پرش به محتوا

مراتب وجود

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۲۶ توسط Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)

مَراتب وجود، در فلسفه، از لوازم اصالت وجود و به معنیاصل بودن وجود واحد در صدق بر موجودات کثير. اين معنیرا تشکيک پذير بودن حقيقت وجود خوانده‌اند و مراد از ان اين است که وجود به موجودات گوناگون تعلق مي‌گيرد که هر يک مرتبه و منزلتیدارند و از ان‌جا که اين موجودات گوناگون در تحصل و تعين خارجیخود، بدون وجود چيزینيستند، بنابر اين، منشاء و اصل اين گوناگونیو تکثر هم در وجود است نه در ماهيات. در واقع حقيقت وجود کثير است در عين ان‌که واحد است و واحد است در عين ان‌که کثير است[۱]. کثرت در موجودات دو گونه قابل ملاحظه است؛ نخست به اختلافیکه در ذات دارند مانند انسان و اسب و درخت؛ ديگر به اختلافی است که در نحوه وجود دارند، مانند تقدم و تأخریکه متناسب با قوه، فعل، علت، معلول و غيره، به انان تعلق مي‌گيرد يعنیکه وجود امر بالقوه يا بالفعل فرق دارد و وجود علت با معلول و به همين سان. در مورد نخست مذهب اصالت وجود بر ان است که اختلاف و کثرت به کمال و نقص و درجه قابليت ماهيات باز مي‌گردد. در مورد دوم پرسش اين است که کثرت در تقدم و تأخر چگونه با وحدت حقيقت وجود سازگار است؟ در پاسخ گفته مي‌شود که تقدم و تأخر به چند نحو لحاظ مي‌گردد: به ذات، به طبع و به قوه. مثلاً تقدم پدر بر فرزند، تقدم شخص بر شخص که منجر به اصالت ماهيت گردد نيست، بلکه تقدم در معنیپدرینسبت به معنیفرزندیاست. همچنين در علت و معلول، وجود علت بر وجود معلول تقدم دارد؛ نيز جوهر بر عرض و بر همين منوال.[۲] به اين ترتيب وجود دارایمراتبیاز شدت و ضعف است و اين کثرت در حقيقت و ذات اوست که بر موجودات تسریمي‌يابد. مانند نور، که هر چيزیبه او نزديک‌تر باشد نور و گرمیبيشتریمي‌گيرد و هر چه دورتر باشد کمتر و به سخن ديگر هر چه منبع نور نزديک‌تر باشد قوي‌تر و هر چه دورتر باشد ضعيف‌تر است. وجود را به لحاظ مراتب کلیبه سه گونه مي‌توان تقسيم کرد: 1) وجود بسيط در خود و برایخود و نياميخته به ماهيت، که بايد منشاء و مبداء همه چيز باشد؛ 2) وجود وابسته به علت (متعلق به غير خود) مانند عقول و نفوس (موجودات مفارق بذات) و طبايع و اجرام و مواد و به طور کلیموجودات حادث؛ 3) وجود منبسط، که بر همه موجودات و ماهيات گسترش يافته و هر يک از انان به اندازه خود از او بهره مي‌گيرند. اين مرتبه از وجود، اصل و منشاء جهان هستیبه شمار مي‌رود. در هر چيزیکه قرار گيرد همانند ان مي‌شود؛ مثلاً در جوهر، جوهر؛ در عرض، عرض؛ در طبع، طبع و در جسم، جسم مي‌شود. نسبت اين مرتبه از وجود به وجود بسيط نخستين مانند نسبت اشعه افتابست به افتاب[۳].

نیز نگاه کنید به

ماخذ

  1. طباطبائي، محمدحسين. نهايه ‌الحکمه. قم: دارالتبليغ اسلامي، ص17.
  2. صدرالدين شيرازي. اسفار. قم: 1425ق، ص1/62.
  3. همو. المشاعر، عکسي. به کوشش غلامحسين اهني، اصفهان: 1340ش، ص55- 59.

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

منوچهر پزشک