پرش به محتوا

ایل

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۳۵ توسط Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)

ایل، عنوان یک واحد سیاسی سازمان یافته بر پایه روابط قومی یا خویشاوندی و همبستگی‌های اجتماعی و اقتصادی میان گروه‌های عشیره‌ای معمولاً کوچنده مستقر در قلمرو جغرافیایی معین.

ایل یا اِلْ واژه‌ای تُرکی- مغولی است که پیشینه تاریخی ان به سده 2 قمری/ 8 م می‌رسد و از ان زمان تاکنون توسعه و تطور معنایی فراوان یافته است. این واژه در متون کهن ترکی و فارسی به معنای مختلف ولایت، صلح و دوستی، خیل و گروه، رام و مطیع، مردم و جماعت به کار رفته است[۱]. صورت ترکیبی «ایل‌کردن» (مطیع‌کردن) و «ایل‌شدن» (مطیع و فرمانبردارشدن) بارها در جامع‌التواریخ رشیدالدین فضل‌الله به کار رفته است[۲]. در دوره ایلخانیان، عنوان «ایل‌خان» برای فرمانروایان مغول ایران، که تابع و مطیع خان بزرگ، هولاکو بودند، به کار می‌رفت[۳].

در متون جغرافیایی قدیم اصطلاح فارسی رَمَ (رمه، جمع ان رموم) و زَمَ (زمه، جمع ان زُموم) مترادف ایل و طایفه و به معنای عشایر کوچنده رمه‌گردان کُرد منطقه فارسی به کار رفته است[۴]. امروزه «زُمَ» (= زمه) به معنای اُبّه، متشکل از چند یا چندین خانوار چادرنشین در میان ایلات و عشایر کرد غرب ایران به کار می‌رود[۵].

اصطلاح‌های عربی عشیره و عشایر، قبیله و قبایل، طایفه و طوایف و اصطلاح‌های ترکی اویماق و اویماقات و اولوس (اولوسات) نیز بدون توجه به مفاهیم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هر یک، مترادف با یکدیگر و مترادف با کلمه ایل به کار رفته‌اند[۶].

نیز نگاه کنید به

جامعه ایلی

ماخذ

  1. بلوکباشی، علی. جامعه ایلی در ایران. تهران: 1382، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ص17.
  2.     رشیدالدین، فضل‌الله. جامع‌التواریخ. به کوشش بهمن کریمی، تهران: اقبال، 1/245-247.
  3. EI2, 111/1095.
  4.    بلوکباشی، علی. «ایل»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: 1380، مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 10/699.
  5.   اسکندرنیا، ابراهیم. ساختار سازمان ایلات و شیوه معیشت عشایر اذربایجان‌ غربی. اورمیه: 1366، انزلی، ص33.
  6. بلوکباشی، علی. جامعه ایلی در ایران. تهران: 1382، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ص19.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علی بلوکباشی