پرش به محتوا

عربی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''عربی'''/ æræbi/، از زبان‌های سامی خانواده حامی ـ سامی یا آفریقایی ـ آسیایی.  
'''[[عربی]]'''/ æræbi/، از زبان‌های سامی خانواده حامی ـ سامی یا آفریقایی ـ آسیایی.  


عده‌ای آن را عضوی از شاخه شمال غربی و گروهی دیگر آن را عضوی از شاخه جنوب شرقی<sup>1</sup> و برخی آن را به شاخه سامی مركزی ـ جنوبی مرتبط می‌دانند.<sup>2</sup> عربی با زبان‌های گه‌ئز، عبری، آرامی و اكدی رابطه خواهری دارد.<sup>3</sup> زبان عربی دارای دو گویش اصلی است: 1- گویش شرقی در عربستان سعودی، یمن، كویت، عمان، امارات متحده عربی، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، اردن، مصر، سودان، چاد، نیجریه و نیز در میان عده‌ای در افغانستان و ازبكستان؛ 2- گویش غربی در لیبی، تونس، الجزایر، مراكش و موریتانی.<sup>4</sup>
عده‌ای آن را عضوی از شاخه شمال غربی و گروهی دیگر آن را عضوی از شاخه جنوب شرقی<ref>رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از:


قدیمی‌ترین متنی كه از [قوم] عرب در آن یاد شده است، یك كتیبه آشوری است از زمان شلمنصر[1] III، پادشاه آشور در قرن نهم ق.م.<sup>5</sup>  
Faber, A. "Genetic Subgrouping of the Semitic Languages", '''''The Semitic Languages''''', ed. R. Hetzron, London: 1997, PP.12-13.</ref> و برخی آن را به شاخه سامی مرکزی ـ جنوبی مرتبط می‌دانند<ref>رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از:


برخی، قوم عرب را به سه طبقه تقسیم كرده‌اند: عرب بائده (bā'ede) [= از میان رفته]، عرب عاربه (arebe) [= خالص]، و عرب مستعربه (mosta'rebe) [= عرب شده].<sup>6</sup>  
Lyovin, A.V. '''''An Introduction to the Languages of the world'''''. New  York, 1997, P. 186</ref><ref name=":0">Campbell, George. '''''Concise Compendium of the world's Languages'''''. London: 1995, P. 24</ref><ref>Rabin, C. "The Position of Arabic Among Semitic Languages", '''''Encyclopedia of Islam'''''. Leiden: E. J. Brill, 1960, Vol. 1, PP. 36-37</ref><ref name=":1">Holes, C. "Arabic", '''''The Encyclopedia of Language and Linguistics'''''. (ed.) R. E. Asher, Oxford: Pergamon press, 1994, vol. 1, P. 191</ref>. عربی با زبان‌های گه‌ئز، عبری، آرامی و اکدی رابطه خواهری دارد<ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. تهران: امیرکبیر، 1381، ج 1، ص 1166.</ref><ref>آرلاتو، آنتونی. '''''درآمدی بر زبان‌شناسی تاریخی'''''. ترجمه یحیی مدرسی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1373، ص 74.</ref>. زبان عربی دارای دو گویش اصلی است: 1- گویش شرقی در عربستان سعودی، یمن، کویت، عمان، امارات متحده عربی، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، اردن، مصر، سودان، چاد، نیجریه و نیز در میان عده‌ای در افغانستان و ازبکستان؛ 2- گویش غربی در لیبی، تونس، الجزایر، مراکش و موریتانی<ref>رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554؛ به نقل از:


قدیمی‌ترین كلمات عربی ثبت شده نزدیك به 40 اسم خاص است كه در كتیبه‌های آشوری مربوط به جنگ‌های آشوری‌ها با عرب‌ها در سال‌های 853-626 ق.م آمده است.<sup>7</sup> اولین متنی كه به عربی نوشته شده سنگ قبری است كه در 328م در نَمرا در صحرای سوریه كشف شده است.<sup>8</sup>
Kay. A. S. and J. Rosenhouse. "Arabic Dialects and Maltese", '''''The Semitic Languages'''''. (ed.) R. Hetzron, London: 1997, P. 265


عربی زبان رسمی 21 كشور در آسیای مركزی و آفریقا<sup>9</sup> از جمله: الجزیره، مصر، عراق، مراكش، عربستان، سوریه و... است.<sup>10</sup>
</ref><ref>Fleisch,  1960, Vol. 1, PP. 574-578</ref><ref>Marçais, Ph. "The Western Dialects", '''''Encyclopedia of Islam'''''. Leiden: E. J. Brill, 1960, Vol. 1, PP. 578-583.</ref><ref name=":2">مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. تهران: امیر;بیر، 1381، ج2، ص 1702.</ref>.


تعداد گویندگان گونه استاندارد عربی حدود 202 میلیون نفر و تعداد گویندگان گونه شمالی زبان عربی محاوره‌ای (گونه رایج در [[کشور ایران|ایران]]) 600000 نفر<sup>11</sup> و طبق سرشماری سال 1365 (1986) تعداد گویندگان عربی زبان در ایران حدود 620000 نفر گزارش شده است.<sup>12</sup> عربی به عنوان زبان دوم در بعضی كشورهای اسلامی به كار می‌رود. عربی كلاسیك (ادبی) زبان قرآن و اسلام<sup>13</sup> و زبان نیایش حدود یك میلیارد نفر مسلمان در بیش از 60 كشور است.<sup>14</sup> عربی گفتاری معیار بر مبنای عربی كلاسیك، كه در قرن 3-6م شكل گرفت،<sup>15</sup> استوار است و در نوشتار رسمی و به عنوان زبان میانجی بین گویش‌هایی كه فهم متقابل ندارند، به كار می‌رود.<sup>16</sup>
قدیمی‌ترین متنی که از [قوم] عرب در آن یاد شده است، یک کتیبه آشوری است از زمان شلمنصر(احمد رمضانی واسو کلایی) III، پادشاه آشور در قرن نهم ق.م<ref name=":2" />.  


پیش از ورود اسلام به ایران تیره‌هایی از قبیله بنی تمیم در خوزستان می‌زیستند.<sup>17</sup> اما پس از اسلام تیره‌هایی از قبایل عرب در مناطق مختلف ایران (مانند آذربایجان، كردستان، لرستان و...) ساكن شدند. آنان به تدریج زبان مادری خود را از یاد بردند و اكنون به گونه‌ای از زبان‌های تركی، فارسی یا كردی سخن می‌گویند.<sup>18</sup> اكثر عرب زبانان ایران اكنون در استان خوزستان و حاشیه سواحل جنوبی ایران سكونت دارند.<sup>19</sup> عربی خوزستانی را باید گونه‌ای از گویش شرقی زبان عربی به شمار آورد.<sup>20</sup>
برخی، قوم عرب را به سه طبقه تقسیم کرده‌اند: عرب بائده (bā'ede) [= از میان رفته]، عرب عاربه (arebe) [= خالص]، و عرب مستعربه (mosta'rebe) [= عرب شده]<ref name=":2" />.  


تعداد واژه‌هایی كه از زبان فارسی در زمان هخامنشی و اوائل اشكانی به ادبیات تلمودی و در نتیجه به دیگر زبان‌های سامی راه یافته، بسیار فراوان‌تر از كلمات قرضی در دوره‌های دیگر است.<sup>21</sup> برای مثال واژه‌های ابزار<sup>22</sup> (ابزار در عربی)، فرسنگ<sup>23</sup> (فرسخ در عربی)، گنج<sup>24</sup> (كنز در عربی) از فارسی به زبان عربی راه یافته‌اند. از آن‌جا كه عربی زبان دینی مسلمانان است،<sup>25</sup> هزاران واژه از این زبان به زبان‌های ایرانی (مانند فارسی، كردی، پشتو)، تركی و... راه یافته است.<sup>26</sup> واژه‌هایی مانند جامع (jamiг)، مدرسه (madrasa)، قاعده (qāгida) در زبان‌های مختلف مسلمانان وجود دارد.<sup>27</sup> وام واژه‌های عربی مانند الجبرا (algebra)، الكل (alcohol) (همراه با حرف تعریف /zal/) به زبان‌های اروپایی نیز راه یافته است.<sup>28</sup> نمونه‌ای از تأثیر زبان فارسی در عربی خوزستان وجود آوای /Č/ (چ) در آن است (مثلاً عساچره به جای عساكره، عچرش به جای عجرش).<sup>29</sup>  
قدیمی‌ترین کلمات عربی ثبت شده نزدیک به 40 اسم خاص است که در کتیبه‌های آشوری مربوط به جنگ‌های آشوری‌ها با عرب‌ها در سال‌های 853-626 ق.م آمده است<ref name=":3">Rabin, C. "The Position of Arabic Among Semitic Languages", '''''Encyclopedia of Islam'''''. Leiden: E. J. Brill, 1960, Vol. 1, P. 562</ref><ref name=":2" />. اولین متنی که به عربی نوشته شده سنگ قبری است که در 328م در نَمرا در صحرای سوریه کشف شده است<ref name=":2" />.


مهم‌ترین ویژگی‌های مشترك زبان‌های سامی، از جمله عربی عبارتند از: 1- وجود ریشه‌های صامتی كه معمولاً ثلاثیند، 2- تغییر معانی ریشه با بردن آن به باب‌های مختلف و 3- وجود دو جنس مذكر و مؤنث و...<sup>30</sup>
عربی زبان رسمی 21 کشور در آسیای مرکزی و آفریقا<ref name=":0" /><ref>Fischer, W. "Arabic", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. (ed.), William Bright, Oxford: Oxford University Press, 1992, Vol. 1, P. 191</ref><ref name=":1" /><ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. تهران: امیرکبیر، 1381، ج2، ص 1726.


همخوان‌های عربی عبارتند از: / ŧ, đ, s, z, y, j, k, χ, γ, q, ħ, ſ(‘), h, ?(’), b, f, m, w, t, d, n, θ, ð, s, ∫, z, l, r / واكه‌های كوتاه و بلند عبارتند از: / i, a, u /.<sup>31</sup> تكیه اصلی بر هجای ما قبل آخر قرار می‌گیرد و در صورتی كه دو هجای آخر كوتاه باشد، تكیه بر هجای پیش از ما قبل آخر قرار می‌گیرد.<sup>32</sup> عربی دو جنس مذكر و مؤنث و سه شمار (مفرد، مثنی، جمع)<sup>33</sup> و سه حالت فاعلی (كه با -u نشان داده می‌شود)، مفعولی (-a) و اضافی (-i) دارد. حرف تعریف معرفه در عربی پیشوند (-al) است، مثلاً al-maliku (شاه) معرفه و malikun (شاهی) نكره. صفت قبل از موصوف می‌آید مانند: رجالٌ طوالٌ rijālun tiwālun (مردان قد بلند). صفت از نظر شخص، شمار و معرفه و نكره بودن با موصوف خود مطابقه دارد.<sup>34</sup> فعل می‌تواند از ریشه ثلاثی مجرد مَرَّ (Marra) (عبور كردن) و ثلاثی مزید زخرفَ (ZaxRaFa) (تزیین كردن) باشد.<sup>35</sup> در عربی توالی بی‌نشان كلمات فعل، فاعل، مفعول (VSO) است.<sup>36</sup> عربی به خاطر پدیده دو زبان گونگی و صداهایی كه در ناحیه حلق تولید می‌شود از سایر زبان‌ها قابل تشخیص است.<sup>37</sup>
</ref>از جمله: الجزیره، مصر، عراق، مراکش، عربستان، سوریه و... است<ref name=":4">Fischer, W. "Arabic", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. (ed.), William Bright, Oxford: Oxford University Press, 1992, Vol. 1, PP. 91-92</ref><ref name=":5">Crystal, David. "Arabic", '''''An Encyclopedia of Language and Language'''''s. Oxford: Black well Publishers, 1992, P. 25</ref><ref name=":6">'''''Ibid'''''. P. 348</ref>.


خط عربی بازمانده گونه نبطی خط آرامی است كه تا زمان انقراض سلسله نبطیان به دست رومیان (106م) در شهر پترا (در اردن كنونی) رواج داشت.<sup>38</sup> بعد از پیروزی اسلام، خط عربی با اندكی تغییر جهت نگارش فارسی، تركی، كردی، اردو، پشتو و... به كار رفت.<sup>39</sup>
تعداد گویندگان گونه استاندارد عربی حدود 202 میلیون نفر و تعداد گویندگان گونه شمالی زبان عربی محاوره‌ای (گونه رایج در [[کشور ایران|ایران]]) 600000 نفر<ref name=":0" /><ref name=":5" /><ref name=":1" /><ref>Grimes, Barbara. (ed.) '''''Ethnologue: Languages of the world'''''. Texas: Summer Institiue of Linguistics, 1992, PP. 643 & 733</ref>و طبق سرشماری سال 1365 (1986) تعداد گویندگان عربی زبان در ایران حدود 620000 نفر گزارش شده است<ref>Mosely, Christopher & Asher, R.E. '''''Atlas of the World's Languages'''''. New York: Rout ledge, 1994, P. 205</ref>. عربی به عنوان زبان دوم در بعضی کشورهای اسلامی به کار می‌رود. عربی کلاسیک (ادبی) زبان قرآن و اسلام<ref name=":0" /><ref name=":1" /><ref name=":4" /><ref name=":6" /><ref name=":5" />و زبان نیایش حدود یک میلیارد نفر مسلمان در بیش از 60 کشور است<ref name=":1" /><ref name=":5" />. عربی گفتاری معیار بر مبنای عربی کلاسیک، که در قرن 3-6م شکل گرفت،<ref name=":3" /><ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. تهران: امیرکبیر، 1381، ج2، ص 1727.</ref> استوار است و در نوشتار رسمی و به عنوان زبان میانجی بین گویش‌هایی که فهم متقابل ندارند، به کار می‌رود<ref name=":5" />.


ادبیات زبان عرب شامل شعر و نثر است؛ قدیمی‌ترین شكل نثر ادبی در «سجعِ» كاهنان دیده می‌شود. قدیمی‌ترین اوزان شعر عربی را رجز دانسته‌اند. از لحاظ شكل معروف‌ترین شكل شعر عرب قصیده است.<sup>40</sup> از لحاظ زبان، كلمات و معانی نیز شعر قدیم عرب با زندگی عربی قدیم ـ یعنی چادرنشینی و بیابان‌گردی، مهمان‌نوازی، آزادمنشی و... مناسبت تمام داشت.<sup>41</sup> اشعار پیش از اسلام و صدر اسلام، قرآن و مكاتبات پیامبر اسلام (ص) از مهم‌ترین منابع عربی كلاسیك است.<sup>42</sup>
پیش از ورود اسلام به ایران تیره‌هایی از قبیله بنی تمیم در خوزستان می‌زیستند<ref>رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، ص 554، به نقل از: عزیزی بنی‌طرف، یوسف. '''''قبایل و عشایر عرب خوزستان'''''. تهران: 1372، ص 10.</ref>. اما پس از اسلام تیره‌هایی از قبایل عرب در مناطق مختلف ایران (مانند آذربایجان، کردستان، لرستان و...) ساکن شدند. آنان به تدریج زبان مادری خود را از یاد بردند و اکنون به گونه‌ای از زبان‌های ترکی، فارسی یا کردی سخن می‌گویند<ref>رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از: ایرانیکا. ج 2، ص 216-220.</ref>. اکثر عرب زبانان ایران اکنون در استان خوزستان و حاشیه سواحل جنوبی ایران سکونت دارند<ref>رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از: ایرانیکا. ج 2، ص 217.</ref>. عربی خوزستانی را باید گونه‌ای از گویش شرقی زبان عربی به شمار آورد<ref>رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از:


Kay. A. S. and J. Rosenhouse. "Arabic Dialects and Maltese", '''''The Semitic Languages'''''. (ed.) R. Hetzron, London: 1997, P. 266.</ref>.


'''مآخذ:'''
تعداد واژه‌هایی که از زبان فارسی در زمان هخامنشی و اوائل اشکانی به ادبیات تلمودی و در نتیجه به دیگر زبان‌های سامی راه یافته، بسیار فراوان‌تر از کلمات قرضی در دوره‌های دیگر است<ref>آذرنوش، آذرتاش. '''''راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ زبان عرب جاهلی (همراه با واژه‌های فارسی در شعر جاهلی)'''''. ویرایش دوم، تهران: توس، 1374، ص 94.</ref>. برای مثال واژه‌های ابزار<ref>آذرنوش، آذرتاش. '''''راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ زبان عرب جاهلی (همراه با واژه‌های فارسی در شعر جاهلی)'''''. ویرایش دوم، تهران: توس، 1374، ص 96.</ref> (ابزار در عربی)، فرسنگ<ref>آذرنوش، آذرتاش. '''''راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ زبان عرب جاهلی (همراه با واژه‌های فارسی در شعر جاهلی)'''''. ویرایش دوم، تهران: توس، 1374، ص 102.</ref> (فرسخ در عربی)، گنج<ref>آذرنوش، آذرتاش. '''''راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ زبان عرب جاهلی (همراه با واژه‌های فارسی در شعر جاهلی)'''''. ویرایش دوم، تهران: توس، 1374، ص 103.</ref> (کنز در عربی) از فارسی به زبان عربی راه یافته‌اند. از آن‌جا که عربی زبان دینی مسلمانان است،<ref name=":1" /><ref>رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554.</ref> هزاران واژه از این زبان به زبان‌های ایرانی (مانند فارسی، کردی، پشتو)، ترکی و... راه یافته است<ref>Kay. A. S. and J. Rosenhouse. "Arabic Dialects and Maltese", '''''The Semitic Languages'''''. (ed.) R. Hetzron, London: 1997, P. 667</ref><ref>رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از:


1.    رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، زیر نظر كاظم موسوی بجنوردی، تهران: مركز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از:
Campbell, George. '''''Compendium of the world's Languages,''''' London: 1991, Vol. 1, P. 76</ref>. واژه‌هایی مانند جامع (jamiг)، مدرسه (madrasa)، قاعده (qāгida) در زبان‌های مختلف مسلمانان وجود دارد<ref>Holes, C. "Arabic", '''''The Encyclopedia of Language and Linguistics'''''. (ed.) R. E. Asher, Oxford: Pergamon press, 1994, vol. 1, P. 91</ref>. وام واژه‌های عربی مانند الجبرا (algebra)، الکل (alcohol) (همراه با حرف تعریف /zal/) به زبان‌های اروپایی نیز راه یافته است<ref>Harvey, L. P. "Arabic and Spanish: Linguistic Contacts", '''''The Encyclopedia of Language & Linguistics'''''. Leiden: Brill, Vol. 1, PP. 204-205</ref>. نمونه‌ای از تأثیر زبان فارسی در عربی خوزستان وجود آوای /Č/ (چ) در آن است (مثلاً عساچره به جای عساکره، عچرش به جای عجرش)<ref>رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، ص 554، به نقل از: عزیزی بنی‌طرف، یوسف. '''''قبایل و عشایر عرب خوزستان'''''. تهران: 1372، ص 25، 34، 71.</ref>.


Faber, A. "Genetic Subgrouping of the Semitic Languages", '''''The Semitic Languages''''', ed. R. Hetzron, London: 1997, PP.12-13.
مهم‌ترین ویژگی‌های مشترک زبان‌های سامی، از جمله عربی عبارتند از: 1- وجود ریشه‌های صامتی که معمولاً ثلاثیند، 2- تغییر معانی ریشه با بردن آن به باب‌های مختلف و 3- وجود دو جنس مذکر و مؤنث و...<ref>رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، ص 554، به نقل از:


2.    همان‌جا. به نقل از:
Hetzron, R. "Semitic Languages", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. (ed.) W. Bright. New York: 1992, Vol. III, PP. 412-416.</ref>


Lyovin, A.V. '''''An Introduction to the Languages of the world'''''. New  York, 1997, P. 186; cf Campbell, George. '''''Concise Compendium of the world's Languages'''''. London: 1995, P. 24; cf Rabin, C. "The Position of Arabic Among Semitic Languages", '''''Encyclopedia of Islam'''''. Leiden: E. J. Brill, 1960, Vol. 1, PP. 36-37; cf Holes, C. "Arabic", '''''The Encyclopedia of Language and Linguistics'''''. (ed.) R. E. Asher, Oxford: Pergamon press, 1994, vol. 1, P. 191.
همخوان‌های عربی عبارتند از: / ŧ, đ, s, z, y, j, k, χ, γ, q, ħ, ſ(‘), h, ?(’), b, f, m, w, t, d, n, θ, ð, s, ∫, z, l, r / واکه‌های کوتاه و بلند عبارتند از: / i, a, u /.<ref name=":7">Campbell, George. '''''Concise Compendium of the world's Languages'''''. London: 1995, P. 25</ref> تکیه اصلی بر هجای ما قبل آخر قرار می‌گیرد و در صورتی که دو هجای آخر کوتاه باشد، تکیه بر هجای پیش از ما قبل آخر قرار می‌گیرد<ref name=":7" />. عربی دو جنس مذکر و مؤنث و سه شمار (مفرد، مثنی، جمع)<ref name=":8">Campbell, George. '''''Concise Compendium of the world's Languages'''''. London: 1995, P. 26</ref> و سه حالت فاعلی (که با -u نشان داده می‌شود)، مفعولی (-a) و اضافی (-i) دارد. حرف تعریف معرفه در عربی پیشوند (-al) است، مثلاً al-maliku (شاه) معرفه و malikun (شاهی) نکره. صفت قبل از موصوف می‌آید مانند: رجالٌ طوالٌ rijālun tiwālun (مردان قد بلند). صفت از نظر شخص، شمار و معرفه و نکره بودن با موصوف خود مطابقه دارد<ref>Campbell, George. '''''Concise Compendium of the world's Languages'''''. London: 1995, P. 27</ref>. فعل می‌تواند از ریشه ثلاثی مجرد مَرَّ (Marra) (عبور کردن) و ثلاثی مزید زخرفَ (ZaxRaFa) (تزیین کردن) باشد<ref>Campbell, George. '''''Concise Compendium of the world's Languages'''''. London: 1995, P. 28-29</ref>. در عربی توالی بی‌نشان کلمات فعل، فاعل، مفعول (VSO) است<ref>Campbell, George. '''''Concise Compendium of the world's Languages'''''. London: 1995, P. 31</ref><ref>Fischer, W. "Arabic", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. (ed.), William Bright, Oxford: Oxford University Press, 1992, Vol. 1, PP. 92-97</ref>. عربی به خاطر پدیده دو زبان گونگی و صداهایی که در ناحیه حلق تولید می‌شود از سایر زبان‌ها قابل تشخیص است<ref name=":8" />.  


خط عربی بازمانده گونه نبطی خط آرامی است که تا زمان انقراض سلسله نبطیان به دست رومیان (106م) در شهر پترا (در اردن کنونی) رواج داشت<ref>رضایی باغ‌بیدی. «زبان‌های ایرانی»، '''''دایرهالمعارف بزرگ اسلامی'''''. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف اسلامی، 1380، ج 10، ص 553.</ref>. بعد از پیروزی اسلام، خط عربی با اندکی تغییر جهت نگارش فارسی، ترکی، کردی، اردو، پشتو و... به کار رفت<ref>Mattock, J. N. "Arabic Script: Adaptation for Other Languages", '''''The Encyclopedia of Languages and Linguistics'''''. (ed.) R. E. Asher, Vol. 1, PP. 203-204.</ref>.


ادبیات زبان عرب شامل شعر و نثر است؛ قدیمی‌ترین شکل نثر ادبی در «سجعِ» کاهنان دیده می‌شود. قدیمی‌ترین اوزان شعر عربی را رجز دانسته‌اند. از لحاظ شکل معروف‌ترین شکل شعر عرب قصیده است<ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. تهران: امیرکبیر، 1381، ج2، ص 1722.</ref>. از لحاظ زبان، کلمات و معانی نیز شعر قدیم عرب با زندگی عربی قدیم ـ یعنی چادرنشینی و بیابان‌گردی، مهمان‌نوازی، آزادمنشی و... مناسبت تمام داشت<ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. تهران: امیرکبیر، 1381، ج1، ص 63-64.</ref>. اشعار پیش از اسلام و صدر اسلام، قرآن و مکاتبات پیامبر اسلام (ص) از مهم‌ترین منابع عربی کلاسیک است<ref name=":3" /><ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. تهران: امیرکبیر، 1381، ج2، ص 1727.</ref>.


3.    آرلاتو، آنتونی. '''''درآمدی بر زبان‌شناسی تاریخی'''''. ترجمه یحیی مدرسی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1373، ص 74؛ و نیز نك: مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. تهران: امیركبیر، 1381، ج 1، ص 1166.
== نیز نگاه کنید به ==


4.    رضایی‌باغ‌بیدی. '''''همان'''''. ص 554؛ به نقل از:
== '''مآخذ''' ==
 
Kay. A. S. and J. Rosenhouse. "Arabic Dialects and Maltese", '''''The Semitic Languages'''''. (ed.) R. Hetzron, London: 1997, P. 265; cf Fleisch, H. "The Eastern Dialects", '''''Encyclopedia of Islam'''''. Leiden: E. J. Brill, 1960, Vol. 1, PP. 574-578; cf Marçais, Ph. "The Western Dialects", '''''Encyclopedia of Islam'''''. Leiden: E. J. Brill, 1960, Vol. 1, PP. 578-583.
 
و نیز نك: مصاحب. '''''همان'''''. ج2، ص 1712.
 
5.    مصاحب. '''''همان'''''. ج2، ص 1702.
 
6.    همان.
 
7.    همان. ص 1726؛ و نیز نك:
 
Rabin. '''''Ib'''''. P. 562.
 
8.    مصاحب. همان. ج 2، ص 1712.
 
9.             Holes. '''''Ibid'''''. P. 191; cf Fischer, W. "Arabic", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. (ed.), William Bright, Oxford: Oxford University Press, 1992, Vol. 1, P. 191; cf Campbell. Ibid;
 
و نیز نك: مصاحب. '''''همان'''''. ج 2، ص 1726.
 
10.          Crystal, David. "Arabic", '''''An Encyclopedia of Language and Language'''''s. Oxford: Black well Publishers, 1992, P. 25; cf '''''Ibid'''''. P. 348; cf Fischer. Id. PP. 91-92.
 
11.          Grimes, Barbara. (ed.) '''''Ethnologue: Languages of the world'''''. Texas: Summer Institiue of Linguistics, 1992, PP. 643 & 733; cf Holes, '''''Id'''''. P. 191; cf Crystal. '''''Id'''''. P. 25; cf Campbell. '''''Id'''''. P. 24.
 
12.          Mosely, Christopher & Asher, R.E. '''''Atlas of the World's Languages'''''. New York: Rout ledge, 1994, P. 205.
 
13.          Crystal. '''''Id'''''. P. 25; cf '''''Ibid'''''. P. 348; cf Fischer. '''''Id'''''. PP. 91-92; cf Holes. '''''Id'''''. P. 191; cf Campbell. '''''Id'''''. P. 24.
 
14.          Holes. '''''Id'''''. P. 191; cf Crystal. '''''Id'''''. P. 25.
 
15.  مصاحب. همان. ج 2، ص 1727؛ و نیز نك:
 
Rabin. '''''Id'''''. P. 562.
 
16.          Crystal. '''''Id'''''. P. 25.
 
17.  رضایی باغ‌بیدی. همان. ص 554، به نقل از: عزیزی بنی‌طرف، یوسف. '''''قبایل و عشایر عرب خوزستان'''''. تهران: 1372، ص 10.
 
18.  همان‌جا، به نقل از: ایرانیكا. ج 2، ص 216-220.
 
19.  همان‌جا، به نقل از: ایرانیكا. ج 2، ص 217.
 
20.  همان‌جا، به نقل از:
 
Kay. '''''Id'''''. P. 266.
 
21.  آذرنوش، آذرتاش. '''''راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ زبان عرب جاهلی (همراه با واژه‌های فارسی در شعر جاهلی)'''''. ویرایش دوم، تهران: توس، 1374، ص 94.
 
22.  همان. ص 96.
 
23.  همان. ص 102.
 
24.  همان. ص 103.
 
25.  رضایی باغ‌بیدی. '''''همان'''''. ص 554؛ ونیز نك:
 
Holes. '''''Id'''''. P. 192.
 
26.  همان‌جا، به نقل از:
 
Kay. '''''Id'''''. P. 667; cf Campbell, George. '''''Compendium of the world's Languages'''''. London: 1991, Vol. 1, P. 76.
 
27.          Holes. '''''Id'''''. P. 91.
 
28.          Ibid; cf Harvey, L. P. "Arabic and Spanish: Linguistic Contacts", '''''The Encyclopedia of Language & Linguistics'''''. Leiden: Brill, Vol. 1, PP. 204-205.
 
29.  رضایی باغ‌بیدی. '''''همان'''''. ص 554، به نقل از: عزیزی بنی‌طرف. '''''همان'''''. ص 25، 34، 71.
 
30.  رضایی باغ‌بیدی. '''''همان'''''. ص 554، به نقل از:
 
Hetzron, R. "Semitic Languages", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. (ed.) W. Bright. New York: 1992, Vol. III, PP. 412-416.
 
31.          Campbell. '''''Id'''''. P. 25.
 
32.          '''''Ibid'''''.
 
33.          '''''Ibid'''''. P. 26.
 
34.          '''''Ibid'''''. P. 27.
 
35.          '''''Ibid'''''. P. 28-29.
 
36.          '''''Ibid'''''. P. 31; cf Fischer. '''''Id'''''. PP. 92-97.
 
37.          Crystal. '''''Id'''''. P. 26.
 
38.  رضایی باغ‌بیدی. «زبان‌های ایرانی»، '''''دایرهالمعارف بزرگ اسلامی'''''. زیر نظر كاظم موسوی بجنوردی، تهران: مركز دایرهالمعارف اسلامی، 1380، ج 10، ص 553.
 
39.          Mattock, J. N. "Arabic Script: Adaptation for Other Languages", '''''The Encyclopedia of Languages and Linguistics'''''. (ed.) R. E. Asher, Vol. 1, PP. 203-204.
 
40.  مصاحب. همان. ج 2، ص 1722.
 
41.  همان. ج 1، ص 63-64.
 
42.  همان، ج 2، ص 1727؛ و نیز نك:
 
Rabin. '''''Id'''''. P. 562.
----[1].  
 
احمد رمضانی واسو کلایی

نسخهٔ ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۵:۰۰

عربی/ æræbi/، از زبان‌های سامی خانواده حامی ـ سامی یا آفریقایی ـ آسیایی.  

عده‌ای آن را عضوی از شاخه شمال غربی و گروهی دیگر آن را عضوی از شاخه جنوب شرقی[۱] و برخی آن را به شاخه سامی مرکزی ـ جنوبی مرتبط می‌دانند[۲][۳][۴][۵]. عربی با زبان‌های گه‌ئز، عبری، آرامی و اکدی رابطه خواهری دارد[۶][۷]. زبان عربی دارای دو گویش اصلی است: 1- گویش شرقی در عربستان سعودی، یمن، کویت، عمان، امارات متحده عربی، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، اردن، مصر، سودان، چاد، نیجریه و نیز در میان عده‌ای در افغانستان و ازبکستان؛ 2- گویش غربی در لیبی، تونس، الجزایر، مراکش و موریتانی[۸][۹][۱۰][۱۱].

قدیمی‌ترین متنی که از [قوم] عرب در آن یاد شده است، یک کتیبه آشوری است از زمان شلمنصر(احمد رمضانی واسو کلایی) III، پادشاه آشور در قرن نهم ق.م[۱۱].

برخی، قوم عرب را به سه طبقه تقسیم کرده‌اند: عرب بائده (bā'ede) [= از میان رفته]، عرب عاربه (arebe) [= خالص]، و عرب مستعربه (mosta'rebe) [= عرب شده][۱۱].

قدیمی‌ترین کلمات عربی ثبت شده نزدیک به 40 اسم خاص است که در کتیبه‌های آشوری مربوط به جنگ‌های آشوری‌ها با عرب‌ها در سال‌های 853-626 ق.م آمده است[۱۲][۱۱]. اولین متنی که به عربی نوشته شده سنگ قبری است که در 328م در نَمرا در صحرای سوریه کشف شده است[۱۱].

عربی زبان رسمی 21 کشور در آسیای مرکزی و آفریقا[۳][۱۳][۵][۱۴]از جمله: الجزیره، مصر، عراق، مراکش، عربستان، سوریه و... است[۱۵][۱۶][۱۷].

تعداد گویندگان گونه استاندارد عربی حدود 202 میلیون نفر و تعداد گویندگان گونه شمالی زبان عربی محاوره‌ای (گونه رایج در ایران) 600000 نفر[۳][۱۶][۵][۱۸]و طبق سرشماری سال 1365 (1986) تعداد گویندگان عربی زبان در ایران حدود 620000 نفر گزارش شده است[۱۹]. عربی به عنوان زبان دوم در بعضی کشورهای اسلامی به کار می‌رود. عربی کلاسیک (ادبی) زبان قرآن و اسلام[۳][۵][۱۵][۱۷][۱۶]و زبان نیایش حدود یک میلیارد نفر مسلمان در بیش از 60 کشور است[۵][۱۶]. عربی گفتاری معیار بر مبنای عربی کلاسیک، که در قرن 3-6م شکل گرفت،[۱۲][۲۰] استوار است و در نوشتار رسمی و به عنوان زبان میانجی بین گویش‌هایی که فهم متقابل ندارند، به کار می‌رود[۱۶].

پیش از ورود اسلام به ایران تیره‌هایی از قبیله بنی تمیم در خوزستان می‌زیستند[۲۱]. اما پس از اسلام تیره‌هایی از قبایل عرب در مناطق مختلف ایران (مانند آذربایجان، کردستان، لرستان و...) ساکن شدند. آنان به تدریج زبان مادری خود را از یاد بردند و اکنون به گونه‌ای از زبان‌های ترکی، فارسی یا کردی سخن می‌گویند[۲۲]. اکثر عرب زبانان ایران اکنون در استان خوزستان و حاشیه سواحل جنوبی ایران سکونت دارند[۲۳]. عربی خوزستانی را باید گونه‌ای از گویش شرقی زبان عربی به شمار آورد[۲۴].

تعداد واژه‌هایی که از زبان فارسی در زمان هخامنشی و اوائل اشکانی به ادبیات تلمودی و در نتیجه به دیگر زبان‌های سامی راه یافته، بسیار فراوان‌تر از کلمات قرضی در دوره‌های دیگر است[۲۵]. برای مثال واژه‌های ابزار[۲۶] (ابزار در عربی)، فرسنگ[۲۷] (فرسخ در عربی)، گنج[۲۸] (کنز در عربی) از فارسی به زبان عربی راه یافته‌اند. از آن‌جا که عربی زبان دینی مسلمانان است،[۵][۲۹] هزاران واژه از این زبان به زبان‌های ایرانی (مانند فارسی، کردی، پشتو)، ترکی و... راه یافته است[۳۰][۳۱]. واژه‌هایی مانند جامع (jamiг)، مدرسه (madrasa)، قاعده (qāгida) در زبان‌های مختلف مسلمانان وجود دارد[۳۲]. وام واژه‌های عربی مانند الجبرا (algebra)، الکل (alcohol) (همراه با حرف تعریف /zal/) به زبان‌های اروپایی نیز راه یافته است[۳۳]. نمونه‌ای از تأثیر زبان فارسی در عربی خوزستان وجود آوای /Č/ (چ) در آن است (مثلاً عساچره به جای عساکره، عچرش به جای عجرش)[۳۴].

مهم‌ترین ویژگی‌های مشترک زبان‌های سامی، از جمله عربی عبارتند از: 1- وجود ریشه‌های صامتی که معمولاً ثلاثیند، 2- تغییر معانی ریشه با بردن آن به باب‌های مختلف و 3- وجود دو جنس مذکر و مؤنث و...[۳۵]

همخوان‌های عربی عبارتند از: / ŧ, đ, s, z, y, j, k, χ, γ, q, ħ, ſ(‘), h, ?(’), b, f, m, w, t, d, n, θ, ð, s, ∫, z, l, r / واکه‌های کوتاه و بلند عبارتند از: / i, a, u /.[۳۶] تکیه اصلی بر هجای ما قبل آخر قرار می‌گیرد و در صورتی که دو هجای آخر کوتاه باشد، تکیه بر هجای پیش از ما قبل آخر قرار می‌گیرد[۳۶]. عربی دو جنس مذکر و مؤنث و سه شمار (مفرد، مثنی، جمع)[۳۷] و سه حالت فاعلی (که با -u نشان داده می‌شود)، مفعولی (-a) و اضافی (-i) دارد. حرف تعریف معرفه در عربی پیشوند (-al) است، مثلاً al-maliku (شاه) معرفه و malikun (شاهی) نکره. صفت قبل از موصوف می‌آید مانند: رجالٌ طوالٌ rijālun tiwālun (مردان قد بلند). صفت از نظر شخص، شمار و معرفه و نکره بودن با موصوف خود مطابقه دارد[۳۸]. فعل می‌تواند از ریشه ثلاثی مجرد مَرَّ (Marra) (عبور کردن) و ثلاثی مزید زخرفَ (ZaxRaFa) (تزیین کردن) باشد[۳۹]. در عربی توالی بی‌نشان کلمات فعل، فاعل، مفعول (VSO) است[۴۰][۴۱]. عربی به خاطر پدیده دو زبان گونگی و صداهایی که در ناحیه حلق تولید می‌شود از سایر زبان‌ها قابل تشخیص است[۳۷].

خط عربی بازمانده گونه نبطی خط آرامی است که تا زمان انقراض سلسله نبطیان به دست رومیان (106م) در شهر پترا (در اردن کنونی) رواج داشت[۴۲]. بعد از پیروزی اسلام، خط عربی با اندکی تغییر جهت نگارش فارسی، ترکی، کردی، اردو، پشتو و... به کار رفت[۴۳].

ادبیات زبان عرب شامل شعر و نثر است؛ قدیمی‌ترین شکل نثر ادبی در «سجعِ» کاهنان دیده می‌شود. قدیمی‌ترین اوزان شعر عربی را رجز دانسته‌اند. از لحاظ شکل معروف‌ترین شکل شعر عرب قصیده است[۴۴]. از لحاظ زبان، کلمات و معانی نیز شعر قدیم عرب با زندگی عربی قدیم ـ یعنی چادرنشینی و بیابان‌گردی، مهمان‌نوازی، آزادمنشی و... مناسبت تمام داشت[۴۵]. اشعار پیش از اسلام و صدر اسلام، قرآن و مکاتبات پیامبر اسلام (ص) از مهم‌ترین منابع عربی کلاسیک است[۱۲][۴۶].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از: Faber, A. "Genetic Subgrouping of the Semitic Languages", The Semitic Languages, ed. R. Hetzron, London: 1997, PP.12-13.
  2. رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از: Lyovin, A.V. An Introduction to the Languages of the world. New York, 1997, P. 186
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ Campbell, George. Concise Compendium of the world's Languages. London: 1995, P. 24
  4. Rabin, C. "The Position of Arabic Among Semitic Languages", Encyclopedia of Islam. Leiden: E. J. Brill, 1960, Vol. 1, PP. 36-37
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ ۵٫۵ Holes, C. "Arabic", The Encyclopedia of Language and Linguistics. (ed.) R. E. Asher, Oxford: Pergamon press, 1994, vol. 1, P. 191
  6. مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. تهران: امیرکبیر، 1381، ج 1، ص 1166.
  7. آرلاتو، آنتونی. درآمدی بر زبان‌شناسی تاریخی. ترجمه یحیی مدرسی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1373، ص 74.
  8. رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554؛ به نقل از: Kay. A. S. and J. Rosenhouse. "Arabic Dialects and Maltese", The Semitic Languages. (ed.) R. Hetzron, London: 1997, P. 265
  9. Fleisch, 1960, Vol. 1, PP. 574-578
  10. Marçais, Ph. "The Western Dialects", Encyclopedia of Islam. Leiden: E. J. Brill, 1960, Vol. 1, PP. 578-583.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ ۱۱٫۳ ۱۱٫۴ مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. تهران: امیر;بیر، 1381، ج2، ص 1702.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ Rabin, C. "The Position of Arabic Among Semitic Languages", Encyclopedia of Islam. Leiden: E. J. Brill, 1960, Vol. 1, P. 562
  13. Fischer, W. "Arabic", International Encyclopedia of Linguistics. (ed.), William Bright, Oxford: Oxford University Press, 1992, Vol. 1, P. 191
  14. مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. تهران: امیرکبیر، 1381، ج2، ص 1726.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ Fischer, W. "Arabic", International Encyclopedia of Linguistics. (ed.), William Bright, Oxford: Oxford University Press, 1992, Vol. 1, PP. 91-92
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲ ۱۶٫۳ ۱۶٫۴ Crystal, David. "Arabic", An Encyclopedia of Language and Languages. Oxford: Black well Publishers, 1992, P. 25
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ Ibid. P. 348
  18. Grimes, Barbara. (ed.) Ethnologue: Languages of the world. Texas: Summer Institiue of Linguistics, 1992, PP. 643 & 733
  19. Mosely, Christopher & Asher, R.E. Atlas of the World's Languages. New York: Rout ledge, 1994, P. 205
  20. مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. تهران: امیرکبیر، 1381، ج2، ص 1727.
  21. رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، ص 554، به نقل از: عزیزی بنی‌طرف، یوسف. قبایل و عشایر عرب خوزستان. تهران: 1372، ص 10.
  22. رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از: ایرانیکا. ج 2، ص 216-220.
  23. رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از: ایرانیکا. ج 2، ص 217.
  24. رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از: Kay. A. S. and J. Rosenhouse. "Arabic Dialects and Maltese", The Semitic Languages. (ed.) R. Hetzron, London: 1997, P. 266.
  25. آذرنوش، آذرتاش. راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ زبان عرب جاهلی (همراه با واژه‌های فارسی در شعر جاهلی). ویرایش دوم، تهران: توس، 1374، ص 94.
  26. آذرنوش، آذرتاش. راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ زبان عرب جاهلی (همراه با واژه‌های فارسی در شعر جاهلی). ویرایش دوم، تهران: توس، 1374، ص 96.
  27. آذرنوش، آذرتاش. راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ زبان عرب جاهلی (همراه با واژه‌های فارسی در شعر جاهلی). ویرایش دوم، تهران: توس، 1374، ص 102.
  28. آذرنوش، آذرتاش. راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ زبان عرب جاهلی (همراه با واژه‌های فارسی در شعر جاهلی). ویرایش دوم، تهران: توس، 1374، ص 103.
  29. رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554.
  30. Kay. A. S. and J. Rosenhouse. "Arabic Dialects and Maltese", The Semitic Languages. (ed.) R. Hetzron, London: 1997, P. 667
  31. رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، به نقل از: Campbell, George. Compendium of the world's Languages, London: 1991, Vol. 1, P. 76
  32. Holes, C. "Arabic", The Encyclopedia of Language and Linguistics. (ed.) R. E. Asher, Oxford: Pergamon press, 1994, vol. 1, P. 91
  33. Harvey, L. P. "Arabic and Spanish: Linguistic Contacts", The Encyclopedia of Language & Linguistics. Leiden: Brill, Vol. 1, PP. 204-205
  34. رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، ص 554، به نقل از: عزیزی بنی‌طرف، یوسف. قبایل و عشایر عرب خوزستان. تهران: 1372، ص 25، 34، 71.
  35. رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554، ص 554، به نقل از: Hetzron, R. "Semitic Languages", International Encyclopedia of Linguistics. (ed.) W. Bright. New York: 1992, Vol. III, PP. 412-416.
  36. ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ Campbell, George. Concise Compendium of the world's Languages. London: 1995, P. 25
  37. ۳۷٫۰ ۳۷٫۱ Campbell, George. Concise Compendium of the world's Languages. London: 1995, P. 26
  38. Campbell, George. Concise Compendium of the world's Languages. London: 1995, P. 27
  39. Campbell, George. Concise Compendium of the world's Languages. London: 1995, P. 28-29
  40. Campbell, George. Concise Compendium of the world's Languages. London: 1995, P. 31
  41. Fischer, W. "Arabic", International Encyclopedia of Linguistics. (ed.), William Bright, Oxford: Oxford University Press, 1992, Vol. 1, PP. 92-97
  42. رضایی باغ‌بیدی. «زبان‌های ایرانی»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف اسلامی، 1380، ج 10، ص 553.
  43. Mattock, J. N. "Arabic Script: Adaptation for Other Languages", The Encyclopedia of Languages and Linguistics. (ed.) R. E. Asher, Vol. 1, PP. 203-204.
  44. مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. تهران: امیرکبیر، 1381، ج2، ص 1722.
  45. مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. تهران: امیرکبیر، 1381، ج1، ص 63-64.
  46. مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. تهران: امیرکبیر، 1381، ج2، ص 1727.