پرش به محتوا

آریاییان

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۴ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۰۰ توسط Nazli (بحث | مشارکت‌ها)

آریاییان، تیره بزرگی از نژاد سفید ساكن در سرزمین‌های شمالی در آسیای مركزی و دشت‌های اوراسی (اروپا ـ آسیا) (هزاره پنجم پ.م) و منشاء اقوام هند و اروپایی مهاجر به هند، ایران و اروپا در اوایل هزاره دوم پ.م[۱].

آریا به معنی سرور، ارباب و نجیب كه ریشه آن در نام‌های ایران و ایرلند به چشم میخورد، اصطلاحی است كه در سده 19 م به یكی از گروه‌های زبان‌های هند و اروپایی یا همان شاخه هند و ایرانی اطلاق شد[۲].

مطابق متون دینی آریاییان هند و ایران، این گروه قومی در آغاز یك قوم واحد بودند كه در یك مكان میزیستند، كه از آن در اوستا با نام «ایران وئجه» و در سرودهای مقدس هند باستان با نام «آریاورته» نام برده شده است، در این متون از كوه‌ها و رودهایی نام برده شده كه ظاهراً در سكونتگاه اولیه آریاییها وجود داشته‌اند[۳]. نخستین نشانه (؟) از حضور آریایی ها در تاریخ، با شكل‌گیری امپراطوری هتیانی در شمال بین‌النهرین به دست اقوام هیتی كه یكی از شاخه‌های آریاییها بودند، پدیدار میشود[۴]. اقوام آریایی از غرب به شرق عبارت بودند از: سلت‌ها، ژرمن‌ها، هیتیها، یونانیان، ارمنیان، ایرانیان، اسلاوها (در شمال ایران) و هندیان در شرق ایران و تخارها (شمال شرق ایران). آریاییها مردمانی چادرنشین، بیابانگرد و دامپرور بودند و با كشاورزی نیز آشنایی داشتند. این اقوام پس از مهاجرتشان كه اغلب با قهر و غلبه همراه بود، به تدریج هر كدام در یك جا ساكن شدند و به مرور كشاورزی جزو پیشه‌های اصلی آنان در آمد. ابزارهای این اقوام در ابتدا سنگی بودند اما به تدریج با فلزات هم آشنا شده و با ذوب آنها ابزارهای فلزی را نیز به كار گرفتند. آریاییها اسب را رام كرده بودند و با ارابه‌های اسبی آشنایی داشته از ارابه برای حمل و نقل و جنگ استفاده میكردند[۵]. علت مهاجرت آریاییان ظاهراً سردی سكونت گاه اولیه و كمبود زمین و چراگاه برای دام‌های آنان بوده است. سردی مكان اولیه زندگی آنان ظاهراً در متون دینی ایرانی و هندی كهن تحت عنوان زمستان اهریمنی (ملكوس[Malkūs]) منعكس شده است[۶]. در حوالی سال 2000 پ.م گروه غربی موسوم به هند و ژرمنی از گروه شرقی موسوم به هند و ایرانی جدا شدند. جدایی هندیان و ایرانیان هم ظاهراً در همین زمان بوده است. در ابتدا گروه هندی به دره سند و پنجاب و سپس به سمت جنوب هند پیش رفتند. ایرانیان ظاهراً كمی پس از هندیان از دو سوی قفقاز و ماوراءالنهر به ایران روانه شدند پارتیان كه با سكاها نیز ارتباط داشتند، از دربند دریای مازندران تا نواحی خراسان (پارت = پرثوه) را در اختیار گرفتند. مادها در كنار دریاچه اورمیه نزدیك به تمدن ماناها و پارس‌ها هم ابتدا در پارسوماش، جنوب دریاچه اورمیه، سپس در پارس كنونی ـ حوالیانشان ساكن شدند. مادها، پارس‌ها و پارت‌ها بعدها در ایران سلسله‌های پادشاهی را تشكیل دادند[۷] و اثرات اجتماعی ـ فرهنگی بسیار در ایران زمین بر جای گذاردند. تخاریان در منطقه تركستان چین ساكن شده، هیتیها به ایونی و آسیای صغیر و سلت‌ها به فرانسه و آلمان كنونی وارد شدند. ژرمن‌ها در آلمان و سوئد كنونی و اسلاوها هم در اروپای شرقی ساكن شدند. جامعه آریاییان، جامعه‌ای مردسالار و دارای سه طبقه جنگجویان، روحانیان و مردم عادی بود. تقسیمات دیگری در رده‌های بالای جامعه آریایی نیز وجود داشت مانند شاه، اشراف جنگجو و كشاورزان آزاد[۸]. چنانكه از این تقسیم‌بندی بر میآید، آنان علاقه وافری به حادثه‌جویی و جنگ داشتند. فرمانده جنگی هر گروه از اقوام آریایی فرمانروایشان نیز بود اما قدرت و اختیارات او به توسط گروهی از سالخورده‌ترین اشخاص و سرداران جنگی محدود میشد كه این قدرت به مرور در دستان شاه متمركز شد به صورتی كه شاه در نزد آنان عالیترین مقام شد و گاهی حتی او را از فرزندان خدایان، به شمار میآوردند[۹]. پی بردن به ویژگیهای فرهنگی و دینی آریاییها از طریق دین و فرهنگ ایرانیان و هندیان باستان امكان‌پذیر میگردد و اساطیر، خدایان و جلوه‌های فرهنگی آریاییها تا حدود زیادی در متون دینی آنان منعكس شده است. البته در این میان تغییرات مذهبی گاه منجر به تغییراتی میشدند كه نقش اساطیر و یا خدایان در نزد ایرانیان و هندیان به كلی با نقشی كه در نزد آریاییها داشتند، متفاوت میشد. چنانكه از متون دینی آنان استنباط میشود، دین آریاییها بسیار ابتدایی و در آستانه تغییر بود. آنان از یك سو عناصر طبیعی و عواملی را كه در زندگی معیشتی آنان تأثیر داشت، مقدس میشمردند و از سوی دیگر به چند خدا اعتقاد داشتند. خدا در نزد آریاییها و به طور كلی اقوام هند و اروپایی مفهومی طبیعی و اجتماعی داشت كه نیروی سحرآمیزی با نام آن در پیوند بود[۱۰]. برخی از خدایان آریاییها عبارت بودند از آناهیتا (خدای آب)، زروان (خدای زمان)، تیر (خدای باران)، زم (خدای خاك)، وایو (خدای باد)، ایندرا[ Indra] (خدای جنگ) و سوما (هوم). پرستش خورشید از اركان اصلی دینشان بود. آنان آتش را كه از مظاهر نور و نابود كننده تاریكی و مظاهر ظلمت بود، مقدّس میشمردند[۱۱] و آگنی یا آتر[Ater or Athar] یكی دیگر از خدایانشان بود. آریاییان زمین و آسمان را یك جفت میدانستند كه تمامی موجودات فرزندان آنان بودند. آنان به نیروهای نامرئی اعتقاد داشتند كه در امور جهان و زندگی آنان تأثیر داشتند. آنان ارواح را شایسته احترام و تا حدودی قابل پرستش میدانستند. از نظر آنان روح باید پس از مرگ به دیگر نیاكان سزاوار بپیوندد كه به این منظور آداب و رسوم معینی به جای میآوردند[۱۲].

زبان آریاییها به دو گروه غربی و شرقی تقسیم میشد. از ویژگیهای زبان آنان شعر گونه بودن آن است كه بازتاب آن در متون دینی ایران و هند باستان آشكار است. زبان‌های بازمانده از گروه غربی عبارتند از: ایتالی (رومی ـ لاتینی)، ژرمنی، سلتی و یونانی (هلنی). زبان‌های بازمانده از گروه شرقی نیز عبارتند از: آلبانیایی، آناتولیایی، ارمنی، بالتی، اسلاوی، تخاری و هند و ایرانی كه گروه اخیر به شش گروه زبان‌های سنسكریت، هند و آریایی میانه، هند و آریایی جدید، ایرانی باستان، ایرانی میانه و ایرانی جدید تقسیم میشود[۱۳]. در قرن نوزدهم نظریه‌ای ارائه شد كه مطابق آن آریاییها نسبت به اقوام سامی، زردپوست و سیاه پوست قوم برتر محسوب میشدند. این نظریه در سده 20م دستاویزی برای توسعه طلبیهای ارضی و سیاست‌های نژادپرستانه‌ای شد كه جنگ دوم جهانی را رقم زد.

نیزنك: ماد، هخامنشیان، پارتیان (اشكانیان).

نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

نویسنده مقاله

مهرداد شباهنگ

  1. Beykon, Elizabet, "Aryans". Encyclopaedia Americana. New York, 1976, V. 1.
  2. Kent, Rorald. Persian, Gramer, text, Glossary, New York, 1961, P. 170
  3. Schmit. R. "Aryans", Encyclopeadia Iranica. London and New York. Routledge and Kegan Paul. 1986, V. 2. P. 684.
  4. Beykon, Ibid.
  5. گیرشمن، رونالد. ایران از آغاز تا اسلام. ترجمه محمود بهفروزی، تهران: جامی، 1379، ص 65.
  6. زرین كوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران. تهران: امیركبیر، 1364، ج 1، ص 16.
  7. دیاكونوف. ا. م. تاریخ ماد. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1357، ص 320.
  8. Schmit. R. Ibid, P. 686
  9. بخش ادیان و فرق، آریاییان، دائره‌المعارف بزرگ اسلامی. تهران: مركز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، 1367، ج 1، ص 301.
  10. فرای، ریچارد نلسون. میراث باستانی ایران. ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1344، ص 33 و 40.
  11. دوستخواه، جلیل ]گردآورنده و پژوهش[، اوستا. كهن‌ترین سرودهای ایرانیان، تهران: مروارید، 1382، ج 1، ص 324.
  12. Hestinger. UNESCO. The History of Development. under Arians entry. New York. 1986. V. 2. P. 268.
  13. Encyclopeadia Britanic. under "Aryan", London, 1995. V. 1, P. 611.