پرش به محتوا

هزارگی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''هزارگی /''' hæzare(æ)gi/ یا هزاره / hæ(e)zare / از شاخة جنوب غربی زبان‌های ایرانی، از خانوادة زبان‌های هند و ایرانی،<sup>1</sup> و یکی از گویش‌های تاجیکی.<sup>2</sup> هزارگی زبان قومی است به نام هزاره<sup>3</sup> که اصلیت مغولی دارند<sup>4</sup> و در مناطق کوهستانی بخش مرک...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''هزارگی /''' hæzare(æ)gi/ یا هزاره / hæ(e)zare / از شاخة جنوب غربی زبان‌های ایرانی، از خانوادة زبان‌های هند و ایرانی،<sup>1</sup> و یکی از گویش‌های تاجیکی.<sup>2</sup> هزارگی زبان قومی است به نام هزاره<sup>3</sup> که اصلیت مغولی دارند<sup>4</sup> و در مناطق کوهستانی بخش مرکزی افغانستان، بین کابل و هرات (هزاره‌جات) و نیز در شمال افغانستان<sup>5</sup> سکونت دارند. این قوم در نتیجة مهاجرت، در بخش‌هایی از پاکستان،<sup>6</sup> تاجیکستان و ایران، به ویژه در استان خراسان، ساکن شده‌اند.<sup>7</sup>
'''هزارگی /''' hæzare(æ)gi/ یا هزاره / hæ(e)zare / از شاخه جنوب غربی زبان‌های ایرانی، از خانواده زبان‌های هند و ایرانی،<sup>1</sup> و یکی از گویش‌های تاجیکی.<sup>2</sup> هزارگی زبان قومی است به نام هزاره<sup>3</sup> که اصلیت مغولی دارند<sup>4</sup> و در مناطق کوهستانی بخش مرکزی افغانستان، بین کابل و هرات (هزاره‌جات) و نیز در شمال افغانستان<sup>5</sup> سکونت دارند. این قوم در نتیجه مهاجرت، در بخش‌هایی از پاکستان،<sup>6</sup> تاجیکستان و ایران، به ویژه در استان خراسان، ساکن شده‌اند.<sup>7</sup>


جمعیت کل گویشوران هزارگی در 1367 (1988م) 000/000/1 تا 000/500/1 نفر<sup>8</sup> و تعداد هزاره‌های ساکن ایران در 1372 (1993م. ) 000/283 نفر گزارش شده است.<sup>9</sup>  
جمعیت کل گویشوران هزارگی در 1367 (1988م) 000/000/1 تا 000/500/1 نفر<sup>8</sup> و تعداد هزاره‌های ساکن ایران در 1372 (1993م. ) 000/283 نفر گزارش شده است.<sup>9</sup>  


معنای واژة «هزاره» مبهم است، اما در بیشتر منابع، معادل فارسی واژة مغولی «مینگ» (ming) به معنای «هزار» دانسته شده که واحد اصلی تقسیمات سپاهیان مغول بوده است.<sup>10</sup> ظاهراً مغول‌ها در سده‌های 7ق / 13م در پی سیاستی نظامی در منطقة هزاره‌جات ساکن شده‌اند<sup>11</sup> و تا سده‌های 10ق / 16م که گونه‌ای از زبان فارسی به تدریج جایگزین زبانشان شد، همچنان به مغولی تکلم می‌کرده‌اند.<sup>12</sup>  
معنای واژه «هزاره» مبهم است، اما در بیشتر منابع، معادل فارسی واژه مغولی «مینگ» (ming) به معنای «هزار» دانسته شده که واحد اصلی تقسیمات سپاهیان [[مغول ها|مغول]] بوده است.<sup>10</sup> ظاهراً مغول‌ها در سده‌های 7ق / 13م در پی سیاستی نظامی در منطقه هزاره‌جات ساکن شده‌اند<sup>11</sup> و تا سده‌های 10ق / 16م که گونه‌ای از زبان فارسی به تدریج جایگزین زبانشان شد، همچنان به مغولی تکلم می‌کرده‌اند.<sup>12</sup>  


نظام‌آوایی و ویژگی‌های دستوری هزارگی تا حد زیادی مشابه تاجیکی است<sup>13</sup> و بخش عمدة تفاوت آن با تاجیکی در واژگان نهفته است. به دلائل تاریخی و جغرافیایی، واژگان مغولی و ترکی فراوانی به این گویش راه یافته و چهرة آن را دگرگون کرده است.<sup>14</sup> از جمله تفاوت‌های ساختاری هزارگی با فارسی می‌توان به محل تکیة واژه اشاره کرد که بر خلاف فارسی و همانند مغولی، می‌تواند در هر بخش از واژه (گاه حتی به صورت غیرقابل پیش‌بینی) قرار بگیرد. تکیه در هزارگی معمولاً، در غیاب واکه‌های بلند بر روی اولین هجای واژه قرار می‌گیرد و چنانچه واژه یک (یا چند) واکة بلند داشته باشد، اولین هجای دارای واکة بلند تکیه بر خواهد بود.<sup>15</sup>  
نظام‌آوایی و ویژگی‌های دستوری هزارگی تا حد زیادی مشابه تاجیکی است<sup>13</sup> و بخش عمده تفاوت آن با تاجیکی در واژگان نهفته است. به دلائل تاریخی و جغرافیایی، واژگان مغولی و ترکی فراوانی به این گویش راه یافته و چهره آن را دگرگون کرده است.<sup>14</sup> از جمله تفاوت‌های ساختاری هزارگی با فارسی می‌توان به محل تکیه واژه اشاره کرد که بر خلاف فارسی و همانند مغولی، می‌تواند در هر بخش از واژه (گاه حتی به صورت غیرقابل پیش‌بینی) قرار بگیرد. تکیه در هزارگی معمولاً، در غیاب واکه‌های بلند بر روی اولین هجای واژه قرار می‌گیرد و چنانچه واژه یک (یا چند) واکه بلند داشته باشد، اولین هجای دارای واکه بلند تکیه بر خواهد بود.<sup>15</sup>  


به دلیل مهاجرت گستردة گویشوران هزارگی از افغانستان به ایران، شمار این افراد در ایران همچنان رو به افزایش است.<sup>16</sup>  
به دلیل مهاجرت گسترده گویشوران هزارگی از افغانستان به ایران، شمار این افراد در ایران همچنان رو به افزایش است.<sup>16</sup>  




خط ۱۴: خط ۱۴:
1.    Brown, Keith (ed). 2005. '''''The Encyclopedia of Language and Linguistics'''''. Boston, M A: Elsevier. 2<sup>nd</sup> Edition, 14 vol. 14, p. 248.
1.    Brown, Keith (ed). 2005. '''''The Encyclopedia of Language and Linguistics'''''. Boston, M A: Elsevier. 2<sup>nd</sup> Edition, 14 vol. 14, p. 248.


2.       ارانسكي، يوسيف. م. 1378، '''''زبان‌هاي ايراني'''''.ترجمة علي اشرف صادقي، تهران: سخن، ص116- 115.
2.       ارانسكي، يوسيف. م. 1378، '''''زبان‌هاي ايراني'''''.ترجمه علي اشرف صادقي، تهران: سخن، ص116- 115.


3.    Dulling, G. K. 1973. '''''The Hazaragi Dialect of Afghan Persian'''''. London: The Central Asian Research Centre, p.12.
3.    Dulling, G. K. 1973. '''''The Hazaragi Dialect of Afghan Persian'''''. London: The Central Asian Research Centre, p.12.


4.      مصاحب، غلامحسين. 1374. '''''دايرةالمعارف فارسي'''''. تهران: كتاب‌هاي جيبي، ص3268.
4.      مصاحب، غلامحسين. 1374. '''''دايرهالمعارف فارسي'''''. تهران: كتاب‌هاي جيبي، ص3268.


5.    Bright, William. 1992. '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. Oxford: Oxford University Press. Vol. 2, P. 231.
5.    Bright, William. 1992. '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. Oxford: Oxford University Press. Vol. 2, P. 231.
خط ۲۴: خط ۲۴:
6.    On web: www.ethnologe.com
6.    On web: www.ethnologe.com


7.       ارانسكي، اي. م. 1379، '''''مقدمة فقه‌اللغة ايراني'''''.ترجمة كريم كشاورز، تهران: پيام، ص293
7.       ارانسكي، اي. م. 1379، '''''مقدمه فقه‌اللغه ايراني'''''.ترجمه كريم كشاورز، تهران: پيام، ص293


8.    Bright, William. 1992. '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. Oxford: Oxford University Press. Vol. 2, P. 231.
8.    Bright, William. 1992. '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. Oxford: Oxford University Press. Vol. 2, P. 231.
خط ۳۴: خط ۳۴:
11.  Dulling, G. K. 1973. '''''The Hazaragi Dialect of Afghan Persian'''''. London: The Central Asian Research Centre, p.13.
11.  Dulling, G. K. 1973. '''''The Hazaragi Dialect of Afghan Persian'''''. London: The Central Asian Research Centre, p.13.


12.    ارانسكي، اي. م. 1379'''''، مقدمة فقه‌اللغة ايراني'''''.ترجمة كريم كشاورز، تهران: پيام، ص294.
12.    ارانسكي، اي. م. 1379'''''، مقدمه فقه‌اللغه ايراني'''''.ترجمه كريم كشاورز، تهران: پيام، ص294.


13.  Dulling, G. K. 1973. '''''The Hazaragi Dialect of Afghan Persian'''''. London: The Central Asian Research Centre, p. 18-36.
13.  Dulling, G. K. 1973. '''''The Hazaragi Dialect of Afghan Persian'''''. London: The Central Asian Research Centre, p. 18-36.

نسخهٔ ‏۸ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۵۴

هزارگی / hæzare(æ)gi/ یا هزاره / hæ(e)zare / از شاخه جنوب غربی زبان‌های ایرانی، از خانواده زبان‌های هند و ایرانی،1 و یکی از گویش‌های تاجیکی.2 هزارگی زبان قومی است به نام هزاره3 که اصلیت مغولی دارند4 و در مناطق کوهستانی بخش مرکزی افغانستان، بین کابل و هرات (هزاره‌جات) و نیز در شمال افغانستان5 سکونت دارند. این قوم در نتیجه مهاجرت، در بخش‌هایی از پاکستان،6 تاجیکستان و ایران، به ویژه در استان خراسان، ساکن شده‌اند.7

جمعیت کل گویشوران هزارگی در 1367 (1988م) 000/000/1 تا 000/500/1 نفر8 و تعداد هزاره‌های ساکن ایران در 1372 (1993م. ) 000/283 نفر گزارش شده است.9

معنای واژه «هزاره» مبهم است، اما در بیشتر منابع، معادل فارسی واژه مغولی «مینگ» (ming) به معنای «هزار» دانسته شده که واحد اصلی تقسیمات سپاهیان مغول بوده است.10 ظاهراً مغول‌ها در سده‌های 7ق / 13م در پی سیاستی نظامی در منطقه هزاره‌جات ساکن شده‌اند11 و تا سده‌های 10ق / 16م که گونه‌ای از زبان فارسی به تدریج جایگزین زبانشان شد، همچنان به مغولی تکلم می‌کرده‌اند.12

نظام‌آوایی و ویژگی‌های دستوری هزارگی تا حد زیادی مشابه تاجیکی است13 و بخش عمده تفاوت آن با تاجیکی در واژگان نهفته است. به دلائل تاریخی و جغرافیایی، واژگان مغولی و ترکی فراوانی به این گویش راه یافته و چهره آن را دگرگون کرده است.14 از جمله تفاوت‌های ساختاری هزارگی با فارسی می‌توان به محل تکیه واژه اشاره کرد که بر خلاف فارسی و همانند مغولی، می‌تواند در هر بخش از واژه (گاه حتی به صورت غیرقابل پیش‌بینی) قرار بگیرد. تکیه در هزارگی معمولاً، در غیاب واکه‌های بلند بر روی اولین هجای واژه قرار می‌گیرد و چنانچه واژه یک (یا چند) واکه بلند داشته باشد، اولین هجای دارای واکه بلند تکیه بر خواهد بود.15

به دلیل مهاجرت گسترده گویشوران هزارگی از افغانستان به ایران، شمار این افراد در ایران همچنان رو به افزایش است.16


مآخذ:

1.    Brown, Keith (ed). 2005. The Encyclopedia of Language and Linguistics. Boston, M A: Elsevier. 2nd Edition, 14 vol. 14, p. 248.

2.       ارانسكي، يوسيف. م. 1378، زبان‌هاي ايراني.ترجمه علي اشرف صادقي، تهران: سخن، ص116- 115.

3.    Dulling, G. K. 1973. The Hazaragi Dialect of Afghan Persian. London: The Central Asian Research Centre, p.12.

4.      مصاحب، غلامحسين. 1374. دايرهالمعارف فارسي. تهران: كتاب‌هاي جيبي، ص3268.

5.    Bright, William. 1992. International Encyclopedia of Linguistics. Oxford: Oxford University Press. Vol. 2, P. 231.

6.    On web: www.ethnologe.com

7.       ارانسكي، اي. م. 1379، مقدمه فقه‌اللغه ايراني.ترجمه كريم كشاورز، تهران: پيام، ص293

8.    Bright, William. 1992. International Encyclopedia of Linguistics. Oxford: Oxford University Press. Vol. 2, P. 231.

9.    On web: www.ethnologe.com

10.  Bazmee Ansari, A. S. 1986. "Hazāra", Encyclopedia of Islam, New edition. Leiden: E. J. Brill Vol. 3, P. 335.

11.  Dulling, G. K. 1973. The Hazaragi Dialect of Afghan Persian. London: The Central Asian Research Centre, p.13.

12.    ارانسكي، اي. م. 1379، مقدمه فقه‌اللغه ايراني.ترجمه كريم كشاورز، تهران: پيام، ص294.

13.  Dulling, G. K. 1973. The Hazaragi Dialect of Afghan Persian. London: The Central Asian Research Centre, p. 18-36.

14.  Prokhorov, A. M. (ed). 1981. Great Soviet Encyclopedia. New York: Macmillan, INC. vol. 28, P. 475.

15.  Dulling, G. K. 1973. The Hazaragi Dialect of Afghan Persian. London: The Central Asian Research Centre, p. 37.

16.  Brown, Keith (ed). 2005. The Encyclopedia of Language and Linguistics. Boston, M A: Elsevier. 2nd Edition, 14 vol. 14, p. 248.

فریار اخلاقی