پرش به محتوا

پیر

از ویکی ایران

پیر، از اصطلاحات عرفانی. پیر گاه به معنای قطب و مرشد است، گاه رند و خراباتی و گاه نیز عقل را گویند[۱]. پیر کنعان، پیر مغان، پیر دیر و پیر میخانه، همه به یک معناست و ان امام، مقتدی و قطب است. کسی که مراحل سیر و سلوک را طی کرده و به عالم کشف و یقین رسیده باشد. چنین کسی به مرتبه شیخی و مقتدائی رسیده است و بر دیگر سالکان، ولایت دارد. و انان را در جریان سیر و سلوک و طی مقامات راهنمایی می‌کند. مراد و مرشد نیز تقریباً به همین معنا است. مراد، کسی است که او را از خود اراده نباشد و به نهایت مقامات رسیده باشد[۲]. مقام او فوق مقام مرید است و بر او ولایت دارد. مقام مرادی، دارای سه مرتبه است: 1) مرتبه نخست، مرتبهکسی است میل به گناه دارد ولی خداوند او را از ارتکاب گناه محفوظ می‌دارد؛ 2) مرتبهکسی است که خداوند او را توفیق پرهیز کردن از گناه و توبه* و انابه می‌دهد و بدین سان او را به خود نزدیک می‌گرداند؛ 3) مرتبهبرگزیدگی (= اجتباء*) است و ان چنان‌ است که خداوند بنده را برگزیند و خاص خود گرداند بدان سان که بی سعی و کوشش نعمت‌ها برای وی حاصل اید. این برگزیدگی خاص پیامبران و صدیقان است چنان‌که موسی(ع) بدین مقام رسید[۳].

ماخذ:

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

امیرحسین ساکت اف

  1. تهانوی، محمد بن علی. کشاف اصطلاحات فنون. هند: 1896م، 1554.
  2.    کاشانی، عزالدین. مصباح‌الهدایه و مفتاح الکفایه. به کوشش جلال‌الدین همایی، تهران: 1367، ص85.
  3.   کاشانی، عبدالرزاق. شرح بر منازل السائرین انصاری. تهران: انتشارات حامد، 1354، ص136.