پرش به محتوا

غصب: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''غصب،''' استيلاء ناحق بر مال يا حق ديگري است.<sup>1</sup> براي تحقق غصب عناصر متعددي برشمرده‌اند.<sup>2</sup> مهم ترين آنها، چهار عنصر زير است: 1- اثبات يد، فلذا مواردي كه اضرار مالك يا صاحب حق بدون وضع يد، تحقق يابد، از تعريف غصب خارج است. 2- استيلا، كه اگر...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''غصب،''' استيلاء ناحق بر مال يا حق ديگري است.<sup>1</sup> براي تحقق غصب عناصر متعددي برشمرده‌اند.<sup>2</sup> مهم ترين آنها، چهار عنصر زير است: 1- اثبات يد، فلذا مواردي كه اضرار مالك يا صاحب حق بدون وضع يد، تحقق يابد، از تعريف غصب خارج است. 2- استيلا، كه اگر متصرف بر مال يا حق، مستولي نباشد، غاصب محسوب نمي‌شود. 3- شراط تعلق مال به غير، كه اگر شخص در مال خود (مثل وارث در تركه) تصرف كند، غصب محسوب نمي‌شود. 4- شرط عدوان و ظلم.<sup>3</sup>
'''غصب،''' استیلاء ناحق بر مال یا حق دیگری است.<sup>1</sup> برای تحقق غصب عناصر متعددی برشمرده‌اند.<sup>2</sup> مهم ترین آنها، چهار عنصر زیر است: 1- اثبات ید، فلذا مواردی که اضرار مالک یا صاحب حق بدون وضع ید، تحقق یابد، از تعریف غصب خارج است. 2- استیلا، که اگر متصرف بر مال یا حق، مستولی نباشد، غاصب محسوب نمی‌شود. 3- شراط تعلق مال به غیر، که اگر شخص در مال خود (مثل وارث در ترکه) تصرف کند، غصب محسوب نمی‌شود. 4- شرط عدوان و ظلم.<sup>3</sup>


غصب از نظر ديني و شرعي حرام و موجب كيفر اخروي است<sup>4</sup> و از نظر فقه اسلامي و حقوق مدني ايران از موجبات «ضمان قهري» (مسئوليت مدني خارج از قرارداد در رديف اتلاف و تسبيب) است؛ يعني غاصب بايد عين مغصوب را (در صورت بقاء عين) با همان حالت و كيفيتي كه اول آن را غصب كرده است، به مالك يا صاحب حق برگرداند؛<sup>5</sup> و در صورت تلف عين مغصوب، در صورتي كه عين، «مثلي» (مانند گندم و جو) باشد، مثل مال تلف شده را و در صورتي كه «قيمي» (مانند سكه طلا) باشد، قيمت آن را به مالك اصلي تحويل دهد.<sup>6</sup>
غصب از نظر دینی و شرعی حرام و موجب کیفر اخروی است<sup>4</sup> و از نظر فقه اسلامی و حقوق مدنی ایران از موجبات «ضمان قهری» (مسئولیت مدنی خارج از قرارداد در ردیف اتلاف و تسبیب) است؛ یعنی غاصب باید عین مغصوب را (در صورت بقاء عین) با همان حالت و کیفیتی که اول آن را غصب کرده است، به مالک یا صاحب حق برگرداند؛<sup>5</sup> و در صورت تلف عین مغصوب، در صورتی که عین، «مثلی» (مانند گندم و جو) باشد، مثل مال تلف شده را و در صورتی که «قیمی» (مانند سکه طلا) باشد، قیمت آن را به مالک اصلی تحویل دهد.<sup>6</sup>


در حقوق ايران، دعوي غصب به عنوان تقاضاي «خلع يد» در دادگاه‌هاي حقوقي يا به عنوان تقاضاي «رفع تصرف عدواني» در دادسرا يا شوراي حل اختلاف، قابل طرح است. در دعاوي حقوقي، شاكي مدعي غصب و متقاضي «خلع يد»، بايد مالكيت خود را بر عين مغصوب ثابت كند و در پروندهاي «تصرف عدواني» مراجع قضايي بدون ورود به ماهيت واقعي مالكيت طرفين، به صرف احراز «سبق تصرف» شاكي به رفع «تصرف عدواني» عليه متصرف عدواني رأي مي‌دهد.
در حقوق ایران، دعوی غصب به عنوان تقاضای «خلع ید» در دادگاه‌های حقوقی یا به عنوان تقاضای «رفع تصرف عدوانی» در دادسرا یا شورای حل اختلاف، قابل طرح است. در دعاوی حقوقی، شاکی مدعی غصب و متقاضی «خلع ید»، باید مالکیت خود را بر عین مغصوب ثابت کند و در پروندهای «تصرف عدوانی» مراجع قضایی بدون ورود به ماهیت واقعی مالکیت طرفین، به صرف احراز «سبق تصرف» شاکی به رفع «تصرف عدوانی» علیه متصرف عدوانی رأی می‌دهد.




'''منابع و مآخذ:'''
'''منابع و مآخذ:'''


1. محقق حلي، نجم الدين ابوالقاسم. '''''المختصر النافع'''''. قاهره: دارالتعريف الاسلاميه، 1376، ص257؛ علامه حلي، حسن بن يوسف بن مطهر'''''. تبصرۀ المتعلمين'''''. تهران: سنگي، 1327، باب دهم، ص95+ ، ترجمۀ فارسي به كوشش زين العابدين ذوالمجدين، انتشارات دانشگاه تهران، 1329، باب دهم.
1. محقق حلی، نجم الدین ابوالقاسم. '''''المختصر النافع'''''. قاهره: دارالتعریف الاسلامیه، 1376، ص257؛ علامه حلی، حسن بن یوسف بن مطهر'''''. تبصرۀ المتعلمین'''''. تهران: سنگی، 1327، باب دهم، ص95+ ، ترجمۀ فارسی به کوشش زین العابدین ذوالمجدین، انتشارات دانشگاه تهران، 1329، باب دهم.


2. جعفري لنگرودي، محمدجعفر. '''''«عناصر غصب».''''' نشريۀ دانشكدۀ حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، ش6 (تابستان 1350)، ص22 و ش7 (پاييز 1350)، ص63.
2. جعفری لنگرودی، محمدجعفر. '''''«عناصر غصب».''''' نشریۀ دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ش6 (تابستان 1350)، ص22 و ش7 (پاییز 1350)، ص63.


3. امين، سيد حسن. '''''غصب و ضمان قهري'''''. تهران: انتشارات وحيد، 1368، چاپ دوم، ص 45-44.
3. امین، سید حسن. '''''غصب و ضمان قهری'''''. تهران: انتشارات وحید، 1368، چاپ دوم، ص 45-44.


4. محقق حلي، همانجا. نيز ترجمۀ فارسي همان كتاب مانده از قرن هفتم، به كوشش محمدتقي دانش پژوه، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1341، ص299-298.
4. محقق حلی، همانجا. نیز ترجمۀ فارسی همان کتاب مانده از قرن هفتم، به کوشش محمدتقی دانش پژوه، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1341، ص299-298.


5. رشتي، حاج ميرزا حبيب الله. '''''رساله في الغصب'''''. تهران: سنگي، بي تا، ص52 و '''''قانون مدني ايران'''''. مواد 308 تا 311.
5. رشتی، حاج میرزا حبیب الله. '''''رساله فی الغصب'''''. تهران: سنگی، بی تا، ص52 و '''''قانون مدنی ایران'''''. مواد 308 تا 311.


6. انصاري، شيخ مرتضي. '''''كتاب المكاسب'''''. قم: بي نا، 1374، ص107-106.
6. انصاری، شیخ مرتضی. '''''کتاب المکاسب'''''. قم: بی نا، 1374، ص107-106.


7. امين. همانجا، ص114.  
7. امین. همانجا، ص114.  






سیدحسن امین
سیدحسن امین

نسخهٔ ‏۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۰۴

غصب، استیلاء ناحق بر مال یا حق دیگری است.1 برای تحقق غصب عناصر متعددی برشمرده‌اند.2 مهم ترین آنها، چهار عنصر زیر است: 1- اثبات ید، فلذا مواردی که اضرار مالک یا صاحب حق بدون وضع ید، تحقق یابد، از تعریف غصب خارج است. 2- استیلا، که اگر متصرف بر مال یا حق، مستولی نباشد، غاصب محسوب نمی‌شود. 3- شراط تعلق مال به غیر، که اگر شخص در مال خود (مثل وارث در ترکه) تصرف کند، غصب محسوب نمی‌شود. 4- شرط عدوان و ظلم.3

غصب از نظر دینی و شرعی حرام و موجب کیفر اخروی است4 و از نظر فقه اسلامی و حقوق مدنی ایران از موجبات «ضمان قهری» (مسئولیت مدنی خارج از قرارداد در ردیف اتلاف و تسبیب) است؛ یعنی غاصب باید عین مغصوب را (در صورت بقاء عین) با همان حالت و کیفیتی که اول آن را غصب کرده است، به مالک یا صاحب حق برگرداند؛5 و در صورت تلف عین مغصوب، در صورتی که عین، «مثلی» (مانند گندم و جو) باشد، مثل مال تلف شده را و در صورتی که «قیمی» (مانند سکه طلا) باشد، قیمت آن را به مالک اصلی تحویل دهد.6

در حقوق ایران، دعوی غصب به عنوان تقاضای «خلع ید» در دادگاه‌های حقوقی یا به عنوان تقاضای «رفع تصرف عدوانی» در دادسرا یا شورای حل اختلاف، قابل طرح است. در دعاوی حقوقی، شاکی مدعی غصب و متقاضی «خلع ید»، باید مالکیت خود را بر عین مغصوب ثابت کند و در پروندهای «تصرف عدوانی» مراجع قضایی بدون ورود به ماهیت واقعی مالکیت طرفین، به صرف احراز «سبق تصرف» شاکی به رفع «تصرف عدوانی» علیه متصرف عدوانی رأی می‌دهد.


منابع و مآخذ:

1. محقق حلی، نجم الدین ابوالقاسم. المختصر النافع. قاهره: دارالتعریف الاسلامیه، 1376، ص257؛ علامه حلی، حسن بن یوسف بن مطهر. تبصرۀ المتعلمین. تهران: سنگی، 1327، باب دهم، ص95+ ، ترجمۀ فارسی به کوشش زین العابدین ذوالمجدین، انتشارات دانشگاه تهران، 1329، باب دهم.

2. جعفری لنگرودی، محمدجعفر. «عناصر غصب». نشریۀ دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ش6 (تابستان 1350)، ص22 و ش7 (پاییز 1350)، ص63.

3. امین، سید حسن. غصب و ضمان قهری. تهران: انتشارات وحید، 1368، چاپ دوم، ص 45-44.

4. محقق حلی، همانجا. نیز ترجمۀ فارسی همان کتاب مانده از قرن هفتم، به کوشش محمدتقی دانش پژوه، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1341، ص299-298.

5. رشتی، حاج میرزا حبیب الله. رساله فی الغصب. تهران: سنگی، بی تا، ص52 و قانون مدنی ایران. مواد 308 تا 311.

6. انصاری، شیخ مرتضی. کتاب المکاسب. قم: بی نا، 1374، ص107-106.

7. امین. همانجا، ص114.


سیدحسن امین