عید نوروز در زمان خلفای عباسی
عباسیان مانند پادشاهان ایران در تالاری با جامههای فاخر مینشستند و هدیهها را خود میپذیرفتند. گفتهاند که متوکل از بامداد تانماز ظهر مینشست و به پذیرفتن پیشکشهایی که از سوی بلند پایگان و دیگر بزرگان تقدیم میشد میپرداخت. خلفا در واقع در چنین روز خُجسته حق دریافت هدیه از رعایای خویش را داشتند پس مردم همه طبقات به تقدیم پیشکشی به خلیفه میپرداختند و نیز وزیران و بلندپایگان دیوان و توانگران عطر و گوهر و مروارید و بازرگانان کالاهای مرغوب مانند فرش و جامه وکنیز و شاعران نیز قصیده و مردم عادی گل و میوه نثار میکردند. دیدار خلیفه در ایام نوروزی بیتقدیم پیشکشی نامیمون بود. خلفاگاهی از پیشکشهای مهمانان خویش جویا میشدند و بنا به گفته منابع پرسش خلفا عبارت ویژهای بود که «کجاست پیشکش امروز شما؟» دادن پیشکشیهای بسیار به خلیفه موجب شد دفتری فراهم شود تا نام بازدیدکنندگان کاخ و پیشکش ایشان در آن ثبت شود. در برابر، خلیفه هم هدایای پرارجی بدیشان ارزانی میداشت. مردم عادی در نوروز خانههای خود را با تکههای پنبه (حبّ القطن) و بخوردانهای گلین (المجامیرالطین) چراغانی میکردند. کاخهای سلطنتی هم با قطعات پارچههای ارزنده مانند زهری خیسشده در روغن بلسان «هن البلسان» و دیگر مایعات خوشبو و پربها که در بخوردانهای سنگی «المجامیرالبرام» نهاده شده بود چراغانی میشد.
در طی شش روز جشن نوروز مردم در گذرگاهها گرد میآمدند و آتش میافروختند. شور و دلبستگی مردم در برپایی نوروز چنان بود که کوشش معتضد خلیفه در سال ۲۸۴ ه ق.برای جلوگیری از شادیهای زیاده از حد درگذرگاهها در هوای تابستان سودمند نیفتاد و پس از دو روز مردم را آزادگذاشت تا هرگونه که بخواهند شادمانی کنند. ابن حوقلگوید
که در سده دهم میلادی / چهارم هجری در جبال، نوروز را به مدّت هفت روز برپا داشتند با خوشی و شادی فراوان خوراکیهای لذیذ پختند و جامههای فاخر دوختند و پول بسیاری بدین جشن صرف کردند ضمناً مهمانیهایی با رستههای مُنظم نوازنده برپا کردند و حتّی بر بام خانههای خود جشن گرفتند.[۱]
پرفسور تریتون بخشی از کتاب الهفواه صابی را درباره برگذاری نوروز ذمیان بغداد در قرن چهارم نقل کرده است. صابی گوید که بعضی از ذمیان آشپزی مخصوص به خدمتگرفتند تا خوراکیها را شبانه فراهم کند که با مواد تازه باشد و مهمانیهایی برای خود شان و دوستان دادند که در آنها خربزه و آلو و هلو و خرما بر خوانها نهاده بودند. زنان میکوشیدند تا برای آن روز عطریات بخرند و سنگپشتها را برای راندن شیطانها از خانهها میآوردند، و تخممرغ رنگ میکردند. پاشیدن عطر به روی فرد و هفت گام به سوی او رفتن به مفهوم آن بود که چشم بد و تنبلی و تب از او دور میشود. توتیا با سلاب و سورمه را برای افزایش نور چشم در سال آینده به چشم میکشیدند و روز فرخندهای بود برای مصرف دارو، مدرسهها بسته میشد و دانشآموزان به بازی میپرداختند. اگر استادی به مدرسه میآمد با او با احترام رفتار نمیکردند و ای بسا که او را به آبگیر میانداختند مگر آنکه وجهی میداد که صرف خرید خوراکی میکردند. صابی ضمناً گوید که مسلمانان در این شادمانی شرکت میکردند و حتّی در انظار عموم شراب مینوشیدند و مانند ذمیان به خوردن عدس پاک کرده میپرداختند و در آب پاشیدن به روی مردم با ذمیان همبازی میشدند. کسان محترم یکدیگر را با مشک آب میزدند یا پیرامون خانهها و باغهای خود را آبپاشی میکردند و مردم عادی هم بدین کار در گذرگاهها و شوارع عام میپرداختند.[۲]
از دولتهای ایرانی در عهد اسلامی، بیش و پیش از همه، صفاریان، به احیای زبان فارسی و آئینهای ایرانی همت گماشتند، پس از آن دولت ایرانی مقتدری چون سامانیان در بخش کهن و زادبوم فرهنگ اصیل ایرانی، خراسان روی کار آمدند که بسیاری از آئینهای باستانی را احیاء کردند و به جای آوردند تنها آثاریکه در باب نوروز از شاعران و ادیبان آن روزگار به جای مانده، خود قسمت مهمی از ادبیات نوروزی را در سبک خراسانی تشکیل میدهند. لیکن کوشش بویهیان در نگهداری آداب و رسوم و جشنهای ایرانی، بخصوص نوروز و مهرگان و سده چشمگیرتر و مؤثرتر از همه بوده است. چنانکه «مافروخی» بیان کرده است: «و بازاری بود بر دروازه جور که آن را بازار جورین گفتهاند، در فصل نوروز هر سال تمامت اهل اصفهان از صغیر و کبیر و وضیع و شریف و خاص و عام و اطفال و عورات هر کس به حسب حال طبقات و درجات بالوان اسباب مأکول و مشروب و انواع ضروب عدت و آلت مطلوب مرغوب مدت یک دو ماه بدانجا نقل کردهاند و از استیضاح و لذات و استمتاع عیش و عشرت از لهو و لعب و نشاط و طرب حظی وافی و ذوقی وافر از زندگانی برداشته چون روز نوروز رسیده چندین بازار ساخته طوافان و بازاریان گوناگون نعمتها در آنجا پرداخته و عوام در میان آنجا چون دریا بر دریا در تموج و خواص از دور و نزدیک و بالا در نشیب در تفرج و پیوسته آن مدت را گذرانیده به فکاهت و خوشی و عیش و افسانه و خلیع العذار دیوانهوار آشنا و بیگانه مشتغل بکأس و پیمانه...».[۳]
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- شاهنامه به کوشش دکتر محمد دبیرسیافی
- محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.
منبع اصلی
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
رضا شعبانی