پرش به محتوا

توکل

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۳۷ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

توکل، در لغت به معنی تکیه و اعتماد کردن به کسی و وکیل پذیرفتن است و در تصوّف، کار خود به خدای بازگذاشتن است و از قِبَلِ این امر بهره‌ها برگرفتن و عیش‌ها با لطفِ خداداده کردن[۱][۲][۳][۴] که:

کار خود گر به خدا بازگذاری حافظ                         ای بسا عیش که با لطف خدا داده کنی[۵]

آن کس که کار خود به خدا باز می‌گذارد و به حق توکّل می‌کند و او را بهترین وکیل می‌شمارد «متوکِّل» نامیده می‌شود.

توکّل شامل سه مرحله است و متوکّل در هر مرحله در تسلیم خود و واگذاری کار خود به حق پیش‌تر می‌رود و در این راه به کمال نزدیکتر می‌گردد:

مرحله نخست

در این مرحله، متوکّل، خدا را بهترین وکیل می‌شمارد و با اطمینان و از روی شعور، خود را بدو تسلیم می‌کند و کار خود را بدو وامی‌گذارد (تفویض می‌کند). در این مرحله، تدبیر و اختیار باقی است و متوکّل، بر خلافِ غیرمتوکّل، تنها به علم و قدرت و خیرخواهی وکیل (= خدا) اطمینان دارد.

مرحله دوم

در این مرحله، توکّل و تسلیم کامل‌تر می‌گردد و متوکّل نه به حکم شعور و اختیار، بلکه تو گویی از روی غریزه و به سانِ کودکی که به دامن مادر می‌آویزد، به خدا روی می‌آورد. در این مرحله، تدبیر و اختیار از میان برمی‌خیزد، اما طلب و دعا در کار است.

مرحله سوم

در این مرحله، متوکّل، بی‌اختیار، بی‌اراده و بی‌تدبیر، در حالت فنای محض و تسلیم صرف، کار خود را به حق وا می‌گذارد. صوفیه، حالت تسلیم کامل متوکّل را در این مرحله به حالت مرده‌ای که در دست مرده شوست (= کالْمیّتِ فی یَدَی الغَسّالِ) مانند می‌کنند. یعنی متوکّل در این مرحله، فانی محض است. نه تنها تدبیر و اراده ندارد، بلکه دعا و درخواست و سؤال هم نمی‌کند. به نظر صوفیه، توکّل از توحید* سرچشمه می‌گیرد و توحید حقیقی بنا به باور عارفان چیزی جز «فنای در توحید» نیست. بدین معنی که عارف از راه کشف و شهود به مرحله‌ای می‌رسد که: اولاً، جز خدا چیزی نمی‌بیند و باور می‌دارد که موجودات چیزی جز جلوه‌ها و پرتوهای حق نیستند؛ ثانیاً، همه او را می‌بیند و خود در میان نمی‌بیند. یعنی به «فنای فی التوحید» می‌رسد.

نیک پیداست که نتیجه چنین فنایی، توکّل محض و تسلیم صِرف است. سالک در این مقام غم چیزی نمی‌خورد و از کسی جز خدا نمی‌هراسد و جز به حق تکیه نمی‌کند[۶].

توکّل و تلاش

در عرفان مثبت و از دیدگاه عارف واقعی، توکّل به هیچ روی مانع تلاش و کوشش در راه کسب معاش و بهتر زیستن نمی‌گردد. همچنان که عرفان موجب نمی‌شود تا عارف از مردم بگریزد، بلکه سبب می‌شود تا شریک غم و شادی‌های مردم باشد و فعالانه در کارهای اجتماعی شرکت کند.

برخی از صوفیان در طول تاریخ، توکّل را به گونه‌ای غلط تفسیر کرده‌اند و پنداشته‌اند که توکّل با هر گونه کوشش به منظور کسب معاش ناسازگار است. این تصور و برداشت نادرست، جریانی منفی در تصوّف پدید اورد و مورد سوء استفاده تن‌پرورانی قرار گرفت که صوفی شدن را اسان‌ترین کارها یافتند و به بهانه توکّل! دست از هر گونه کار و کوشش کشیدند[۷].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1.   نیشابوری، سراج. اللّمع فی التصوف. به كوشش نیكلسن، لیدن: 1914م، ص51.
  2. قطب‌الدین ابوالمظفر منصور بن اردشیر عبادی. صوفی‌نامه. به كوشش دكتر غلامحسین یوسفی، تهران: 1368، ص111.
  3. هجویری. كشف‌المحجوب. به كوشش دكتر محمود عابدی، تهران: 1383، ص179.
  4. لاهیجی، شیخ محمد. مفاتیح‌الاعجاز. چاپ زوار، ص222.
  5.   حافظ. دیوان. به كوشش محمد قزوینی؛ قاسم غنی، تهران: [بی‌تا].
  6. نیشابوری، سراج. اللّمع..... . ص51- 53.
  7. مولوی. مثنوی معنوی. به كوشش نیكلسن، تهران: [بی نا].

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغردادبه