پرش به محتوا

کردی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «كردي / kordi /، از زبان‌هاي ايراني شمال غربي و شاخه‌اي از زبان‌هاي هند و ايراني.<sup>1</sup> گويش‌هاي كردي معمولاً به سه گروه اصلي شمالي، مركزي و جنوبي تقسيم مي‌شوند. گويش‌هاي شمال غربي يا كِرمانْجي در آذربايجان غربي، كردستان و خراسان ايران، بلوچس...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
كردي / kordi /، از زبان‌هاي ايراني شمال غربي و شاخه‌اي از زبان‌هاي هند و ايراني.<sup>1</sup> گويش‌هاي كردي معمولاً به سه گروه اصلي شمالي، مركزي و جنوبي تقسيم مي‌شوند. گويش‌هاي شمال غربي يا كِرمانْجي در آذربايجان غربي، كردستان و خراسان ايران، بلوچستان، افغانستان، تركيه و سوريه و گويش‌هاي شمال شرقي معروف به باديناني در جمهوري آذربايجان، ارمنستان، تركمنستان، قرقيزستان، گرجستان و نيز شمال كردستان عراق رواج دارند.<sup>2</sup> گروه مركزي كردي كه «سوراني» ناميده مي‌شود در نواحي مرزي استان كردستان به ويژه مهاباد و سنندج و در نواحي جنوبي آذربايجان ايران و نيز در اردبيل، سليمانيه و كركوك عراق رواج دارد. ساير گويش‌هاي كردي در گروه جنوبي قرار مي‌گيرند، از جمله كردي بختاران (كرمانشاهان).<sup>3</sup>
كردی / kordi /، از زبان‌های ایرانی شمال غربی و شاخه‌ای از زبان‌های هند و ایرانی.<sup>1</sup> گویش‌های كردی معمولاً به سه گروه اصلی شمالی، مركزی و جنوبی تقسیم می‌شوند. گویش‌های شمال غربی یا كِرمانْجی در آذربایجان غربی، كردستان و خراسان ایران، بلوچستان، افغانستان، تركیه و سوریه و گویش‌های شمال شرقی معروف به بادینانی در جمهوری آذربایجان، ارمنستان، تركمنستان، قرقیزستان، گرجستان و نیز شمال كردستان عراق رواج دارند.<sup>2</sup> گروه مركزی كردی كه «سورانی» نامیده می‌شود در نواحی مرزی [[استان کردستان|استان كردستان]] به ویژه مهاباد و سنندج و در نواحی جنوبی آذربایجان ایران و نیز در اردبیل، سلیمانیه و كركوك عراق رواج دارد. سایر گویش‌های كردی در گروه جنوبی قرار می‌گیرند، از جمله كردی بختاران (كرمانشاهان).<sup>3</sup>


از تعداد كل گويشوران كرد زبان در دنيا آمار دقيقي در دست نيست. اين تعداد در منابع مختلف 14 ميليون،<sup>4</sup> بيش از 15 ميليون<sup>5</sup> و حدود 20 ميليون نفر ذكر شده است؛<sup>6</sup> در بعضي از منابع اينترنتي نيز تعداد كل گويشوران را تا حدود 30 ميليون نفر تخمين زده‌اند.<sup>7</sup> در مورد تعداد گويشوران كرد زبان ايران نيز آمار متفاوتي وجود دارد؛ به نظر مي‌رسد بين 7 تا 10 درصد جمعيت ايران كرد هستند.<sup>8</sup> اخيراً به عنوان يكي از دو زبان رسمي در عراق پذيرفته شده است.* گرچه ادبيات مكتوب به كردي از اوايل قرن هفدهم موجود است، تفاوت‌هاي گويشي مانع از شكل‌گيري يك گونه معيار كردي شده است.<sup>9</sup>
از تعداد كل گویشوران كرد زبان در دنیا آمار دقیقی در دست نیست. این تعداد در منابع مختلف 14 میلیون،<sup>4</sup> بیش از 15 میلیون<sup>5</sup> و حدود 20 میلیون نفر ذكر شده است؛<sup>6</sup> در بعضی از منابع اینترنتی نیز تعداد كل گویشوران را تا حدود 30 میلیون نفر تخمین زده‌اند.<sup>7</sup> در مورد تعداد گویشوران كرد زبان ایران نیز آمار متفاوتی وجود دارد؛ به نظر می‌رسد بین 7 تا 10 درصد جمعیت ایران كرد هستند.<sup>8</sup> اخیراً به عنوان یكی از دو زبان رسمی در عراق پذیرفته شده است.* گرچه ادبیات مكتوب به كردی از اوایل قرن هفدهم موجود است، تفاوت‌های گویشی مانع از شكل‌گیری یك گونه معیار كردی شده است.<sup>9</sup>


براي نگارش كردي در عراق و ايران از الفباي عربي، در تركيه و سوريه از الفباي لاتيني و در جمهوري‌هاي شوروي سابق از الفباي سيريلي استفاده مي‌شود.<sup>10</sup>
برای نگارش كردی در عراق و ایران از الفبای عربی، در تركیه و سوریه از الفبای لاتینی و در جمهوری‌های شوروی سابق از الفبای سیریلی استفاده می‌شود.<sup>10</sup>


كردي از بسياري جهات شبيه فارسي نو است، گرچه بررسي‌هاي آواشناختي نشان مي‌دهد كردي مادر [1] متفاوت از زبان فارسي و مادي در دوران ايران باستان است.<sup>11</sup> كردي شمالي هم از نظر آوايي و هم به لحاظ ساخت صرفي و نحوي ويژگي‌هاي قديمي بيشتري را در خود حفظ كرده است؛ از طرف ديگر كلمات قرضي عربي و تركي در كردي شمالي بيشتر ديده مي شود. تغيير بيشتر گويش‌هاي مركزي و جنوبي احتمالاً به علت تماس نزديك‌تر آن‌ها با ساير زبان‌هاي ايراني بوده است.<sup>12</sup>  
كردی از بسیاری جهات شبیه فارسی نو است، گرچه بررسی‌های آواشناختی نشان می‌دهد كردی مادر [1] متفاوت از زبان فارسی و مادی در دوران ایران باستان است.<sup>11</sup> كردی شمالی هم از نظر آوایی و هم به لحاظ ساخت صرفی و نحوی ویژگی‌های قدیمی بیشتری را در خود حفظ كرده است؛ از طرف دیگر كلمات قرضی عربی و تركی در كردی شمالی بیشتر دیده می شود. تغییر بیشتر گویش‌های مركزی و جنوبی احتمالاً به علت تماس نزدیك‌تر آن‌ها با سایر زبان‌های ایرانی بوده است.<sup>12</sup>  


به‌طور كلي ويژگي بارز كردي نسبت به فارسي نظام آوايي آن است؛ نظام واكه‌اي كردي از سه واكة كوتاه/ i, ε, u/ و پنج واكة كشيده /i, e(ε), a, o, u/ تشكيل شده است. در كرمانجي ميان همخوان‌هاي نادميده /p, t, k, s/ و جفت دميدة آن‌ها نيز تمايز وجود دارد.<sup>13</sup>  
به‌طور كلی ویژگی بارز كردی نسبت به فارسی نظام آوایی آن است؛ نظام واكه‌ای كردی از سه واكة كوتاه/ i, ε, u/ و پنج واكة كشیده /i, e(ε), a, o, u/ تشكیل شده است. در كرمانجی میان همخوان‌های نادمیده /p, t, k, s/ و جفت دمیدة آن‌ها نیز تمایز وجود دارد.<sup>13</sup>  


ويژگي‌هاي صرفي كهن مانند حالت و جنس در كردي شمالي حفظ شده است. تفاوت جنس به وضوح در تركيب‌هاي اضافي آشكار مي‌شود. مانند: xušk-a mən «خواهر من» و bəra- e mən «برادر من» در اين تركيب‌ها –a نشانة اضافه در اسم‌هاي مؤنث منفرد و –e براي اسم‌هاي مذكر مفرد است. جنس و حالت در كردي جنوبي از بين رفته است.<sup>15و14</sup> اسامي ار نظر معرفه يا نكره بودن نيز نشاندار هستند.<sup>16</sup> پسوند نكره در گويش‌هاي شمالي –ak و جنوبي و مركزي –ek)<sup>17</sup> مانند: مردي "pyāwek".<sup>18</sup> پسوند معرفه فقط در گويش‌هاي شمالي و جنوبي به چشم مي‌خورد،<sup>19</sup> كه با پسوند –akā نشان داده مي‌شود، مانند: مرد (معرفه) "pyāwakā" <sup>20</sup>  
ویژگی‌های صرفی كهن مانند حالت و جنس در كردی شمالی حفظ شده است. تفاوت جنس به وضوح در تركیب‌های اضافی آشكار می‌شود. مانند: xušk-a mən «خواهر من» و bəra- e mən «برادر من» در این تركیب‌ها –a نشانة اضافه در اسم‌های مؤنث منفرد و –e برای اسم‌های مذكر مفرد است. جنس و حالت در كردی جنوبی از بین رفته است.<sup>15و14</sup> اسامی ار نظر معرفه یا نكره بودن نیز نشاندار هستند.<sup>16</sup> پسوند نكره در گویش‌های شمالی –ak و جنوبی و مركزی –ek)<sup>17</sup> مانند: مردی "pyāwek".<sup>18</sup> پسوند معرفه فقط در گویش‌های شمالی و جنوبی به چشم می‌خورد،<sup>19</sup> كه با پسوند –akā نشان داده می‌شود، مانند: مرد (معرفه) "pyāwakā" <sup>20</sup>  


در كردي حروف اضافه ممكن است ساده باشند مانند / be/ «به» يا مشتق مانند پيرواند/ Le…da/ به معناي «در» : le Kurdistan. i. emroda/ / «در كردستان امروز»<sup>21</sup>  
در كردی حروف اضافه ممكن است ساده باشند مانند / be/ «به» یا مشتق مانند پیرواند/ Le…da/ به معنای «در» : le Kurdistan. i. emroda/ / «در كردستان امروز»<sup>21</sup>  


در برخي از گويش‌هاي كردي مانند كرمانجي ساخت ارگاتيو در صرف زمان گذشتة افعال متعدي به‌كار مي‌رود كه در آن فعل متعدي با مفعول مطابقت مي‌كند و فاعل به صورت وند به مفعول متصل مي‌شود مانند: "name. yek. im nušt" «نامه‌اي نوشتم»<sup>22</sup> افعال كردي مانند فارسي داراي دو بن ماضي و مضارع هستند كه هنگام صرف شدن، شناسه‌ها به آن‌ها افزوده مي‌شوند.<sup>23</sup> در زبان كردي همانند فارسي صورت بي‌نشان ترتيب كلمات در جمله فاعل+ مفعول+ فعل (sov) است.<sup>24</sup> از شاخة شمال غربي زبان‌هاي ايراني به دو زبان ديگر بايد اشاره كرد:
در برخی از گویش‌های كردی مانند كرمانجی ساخت ارگاتیو در صرف زمان گذشتة افعال متعدی به‌كار می‌رود كه در آن فعل متعدی با مفعول مطابقت می‌كند و فاعل به صورت وند به مفعول متصل می‌شود مانند: "name. yek. im nušt" «نامه‌ای نوشتم»<sup>22</sup> افعال كردی مانند فارسی دارای دو بن ماضی و مضارع هستند كه هنگام صرف شدن، شناسه‌ها به آن‌ها افزوده می‌شوند.<sup>23</sup> در زبان كردی همانند فارسی صورت بی‌نشان ترتیب كلمات در جمله فاعل+ مفعول+ فعل (sov) است.<sup>24</sup> از شاخة شمال غربی زبان‌های ایرانی به دو زبان دیگر باید اشاره كرد:


زازا يا ديميلي (در ميان كردهاي تركيه) و گوراني كه شامل اوراماني (در غرب سنندج، در پاوه و نوسود) و باجلاني (در اطراف سر پل زهاب، قصرشيرين و...)، كندوله‌اي (در شمال شرق كرمانشاه) و گوراني (در شمال كرمانشاه) مي‌شود. گواراني (در شمال كرمانشاه) مي‌شود. گرچه گويشوران گوراني وزازا عموماً به عنوان كرد تلقي مي‌شوند، از نظر تاريخي زبان آ‌نها ريشه در كردي ندارد.<sup>25</sup>
زازا یا دیمیلی (در میان كردهای تركیه) و گورانی كه شامل اورامانی (در غرب سنندج، در پاوه و نوسود) و باجلانی (در اطراف سر پل زهاب، قصرشیرین و...)، كندوله‌ای (در شمال شرق كرمانشاه) و گورانی (در شمال كرمانشاه) می‌شود. گوارانی (در شمال كرمانشاه) می‌شود. گرچه گویشوران گورانی وزازا عموماً به عنوان كرد تلقی می‌شوند، از نظر تاریخی زبان آ‌نها ریشه در كردی ندارد.<sup>25</sup>




خط ۲۴: خط ۲۴:
و نك  Kreyen Broek, P. G. "Kurdish" ''the Encyclopeadia of languages & linguistics.'' ed. RE. Asher. Oxford. Pergaman, 1944. vol 4, p 1880.
و نك  Kreyen Broek, P. G. "Kurdish" ''the Encyclopeadia of languages & linguistics.'' ed. RE. Asher. Oxford. Pergaman, 1944. vol 4, p 1880.


2.   رضايي باغ بيدي، حسن. «زبان‌هاي ايراني»، ''دايرة‌المعارف بزرگ اسلامي''. تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، جلد دهم، ص 548-549.
2.   رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های ایرانی»، ''دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی''. تهران: مركز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم، ص 548-549.


3.    Kreyen Broek , P. G, p. 1880
3.    Kreyen Broek , P. G, p. 1880


و رضايي باغ بيدي، حسن. ص 548.     
و رضایی باغ بیدی، حسن. ص 548.     


4.    Campbell, G. L. " Kurdish" Compendium of world’s languages, London: 1991. vol 2. p 925.
4.    Campbell, G. L. " Kurdish" Compendium of world’s languages, London: 1991. vol 2. p 925.
خط ۴۲: خط ۴۲:
9.     kreyen broek, P. G. p. 1880.
9.     kreyen broek, P. G. p. 1880.


10. ارانسكي، م. يوسيف: ''زبان‌هاي ايراني''. ترجمة علي اشرف صادقي، تهران: سخن، ص127.
10. ارانسكی، م. یوسیف: ''زبان‌های ایرانی''. ترجمة علی اشرف صادقی، تهران: سخن، ص127.


و نيز:  
و نیز:  


- Grimes, Barbara. (ed) Ethnologue (languages of the world), 12<sup>th</sup> edition. Texas: Summer institute, 1992. P 641.
- Grimes, Barbara. (ed) Ethnologue (languages of the world), 12<sup>th</sup> edition. Texas: Summer institute, 1992. P 641.
خط ۵۶: خط ۵۶:
14. D. N. Mackenzie, p 479.
14. D. N. Mackenzie, p 479.


15. ارانسكي. ''زبان‌هاي ايراني''. ترجمة علي اشرف صادقي، ص127.
15. ارانسكی. ''زبان‌های ایرانی''. ترجمة علی اشرف صادقی، ص127.


16. mccarus, Ernest. "Kurdish", ''International Encyclopeadia of linguistics.'' ed. W. Bright, oxford: oxford university press. 1994.
16. mccarus, Ernest. "Kurdish", ''International Encyclopeadia of linguistics.'' ed. W. Bright, oxford: oxford university press. 1994.
خط ۷۲: خط ۷۲:
22. Campbell, G. L. p 928.
22. Campbell, G. L. p 928.


23. ارانسكي. ''زبان‌هاي ايراني''. ترجمة علي‌اشرف صادقي، ص127.
23. ارانسكی. ''زبان‌های ایرانی''. ترجمة علی‌اشرف صادقی، ص127.


24. Campbell, G. L. p 928.
24. Campbell, G. L. p 928.


25. رضايي باغ‌بيدي، حسن. ص549.  
25. رضایی باغ‌بیدی، حسن. ص549.  


و نك:  
و نك:  
خط ۸۲: خط ۸۲:
- Mackenzie, D. N. "Gurani", EncyclopÆdia IRANICA. ed. E. Yarshater, New York: Encyclopædia Iranica Foundation, 2003, Volume XI. P 401.
- Mackenzie, D. N. "Gurani", EncyclopÆdia IRANICA. ed. E. Yarshater, New York: Encyclopædia Iranica Foundation, 2003, Volume XI. P 401.


----* قانون اساسي عراق مصوب 28 اوت 2005.
----* قانون اساسی عراق مصوب 28 اوت 2005.


[1]. Proto kwash  
[1]. Proto kwash  


آتوسا رستم بیک
آتوسا رستم بیک

نسخهٔ ‏۸ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۳۵

كردی / kordi /، از زبان‌های ایرانی شمال غربی و شاخه‌ای از زبان‌های هند و ایرانی.1 گویش‌های كردی معمولاً به سه گروه اصلی شمالی، مركزی و جنوبی تقسیم می‌شوند. گویش‌های شمال غربی یا كِرمانْجی در آذربایجان غربی، كردستان و خراسان ایران، بلوچستان، افغانستان، تركیه و سوریه و گویش‌های شمال شرقی معروف به بادینانی در جمهوری آذربایجان، ارمنستان، تركمنستان، قرقیزستان، گرجستان و نیز شمال كردستان عراق رواج دارند.2 گروه مركزی كردی كه «سورانی» نامیده می‌شود در نواحی مرزی استان كردستان به ویژه مهاباد و سنندج و در نواحی جنوبی آذربایجان ایران و نیز در اردبیل، سلیمانیه و كركوك عراق رواج دارد. سایر گویش‌های كردی در گروه جنوبی قرار می‌گیرند، از جمله كردی بختاران (كرمانشاهان).3

از تعداد كل گویشوران كرد زبان در دنیا آمار دقیقی در دست نیست. این تعداد در منابع مختلف 14 میلیون،4 بیش از 15 میلیون5 و حدود 20 میلیون نفر ذكر شده است؛6 در بعضی از منابع اینترنتی نیز تعداد كل گویشوران را تا حدود 30 میلیون نفر تخمین زده‌اند.7 در مورد تعداد گویشوران كرد زبان ایران نیز آمار متفاوتی وجود دارد؛ به نظر می‌رسد بین 7 تا 10 درصد جمعیت ایران كرد هستند.8 اخیراً به عنوان یكی از دو زبان رسمی در عراق پذیرفته شده است.* گرچه ادبیات مكتوب به كردی از اوایل قرن هفدهم موجود است، تفاوت‌های گویشی مانع از شكل‌گیری یك گونه معیار كردی شده است.9

برای نگارش كردی در عراق و ایران از الفبای عربی، در تركیه و سوریه از الفبای لاتینی و در جمهوری‌های شوروی سابق از الفبای سیریلی استفاده می‌شود.10

كردی از بسیاری جهات شبیه فارسی نو است، گرچه بررسی‌های آواشناختی نشان می‌دهد كردی مادر [1] متفاوت از زبان فارسی و مادی در دوران ایران باستان است.11 كردی شمالی هم از نظر آوایی و هم به لحاظ ساخت صرفی و نحوی ویژگی‌های قدیمی بیشتری را در خود حفظ كرده است؛ از طرف دیگر كلمات قرضی عربی و تركی در كردی شمالی بیشتر دیده می شود. تغییر بیشتر گویش‌های مركزی و جنوبی احتمالاً به علت تماس نزدیك‌تر آن‌ها با سایر زبان‌های ایرانی بوده است.12

به‌طور كلی ویژگی بارز كردی نسبت به فارسی نظام آوایی آن است؛ نظام واكه‌ای كردی از سه واكة كوتاه/ i, ε, u/ و پنج واكة كشیده /i, e(ε), a, o, u/ تشكیل شده است. در كرمانجی میان همخوان‌های نادمیده /p, t, k, s/ و جفت دمیدة آن‌ها نیز تمایز وجود دارد.13

ویژگی‌های صرفی كهن مانند حالت و جنس در كردی شمالی حفظ شده است. تفاوت جنس به وضوح در تركیب‌های اضافی آشكار می‌شود. مانند: xušk-a mən «خواهر من» و bəra- e mən «برادر من» در این تركیب‌ها –a نشانة اضافه در اسم‌های مؤنث منفرد و –e برای اسم‌های مذكر مفرد است. جنس و حالت در كردی جنوبی از بین رفته است.15و14 اسامی ار نظر معرفه یا نكره بودن نیز نشاندار هستند.16 پسوند نكره در گویش‌های شمالی –ak و جنوبی و مركزی –ek)17 مانند: مردی "pyāwek".18 پسوند معرفه فقط در گویش‌های شمالی و جنوبی به چشم می‌خورد،19 كه با پسوند –akā نشان داده می‌شود، مانند: مرد (معرفه) "pyāwakā" 20

در كردی حروف اضافه ممكن است ساده باشند مانند / be/ «به» یا مشتق مانند پیرواند/ Le…da/ به معنای «در» : le Kurdistan. i. emroda/ / «در كردستان امروز»21

در برخی از گویش‌های كردی مانند كرمانجی ساخت ارگاتیو در صرف زمان گذشتة افعال متعدی به‌كار می‌رود كه در آن فعل متعدی با مفعول مطابقت می‌كند و فاعل به صورت وند به مفعول متصل می‌شود مانند: "name. yek. im nušt" «نامه‌ای نوشتم»22 افعال كردی مانند فارسی دارای دو بن ماضی و مضارع هستند كه هنگام صرف شدن، شناسه‌ها به آن‌ها افزوده می‌شوند.23 در زبان كردی همانند فارسی صورت بی‌نشان ترتیب كلمات در جمله فاعل+ مفعول+ فعل (sov) است.24 از شاخة شمال غربی زبان‌های ایرانی به دو زبان دیگر باید اشاره كرد:

زازا یا دیمیلی (در میان كردهای تركیه) و گورانی كه شامل اورامانی (در غرب سنندج، در پاوه و نوسود) و باجلانی (در اطراف سر پل زهاب، قصرشیرین و...)، كندوله‌ای (در شمال شرق كرمانشاه) و گورانی (در شمال كرمانشاه) می‌شود. گوارانی (در شمال كرمانشاه) می‌شود. گرچه گویشوران گورانی وزازا عموماً به عنوان كرد تلقی می‌شوند، از نظر تاریخی زبان آ‌نها ریشه در كردی ندارد.25


مآخذ:

1.    Payne, John. "Iranian Languages". The world's major Languages. ed. Bernard Comrie. London & New York: Rout ledge, 1987. P 514.

و نك  Kreyen Broek, P. G. "Kurdish" the Encyclopeadia of languages & linguistics. ed. RE. Asher. Oxford. Pergaman, 1944. vol 4, p 1880.

2.   رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های ایرانی»، دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی. تهران: مركز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم، ص 548-549.

3.    Kreyen Broek , P. G, p. 1880

و رضایی باغ بیدی، حسن. ص 548.   

4.    Campbell, G. L. " Kurdish" Compendium of world’s languages, London: 1991. vol 2. p 925.

5.     The New Encyclopaedia Britannica, 15th Ed. Chicago: Joseph J. Esposito Pwolishing Group. 1994. vol 6, p. 40.

6.    kreyen broek , P. G, p. 1880

7.    http://thepedia.com/define/kurd , http://en.wikipedia.org/wiki/kurds

8.    www.Factmonster.Com/CeG/world/Ao828382.html. , Encyclopaedia of the orient:, www.Lexicorient.Com , http://gc2000.Rutgers.edn/GC2000/MODULES/minority. , www.ethnologue.com  

9.     kreyen broek, P. G. p. 1880.

10. ارانسكی، م. یوسیف: زبان‌های ایرانی. ترجمة علی اشرف صادقی، تهران: سخن، ص127.

و نیز:

- Grimes, Barbara. (ed) Ethnologue (languages of the world), 12th edition. Texas: Summer institute, 1992. P 641.

11. kreyn broek, P. G. p. 1880

12. D. N. Mackenzie, "kurd", "kurdestān", Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E. J. BRLII. 1998. vol 5, p 479.

13. Campbell. G. L. p 925.

14. D. N. Mackenzie, p 479.

15. ارانسكی. زبان‌های ایرانی. ترجمة علی اشرف صادقی، ص127.

16. mccarus, Ernest. "Kurdish", International Encyclopeadia of linguistics. ed. W. Bright, oxford: oxford university press. 1994.

17. D. N. Mackenzie, p 480.

18. Mccarus, Ernest, p 291.

19. D. N. Mackenzie, p 480.

20. Mccarus, Ernest, p 291.

21. Campbell, G. L. p 928.

22. Campbell, G. L. p 928.

23. ارانسكی. زبان‌های ایرانی. ترجمة علی‌اشرف صادقی، ص127.

24. Campbell, G. L. p 928.

25. رضایی باغ‌بیدی، حسن. ص549.

و نك:

- Mackenzie, D. N. "Gurani", EncyclopÆdia IRANICA. ed. E. Yarshater, New York: Encyclopædia Iranica Foundation, 2003, Volume XI. P 401.


* قانون اساسی عراق مصوب 28 اوت 2005.

[1]. Proto kwash

آتوسا رستم بیک