عرف: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''عرف،''' روش معمول و مستمر ميان مردم يك جامعه در گفتار، رفتار، يا اعتقاد. عرف، در لغت، به معنای بخشش و نیکی، نیز معرفت و شناخت آمده است.<sup>1</sup> عرف، مأنوس نیک است و مقبول خردمندان.<sup>2</sup> عناصر عرف عبارتند از: 1) عمل معین؛ 2) تکرار آن عمل به وسیلة گ...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''عرف،''' روش معمول و مستمر ميان مردم | '''عرف،''' روش معمول و مستمر ميان مردم يک جامعه در گفتار، رفتار، يا اعتقاد. | ||
عرف، در لغت، به معنای بخشش و نیکی، نیز معرفت و شناخت آمده است | عرف، در لغت، به معنای بخشش و نیکی، نیز معرفت و شناخت آمده است<ref>جُرّ، خلیل. ترجمه طبیبیان، سیدحمید. تهران: امیرکبیر، 1442.</ref>. عرف، مأنوس نیک است و مقبول خردمندان<ref>جعفریلنگرودی، محمدجعفر. '''''ترمینولوژی حقوق'''''. تهران: گنج دانش، 447.</ref>. عناصر عرف عبارتند از: | ||
# عمل معین؛ | |||
# تکرار آن عمل به وسیله گروه معین؛ | |||
# تکرار عمل مورد نظر توسط دست کم اکثر مردم کشور یا محل معین؛ | |||
# فطری نبودن و ارادی بودن عمل مورد نظر؛ | |||
# نداشتن صورت قانونی عمل؛ | |||
# داشتن پایهای در اندیشه نیک؛ | |||
# عدم وجود تصریحی خلاف اقتضاء عرف، از سوی شخص صلاحیتدار<ref>جعفریلنگرودی. '''''مقدمه عمومی علم حقوق'''''. تهران: گنج دانش، 1383، 50.</ref>. | |||
''' | به اعتبار موضوع، اقسام عرف عبارتند از: عرف لفظی، عرفی در تلفظ و سخن گفتن؛ عرف عملی، عرفی خارجی از محاورات و الفاظ که در عمل مورد توجه است؛ عرف موضوعی، عرفی پدید آمده در جانب موضوع است، نه حکم<ref>جعفریلنگرودی. '''''مقدمه عمومی علم حقوق'''''. تهران: گنج دانش، 1383، ص. 51-52.</ref>. عرف، به اعتبار محدوده نفوذ آن، دارای دو نوع عام و خاص است: عرف عام، عرفی است که گستره نفوذ آن فراتر از شهر، کشور و طایفه خاص است؛ عرف خاص، عرفی است که در یک شهر، کشور یا طایفهای از مردم مرسوم است<ref>انصاری، مسعود؛ طاهری، محمدعلی. تهران: محراب فکر، 1384، 2/1368.</ref>. | ||
1. جُرّ، خلیل. | نیز نگاه کنید به | ||
مآخذ | |||
1. جُرّ، خلیل. ترجمه طبیبیان، سیدحمید. تهران: امیرکبیر، 1442. | |||
2. جعفریلنگرودی، محمدجعفر. '''''ترمینولوژی حقوق'''''. تهران: گنج دانش، 447. | 2. جعفریلنگرودی، محمدجعفر. '''''ترمینولوژی حقوق'''''. تهران: گنج دانش، 447. | ||
3. | 3. جعفریلنگرودی. '''''مقدمه عمومی علم حقوق'''''. تهران: گنج دانش، 1383، 50. | ||
4. همان. 51- 52. | 4. همان. 51- 52. | ||
نسخهٔ ۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۲۱
عرف، روش معمول و مستمر ميان مردم يک جامعه در گفتار، رفتار، يا اعتقاد.
عرف، در لغت، به معنای بخشش و نیکی، نیز معرفت و شناخت آمده است[۱]. عرف، مأنوس نیک است و مقبول خردمندان[۲]. عناصر عرف عبارتند از:
- عمل معین؛
- تکرار آن عمل به وسیله گروه معین؛
- تکرار عمل مورد نظر توسط دست کم اکثر مردم کشور یا محل معین؛
- فطری نبودن و ارادی بودن عمل مورد نظر؛
- نداشتن صورت قانونی عمل؛
- داشتن پایهای در اندیشه نیک؛
- عدم وجود تصریحی خلاف اقتضاء عرف، از سوی شخص صلاحیتدار[۳].
به اعتبار موضوع، اقسام عرف عبارتند از: عرف لفظی، عرفی در تلفظ و سخن گفتن؛ عرف عملی، عرفی خارجی از محاورات و الفاظ که در عمل مورد توجه است؛ عرف موضوعی، عرفی پدید آمده در جانب موضوع است، نه حکم[۴]. عرف، به اعتبار محدوده نفوذ آن، دارای دو نوع عام و خاص است: عرف عام، عرفی است که گستره نفوذ آن فراتر از شهر، کشور و طایفه خاص است؛ عرف خاص، عرفی است که در یک شهر، کشور یا طایفهای از مردم مرسوم است[۵].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
1. جُرّ، خلیل. ترجمه طبیبیان، سیدحمید. تهران: امیرکبیر، 1442.
2. جعفریلنگرودی، محمدجعفر. ترمینولوژی حقوق. تهران: گنج دانش، 447.
3. جعفریلنگرودی. مقدمه عمومی علم حقوق. تهران: گنج دانش، 1383، 50.
4. همان. 51- 52.
5. انصاری، مسعود؛ طاهری، محمدعلی. تهران: محراب فکر، 1384، 2/1368.
اسدالله معظمی گودرزی
- ↑ جُرّ، خلیل. ترجمه طبیبیان، سیدحمید. تهران: امیرکبیر، 1442.
- ↑ جعفریلنگرودی، محمدجعفر. ترمینولوژی حقوق. تهران: گنج دانش، 447.
- ↑ جعفریلنگرودی. مقدمه عمومی علم حقوق. تهران: گنج دانش، 1383، 50.
- ↑ جعفریلنگرودی. مقدمه عمومی علم حقوق. تهران: گنج دانش، 1383، ص. 51-52.
- ↑ انصاری، مسعود؛ طاهری، محمدعلی. تهران: محراب فکر، 1384، 2/1368.