امامت
امامت، در لغت به معنی پیشوایی و رهبری و امام به معنی پیشوا و رهبر است. در اصطلاح متکلمان، امامت رهبری عموم مسلمانان در کارهای دینی و دنیایی آنان است[۱][۲][۳]. امام از دیدگاه شیعه، جانشین پیامبر(ص) است و اوّلاً، انتخاب وی از سوی خدا صورت میگیرد و به پیامبر یا امام پیشین ابلاغ میشود. این انتخاب، بدان سبب که لطف است و موجب میشود تا مسلمانان از گناهکاری دور شوند و به کردارهای نیک نزدیک گردند (= لطف) بر خدا واجب است[۴][۵]، ثانیاً، طریقة انتخاب «نص یا تنصیص (= تعیین)، است[۶][۷][۸]؛ ثالثاً، بدان سبب که نیاز مردم و نیاز دین به امام، دائمی است وجود امام نیز دائمی خواهد بود و هیچگاه زمین از امام، که حجّت خداست، خالی نخواهد شد؛ رابعاً، امام باید از صفات منفی ظاهری و باطنی منّزه و به صفات مثبت آراسته باشد. برجستهترین صفات امام، دو صفت است: یکی، عصمت، یعنی منزّه بودن از گناهان بزرگ و کوچک؛ دوم، افضلّیت، یعنی برتری امام در فضایل و در صفات کمال مثل عدل و علم و ورع و ... بر دیگران[۹][۱۰][۱۱]؛ خامساً، بر طبق نظر شیعة امامیه، امامان دوازده تن هستند که آخرین آنان غایب است و چون بیداد و جور جهان را پُر کند برای اجرای عدل و داد ظهور خواهد کرد و حکومت عدل جهانی برپا خواهد ساخت. امامان دوازدهگانه عبارتند از: یک) علی بن ابیطالب؛ دو) حسن بن علی (= مجتبی)؛ سه) حسین ابن علی؛ چهار) علی بن حسین (= زینالعابدین = سجّاد)؛ پنج) محمد بن علی (= باقز)؛ شش) جعفر بن محمّد (= صادق)؛ هفت) موسی بن جعفر (= کاظم)؛ هشت) علی بن موسی (= رضا)؛ نه) محمّد بن علی (= جواد)؛ ده) علی بن محمّد (= هادی)؛ یازده) حسن بن علی (= عسکری)؛ دوازده) محمد بن حسن (= صاحبالزمانعج)[۱۲]
امام ← امامت
امامت، مهمترین اصل اعتقادی مذهب تشیّع، وجوب نصب امام، به قاعدﺓ لطف، از راه نصّ است.1 در تعریفاتی که برای امامت آوردهاند، کلماتی مانند امارت و یا ریاست و گاهی خلافت بهکار برده شده است. نسبت میان این سه مفهوم امامت، مانند رابطـﺔ بین جنس با نوع است، زیرا امارت اعم از همه است و ریاست اخص از آن است، و خلافت اخص از همه است، و پس از این دانسته خواهد شد که ولایت مانند فصل اخیر برای امامت است.2
اهل سنّت گفتهاند که: امامت فزونی و برتری یافتن یکی از مسلمانان بر همـﺔ آنان در کارهای دینی و دنیایی ایشان است، امّا شیعه گفتهاند: امامت برتری دینی داشتن کسی بر همـﺔ مسلمانان است که این برتری سبب روی آوردن همـﺔ مسلمانان به نگهداری از خوبیهای دینی و نیکو شدن کارهای دنیایی آنان گردد و باز داشته شدن آنان را از کارهایی که زیان ایشان در آن است، ایجاب نماید. در این دو تعریف، بهحقیقت ولایت نیز اشاره شده است و آن رکن اصلی امامت است و مانند فصل اخیر آن میباشد و فصل اخیر هر چیزی جزء مقوم آن نوع است.3
مآخذ:
1. علامه حلی. منهاج الکرامة فی معرفة الامة. تهران: میراث مکتوب، 1376، ص 22 به بعد.
2. علامه طباطبایی، سید محمدحسین. شیعه در اسلام. قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1357، ص 109ـ125.
3. دایرةالمعارف تشیّع. مدخل «امام»، ج 2، ص 334 و «امامت»، ج 2، ص 378.
سیدحسن امین و اصغر دادبه
- ↑ فاضلمقداد، شرح باب حادیعشر. تهران: به کوشش دکتر مهدی محقق، انتشارات مؤسسة مطالعات اسلامی دانشگاه مکگیل کانادا، ص39- 40.
- ↑ فاضل مقداد. ارشادالطالبین. قم: ص325- 326
- ↑ کراجکی، کشفالفوائد. چاپ سنگی، ص77.
- ↑ علامهحلی. کشفالمراد. به کوشش زنجانی، بیروت: ص388- 390.
- ↑ فاضل مقداد. ارشادالطالبین. ص 326- 328.
- ↑ فاضل مقداد. ارشادالطالبین، ص337-338.
- ↑ راجکی، کشفالفوائد. چاپ سنگی، ص 79.
- ↑ علامهحلی. کشفالمراد. به کوشش زنجانی، بیروت: ص.392-393.
- ↑ علامهحلی. کشفالمراد. به کوشش زنجانی، بیروت: ص. 390-392.
- ↑ فاضل مقداد. ارشادالطالبین.ص332- 337.
- ↑ فاضلمقداد، شرح باب حادیعشر. تهران: به کوشش دکتر مهدی محقق، انتشارات مؤسسة مطالعات اسلامی دانشگاه مکگیل کانادا، ص.41-44.
- ↑ فاضلمقداد، شرح باب حادیعشر. تهران: به کوشش دکتر مهدی محقق، انتشارات مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مکگیل کانادا، ص.51.