پرش به محتوا

بعث

از ویکی ایران

بَعْث: در لغت به معنی برانگیختن و فرستادن است و در اصطلاح متکلمان در دو معنا به کار می‌رود: 1) رستاخیز و قیامت، و زنده کردن مردگان و بیروناوردنانان از گورهاست تا جزای کردارهای نیک و بد خود را دریافت کنند[۱]. این واژه به صورت مصدر یعنی «بَعْث» در سهایه (نک: حج/5؛ روم/56؛ لقمان/28) و به صورت صیغه‌های مختلف فعل درایات گوناگون قرآنامده است، مثلِ «مَنْ بَعَثْنا مِن مَرْقَدِنا: کیست که ما را از گورهایمان برانگیزد یعنی دوباره ما را زنده کند؟» (36/52) [← قیامت]

2) بعثت، یعنی برانگیختن پیامبران و فرستادنانان به سوی مردم تا مردم را به راه راست هدایت کنند مثل «بَعَثْنا فی کّلِ اُمّهٍ رَسُولاً: در میان هر امّتی پیامبرانی را برانگیختیم»[۲] (16/36) [←نبوّت]. باعث، اسم فاعل «بعث» از نام‌های نیکوی خداوند یا از اسماءالحسنی است که در دو معنی به کار می‌رود: برانگیزنده یا فرستنده پیامبران؛[۳] انتقال دهنده انسان از نشأتی به نشأت دیگر یا از مرحله‌ای به مرحله دیگر که یک بار در جریان خلق نخستین صورت می‌گیرد و انسان از عدم خلق می‌شود و بار دوم در جریان خلق دومین یاافرینش دوم انجام می‌شود وان عبارت است از بعث یا زنده شدن مردگان و برانگیخته شدنانان از گورها[۴].

ماخذ:

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

اصغر دادبه

  1. تهانوی. کشاف‌اصطلاحات. بیروت: 1996م، 1/340.
  2. طریحی. مجمع‌البحرین. تهران: بی‌تا، 2/236.
  3. ابوالفتوح. تفسیرروض‌الجنان و روح‌الجنان. تهران: بی‌تا، 2/164.
  4. سمعانی. روح‌الارواح. تهران: 422؛ غزالی، المقصدالاسنی. قاهره: 1324ق، 59- 60؛ فیض. علم‌الیقین. قم: 1358، 1/134.