پرش به محتوا

شب یلدا: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''[[شب یلدا|شب‌ یلد]]<nowiki/>ا،''' ناماخرین شب پائیز و شب اول زمستان که بلندترین شب در تمام سال است و از ان پس شب‌ها کوتاه و روزها بلند می‌شوند.
'''[[شب یلدا|شب‌ یلد]]<nowiki/>ا،''' نام آخرین شب پائیز و شب اول زمستان که بلندترین شب در تمام سال است و از آن پس شب‌ها کوتاه و روزها بلند می‌شوند.


در گذشته ایرانیان چنداغاز سال داشتند که یکی ازان‌ها روز اول دی‌ماه بود که پایان یک دور زمانی کیهانی واغاز دور زمانی دیگر را با امدن زمستان نشان می‌داد<ref>بلوکباشی، علی. «ضیافتی روحانی بر سر خوان نوروزی». '''''ماهنامة حافظ'''''. فروردین 1384، ش13، ص5.</ref>. این شب را شب زادروز ایزدمهر یا میترا<ref>پورداود، ابراهیم. '''''یشت‌ها'''''. تهران: طهوری، 1347، 1/420؛ فره‌وشی، بهرام. '''''جهان‌فروری'''''. تهران: کاریان، 1364، 116؛ بلوکباشی، همانجا.</ref>و میلاد دوباره خورشید، نمادمهر، می‌دانستند<ref>بیرونی، ابوریحان.ا'''''ثارالباقیه'''''. ترجمه اکبر داناسرشت، تهران: 1363، 384، 453.</ref>.بیرونی یلدا، شب اغاز فصل زمستان (انقلاب شَتَوی) را «میلاد اکبر» وان را مطابق با بیست و پنجم کانون اول (ماه سوم سُریانی) و در مذهب رومیان «عید میلاد مسیح»اورده است<ref>فره‌وشی،  بیرونی، ابوریحان.ا'''''ثارالباقیه'''''. ترجمه اکبر داناسرشت. 115؛ بلوکباشی، تهران.</ref>. شب یلدا با شب اغاز چلّه بزرگ زمستان مطابقت دارد و مردم به سنّت کهن این شب را تا پاسی از نیمه گذشته، و گاهی تا بامداد، گرد هم در پای خوان «مَیْزَد» یا «شب‌چره» بیدار می‌نشینند. سفره مَیْزَد یا شب‌چره را ایرانیان در مناطق مختلف با مجموعه‌ای از خوراکی‌ها و تنقلات تابستانی و پائیزی مخصوص محل خود، به ویژه انار و هنداونه، می‌ارایند و با خوردن میوه واجیل و قصه‌گویی و تفأل‌زنی<ref>خلف‌تبریزی، محمدحسین. '''''برهان قاطع'''''. تهران: امیرکبیر، 1361، 4/2448.</ref> با شعر حافظ می‌کوشند تا شومی و نحسی و نامبارکی این شب بلند<ref>یادداشت مؤلف. نیزنکـ: فره‌وشی، '''''همان.''''' 113- 119؛ انجوی‌شیرازی، ابوالقاسم. '''''جشن‌ها واداب‌ و معتقدات زمستان'''''. تهران: امیرکبیر، 1352، 1/18- 28.</ref>را با بیدار ماندن و شکستن کمر دیو تاریکی با طلوع خورشید زمستانی، از خود و محیط زندگی خود دور سازند.
در گذشته ایرانیان چند آغاز سال داشتند که یکی از آن‌ها روز اول دی‌ماه بود که پایان یک دور زمانی کیهانی و آغاز دور زمانی دیگر را با آمدن زمستان نشان می‌داد<ref>بلوکباشی، علی. «ضیافتی روحانی بر سر خوان نوروزی». '''''ماهنامة حافظ'''''. فروردین 1384، ش13، ص5.</ref>. این شب را شب زادروز ایزدمهر یا میترا<ref>پورداود، ابراهیم. '''''یشت‌ها'''''. تهران: طهوری، 1347، 1/420؛ فره‌وشی، بهرام. '''''جهان‌فروری'''''. تهران: کاریان، 1364، 116؛ بلوکباشی، همانجا.</ref>و میلاد دوباره خورشید، نمادمهر، می‌دانستند<ref>بیرونی، ابوریحان.ا'''''ثارالباقیه'''''. ترجمه اکبر داناسرشت، تهران: 1363، 384، 453.</ref>.بیرونی یلدا، شب آغاز فصل زمستان (انقلاب شَتَوی) را «میلاد اکبر» و آن را مطابق با بیست و پنجم کانون اول (ماه سوم سُریانی) و در مذهب رومیان «عید میلاد مسیح»آورده است<ref>فره‌وشی،  بیرونی، ابوریحان.ا'''''ثارالباقیه'''''. ترجمه اکبر داناسرشت. 115؛ بلوکباشی، تهران.</ref>.  
 
شب یلدا با شب آغاز چلّه بزرگ زمستان مطابقت دارد و مردم به سنّت کهن این شب را تا پاسی از نیمه گذشته، و گاهی تا بامداد، گرد هم در پای خوان «مَیْزَد» یا «شب‌چره» بیدار می‌نشینند. سفره مَیْزَد یا شب‌چره را ایرانیان در مناطق مختلف با مجموعه‌ای از خوراکی‌ها و تنقلات تابستانی و پائیزی مخصوص محل خود، به ویژه انار و هنداونه، می‌ارایند و با خوردن میوه و [[آجیل]] و قصه‌گویی و تفأل‌زنی<ref>خلف‌تبریزی، محمدحسین. '''''برهان قاطع'''''. تهران: امیرکبیر، 1361، 4/2448.</ref> با شعر حافظ می‌کوشند تا شومی و نحسی و نامبارکی این شب بلند<ref>یادداشت مؤلف. نیزنکـ: فره‌وشی، '''''همان.''''' 113- 119؛ انجوی‌شیرازی، ابوالقاسم. '''''جشن‌ها واداب‌ و معتقدات زمستان'''''. تهران: امیرکبیر، 1352، 1/18- 28.</ref>را با بیدار ماندن و شکستن کمر دیو تاریکی با طلوع خورشید زمستانی، از خود و محیط زندگی خود دور سازند.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==

نسخهٔ ‏۸ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۴۳

شب‌ یلدا، نام آخرین شب پائیز و شب اول زمستان که بلندترین شب در تمام سال است و از آن پس شب‌ها کوتاه و روزها بلند می‌شوند.

در گذشته ایرانیان چند آغاز سال داشتند که یکی از آن‌ها روز اول دی‌ماه بود که پایان یک دور زمانی کیهانی و آغاز دور زمانی دیگر را با آمدن زمستان نشان می‌داد[۱]. این شب را شب زادروز ایزدمهر یا میترا[۲]و میلاد دوباره خورشید، نمادمهر، می‌دانستند[۳].بیرونی یلدا، شب آغاز فصل زمستان (انقلاب شَتَوی) را «میلاد اکبر» و آن را مطابق با بیست و پنجم کانون اول (ماه سوم سُریانی) و در مذهب رومیان «عید میلاد مسیح»آورده است[۴].

شب یلدا با شب آغاز چلّه بزرگ زمستان مطابقت دارد و مردم به سنّت کهن این شب را تا پاسی از نیمه گذشته، و گاهی تا بامداد، گرد هم در پای خوان «مَیْزَد» یا «شب‌چره» بیدار می‌نشینند. سفره مَیْزَد یا شب‌چره را ایرانیان در مناطق مختلف با مجموعه‌ای از خوراکی‌ها و تنقلات تابستانی و پائیزی مخصوص محل خود، به ویژه انار و هنداونه، می‌ارایند و با خوردن میوه و آجیل و قصه‌گویی و تفأل‌زنی[۵] با شعر حافظ می‌کوشند تا شومی و نحسی و نامبارکی این شب بلند[۶]را با بیدار ماندن و شکستن کمر دیو تاریکی با طلوع خورشید زمستانی، از خود و محیط زندگی خود دور سازند.

نیز نگاه کنید به

ماخذ

  1. بلوکباشی، علی. «ضیافتی روحانی بر سر خوان نوروزی». ماهنامة حافظ. فروردین 1384، ش13، ص5.
  2. پورداود، ابراهیم. یشت‌ها. تهران: طهوری، 1347، 1/420؛ فره‌وشی، بهرام. جهان‌فروری. تهران: کاریان، 1364، 116؛ بلوکباشی، همانجا.
  3. بیرونی، ابوریحان.اثارالباقیه. ترجمه اکبر داناسرشت، تهران: 1363، 384، 453.
  4. فره‌وشی، بیرونی، ابوریحان.اثارالباقیه. ترجمه اکبر داناسرشت. 115؛ بلوکباشی، تهران.
  5. خلف‌تبریزی، محمدحسین. برهان قاطع. تهران: امیرکبیر، 1361، 4/2448.
  6. یادداشت مؤلف. نیزنکـ: فره‌وشی، همان. 113- 119؛ انجوی‌شیرازی، ابوالقاسم. جشن‌ها واداب‌ و معتقدات زمستان. تهران: امیرکبیر، 1352، 1/18- 28.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله