تجرد
تَجَرّد، اصطلاحی عرفانی و فلسفی. 1) در اصطلاح اهل عرفان جدا شدن از علایق و دلبستگیهای دنیوی است و کسی که از علائق دنیوی بگسلد و مجرّد شود قادر است تا حق و حقایق را به چشم درون شهود کند [۱] و باز به معنای خالی شدن قلب و ضمیر (سّر) سالک است از غیر خدا (ماسوی الله) و هر آنچه مانع نزدیکی به اوست[۲]. 2) نزد فیلسوفان تجرد به معنی هرچه که از ماده و لواحق محسوس جدا باشد. در راستای همین معنا، تجرید نیز که از اصطلاحات شناختشناسی است، عبارت است از عملی عقلی که طی ان، ماهیت اشیاء از ماده و صفات عارضی ان جدا میشود، تا آنجا که ماهیت کلی و ذات اشیاء، در برابر عقل نمایان شود[۳][۴] در این فرایند، عقل، صورت اعیان خارجی را پله پله از مرتبه حس به خیال و سرانجام به مرتبه معقولات بالا میبرد[۵] و از انها به مجردات تعبیر میشود. بنابراین مجردات دو گونهاند: گونهای که با تلاشهای عقل شکل میگیرند؛ دوم، گونهای که ذاتاً مجردند و فراتر از زمان و مکان قرار دارند و در مرتبهای میان حق تعالی و عالم محسوس واقعاند و در اصطلاح اهل دین از انها به «فرشتگان (= ملائکه)» تعبیر می شود.
نیز نگاه کنید به
ماخذ
- ↑ سلطان محمد بن حیدر جنابذی. شرح کلمات باباطاهر عریان. تهران: 1333، ص222.
- ↑ جامی، عبدالرزاق. نفحات الانس. با مقدمه مهدی توحیدیپور، تهران: 1337ش، ص130.
- ↑ صدرالدین شیرازی، اسفار اربعه. تهران: 1282ش، 1/314، 4/121.
- ↑ قاضیعبدالنبی بن عبدالرسول احمد نکری. دستورالعلما. حیدراباد: 1331، 1/375.
- ↑ صدرالدین شیرازی، همان. 1/314، 307، 4/121.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
امیر حسین ساکت اف