پرش به محتوا

فاطمه(س)

از ویکی ایران

فاطمه، بانوی بزرگ اسلام.

فاطمه، دختر محمد بن عبدالله، پیامبر اسلام و خدیجه، دختر خوَیلِد، از تیره‌ای معروف و از اشخاص محترم قریش است[۱]. درباره سال تولد ایشان، اطلاع دقیقی در دست نیست[۲]. ابن‌سعد، در طبقات[۳]؛3 طبری، در تاریخ[۴]؛ بلاذری، در انساب الاشراف[۵]؛ ابن‌اثیر، در کامل[۶]؛ ابوالفرج اصفهانی، در مقاتل اطالبیین[۷]؛ محمد بن اسحاق[۸] و ابن عبدالبر، در استیعاب[۹]، معتقدند که فاطمه، در سالی که قریش، خانه کعبه را بازسازی می‌کردند[۱۰] زاده شده است. در مقابل، دانشمندان شیعه، همچون، کافی[۱۱] و ابن شهر آشوب، در مناقب[۱۲]؛ علی بن عیسی اربلی، در کشف‌الغمه[۱۳]؛ مجلسی، در بحار از دلائل‌الامامه[۱۴] و کتب دیگر، آورده‌اند که فاطمه(س) پنج سال پس از بعثت پیامبر، متولد گردیده است. بیشتر روایات علما و محدثان شیعه، نشان‌دهنده ارتباط میان ولادت زهرا(س) با معراج رسول خداست که دلیلی است بر تولد این بانوی گرامی، پس از بعثت رسول اکرم، زیرا رسول خدا فرموده‌‌اند: «در شب معراج، سیب بهشتی به من دادند و نطفه دخترم، زهرا، از آن میوه تکوین یافت»[۱۵].

القاب این بانوی بزرگ چنین‌اند: زهرا، صدیقه، طاهره، راضیه، مرضیه، مبارکه، محدثه، بتول و القاب دیگر.16 در میان این القاب، زهرا، از سایر القاب، مشهورتر است و گاه با نام او همراه می‌شود؛ فاطمه زهرا یا فاطمهالزهراء.17 زهرا، در لغت به معنی درخشنده و روشن است.18 نامش فاطمه است. فاطمه، وصفی است از مصدر فَطْم که در لغت به معنی بریدن، قطع کردن و جدا کردن است و فاطمه؛ یعنی، جدا شده وبریده.19 در کتب شیعه و سنی، روایتی از پیغمبر است که فرمودند: «او را فاطمه نامیدند چون خود و شیعیان او از آتش دوزخ، بریده‌اند».20 فتّال نیشابوری، با توجه به حدیثی از امام صادق می‌گوید: «چون از بدی‌ها، بریده شد، او را فاطمه نامیدند».21 این بانوی بزرگ، در کنار پدرش، در خانه نبی‌اکرم، پرورش یافت؛ جایی که نخستین گروه از مسلمانان، به اسلام گرویده، به خدا ایمان آوردند و تربیت دینی را در سایه آموزگاری چون محمد(ص) فرا گرفت؛ تکبیر گفتن، رو به سوی خدا ایستادن.22 دوران خردسالی را در تنهایی، سپری کرد، زیرا خواهران او، رقیه و ام‌کلثوم، از او بزرگ‌تر بودند و او همبازی نداشت؛ این تنهایی انگیزه‌ای بود که او از اوان کودکی، به ریاضت‌های جسمانی و آموزش و دریافت‌های روحانی، توجه خاص داشته باشد.23 مرگ مادرش، خدیجه و عموی پدرش، ابوطالب، در یک سال و در زمان تبعید مسلمانان به شِعب ابیطالب اتفاق افتاد، اما او آموخته بود، بردباری کند و منتظر بشارت پروردگار باشد. شاهد رسیدن تعلیمات و شور تازه مسلمانان برای فراگیری تعلیمات بود و دشمنی همشهریان و خویشاوندان با پدر؛ دشنام، آزار، کشتار.24 اگر تولد او را پنج سال پیش از بعثت بدانیم، تا هفده سالگی، نخواسته یا نتوانسته که به خانه شوهر برود، زیرا نمی‌خواسته که پدرش را در آن هنگام سخت که سرپرستی چون ابوطالب و غمخواری چون خدیجه نداشت و دشمنان نیز بر او گستاخ شده بودند، تنها بگذارد، که پیامبر، نیاز به دلجویی داشت.25 اگر تولد او را پنج سال پس از بعثت بدانیم، هنگام ازدواج نه یا ده ساله بوده است.26 دختر پیامبر، خواستگارانی داشت که پدرش، از میان آن‌ها، پسر عموی خود، علی بن ابیطالب را به شوهری او برگزید و به او گفت: «تو را به کسی می‌دهم که از همه نیکوخوی‌تر و در مسلمانی، پیش‌قدم تر است».27 مهریه او چهارصد درهم، اندکی بیشتر یا کمتر بود28 و جهیزیه‌اش، پیراهنی به بهای هفت درهم، چارقدی به بهای چهار درهم، قطیفه مشکی بافت خیبر، تخت‌خوابی بافته از برگ خرما، دو تشک با رویه‌های ضخیم کتانی که یکی را از لیف خرما و دیگری را از پشم گوسفند پرکرده‌ بودند، چهار بالش از چرم طائف که از اِذخِر، پر شده بود، پرده‌ای از پشم، یک تخته بوریای بافت هجر، آسیای دستی، لگنی از مس، مشکی از چرم، قدحی چوبین، کاسه‌ای گود برای دوشیدن شیر در آن، مشکی برای آب، مطهره‌ای زفت اندود، سبوئی سبز و چند کوزه گلی.29 پس از یک ماه از خواندن خطبه، به خانه شوهرش رفت و در آن‌جا نیز، زنی نمونه بود؛ همسری نمونه برای علی(ع) و مادری نمونه برای فرزندانش حسن، حسین و زینب.30 از زمان وفات و مکان دفن این بانوی بزرگ، اطلاع دقیقی در درست نیست، به طوری‌که سید جعفر شهیدی به نقل از کلینی آورده است: «چون فاطمه(س) درگذشت. امیرالمؤمنین او را پنهان به خاک سپرد و آثار قبر او را از میان برد».31


مآخذ:

1. شهیدی، سیدجعفر. زندگانی فاطمه زهرا(س). ص21، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377.

2. همان. ص24.

3. محمد بن سعد. الطبقاتُ الکبیر. ج8، ص16، زاخائو، لیدن: 1332ق.

4. طبری، محمد بن جریر. تاریخ الرُسُلِ و الملوک. ج13، ص2434، چاپ بریل؛ همان. ج4، ص1869.

5. احمد بن یحیی. انساب الاشراف. ص402، محمد حمیدالله. دارالمعارف 1959م.

6. عزالدین علی بن ابی‌الکرم. الکامل فی التاریخ. ج2، ص341، دارصادر: بیروت، 1385ق.

7. اصفهانی، ابوالفرج. مقاتل الطالبین. ص48، سیداحمد صفر. دارالمعرفه: بیروت: لبنان.

8. به نقل از مجلسی در بحار. ص214.

9. ابن عبدالبر یوسف بن عبدالله. الاستیعاب فی معرفه الاحصاب. ص750، حیدرآباد: 1336ق.

10.   احمد بن یحیی. ص403.

11.   کلینی، محمد بن یعقوب. الاصولُ فی الکافی. ج1، ص458، دارالکتاب الاسلامیه، تهران: 1374ق.

12.   محمد بن علی بن شهر آشوب. مناقب آل‌ ابی‌طالب. ج3، ص357، انتشارات علامه، قم.

13.   اربلی، علی بن عیسی. کشف‌الضمه. به تصحیح حاج سیدهاشم رسولی، ج1، ص449، چاپ تبریز.

14.   مجلسی، بحار. ج43، ص7.

15.   همان. ص5.

16.   شهیدی. ص33.

17.   همانجا.

18.   همانجا.

19.   همان. ص34.

20.   بحار. ج43، ص18، نقل شده از: شیخ طوسی، حافظ ابوالقاسم دمشقی و دیگران؛ بحار. ص12، ج43.

21.   محمد بن فتال. روضه الواعظین. سیدمحمد مهدی خرسان، ص48، فشورات الرضی.

22.   شهیدی. ص35.

23.   ؟

24.   همان، ص39.

25.   همان. ص40.

26.   همان. ص48.

27.   الریاض النضره. ج2، ص182؛ امینی، شیخ عبدالحسین احمد. ج3، ص20، دارالکتاب العربی: قاهره.

28.   ابن‌سعد. ج8، ص12؛ عیون الاخبار. ج4، ص70، مکتبه التجاریه: قاهره، 1372ق؛ شهیدی. ص58.

29.   طوسی، محمد بن حسن. أمالی. ج1، ص39، منشورات المکتبه الاهلیه، چاپ افست، قم: منشورات داودی.

30.   شهیدی. ص66.

31.   همان. ص158- 159.


اسدالله معظمی گودرزی

  1. شهیدی، سیدجعفر. زندگانی فاطمه زهرا(س). تهران: انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377، ص. 21.
  2. شهیدی، سیدجعفر. زندگانی فاطمه زهرا(س).تهران: انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377، ص. 24.
  3. محمد بن سعد. الطبقاتُ الکبیر. زاخائو، لیدن: 1332ق، ج8، ص16.
  4. طبری، محمد بن جریر. تاریخ الرُسُلِ و الملوک.چاپ بریل، ج4، ص1869؛ ج13، ص2434
  5. احمد بن یحیی. انساب الاشراف. محمد حمیدالله. دارالمعارف 1959م، ص402.
  6. عزالدین علی بن ابی‌الکرم. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، 1385ق، ج2، ص341.
  7. اصفهانی، ابوالفرج. مقاتل الطالبین. سیداحمد صفر. بیروت: دارالمعرفه، ص48.
  8. ابن عبدالبر یوسف بن عبدالله. الاستیعاب فی معرفه الاحصاب. حیدرآباد: 1336ق، ص750.
  9. ابن عبدالبر یوسف بن عبدالله. الاستیعاب فی معرفه الاحصاب. حیدرآباد: 1336ق، ص750.
  10. احمد بن یحیی. انساب الاشراف. محمد حمیدالله. دارالمعارف 1959م، ص. 403.
  11. کلینی، محمد بن یعقوب. الاصولُ فی الکافی. تهران: دارالکتاب الاسلامیه، 1374ق.، ج1، ص458.
  12. محمد بن علی بن شهر آشوب. مناقب آل‌ ابی‌طالب. قم: انتشارات علامه، ج3، ص357.
  13. اربلی، علی بن عیسی. کشف‌الضمه. به تصحیح حاج سیدهاشم رسولی، تهران: چاپ تبریز، ج1، ص449،
  14. مجلسی، بحار الانوار. ج43، ص7.
  15. مجلسی، بحار الانوار. ج43، ص5.