دارد؛ در یکی از متون مقدس اهل حق گفته شده که الهیت در پردیور حلول دارد[۱۲].

اهل حق به تناسخ قائلند و هر بار جسمیت یافتن روح را جامه‌پوشی می‌خوانند؛ به اعتقاد ایشان هر کس باید هزار یا هزار و یک دون (جامه) بپوشد تا اگر در این مدت پاک شده باشد، به ذات حق واصل شود[۱۳]. اهل حق قوانین اخلاقی محکمی دارند که بیشتر از تعالیم صوفیه و نیز سنت‌های محلّی ناشی شده است[۱۴].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. جیحون‌آبادی مکری، نعمت‌الله، شاهنامه حقیقت. به کوشش محمد مکری، تهران: 1345، ص 342 و 345.
  2. جیحون‌آبادی مکری، نعمت‌الله، شاهنامه حقیقت. به کوشش محمد مکری، تهران: 1345، ص 315، 317.
  3. جیحون‌آبادی مکری، نعمت‌الله، شاهنامه حقیقت. به کوشش محمد مکری، تهران: 1345، ص 23، 24.
  4. جیحون‌آبادی مکری، نعمت‌الله، شاهنامه حقیقت. به کوشش محمد مکری، تهران: 1345، ص 20.
  5. صفی‌زاده، صدیق. مقدمه، حاشیه و تعلیقات برنامه سرانجام. تهران، 1375، ص 20.
  6. جیحون‌آبادی مکری، نعمت‌الله، شاهنامه حقیقت. به کوشش محمد مکری، تهران: 1345، ص 23، 115.
  7. نیک‌نژاد، کاظم. کلامات ترکی. نسخه عکسی، ص 102.
  8. صفی‌زاده، صدیق. مقدمه، حاشیه و تعلیقات برنامه سرانجام. تهران، 1375، ص 16 و 19.
  9. صفی‌زاده، صدیق. مقدمه، حاشیه و تعلیقات برنامه سرانجام. تهران، 1375، ص 16؛  نیک‌نژاد، کاظم. کلامات ترکی. نسخه عکسی، ص 103.
  10. صفی‌زاده، صدیق. مقدمه، حاشیه و تعلیقات برنامه سرانجام. تهران، 1375، ص 25.
  11. «ذیل تذکره اعلی»، مجموعه رسائل و اشعار اهل حق. به کوشش ایوانف، بمبئی: 1950م، ص 167.
  12. «بارگه بارگه»، نامه سرانجام. به کوشش و ترجمه صدیق صفی‌زاده، تهران: 1375، ص 108.
  13. جیحون‌آبادی مکری، نعمت‌الله، شاهنامه حقیقت. به کوشش محمد مکری، تهران: 1345، ص 44، 77.
  14. «دوره عابدین»، نامه سرانجام. به کوشش و ترجمه صدیق صفی‌زاده، تهران: 1375، ص 524 به بعد.