پرش به محتوا

ابوحنیفه

از ویکی ایران

نعمان بن ثابت بن نیک‌بخت معروف به ابوحنیفه (80ـ150ق / 699ـ767 م)، یکی از چهار پیشوای مذاهب رسمی فقه اهل سنت که به «مذهب حنفی» معروف است؛ خود او زاده کوفه و اجدادش ایرانی و اهل قریه خواجه سیاران از توابع پروان کابل بودند. او نزد زید بن علی بن الحسین (شهادت 121ق / 739م) و امام جعفر صادق (وفات 148ق / 765م) و به‌ویژه حماد بن ابی‌سلیمان، استاد اصلیش فقه آموخت. بعضی از محققان با عنایت به این‌که اقامتگاه ابوحنیفه در کوفه و بصره بوده است و اقامتگاه امام جعفر صادق در مدینه، در باب شاگردی ابوحنیفه نزد امام صادق تردید کرده‌اند. با این همه شک نیست که وی صحبت امام صادق را دریافته است و مکرر صادقانه به اولویت امام صادق اعتراف کرده است و او را اعلم و افقه عصر خود معرفی کرده است. چنان‌که از او نقل کرده‌اند که گفت:

«ما رأیت افقه من جعفر بن محمد»[۱].

به‌علاوه ابوحنیفه، اعلمیت امام صادق را در جلسه مصاحبه‌ای که منصور دوانیقی به خیال خود برای مخذول‌کردن امام صادق در حیره تشکیل داده بود و چهل مسأله فقهی را از امام پرسید، در حضور خلیفه با بیان رسا اعلام داشت. باز در تاریخ علوییین، مذکور است که کسی (پس از شهادت زید بن علی بن الحسین) از ابوحنیفه در باب مالی که وقف امام زمان شده بود، فتوی خواست و ابوحنیفه گفت که آن مال باید به امام صادق برسد.

ابوحنیفه هیچ یک از خلیفگان اموی، مروانی و بنی‌عباس را لایق و قابل خلافت نمی‌شناخت و از مخالفان هر دو نظام اموی و عباسی به‌شمار می‌رفت. وی در عصر اموی، به حمایت قیام مسلّحانه زید بن علی بن الحسین بر ضدّ هشام خلیفه اموی برخاست و در کوفه با زید بیعت کرد و در عصر عباسی از قبول مشروعیت بنی العباس سر باز زد و هرچند منصور دوانیقی به او الحاح کرد به امامت و خلافت وی اعتراف کند، ابوحنیفه از آن استنکاف می‌کرد و می‌گفت: امامت و خلافت حق زید یا امام صادق (ع) است یا کسی که ایشان اختیار کنند[۲].

عطار نیشابوری در تذکره‌الاولیاء ذیل ترجمه ابوحنیفه می‌نویسد که:

منصور دوانیقی از ابوحنیفه تقاضا کرد که منصب قضا و فتوی را در خلافت عباسی بپذیرد، ولی ابوحنیفه عذر آورد و گفت: «من مردی‌ام نه از عرب، بلکه از موالی ایشان. سادات عرب به حکم من راضی نشوند. خلیفه گفت: این کار به نسب تعلق ندارد، این را علم باید. ابوحنیفه گفت: من این کار را نشایم و در این که گفتم نشایم، اگر راست می‌گویم، نشایم و اگر دروغ می‌گویم، دروغگوی قضای مسلمانان را نشاید... این بگفت و نجات یافت»[۳].

قاضی ابویوسف (شاگرد بزرگ ابوحنیفه) که سمت قاضی‌القضات هارون‌الرشید را یافت، فقه حنفی را در عراق و ایران ترویج کرد و فقط فقیهان حنفی‌مذهب را به منصب قضا گماشت. هم‌چنین در عصر مهدی عباسی، وقتی که یکی از فقیهان کوفه به سمت قاضی مصر منصوب شده بود، مذهب ابوحنیفه در مصر منتشر گردید. فقیهان حنفی به قیاس و اجتهاد متوسل می‌شوند و با استفاده از دلایل عقلی و روش‌های حقوقی مختلف به کشف احکام مناسب فقهی در مسایل مستحدثه می‌پردازند و به همین دلیل، در مقابل مذهب مالکی که به دلیل اخذ به حدیث به «اصحاب حدیث» معروف‌اند، به آن‌ها «اصحاب رأی» می‌گویند[۴].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. علامه ذهبی. تذكره‌الحفاظ. ج 1، ص 157.
  2. عبدالجلیل رازی. النقص. چاپ میر جلال‌الدین محدث ارموی، ص 455.
  3. عطار نیشابوری. تذكره‌الاولیاء. چاپ محمد استعلامی، تهران: ص 240.
  4. امین، حسن. تاریخ حقوق ایران. ص 216ـ218.

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

حسن امین